Recent Posts

دوشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۷


*** این روزها مسائل لبنان در صدر رسانه‌های جهان قرار دارد و اختاپوس رژیم آخوندی برای رسیدن به مقاصد سیاسی ، و با استفاده از بازوهای نظامی و شبهه نظامی در امور مسائل داخلی لبنان و عراق و افغانستان دخالت‌های گسترده‌ایی انجام می‌دهد و با فتنه‌انگیزی سعی دارد طرح‌ها و برنامه‌های خود را در منطقه به پیش ببرد یعنی همان کشورگشایی و ایجاد حکومتی مشابه ِ حکومت جمهوری اسلامی ایران . نقش مخرب حکومت ایران در بسیاری از درگیری‌ها و بی‌ثباتی در عراق و لبنان را حتی بعضی از سردمداران حکومتی اقرار می‌کنند ( سخنان اخیر آخوند خاتمی ) که البته این دخالت‌ها و بخش اعظم تسلیحات حزب‌الله و حمس و سپاه قدس با هزینه از منافع ملی ایران پرداخت می‌شود . و انگشت اتهام و خشم و انزجار جهانی هم چنان بسوی اختاپوس آخوندی نشانه رفته است



*** امروز هم در تهران دولت ایران سفیر انگلیس را به وزارت امور خارجه احضار کرد تا مانع از اجرای رای دادگاه عالی انگلیس شود و داد و فغان راه انداخت که چرا مجاهدین را از لیست بیرون آوردید شما که متحدان حکومت ما بودید ! از منوچهر متکی گرفته تا رفسنجانی و محسن رضایی تا بریده‌های خیانت‌کاری مثل مسعود خدابنده بروی منبر رفته و در میکروفون ایرنا روضه جان‌سوز صیاد شیرازی را خوانند «ديويد ميليبند»، وزير خارجه انگلستان و جک استراو هم به خیمه سوته دلان می‌آیند و دولت فخیمه انگلیس هم در غم عزاداری آنها شریک می‌شود بنا به گفته دستگاه قضایی انگلستان این حکم پایه حقوقی دارد و قطعی است و اجازه فرجام خواهی و تجدید نظر هم وجود ندارد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۸۷

اطلاعيه انجمن پزشكان و دارو سازان مقيم ايتاليا - هواداران شوراي ملي مقاومت

تلاشهاي وزارت اطلاعات براي تشكيل يك انجمن پوششي
تحت نام «پزشكان ايراني شمال ايتاليا»

هموطنان عزيز، ايرانيان آزاده مقيم ايتاليا!
وزارت اطلاعات و سفارت رژيم آخوندي در ايتاليا در راستاي طرحها و توطئه‌هاي بي‌فرجام عليه ايرانيان مقيم خارج كشور اقدام به ايجاد يك انجمن پوششي تحت عنوان «انجمن پزشكان ايراني مقيم شمال ايتاليا» در شهر ميلان ايتاليا كرده است. اين انجمن جديد‌التأسيس كه بخشي از شبكه جاسوسي عليه پناهندگان سياسي و براي به دام انداختن ايرانيان مقيم خارج و از سرپلهاي تروريستي رژيم و وزارت اطلاعات در خارج از كشور مي‌باشد، به ادعاي پاسدار سيد علي هاشمي سركنسول رژيم در ميلان، تحت پوشش «انجام هرچه بهتر فعاليتهاي حرفه‌بي و اين‌كه اين انجمن در مواقع اضطراري و به هنگام وقوع حوادث غيرمترقبه به‌طور منظم و سازماندهي‌شده به كمك هموطنان مصدوم وبيمار»!؟ بشتابد، توسط رژيم پليد آخوندي به وجود آمده است.
اين در حالي است كه اين رژيم ضدبشري با سركوب و محروم كردن مردم ايران از ابتدايي‌ترين حقوق و اوليه‌ترين نيازهاي حياتي آنها دستاوردي جز انهدام حرث و‌نسل ميهن نداشته و ندارد و پناهندگان سياسي و ايرانيان مقيم خارج از كشور نيز اساساً به‌خاطر مبارزه و سرنگوني چنين رژيمي رنج تبعيد و دوري از وطن را به جان خريده‌اند. بنابراين واضح است كه اين اكاذيب و تبليغات رذيلانه هيچ‌كس را نمي‌فريبد و نمي‌تواند بر اهداف پليد رژيم و وزارت اطلاعات آخوندي از ايجاد چنين تشكيلاتي به اسم انجمن پزشكان ايران، سرپوش بگذارد. اهدافي كه تماماً عليه ايرانيان شريف و تلاش براي جاسوسي و به دام انداختن آنها به‌منظور مخدوش كردن مرز سرخ بين مردم ايران با رژيم پليد آخوندي و عضوگيري براي گشتاپوي آخوندي است.
واقعيت اين است كه رژيم آخوندي و سفارت جاسوسي‌اش در ايتاليا، پس از سالها تلاش براي رخنه و كسب اطلاعات از جامعه ايرانيان ساكن ايتاليا و مواجه شدن با نفرت و انزجار آنها و شكست همه طرحهايش، اكنون تاكتيكش را عوض كرده است و تلاش مي‌كند كه در پوش انجمن پزشكي و رسيدگيهاي اورژانس پزشكي براي كسب اطلاعات و جاسوسي براي به دام انداختن هموطنان اقدام كند.
دست‌اندركاران امر بهداشت به‌روشني مي‌دانند كه رسيدگي به بيماران، فقط با حضور در تأسيسات و بيمارستانها و استفاده از وسايل پزشكي مدرن، همراه با كادر آموزش‌ديده و تعليمات استادان زبده صورت‌پذير است و نه در جلسات يک انجمن جاسوسي.
تشكيل اين گونه انجمنهاي پوششي توسط رژيم در شرايطي كه وارد دوران انحلال و اضمحلال خود شده، تشبث همه‌جانبه‌يي است در راستاي ديگر اقدامات ضدمردمي و بي‌حاصل براي حفظ موجوديت رو به سقوط اين رژيم ننگين.
به پاسداراني كه تحت عنوان پزشك زير پرچم سفارت و انجمن كذايي براي رژيم به مزدوري مي‌پردازند بايد گفت، اين گونه تشبثات دردي را از رژيم احمدي‌نژاد دوا نخواهد كرد. دير نخواهد بود كه مردم ايران اين غده سرطاني را جراحي كرده و خود را از بزرگترين مرض و بيماري كه آن‌هم همين رژيم آخوندي است رها خواهند ساخت.
ما ازايرانيان آزاده مقيم ايتاليا به ويژه هموطنان مقيم ميلان و ساير شهرهاي شمال اين كشور مي‌خواهيم كه ماهيت اين انجمن پوششي جديد‌التأسيس رژيم را در ميان دوستان و آشنايان خود افشا نمايند. هم‌چنين از مقامات و ارگانهاي مسئول ايتاليا بخواهند كه بر اساس مصوبه آوريل 97 شوراي وزيران اتحاديه اروپا از حضور و آزادي عمل مأموران اطلاعاتي رژيم ملايان و ايجاد اين قبيل انجمنهاي پوششي توسط آنها ممانعت به‌عمل آورند.

اعضاي انجمن پزشکان وداروسازان ايراني مقيم ايتاليا - هواداران شوراي ملي مقