Recent Posts
Thursday، February 02، 2012
وقتی نقاب ضد جنگ سپری برای بقاء رژیم میشود
ارسال شده توسط
بادبان


وقتی می گوئیم لابی رژیم، فقط درد ما لغت نیست درد معناست! دلالهایی که به فکر حسابگریها و ملاحظات رایج بازرگانی هستند نه حقوق انسانها!! همانهایی که در خارج از کشور همه نیرو و قدرت خود را برای حفظ و سلامت و بقای رژیم مصرف میکنند. از پروژه هستهای نظام دفاع میکنند تا حکومت به مقاصد شوم خود دست یابد!
لابی حکومت ایران عباس عدالت و بنیانگذار نهاد کاسمی در لندن و جورج گالوی که در پرس تی وی رژیم شاغل است به کمک رودابه شفیعی تظاهرات ضد جنگ در لندن راه میاندازند و فرصت را مناسب میدانند تا در لندن برای وجدان بینالمللی روضه وحشت از جنگ بخوانند امٌا بدون اشاره به اینکه مردم ایران و سوریه گرفتار چه نظام جهنمی هستند!
اینها میخواهند از نقاب جنگ برای رژیم سپری بسازند. وقتی لابی رژیم عباس عدالت پشت تریبون میرود و شروع به سخنرانی میکند چند تن از ایرانیان آزاده که پیراهن سبز به تن داشتند و به تظاهرات ضد جنگ آمده بودند و عکسهای شهدای قیام و پلاکاردهایی علیه دیکتاتوری در دست داشتند به این لابی شناخته شده رژیم اعتراض میکنند، متأسفانه مورد تعرض و دشنام مزدوران خامنه قرار میگیرند و پرچم ایران آزاد آنها را پایین میکشند تا هم چنان در تظاهرات پرچم حزب الله و پرچم بشار اسد و پرچم جمهوری اسلامی در اهتزاز بماند


لابی رژیم
عباس عدالت
وجالب این جاست که چپ های مترقی غربی هم که به تظاهرات آمدند به مخالفین خامنه ای میگویند در برابر نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران سکوت کنید تا امپریالیسم آمریکا به ایران حمله نکند درست مثل بعضی از چپ های وطنی که اوایل انقلاب جیغ و دادهای ضد امپریالیستی خمینی را باور کرده بودند و از آن حمایت میکردند و به مخالفین میگفتند حرف نزنید تا چماق نخورید! حالا هم انگار در دل این باصطلاح چپ های غربی، این عور و اطوارهای ضد امپریالیستی احمدی نژاد، جا و جذبهای دست و پا کرده! ولی خبر ندارند که آن همه وراجیها و دهان دریدگیها بروی ستونهای پوسیده ارتجاع قرار گرفته است!
حالا بعد از درس ترس از جنگ، مشق انجمن نجاست هم از راه می رسد! وزارت اطلاعات که بخوبی میداند درد خامنه ای را آسپرین و نمک میوه علاج نمیکند و حس سرنگونی خیلی وقت است که دلش را به درد آورده و به وحشت انداخته حالا روشن و واضح، دشمن سرسخت اش یعنی مجاهدین را عامل حمله به تظاهرات ضد جنگ در لندن میخواند!! این شیادان زبر دست اولین بار نیست هر تبهکاری را با اسم مجاهدین جوشکاری میکنند و اگر بخواهیم تاکتیک شیادان را درین نوع جوشکاریها با ذکر شواهد و حکایات نقل کنیم باید در کار نوشتن کتابی بشویم که هر آینه خاطری آسوده و فرصتی بسیار میخواهد
Sunday، January 29، 2012
همکاری شرم آور شبکه جهانی ضد جنگ با عوامل جمهوری اسلامی ایران در لندن
ارسال شده توسط
بادبان
لابی رژیم رودابه شفیعی
به این ویدئو نگاه کنید تشکل عمل ایران ( Action Iran ) که رودابه شفیعی لابی جمهوری اسلامی ایران آن را برای جلوگیری از فشار به رژیم ایران در لندن به راه انداخته است و با همکاری نهاد ( کاسمی Casmi به سر کردگی عباس عدالت ) به عدهای از دانشجویان و ایرانیان سبز پوش که شعار نه جنگ و نه به دیکتاتور و نه به خشونت و ترور و برای حقوق بشر در ایران و سوریه شعار میدهند حمله ور میشوند و آن ها را مورد اهانت و تهدید قرار میدهند و در نهایت با مداخله پلیس از یک درگیری خشونت آمیز جلوگیری می شود
این ویدئو همکاری شرم آور شبکه جهانی ضد جنگ با عوامل جمهوری اسلامی ایران در لندن را به وضوح نشان میدهد، جالب اینکه تعرض کنندگان پرچم های حزب الله لبنان و پرچم های سوریه را در دست داشتند و پیشانی بند های لبیک یا خامنه ای را هم بسته بودند
( منبع اتحاد برای آزادی )
لابی های ضد جنگ رژیم که افکار عمومی در غرب را علیه جنگ با ایران فعال میکنند مستقیم و غیر مستقیم با سفارتخانههای رژیم ضد بشری در تماس هستند، امروز در لندن به منظور بدر بردن رژیم از زیر تیغ تحریمهای بانکی و نفتی وارد عمل شدند و با سازماندهی نیروهای ضد جنگ بنحوی می خواستند افکار عمومی را از مسیر اصولی منحرف نموده تا شاید برای رژیم فرجی دیگر حاصل شود این ها همکاران تریتا پارسی هستند و در واقع طهارتی به خامنه ای می دهند و دستهای خون آلودش را هم تطهیرمی کنند
هر ایرانی آگاهی که ریگی در کفش نداشته باشد گواهی میدهد که حاصل سی و اندی سال دیکتاتوری رژیم منحوس آخوندی چیزی جز کشتار و دربدری و سیاهروزی برای مردم و ویرانی برای کشورمان نداشته است. این لابی ها تو این چند ساله به خوبی یاد گرفتند که چطوری از احساسات بشر دوستی ضد جنگ برای جیب آخوندها در خارج از کشور کیسه بدوزند البته مردم آزاد و آگاه ایران روشنتر از صاحبان ادعا دریافتهاند که اگر کسانی از قبیل رودابه شفیعی و تریتا پارسی در اندیشه حقوق بشر و نجات جان مردم بودند جایشان نه درصف حامیان رژیم بلکه درست رودرروی آنان می بود
Thursday، January 26، 2012
موجودیت نظام با تحریم نفتی، شکست را با تیزترین لبه آن احساس خواهد کرد
ارسال شده توسط
بادبان

بالاخره جامعه جهانی در مورد تحریم نفتی ایران به اجماع رسید و نمایندگان اتحادیه اروپا هم با این تصمیم موافقت کردند حکومت ایران هم بلافاصله واکنش نشان داد و گرد و خاک راه انداخت و از همین سر و صدای بیخودی معلوم میشود که هم میترسد و هم میترساند! آقایان تو این 32 سال بخوبی یاد گرفتهاند که چهجوری تو دنیای امروزی با تهدید و ارعاب و گروگانگیری به راحتی در دل بسیاری از کشورها ترس ایجاد کنند و کارشان را راه بیاندازند امٌا در مورد سلاح اتمی قضیه کمی فرق میکند و همان آهنگ کهنه نیست و هر کسی نمی تواند با هر قد و قواره و هیکل و پیکری که دارد جهانی را تهدید کند و بند دل مردم دنیا را با این کار بلرزاند .
آمدند و گفتند تحریم نفتی نمیتواند خللی به ایران وارد کند و این اقدام اتحادیه اروپا را شتابزده ، غیر منطقی و بی اثر خواندند و گفتند با توجه به بحران اقتصادی حاکم بر غرب، این تصمیم درواقع تحریم کنندگان را هدف قرار میدهد! و عدهای روشنفکر و مبارز اینترنتی هم طبق معمول نگران دود تحریم ها و چشمان بیگناه مردم شدند همانهایی که ترجیح میدهند این منبع درآمد ملی توسط حاکمان بلیعده شود و باد گلویش را هم به شکرانه، طرف مردم در کنند، ولی مبادا ایران را تحریم نفتی بکنند! نمیدانم چرا به جای جلوگیری از تحریمها، جلوی تهدیدهای حکومت را نمی گیرند !!
امٌا مشگل این جاست که جامعه جهانی و آژانس بینالمللی اتمی، تفسیر ظاهراً منصفانه آخوندهای ولایت و یک ورم ادعای استفاده صلح آمیز هستهای که احمدینژاد به کولش بسته را ابداً قبول ندارد! بسیار ساده لوحانه است اگر فکر کنیم آخوندها فقط به خاطر استفاده صلح آمیز هستهای کشور را به این روز سیاه انداختهاند و در واقع با غنی سازی اورانیوم این ها به فکر رفاء و آسودگی و امنیت مردم هستند!
ما ماورای این چرندهای احمقانه دست هفتم، تو این 32 سال فقط جنگ و سرکوب جرم و جنایت و شکنجه و اعدام و کهریزک و گشت ارشاد دیدیم. قتل های زنجیره ای و سرکوب دانشجویان و سنگسار و قصاص و کشتار معترضین خیابانی را شاهد بودیم و آنچه دیدیم اعتیاد بود و هتک و تجاوز و زنای محسنه و قطع دست و پا، و جز دوشیده شدن، رنج کشیدن و محرومیت از بدیهیترین خواسته و توقعات و شرایط زندگی یک انسان ، از این میهن نصیبی نبردیم و زنده زنده شاهد مراسم تدفین مردم خود بودیم
امٌا دیگر عرصه مانور هیئت حاکمه ایران با تحریم نفتی تنگتر از پیش خواهد شد حکومت ایران با مذاکرات پی در پی نتوانست جامعه جهانی را متقاعد کند آمد و مست کرد و با بلندترین « نفس کش» عربده بستن تنگه هرمز را سر داد امٌا با یک نامه هوشیار باش همچو باد فسی خوابید جوری که ناوگان های آمریکایی تلان و سلان از کنار تنگه گذشتد و از آنجا که سر آقایان زیر بود ناوگانها را ندیده گرفتند
مخلص الکلام اینکه رژیم هم میداند با تحریم نفتی و قطع منبع در آمد ممکن است نفسهایش به شمارش بیافتد. در انقلاب ضد سلطنتی 1357 هم وقتی کارگران شریف شرکت مٌلی نفت ایران اعتصاب کردند نفس حکومت شاه به شمارش افتاد هشتاد درصد در آمد ارزی کشور از فروش نفت است چقدر از این در آمد سرانه حاصل از فروش نفت بر سر سفرههای مردم آمد؟ رژیم نگران دادن خرجی چماقدارن بسیجی و تروریستهای قدس و سپاه پاسداران و خرجی حزب الله و حمس و شیطنتهای متفرقه در عراق و لبنان و افغانستان است
در طرف دیگر قضیه اگر جنگی صورت بگیرد حکومت تا چه حد با توده ها در ارتباط است و آیا هنوز آرمان مشترکی بین تودهها و حاکمان وجود دارد ؟ مرد ایرانی در جبهه نبرد با جامعه جهانی برای چه بمیرد ؟ میهنی که هرگز برای ایرانی مفهومی جز محدودهای برای رنج کشیدن و تلاش به خاطر زیستن نه، به خاطر نمردن نداشته است؟ چنین جاه طلبی اتمی رژیم ارزش دفاع دارد؟ چنین جاه طلبی ارزش مردن دارد؟ ایرانی برای چه و برای که در نبرد با جامعه جهانی بمیرد؟ این بار موجودیت نظام کنونی شکست را با تیزترین لبه آن احساس خواهد کرد
آمدند و گفتند تحریم نفتی نمیتواند خللی به ایران وارد کند و این اقدام اتحادیه اروپا را شتابزده ، غیر منطقی و بی اثر خواندند و گفتند با توجه به بحران اقتصادی حاکم بر غرب، این تصمیم درواقع تحریم کنندگان را هدف قرار میدهد! و عدهای روشنفکر و مبارز اینترنتی هم طبق معمول نگران دود تحریم ها و چشمان بیگناه مردم شدند همانهایی که ترجیح میدهند این منبع درآمد ملی توسط حاکمان بلیعده شود و باد گلویش را هم به شکرانه، طرف مردم در کنند، ولی مبادا ایران را تحریم نفتی بکنند! نمیدانم چرا به جای جلوگیری از تحریمها، جلوی تهدیدهای حکومت را نمی گیرند !!
امٌا مشگل این جاست که جامعه جهانی و آژانس بینالمللی اتمی، تفسیر ظاهراً منصفانه آخوندهای ولایت و یک ورم ادعای استفاده صلح آمیز هستهای که احمدینژاد به کولش بسته را ابداً قبول ندارد! بسیار ساده لوحانه است اگر فکر کنیم آخوندها فقط به خاطر استفاده صلح آمیز هستهای کشور را به این روز سیاه انداختهاند و در واقع با غنی سازی اورانیوم این ها به فکر رفاء و آسودگی و امنیت مردم هستند!
ما ماورای این چرندهای احمقانه دست هفتم، تو این 32 سال فقط جنگ و سرکوب جرم و جنایت و شکنجه و اعدام و کهریزک و گشت ارشاد دیدیم. قتل های زنجیره ای و سرکوب دانشجویان و سنگسار و قصاص و کشتار معترضین خیابانی را شاهد بودیم و آنچه دیدیم اعتیاد بود و هتک و تجاوز و زنای محسنه و قطع دست و پا، و جز دوشیده شدن، رنج کشیدن و محرومیت از بدیهیترین خواسته و توقعات و شرایط زندگی یک انسان ، از این میهن نصیبی نبردیم و زنده زنده شاهد مراسم تدفین مردم خود بودیم
امٌا دیگر عرصه مانور هیئت حاکمه ایران با تحریم نفتی تنگتر از پیش خواهد شد حکومت ایران با مذاکرات پی در پی نتوانست جامعه جهانی را متقاعد کند آمد و مست کرد و با بلندترین « نفس کش» عربده بستن تنگه هرمز را سر داد امٌا با یک نامه هوشیار باش همچو باد فسی خوابید جوری که ناوگان های آمریکایی تلان و سلان از کنار تنگه گذشتد و از آنجا که سر آقایان زیر بود ناوگانها را ندیده گرفتند
مخلص الکلام اینکه رژیم هم میداند با تحریم نفتی و قطع منبع در آمد ممکن است نفسهایش به شمارش بیافتد. در انقلاب ضد سلطنتی 1357 هم وقتی کارگران شریف شرکت مٌلی نفت ایران اعتصاب کردند نفس حکومت شاه به شمارش افتاد هشتاد درصد در آمد ارزی کشور از فروش نفت است چقدر از این در آمد سرانه حاصل از فروش نفت بر سر سفرههای مردم آمد؟ رژیم نگران دادن خرجی چماقدارن بسیجی و تروریستهای قدس و سپاه پاسداران و خرجی حزب الله و حمس و شیطنتهای متفرقه در عراق و لبنان و افغانستان است
در طرف دیگر قضیه اگر جنگی صورت بگیرد حکومت تا چه حد با توده ها در ارتباط است و آیا هنوز آرمان مشترکی بین تودهها و حاکمان وجود دارد ؟ مرد ایرانی در جبهه نبرد با جامعه جهانی برای چه بمیرد ؟ میهنی که هرگز برای ایرانی مفهومی جز محدودهای برای رنج کشیدن و تلاش به خاطر زیستن نه، به خاطر نمردن نداشته است؟ چنین جاه طلبی اتمی رژیم ارزش دفاع دارد؟ چنین جاه طلبی ارزش مردن دارد؟ ایرانی برای چه و برای که در نبرد با جامعه جهانی بمیرد؟ این بار موجودیت نظام کنونی شکست را با تیزترین لبه آن احساس خواهد کرد
بمب یا برق: برنامه هسته ای رژیم به زبان ساده
Sunday، January 15، 2012
نوری مالکی دبه در آورد
ارسال شده توسط
بادبان

نوری مالکی دبه در آورد و از صدقه و برکات عمامهداران باز خواب نما شد و در 22 دی ماه طی مصاحبهای اختصاصی با دکانداران مطبوعاتی رژیم مثل خبرگزاری فارس و تلهویزیون حاج عزت ضرغامی و پرس تی وی دوباره روضههای سید علی را با آب و تاب ذکر کرده و این بار خواستار دستگیری 126 تن از ساکنین اشرف شد و گفت منافقین تروریست هستند و در ایران و عراق جنایت کردند
و عملاً جفت پا رفت روی توافقنامهای که با سازمان ملل نوشته بود و میبایست به آن متعهد میماند مالکی که مالکیت خامنه ای را در عراق میخواهد و عراق را به چراگاه آخوندها تبدیل کرده در این مصاحبه با تکرار مکرر کلمه منافقین مثل آخوندهای خودمان، برای مجاهدین کلمه معادل پیدا میکند و با این دهان دریدگی مراتب حق شناسی و انس الفت خود را به محضر ولایت ابراز میدارد
داستان از این قرار است که مجاهدین در بیانیه 7 دیماه خود آمادگی 400 تن از ساکنان اشرف برای انتقال به کمپ لیبرتی را اعلام و از راه حل مسالمت آمیز جامعه جهانی استقبال کرده بودند و طبق توافقنامهای که 4 دی دبیر کل سازمان ملل متحد و کمیساریای پناهندگان با دولت عراق داشتند و حتی اتحادیه اروپا و دولت آمریکا هم از آن پشتیبانی کرده بودند، قرار بر این بود که روز 31 دسامبر این 400 نفر به کمپ لیبرتی زیر پرچم سازمان ملل منتقل شوند
امٌا رژیم ایران برای به شکست کشاندن راه حل مسالمت آميز تلاشهای همه جانبه خود را با شلیک موشکهای کاتیوشا آغاز کرد و از طرفی به مهندسین اشرف اجازه بازدید از کمپ لیبرتی، قبل از نقل و انتقال را نداد و حالا هم از حکم دستگیری 126 نفر از مجاهدین خبر میدهد و هنوز هم میگویند کمپ لیبرتی آماده نشده! نگو مالکی میخواهد همان نقش آدلف آیشمن معمار اصلی نقل و انتقال به اردوگاه مرگ را بازی کند و بعد از تبدیل کردن کمپ لیبرتی به کمپ آشویتس ولایت، این جنایتکار قدم به قدم همان فرامین پیشوا خامنه ای را به اجرا در بیاورد!!
مالکی به کمک نیروی قدس محدوده کمپ لیبرتی را از 40 کیلومتر به کمتر از یک کیلومتر تقلیل داده و دیوارهای بتونی مرتفعی در اطراف آن میسازد و با نصب دستگاههای جاسوسی شنود و دوربین های مخفی عملاً این کمپ را به بازداشگاه تبدیل کرده است و میگوید ساکنین اشرف حق آوردن خودروها و اموال شخصی خود را ندارند!
البته آقای نوری مالکی، که برای مبارزان و پناهندگان سیاسی همان خط و نشانهای آیشمن را میکشد بایست یادش بیاندازیم که آیشمن را بخاطر جنايت بر عليه قوم يهود، جنايت بر عليه بشريت و جنايت جنگی به دار آویختند و اگرصدور حکم دادگاه اسپانیا علیه مالکی و احضار 3 جنایتکار دیگر بهخاطر ارتکاب جنایت علیه بشریت در اشرف را هم نادیده بگیریم و به وضعیت کنونی عراق نگاه کنیم باید به عرض علیجناب مالکی برسانیم که شما فعلاً قاچ زین را بگیر سواری پیشکش !
موقعیت سیاسی شما در عراق مرا یاد آن مرد روستائی میاندازد که میگفت در فلان جا بلائی بزرگ از سرم گذشت، چون تا قوزک پا در باتلاق فرو رفته بودم. گفتند چه جای هراس بود، تا قوزک پا که چیزی نیست ، پا بیرون میکشیدی و به راه خود میرفتی. گفت آخر اشکال کار در این بود که از کله در باتلاق رفته بودم حالا وضعیت شما هم چنین شکلی است. بگذار باز آخوندهای حقه باز دهانت را شیرین کنند و خرت را نعل کنند امٌا بقول اقبال هر که حق باشد چو جان اندر تنش ، خم نگردد پیش باطل گردنش
و عملاً جفت پا رفت روی توافقنامهای که با سازمان ملل نوشته بود و میبایست به آن متعهد میماند مالکی که مالکیت خامنه ای را در عراق میخواهد و عراق را به چراگاه آخوندها تبدیل کرده در این مصاحبه با تکرار مکرر کلمه منافقین مثل آخوندهای خودمان، برای مجاهدین کلمه معادل پیدا میکند و با این دهان دریدگی مراتب حق شناسی و انس الفت خود را به محضر ولایت ابراز میدارد
داستان از این قرار است که مجاهدین در بیانیه 7 دیماه خود آمادگی 400 تن از ساکنان اشرف برای انتقال به کمپ لیبرتی را اعلام و از راه حل مسالمت آمیز جامعه جهانی استقبال کرده بودند و طبق توافقنامهای که 4 دی دبیر کل سازمان ملل متحد و کمیساریای پناهندگان با دولت عراق داشتند و حتی اتحادیه اروپا و دولت آمریکا هم از آن پشتیبانی کرده بودند، قرار بر این بود که روز 31 دسامبر این 400 نفر به کمپ لیبرتی زیر پرچم سازمان ملل منتقل شوند
امٌا رژیم ایران برای به شکست کشاندن راه حل مسالمت آميز تلاشهای همه جانبه خود را با شلیک موشکهای کاتیوشا آغاز کرد و از طرفی به مهندسین اشرف اجازه بازدید از کمپ لیبرتی، قبل از نقل و انتقال را نداد و حالا هم از حکم دستگیری 126 نفر از مجاهدین خبر میدهد و هنوز هم میگویند کمپ لیبرتی آماده نشده! نگو مالکی میخواهد همان نقش آدلف آیشمن معمار اصلی نقل و انتقال به اردوگاه مرگ را بازی کند و بعد از تبدیل کردن کمپ لیبرتی به کمپ آشویتس ولایت، این جنایتکار قدم به قدم همان فرامین پیشوا خامنه ای را به اجرا در بیاورد!!
مالکی به کمک نیروی قدس محدوده کمپ لیبرتی را از 40 کیلومتر به کمتر از یک کیلومتر تقلیل داده و دیوارهای بتونی مرتفعی در اطراف آن میسازد و با نصب دستگاههای جاسوسی شنود و دوربین های مخفی عملاً این کمپ را به بازداشگاه تبدیل کرده است و میگوید ساکنین اشرف حق آوردن خودروها و اموال شخصی خود را ندارند!
البته آقای نوری مالکی، که برای مبارزان و پناهندگان سیاسی همان خط و نشانهای آیشمن را میکشد بایست یادش بیاندازیم که آیشمن را بخاطر جنايت بر عليه قوم يهود، جنايت بر عليه بشريت و جنايت جنگی به دار آویختند و اگرصدور حکم دادگاه اسپانیا علیه مالکی و احضار 3 جنایتکار دیگر بهخاطر ارتکاب جنایت علیه بشریت در اشرف را هم نادیده بگیریم و به وضعیت کنونی عراق نگاه کنیم باید به عرض علیجناب مالکی برسانیم که شما فعلاً قاچ زین را بگیر سواری پیشکش !
موقعیت سیاسی شما در عراق مرا یاد آن مرد روستائی میاندازد که میگفت در فلان جا بلائی بزرگ از سرم گذشت، چون تا قوزک پا در باتلاق فرو رفته بودم. گفتند چه جای هراس بود، تا قوزک پا که چیزی نیست ، پا بیرون میکشیدی و به راه خود میرفتی. گفت آخر اشکال کار در این بود که از کله در باتلاق رفته بودم حالا وضعیت شما هم چنین شکلی است. بگذار باز آخوندهای حقه باز دهانت را شیرین کنند و خرت را نعل کنند امٌا بقول اقبال هر که حق باشد چو جان اندر تنش ، خم نگردد پیش باطل گردنش
Sunday، January 08، 2012
مستند «طرقه» اثر محمد حسن دامن زن
ارسال شده توسط
بادبان
مستند «طرقه» اثر محمد حسن دامن زن from Masoud Nikzadi on Vimeo.
مستند طرقه روایتی است مصور و گویا از وضعیت زندگی و معاش بانوان هنرمند کورمانج زبان شمال خراسان
این زنان تلاشگر در کنار زندگی سختی که می گذرانند و در کنار کوششی نا امیدانه برای تهیه ی رزقی حلال برای خود و اهل خانواده چنگی بر تار دارند و می سازند و می نوازند و با طنین دلسوزانه ی خود سعی دارند تا غم دل و دنیا را بزدایند
به راستی که از صدای دلنشین تارشان می توان سنگینی یک عمر خستگی و سختی را چشید.
محمد حسن دامن زن به عنوان تهیه کننده و کارگردان این اثر وزین و شایسته تلاش کرده است تا تصویری گویا از زندگی چندی از بانوان هنرمند شمال خراسان که اغلب از کرد زبانان آن دیار هستند ارائه دهد
این مستند دارای چارچوبی منسجم بوده و از هر گونه زیاده گویی پرهیز کرده است
مطمئنا از دیدن این مستند لذت خواهید برد
طرقه، اثر محمد حسن دامن زن، رنگی، 52 دقیقه، 1387.
«ازمیان دشت های سرسبز، خودت را برسان که دردهایم انبوه شده است
گله را پشت چادر ما بخوابان شاید با دیدنت دردهایم التیام یابد»
چهار زن، در روستا های شمال خراسان، از دردهایشان می گویند
: از همسرانی که پاسخ فداکاری های آنها را با ازدواج های مجدد و تحقیرشان دادند؛ مردانی که در یک نظام مرد سالارانه و زن ستیز، هرگز نتوانستند درد آنها را به مثابه زن، درک کنند و حتی نتوانستند نیاز طبیعی و انسانی شان را به موسیقی و به ساز نواختن و به آواز خواندن بفهمند؛ از دردهایشان در تامین زندگی خود، با دستفروشی و با رفتن از این مجلس به آن مجلس، با خدمتکاری و کارگری ؛ زنانی ساده و بی آلایش، زنانی که نه ادعای هنرمند بودن دارند و نه ادعای موسیقی دانی و با این وصف زمانی که پای صحبت آنها می نشینی، غم دنیا را در نگاه ها و حرف هایشان می یابی؛ زنانی به وسعت جهان و به قدرت زمان؛ و در همین حال افسرده و دردمند و اسیر زندگانی هایی که هرگز در آنها لذت برایشان معنایی نداشت؛ هرگز جز آن گاه که دو تاری به دست می گرفتند (و گیرند) در ابتدا با وحشت و هراس از اینکه همسران و پدرانشان آنها را هنگام موسیقی نوازی و آواز خوانی بیبینند، و امروز با وحشت از آنکه سازهایشان را توقیف کنند و بشکنند؛ اما زنانی که با تمام این وحشت ها و دردمندی ها، باز هم چاره ای جز آن نمی بینند که غصه های خود را با آوازهایشان التیام دهند و این موسیقی وآوراز را به تنها دلخوشی زندگی خویش بدل کرده اند.
طرقه، داستان غریبی است؛ داستان زنانی عاشق هنر؛ زنانی با صداهایی حیرت انگیز و نواهایی از موسیقی و اشعاری چنان شفاف و پاکیزه که هنر را برای ما دیگر بار تعریف می کند. طرقه، اما، تنها داستان هنر نیست، بلکه داستانی اجتماعی از دردهای جامعه ما است: داستان زنانی که خود را فدای همسرانشان کرده اند، جرم آنها را به گردن گرفته اند، به جای آنها به زندان رفته اند و تمام امیدشان آن بوده است که خانه ای کوچک و سرپناهی را بر سر فرزندانشان سامان دهند، اما در عوض و در بازگشت جز حسرت و یاس و ناامیدی و زنان دیگر و جوان تری را که بر جای آنها نشسته اند؛ نیافته اند؛ و با این وصف زنانی با روحی چنان بزرگ که تمام درد ها و حسرت هایشان، تمام نفرت ها و بی زاری هایشان را در آوای زیبا و اندوهبار دو تاری فرو مینشانند تا آنها را به عشق و زیبایی تبدیل کنند.
فیلمی زیبا و ساده و شفاف، که در آن جز پای صحبت «گل نبات» ها و «زیبا صنم» ها و «یلدا» ها و...نمی نشینیم، جز آوای اندوهگین و ساز های غم انگیز آنها چیزی به گوشمان نمی خورد و با این وصف دنیایی از اندیشه و شناخت اجتماعی از واقعیت زندگی مردمان این مرز بوم را می بینیم؛ بدون آنکه کارگردان خواسته باشد دست به دراماتیزه کردن صحنه ها و صحبت ها بزند؛ بدون آنکه خواسته باشد زندگی ها را بیشتر از آنچه هستند، غم انگیز نشان دهد؛ و البته بدون آنکه زیبایی ها را چه در طبیعت ، چه در سیمای این زنان، در آوا و در سازهای ایشان پنهان کند و خوشبختی و سعادت آنها را زمانی که از موسیقی سخن می گویند، ساز می زنند و آواز می خوانند را پشت پرده نگاه دارد.
در یک کلام، طرقه داستان هنر، زیبایی، موسیقی و داستان «زن»، در ژرف ترین و اندیشمندانه ترین لایه های زندگی است: داستان اندوهبار دوتاری که شعری سحر انگیز، شعر زندگی آنها و شاید شعر خودمان را برایمان روایت می کند
«طرقه (با ضم حرف اول) :چنانکه در افسانه های قدیمی خراسان آمده است نام پرنده ی کوچکی است که قصد پرواز و رسیدن به خورشید را داشت و برای این کار باید هزار اسم خدا را از بر می کرد تا از سوختن در گرمای خورشید در امان باشد
بنا براین تمام اسم ها را از بر کرده و در بالا رفتن ذکر می کرده. ولی در نزدیکی خورشید اسم هزارم خدا را فراموش کرده و میسوزد…»
طرقه مستندی است زنانه که با تصویر کردن گوشه ای از زندگی پنج زن خراسانی ( خانگل، گل نبات، زیبا صنم، یلدا)، نه تنها درباره ی شرایط و موقعیت آن ها سخن می گوید، که می توان گفت تصویری از زنانگی در کل جامعه را ارائه می دهد و می تواند ما را به خلق چهره هایی متفاوت و در عین حال شبیه به یکدیگر، به دلیل شرایط نسبتا یکسان، از زنان، کشاند؛
زنی که شوهرش او را به بهانه ی ساز زدن، ترک کرده و رفته است. ( دو تار چیز خوبیه. وقتی یک پنجه می زنی، اعصابت راحت می شه... تمام سختی ها فراموش می شه. زندگی روی دوش های منه. اگر توی خانه باشم، کارهای خونه را می کنم، اگر کار باشه می رم سر کار، می رم کارگری... کار نباشه می رم بازار. بالاخره روزم باید بچرخه... زندگی سخته. نمی رسم... یک زن به کجا برسه؟...)
زنی که به جای شوهرش و از سر علاقه به او، به زندان می رود و وقتی باز می گردد، زنی دیگر را در همسری شوهرش می بیند و در نتیجه مجبور به طلاق می شود. (... گفت من سر بیست روز تو رو آزاد می کنم. گفتم غصه نخور، من بیست سال برم زندان، نمی ذارم که تو بری... . نمی دونستم نامردی می کنه. یک سال بعد که از زندان آمدم، زن گرفته بود.)
زنی که در جوانی مجبور به تن دادن به ازدواجی اجباری می شود و حالا حسرت روزهای جوانی اش را می خورد. ( در جوانی که دلت شکست، دیگه همه چیز برات تمومه... آدم وقتی به اجبار شوهر کرد و خونه دار شد، تموم می شه می ره. تا بیست سالگی آدم عشق و غرور داره، از اون به بعد آدم می شکنه... )
زنی که شوهرش یک دختر جوان را هووی او کرده است. ( از اون موقع تا حالا دلم شکسته... دیگه هیچ روحیه ای ندارم... فکر می کنم تو دنیا هیچی ندارم. من همین طور پوچ و توخالی ادامه می دم... تا حالا هیچ لذتی از زندگی نبردم. اگر عمر اینه، هیچ فایده ای نداره.من که از زندگی م هیچی نفهمیدم... نمی دانم دیگران چیزی فهمیده اند یا نه.).
و زن جوانی که در سنین پایین به همسری مردی متاهل در می آید. (زمانی که کوچیک بودم، بابام برام ساز می زد، من براش می رقصیدم. اما زمانی که من ساز می زدم بابام گریه می کرد. ازش می پرسیدم بابا چرا گریه می کنی؟ اون به من می گفت: به خاطر صدای ساز تو دخترم، به خاطر صدای ساز تو...)
زنان وفادار به مردانی که به راحتی آن ها را پس زده اند و با تنهایی ها و دردهایشان، تنها درون زندگی هایی سخت (و اما ساده)، رها کرده اند و «دو تار»، صدای سازی که در تمام فیلم شنیده می شود، صدایی منعکس کننده ی این تنهایی و درد و واپس زدگی است که با روایت زنان از روزهایی که سپری کرده اند، ما را به گذشته، به جوانی و کودکی، به آن جایی می برد، که زنانگی هنوز می تواند ساده تر و زیباتر فهمیده شود.
طرقه اما تنها بخشی از زندگی واقعی جاری این زنان را به ما نشان می دهد. بخشی که با صدای غمگنانه ی دوتارها و آوازهای زنانه، ماندگار می شود و ما را با تنها بخشی از گوناگونی زندگی و فرهنگ ایران در هر نوع از حوزه های مختلفی چون جنسیت، جغرافیا، اقتصاد، زبان، آداب و رسوم و فرهنگ عامه و... آشنا می سازد. اما باز هم باید گفت که طرقه، فیلمی کامل، به این معنا که روایت گری از اشکال زنانگی و زندگی، فیلمی خوش ساخت، زیبا و موثر در میان مستندهای ایرانی است، که لزوم آشنایی با دنیای مستند را بر ما آشکار می سازد.
«به کوهستان پناه بردم، کوه ها سرد و افسرده شدند
به میان ایلم بازگشتم، ایل کوچیده بود
غریبی جانم را به تنگ آورد، غم غربت نیمه جانم کرد
به کوهستان پناه آورده ام، مرا در اینجا تنها رها نکنید
عمر من در اینجا به سر میاید
از بیداد بیدادگر می نالم
فغان بر می دارم و فریاد بر می کشم
...
به کوهستان پناه آورده ام، مرا در اینجا تنها رها نکنید
عمر من در اینجا به سر میاید »
Saturday، December 24، 2011
Wednesday، December 21، 2011
علی شیرهای دماغ سوخته و عزای سایبری
ارسال شده توسط
بادبان

آقای خامنهای میبخشی اگر به ساحت مقدس ولایت فقیه با این تیتر توهین کردم . لابد تو هم شنیدی که عراق مجبور شده زیر فشارهای بینالمللی مهلت بستن قرارگاه اشرف را تمدید کند، از همین راه دور میبینم که اخم کردی! میدانم به این حرفها کاری نداری، چون میخواستی یک قتل عام دیگری تو اشرف راه بیاندازی! امٌا نشد
میخواستی قضیه اشرف و مجاهدین فیصله یابد و چای قند پهلو را هم روش بنوشی ولی توهٌم فرمودید و هواداران مجاهدین اجازه نداند و به علت زکام سعادت بساط دود و دم بیت، منقطع ماند و حتی دلقکهای بی بتهی تو در اینترنت مثل موش دم سوخته از این سو به آن سو میروند و عزای سایبری گرفتهاند. البته آنها هم خوب میدانند گرفتاری تو، فقط اشرف نیست! از اتمی گرفته تا تحریم ها و ایزولاسیون بینالمللی و اوضاع احوال قاراشمیش داخلی و خلاصه این که به هر جای این خیک ولایت انگشت بگذاری تا خود مرفق فرو میرود
این اشرف مثل خاری بیخ گلویت مانده، اشرفیان کسانی هستند که با مقاومت در برابر تو به تمام آزادیخواهان درس پایداری دادند، این را هر بچهی از دبیرستان گریخته میداند امٌآ به یک نکته هشیار باش بستن قرار گاه اشرف نمیتواند اشرفیان را نابود کند اشرفیها برای تعطیلات و یا از سر خوشی به عراق نیامدن و اشرفی هر جا که باشد مراسم تدفین حکومت تو را میچیند
و خودت هم میدانی آفتاب اقتدارت در ایران رو به زوال است تو که ادعایی همچو ولی مسلمین جهان به کولت بستی آبرویی برایت نمانده. تو آن قائد ورشکستهای که نیشتری به دست گرفته، و هر جا دملی در نظام میبینی صاف بهاش فرو میکنی تا غدههای فساد و اختلاس روی عبایت بریزد و آن را به چرکابهی مقدس که اسلام نامیدی تعمید میکنی
ممکن است آن مقام معظم آمریکایی که نبض بازار صلح طلبی را زیرکانه به چنگول گرفته و جهان، قدقد این مرغ کرچ آمریکایی را برای ایران ناشی از درد یک تخم دوزردهی نفیس بداند . امٌا این حرفها دیگر کلک مرغابی است که برای ما کلی هم بیات شده است و از دهان افتاده و مذاکره با آخوند جماعت چیز مسخرهی هجوی است البته با مقداری لابی گری و با مقداری جمله قصار، و آن روی بقال بازی اوباما است
میخواستی قضیه اشرف و مجاهدین فیصله یابد و چای قند پهلو را هم روش بنوشی ولی توهٌم فرمودید و هواداران مجاهدین اجازه نداند و به علت زکام سعادت بساط دود و دم بیت، منقطع ماند و حتی دلقکهای بی بتهی تو در اینترنت مثل موش دم سوخته از این سو به آن سو میروند و عزای سایبری گرفتهاند. البته آنها هم خوب میدانند گرفتاری تو، فقط اشرف نیست! از اتمی گرفته تا تحریم ها و ایزولاسیون بینالمللی و اوضاع احوال قاراشمیش داخلی و خلاصه این که به هر جای این خیک ولایت انگشت بگذاری تا خود مرفق فرو میرود
این اشرف مثل خاری بیخ گلویت مانده، اشرفیان کسانی هستند که با مقاومت در برابر تو به تمام آزادیخواهان درس پایداری دادند، این را هر بچهی از دبیرستان گریخته میداند امٌآ به یک نکته هشیار باش بستن قرار گاه اشرف نمیتواند اشرفیان را نابود کند اشرفیها برای تعطیلات و یا از سر خوشی به عراق نیامدن و اشرفی هر جا که باشد مراسم تدفین حکومت تو را میچیند
و خودت هم میدانی آفتاب اقتدارت در ایران رو به زوال است تو که ادعایی همچو ولی مسلمین جهان به کولت بستی آبرویی برایت نمانده. تو آن قائد ورشکستهای که نیشتری به دست گرفته، و هر جا دملی در نظام میبینی صاف بهاش فرو میکنی تا غدههای فساد و اختلاس روی عبایت بریزد و آن را به چرکابهی مقدس که اسلام نامیدی تعمید میکنی
ممکن است آن مقام معظم آمریکایی که نبض بازار صلح طلبی را زیرکانه به چنگول گرفته و جهان، قدقد این مرغ کرچ آمریکایی را برای ایران ناشی از درد یک تخم دوزردهی نفیس بداند . امٌا این حرفها دیگر کلک مرغابی است که برای ما کلی هم بیات شده است و از دهان افتاده و مذاکره با آخوند جماعت چیز مسخرهی هجوی است البته با مقداری لابی گری و با مقداری جمله قصار، و آن روی بقال بازی اوباما است
Tuesday، December 13، 2011
Monday، December 12، 2011
آشنایی با تروریست هادی عامری که در سفر به آمریکا، نوری مالکی را همراهی می کند
ارسال شده توسط
بادبان
آشنائي با هادي عامري که به عنوان وزير تجارت، مالكي را در سفر به آمريكا همراهي ميكند
هادي عامري از طرف سرلشگر پاسدار قاسم سليماني فرمانده نيروي قدس سپاه، مالكي را در اين سفر كنترل ميكند كه از خطوط رژيم در مورد مجاهدين تخطي نكند!!
مشخصات.
هادي فرحان عبدالله العامري ملقب به ابو حسن عامري با نام ايراني هادي عامري در نظام ولايت فقيه رژيم آخوندي شناخته ميشود.
وي متولد 1333 استان ديالي است. همسر او ايراني وكرد مهاجر از شهر ايلام مي باشد. فرزندانش در ايران (كرمانشاه) زندگي مي كنند. (اين اطلاعات مربوط به 2007 است و آخرين وضعيت زندگي بچه هايش را نداريم)
هادي عامري يك خانه در ايران – تهران در شهرك سازماني مفتح سپاه ( شهرك سازماني فرماندهان قرارگاه رمضان و نيروي قدس سپاه ) در بلوار طاق بستان دارد.
سابقه فعاليت در ايران
- ابوحسن در سال هاي 1361 (1982) از مسئولين مجلس اعلاء درتهران بود.
- زمان جنگ ايران و عراق از فرماندهان گردانهاي نيروي زميني سپاه بود. مدتي از مسئولين معاونت اطلاعات و سپس مسئول عمليات 9بدر شد.
- در سال 1370 (1991) باقر حكيم (رئيس وقت مجلس اعلاي عراق) مسئوليت عمليات داخل خاك عراق را به وي محول كرد. ابو حسن با حفظ سمت مسئول عمليات 9 بدر، مسئوليت عمليات داخل عراق را نيز بر عهده داشت.
- در سال 1376 به رياست ستاد 9 بدر منصوب شد.
- پس از بركناري ابو علي بصري فرمانده 9 بدر، وي معاون ابو مهدي مهندس فرمانده 9 بدر شد.
- در سال 1381 (2002) وي بجاي ابو مهدي مهندس به فرماندهي سپاه بدر منصوب گرديد.
- هادي عامري در دانشگاه امام حسين سپاه دوره دافوس (دانشكده فرماندهي و ستاد) را گذرانده است.
سوابق هادي العامري در عراق
- پس از سقوط حكومت سابق و به هنگام شروع عمليات ورود نيروهاي 9 بدر به خاك عراق ، هادي عامري فرمانده محور مياني نيروهاي سپاه قدس (در پوش 9 بدر) را بعهده داشت . اولين بار از محور مهران وارد شهر بدره و كوت شد و سپس به عماره رفت. و فرماندهان قرارگاه ظفر رمضان (نيروي قدس سپاه) نيز به همراه عامري وارد خاك عراق شدند.
- عليرغم سقوط حكومت سابق, هادي عامري طي دوران بعد از سقوط دولت سابق روابط بسيار نزديكي با فرماندهان نيروي قدس برقرار كرده و بارها براي ارائه گزارش به آنها و همچنين گرفتن خط و خطوط كار به ايران سفر كرده است. (بعنوان يك افسر نيروي قدس)
- هادي عامري با بالاترين فرماندهان نيروي قدس سپاه سرلشگر پاسدار قاسم سليماني فرمانده نيروي قدس و سرتيپ پاسدار ايرج مسجدي و سرتيپ پاسدار احمد فروزنده فرماندهان قرارگاه رمضان و ساير فرماندهان سپاه ارتباطات و جلسات تنگاتنگي در اين ساليان داشته و دارد و دستورات كارش را مستقيماً از سرلشگر پاسدار قاسم سليماني دريافت كرده و ميكند .
- بعنوان يكي از فرماندهان سپاه قدس بعداز سقوط دولت سابق مخفيانه به ايران ترددهاي متعددي براي دادن گزارش و دريافت خط و خطوط داشت. و نقش جدي در استقرار نيروهاي قدس بعداز سقوط دولت سابق و راه اندازي دستگاه تروريستي اش داشت از جمله ترددهاي مهم در آن زمان:
-در تاريخ 820131 از كوت به كرمانشاه رفت و در ايران جلساتي با فرماندهان نيروي قدس داشت.
- در تاريخ 820210 در كرمانشاه با ابوذر خالصي كه روز قبل از آن از بعقوبه به كرمانشاه آمده بود جلسه داشت و خط وخطوط جديد را از سرتيپ پاسدار جعفري دريافت كرد.
o در تاريخ 830209 در جلسه اي در اهواز با فرماندهان قرارگاه فجر شركت داشت و ملاقاتهايي نيز در منطقه مرزي با فرماندهان نيروي قدس داشته است .
- هادي عامري بعنوان نماينده از مجلس اعلا به مجلس عراق رفت و در مجلس قبل رئيس كميسيون امنيت و دفاع بود, مطابق خواسته رژيم آخوندي خط و خطوط امنيتي و طرحهاي ويژه اي كه با هدف سركوبي مخالفين, نحوه نفوذ شبه نظاميان بدر در ارتش و پليس و توطئه عليه مجاهدين را از اين طريق و در پوش قانون كميسيون امنيت دنبال ميكند.
دريافت حقوق از سپاه قدس :
- بعد از سرنگوني حكومت سابق طبق سندي كه اسامي بيش از 32000 نفر از عوامل نيروي بدر كه بعنوان اعضاي نيروي قدس در عراق حقوق دريافت ميكردند بدست مقاومت ايران رسيد (كه در لندن افشا شد) در اين سند ابوحسن (هادي) العامري بعنوان يكي از فرماندهان نيروي قدس سپاه با كد حقوقي اش 3829597 و شماره حساب بانكي او 3014 ذكر شده بود كه ميزان حقوق يك سرتيپ پاسدار را به او پرداخت ميكردند. (مبلغ 2601783 ريال در آن سند ذكر شده است)
فرمانده و پيش برنده خط ترور و جنگ طائفه اي در عراق
درسالهاي 84- 85 درزمان نخست وزيري جعفري كه بيان جبر وزيركشور بود، هادي العامري جهاز مركزي را بدستور خامنه اي بعنوان يك ارگان سراسري اداره كننده جوخه هاي ترور جهت كشتار مخالفان بكارگرفت واين ارگان درهماهنگي با نيروهاي بدر كه دروزارت كشورعراق بصورت گسترده اي درآن زمان نفوذ كرده بودند فعاليت تروريستي خود را گسترش داد .دروزارت كشور سرلشگر احمد الخفاجي ازمعاونين وزارت كشور و سرلشكر محمد نعمه معروف به ابوذوالفقار مدير نيروي پشتيباني وزارت كشور وابومنتظرحسيني همكاري نزديكي با هادي العامري دراين رابطه داشته اند وعلاوه برآن معين الكاظمي رئيس شوراي شهر بغداد و ابوجهاد مدير دفتر حكيم با وي همكاري ميكردند. هادي العامري از رياست كميسيون امنيت ودفاع مجلس حداكثر سواستفاده را در پيشبرد جوخه هاي ترور وحذف مخالفين كرد.
فرمانده شبكه ترور عليه نيروهاي ائتلاف
- درمرداد ماه سال 85 بعد از اجراي طرح امنيتي بغداد برعليه شبه نظاميان توسط نيروهاي آمريكائي، هادي العامري براساس توجيه نيروي قدس، شبكه هاي ترور جديدي برعليه نيروهاي آمريكائي دربغداد سازمان داد. اين شبكه هاي ترور با بخدمت گرفتن فرماندهان باسابقه وقديمي بدر بعنوان فرمانده واستفاده از عناصرانصار بدر وشبه نظامياني كه به ايران براي آموزش اعزام شده بودند ،سازماندهي شد .ازآن زمان اين شبكه ها بصورت گسترده وارد عمليات عليه نيروهاي ائتلاف درعراق با استفاده از بمب هاي جهت دار ،تك تيرقناسه وموشك هاي مختلف شدند كه تاكنون نيز اين فعاليت بصورت مخفيانه ادامه دارد . يكي ازكساني كه با وي دراين زمينه همكاري عملي دارد علي فكري در جادريه مسئول حركات(جنبشها) درجادريه بود
- هادي العامري عليرغم اينكه درظاهر مخالفت خود را با ادامه ترور وناامني درپارلمان مطرح ميكند ولي همزمان خود اداره كننده اصلي شبكه هاي عملياتي درارتباط با نيروي قدس درعراق بود. و در هماهنگي نزديكي نيز با ابومهدي مهندس وابومصطفي شيباني ازسرشبكه هاي اصلي تروريستي نيروي قدس درعراق فعاليت ميكرد.
- يكي ديگر ازفعاليت هاي هادي عامري مخالفت با شوراهاي بيداري وهمچنين مخالفت با تشكيل شوراهاي پشتيباني مربوط به تشكل هاي شيوخ بطورخاص دراستانهاي جنوبي عراق ميباشد . دراين رابطه هادي عامري درهمكاري با عمار حكيم پسرعبدالعزيز حكيم طي سال اخير فعاليت هاي مشترك گسترده اي را دنبال كرد.
مأموريت اصلي هادي العامري “نابودي مجاهدين در عراق“
- دريكي ازگزارشات محرمانه مجلس اعلي كه براي نيروي قدس به تهران ارسال شده آمده است :”جدي ترين فعاليت ابوحسن عامري نابودي منافقين شده است! .او مستمرا با شخصيتها وعناصرمختلف تماس گرفته و به اين و آن ميگويد عليه منافقين چكار بايد بكنند وبراي هركس تكليفي مشخص ميكند .او صبح تا ظهر در پارلمان كار ميكند و بعد از ظهر تا شب هم در دفترش مستمر فعاليت ميكند. ”
- مأموريت اصلي ابلاغ شده از فرماندهي نيروي قدس به هادي عامري “تمركز روي اخراج مجاهدين ازعراق“ است. از جمله خطوطي كه در اين رابطه دنبال كرده:
o در فروردين ماه سال 85 (آوريل 2006) نيروي قدس به هادي العامري ماموريت داد تا از طريق پارلمان جديد عراق توسط عوامل خود در پارلمان روي طرح اخراج مجاهدين از عراق كار كند. هادي العامري به همراه 6 تن ديگر از عوامل نيروي قدس درپارلمان عراق كميسيون طرح اخراج را از طريق كميسيون امنيت پارلمان در هماهنگي با كاظمي قمي سفير رژيم در عراق دنبال ميكنند.
o دراسفند ماه سال 1385 (مارس 2007) ازطرف نمايندگان ليست ائتلاف موحد درپارلمان عراق به رهبري ابوحسن عامري طرحي مطرح ميشود كه نيروهاي دولت عراق بايد دراطراف قرارگاه اشرف مستقرشده وعناصرعراقي را كه ميخواهند به اشرف ميروند كنترل كنند. هادي عامري دبيركل بدر بهمراه يك كميته هفت نفره ازنمايندگان ليست ائتلاف موحد درپارلمان كه شيخ جلال الدين صغير وعباس بياتي نيز درميان آنها بودند ،بسراغ جواد بولاني وزيركشور رفته وبه نمايندگي پارلمان مطرح ميكنند ،وزارت كشور بايد با نيروهاي تحت امرخود قرارگاه مجاهدين را محاصره نموده وكنترل آنجا را برعهده بگيرند و به اين ترتيب وزير كشور را تحت فشار قرار ميدهند .
o هادي العامري دريكي از جلسات داخلي بدر درباره مراحل اجراي هدف “نابودي مجاهدين اشرف“ گفت: “هدف ما اين است كه در قدم اول:
- كنترل پادگان اشرف را توسط ارتش از امريكاييها بگيريم
- سپس نفرات قرارگاه اشرف را سرشماري و وسايل و تجهيزاتشان را آمار گيري كنيم
- با كنترل در ورودي اشرف مانع هر ترددي به اشرف بشويم
- پرونده براي محاكمه قضايي تعدادي از آنها درست كنيم
- بجز محاكمه شوندگان مابقي را مجبور به بازگشت به ايران و يا ترك اشرف بكنيم. ”
- هادي عامري دراوائل ارديبهشت ماه 86 (مي 2007) در اجراي خط نيروي قدس اقدام به صدور يك بخشنامه براي عناصر بدر ددراستان ديالي نموده كه دراين بخشنامه ازآنها خواست نفرات عراقي را كه سراغ مجاهدين دراشرف ميروند ،شناسائي كنند . واسم ومشخصات وآدرس آنها را براي سازمان بدر گزارش نمايد . هادي عامري صريحا مطرح ميكند نفراتي كه به قرارگاه اشرف ميروند بعنوان تروريست محسوب ميشوند
- هادي عامري براي فشار آوردن به دولت عراق براي اخراج مجاهدين دراشرف يكسري پرونده هاي تهيه شده توسط وزارت اطلاعات ايران را ازشخص قاسم سليماني تحويل گرفته وبه مراجع قضائي عراق بعنوان شكايت براي پيگيري تحويل داده است
هادي عامري از طرف سرلشگر پاسدار قاسم سليماني فرمانده نيروي قدس سپاه، مالكي را در اين سفر كنترل ميكند كه از خطوط رژيم در مورد مجاهدين تخطي نكند!!
مشخصات.
هادي فرحان عبدالله العامري ملقب به ابو حسن عامري با نام ايراني هادي عامري در نظام ولايت فقيه رژيم آخوندي شناخته ميشود.
وي متولد 1333 استان ديالي است. همسر او ايراني وكرد مهاجر از شهر ايلام مي باشد. فرزندانش در ايران (كرمانشاه) زندگي مي كنند. (اين اطلاعات مربوط به 2007 است و آخرين وضعيت زندگي بچه هايش را نداريم)
هادي عامري يك خانه در ايران – تهران در شهرك سازماني مفتح سپاه ( شهرك سازماني فرماندهان قرارگاه رمضان و نيروي قدس سپاه ) در بلوار طاق بستان دارد.
سابقه فعاليت در ايران
- ابوحسن در سال هاي 1361 (1982) از مسئولين مجلس اعلاء درتهران بود.
- زمان جنگ ايران و عراق از فرماندهان گردانهاي نيروي زميني سپاه بود. مدتي از مسئولين معاونت اطلاعات و سپس مسئول عمليات 9بدر شد.
- در سال 1370 (1991) باقر حكيم (رئيس وقت مجلس اعلاي عراق) مسئوليت عمليات داخل خاك عراق را به وي محول كرد. ابو حسن با حفظ سمت مسئول عمليات 9 بدر، مسئوليت عمليات داخل عراق را نيز بر عهده داشت.
- در سال 1376 به رياست ستاد 9 بدر منصوب شد.
- پس از بركناري ابو علي بصري فرمانده 9 بدر، وي معاون ابو مهدي مهندس فرمانده 9 بدر شد.
- در سال 1381 (2002) وي بجاي ابو مهدي مهندس به فرماندهي سپاه بدر منصوب گرديد.
- هادي عامري در دانشگاه امام حسين سپاه دوره دافوس (دانشكده فرماندهي و ستاد) را گذرانده است.
سوابق هادي العامري در عراق
- پس از سقوط حكومت سابق و به هنگام شروع عمليات ورود نيروهاي 9 بدر به خاك عراق ، هادي عامري فرمانده محور مياني نيروهاي سپاه قدس (در پوش 9 بدر) را بعهده داشت . اولين بار از محور مهران وارد شهر بدره و كوت شد و سپس به عماره رفت. و فرماندهان قرارگاه ظفر رمضان (نيروي قدس سپاه) نيز به همراه عامري وارد خاك عراق شدند.
- عليرغم سقوط حكومت سابق, هادي عامري طي دوران بعد از سقوط دولت سابق روابط بسيار نزديكي با فرماندهان نيروي قدس برقرار كرده و بارها براي ارائه گزارش به آنها و همچنين گرفتن خط و خطوط كار به ايران سفر كرده است. (بعنوان يك افسر نيروي قدس)
- هادي عامري با بالاترين فرماندهان نيروي قدس سپاه سرلشگر پاسدار قاسم سليماني فرمانده نيروي قدس و سرتيپ پاسدار ايرج مسجدي و سرتيپ پاسدار احمد فروزنده فرماندهان قرارگاه رمضان و ساير فرماندهان سپاه ارتباطات و جلسات تنگاتنگي در اين ساليان داشته و دارد و دستورات كارش را مستقيماً از سرلشگر پاسدار قاسم سليماني دريافت كرده و ميكند .
- بعنوان يكي از فرماندهان سپاه قدس بعداز سقوط دولت سابق مخفيانه به ايران ترددهاي متعددي براي دادن گزارش و دريافت خط و خطوط داشت. و نقش جدي در استقرار نيروهاي قدس بعداز سقوط دولت سابق و راه اندازي دستگاه تروريستي اش داشت از جمله ترددهاي مهم در آن زمان:
-در تاريخ 820131 از كوت به كرمانشاه رفت و در ايران جلساتي با فرماندهان نيروي قدس داشت.
- در تاريخ 820210 در كرمانشاه با ابوذر خالصي كه روز قبل از آن از بعقوبه به كرمانشاه آمده بود جلسه داشت و خط وخطوط جديد را از سرتيپ پاسدار جعفري دريافت كرد.
o در تاريخ 830209 در جلسه اي در اهواز با فرماندهان قرارگاه فجر شركت داشت و ملاقاتهايي نيز در منطقه مرزي با فرماندهان نيروي قدس داشته است .
- هادي عامري بعنوان نماينده از مجلس اعلا به مجلس عراق رفت و در مجلس قبل رئيس كميسيون امنيت و دفاع بود, مطابق خواسته رژيم آخوندي خط و خطوط امنيتي و طرحهاي ويژه اي كه با هدف سركوبي مخالفين, نحوه نفوذ شبه نظاميان بدر در ارتش و پليس و توطئه عليه مجاهدين را از اين طريق و در پوش قانون كميسيون امنيت دنبال ميكند.
دريافت حقوق از سپاه قدس :
- بعد از سرنگوني حكومت سابق طبق سندي كه اسامي بيش از 32000 نفر از عوامل نيروي بدر كه بعنوان اعضاي نيروي قدس در عراق حقوق دريافت ميكردند بدست مقاومت ايران رسيد (كه در لندن افشا شد) در اين سند ابوحسن (هادي) العامري بعنوان يكي از فرماندهان نيروي قدس سپاه با كد حقوقي اش 3829597 و شماره حساب بانكي او 3014 ذكر شده بود كه ميزان حقوق يك سرتيپ پاسدار را به او پرداخت ميكردند. (مبلغ 2601783 ريال در آن سند ذكر شده است)
فرمانده و پيش برنده خط ترور و جنگ طائفه اي در عراق
درسالهاي 84- 85 درزمان نخست وزيري جعفري كه بيان جبر وزيركشور بود، هادي العامري جهاز مركزي را بدستور خامنه اي بعنوان يك ارگان سراسري اداره كننده جوخه هاي ترور جهت كشتار مخالفان بكارگرفت واين ارگان درهماهنگي با نيروهاي بدر كه دروزارت كشورعراق بصورت گسترده اي درآن زمان نفوذ كرده بودند فعاليت تروريستي خود را گسترش داد .دروزارت كشور سرلشگر احمد الخفاجي ازمعاونين وزارت كشور و سرلشكر محمد نعمه معروف به ابوذوالفقار مدير نيروي پشتيباني وزارت كشور وابومنتظرحسيني همكاري نزديكي با هادي العامري دراين رابطه داشته اند وعلاوه برآن معين الكاظمي رئيس شوراي شهر بغداد و ابوجهاد مدير دفتر حكيم با وي همكاري ميكردند. هادي العامري از رياست كميسيون امنيت ودفاع مجلس حداكثر سواستفاده را در پيشبرد جوخه هاي ترور وحذف مخالفين كرد.
فرمانده شبكه ترور عليه نيروهاي ائتلاف
- درمرداد ماه سال 85 بعد از اجراي طرح امنيتي بغداد برعليه شبه نظاميان توسط نيروهاي آمريكائي، هادي العامري براساس توجيه نيروي قدس، شبكه هاي ترور جديدي برعليه نيروهاي آمريكائي دربغداد سازمان داد. اين شبكه هاي ترور با بخدمت گرفتن فرماندهان باسابقه وقديمي بدر بعنوان فرمانده واستفاده از عناصرانصار بدر وشبه نظامياني كه به ايران براي آموزش اعزام شده بودند ،سازماندهي شد .ازآن زمان اين شبكه ها بصورت گسترده وارد عمليات عليه نيروهاي ائتلاف درعراق با استفاده از بمب هاي جهت دار ،تك تيرقناسه وموشك هاي مختلف شدند كه تاكنون نيز اين فعاليت بصورت مخفيانه ادامه دارد . يكي ازكساني كه با وي دراين زمينه همكاري عملي دارد علي فكري در جادريه مسئول حركات(جنبشها) درجادريه بود
- هادي العامري عليرغم اينكه درظاهر مخالفت خود را با ادامه ترور وناامني درپارلمان مطرح ميكند ولي همزمان خود اداره كننده اصلي شبكه هاي عملياتي درارتباط با نيروي قدس درعراق بود. و در هماهنگي نزديكي نيز با ابومهدي مهندس وابومصطفي شيباني ازسرشبكه هاي اصلي تروريستي نيروي قدس درعراق فعاليت ميكرد.
- يكي ديگر ازفعاليت هاي هادي عامري مخالفت با شوراهاي بيداري وهمچنين مخالفت با تشكيل شوراهاي پشتيباني مربوط به تشكل هاي شيوخ بطورخاص دراستانهاي جنوبي عراق ميباشد . دراين رابطه هادي عامري درهمكاري با عمار حكيم پسرعبدالعزيز حكيم طي سال اخير فعاليت هاي مشترك گسترده اي را دنبال كرد.
مأموريت اصلي هادي العامري “نابودي مجاهدين در عراق“
- دريكي ازگزارشات محرمانه مجلس اعلي كه براي نيروي قدس به تهران ارسال شده آمده است :”جدي ترين فعاليت ابوحسن عامري نابودي منافقين شده است! .او مستمرا با شخصيتها وعناصرمختلف تماس گرفته و به اين و آن ميگويد عليه منافقين چكار بايد بكنند وبراي هركس تكليفي مشخص ميكند .او صبح تا ظهر در پارلمان كار ميكند و بعد از ظهر تا شب هم در دفترش مستمر فعاليت ميكند. ”
- مأموريت اصلي ابلاغ شده از فرماندهي نيروي قدس به هادي عامري “تمركز روي اخراج مجاهدين ازعراق“ است. از جمله خطوطي كه در اين رابطه دنبال كرده:
o در فروردين ماه سال 85 (آوريل 2006) نيروي قدس به هادي العامري ماموريت داد تا از طريق پارلمان جديد عراق توسط عوامل خود در پارلمان روي طرح اخراج مجاهدين از عراق كار كند. هادي العامري به همراه 6 تن ديگر از عوامل نيروي قدس درپارلمان عراق كميسيون طرح اخراج را از طريق كميسيون امنيت پارلمان در هماهنگي با كاظمي قمي سفير رژيم در عراق دنبال ميكنند.
o دراسفند ماه سال 1385 (مارس 2007) ازطرف نمايندگان ليست ائتلاف موحد درپارلمان عراق به رهبري ابوحسن عامري طرحي مطرح ميشود كه نيروهاي دولت عراق بايد دراطراف قرارگاه اشرف مستقرشده وعناصرعراقي را كه ميخواهند به اشرف ميروند كنترل كنند. هادي عامري دبيركل بدر بهمراه يك كميته هفت نفره ازنمايندگان ليست ائتلاف موحد درپارلمان كه شيخ جلال الدين صغير وعباس بياتي نيز درميان آنها بودند ،بسراغ جواد بولاني وزيركشور رفته وبه نمايندگي پارلمان مطرح ميكنند ،وزارت كشور بايد با نيروهاي تحت امرخود قرارگاه مجاهدين را محاصره نموده وكنترل آنجا را برعهده بگيرند و به اين ترتيب وزير كشور را تحت فشار قرار ميدهند .
o هادي العامري دريكي از جلسات داخلي بدر درباره مراحل اجراي هدف “نابودي مجاهدين اشرف“ گفت: “هدف ما اين است كه در قدم اول:
- كنترل پادگان اشرف را توسط ارتش از امريكاييها بگيريم
- سپس نفرات قرارگاه اشرف را سرشماري و وسايل و تجهيزاتشان را آمار گيري كنيم
- با كنترل در ورودي اشرف مانع هر ترددي به اشرف بشويم
- پرونده براي محاكمه قضايي تعدادي از آنها درست كنيم
- بجز محاكمه شوندگان مابقي را مجبور به بازگشت به ايران و يا ترك اشرف بكنيم. ”
- هادي عامري دراوائل ارديبهشت ماه 86 (مي 2007) در اجراي خط نيروي قدس اقدام به صدور يك بخشنامه براي عناصر بدر ددراستان ديالي نموده كه دراين بخشنامه ازآنها خواست نفرات عراقي را كه سراغ مجاهدين دراشرف ميروند ،شناسائي كنند . واسم ومشخصات وآدرس آنها را براي سازمان بدر گزارش نمايد . هادي عامري صريحا مطرح ميكند نفراتي كه به قرارگاه اشرف ميروند بعنوان تروريست محسوب ميشوند
- هادي عامري براي فشار آوردن به دولت عراق براي اخراج مجاهدين دراشرف يكسري پرونده هاي تهيه شده توسط وزارت اطلاعات ايران را ازشخص قاسم سليماني تحويل گرفته وبه مراجع قضائي عراق بعنوان شكايت براي پيگيري تحويل داده است
Wednesday، November 30، 2011
حمله به سفارت انگلستان
ارسال شده توسط
بادبان

Tuesday، November 22، 2011
Saturday، November 19، 2011
لایحه تحریمهای جدید در کنگره آمریکا
ارسال شده توسط
بادبان
ذره بین: نگاهی دیگر به تحولات سیاسی. در این ویدیو کیوان کابلی لایحه جدید در کنگره آمریکا که در بر گیرنده سخترین تحریمها بر علیه جمهوری اسلامی است را مورد بررسی قرار می دهد.






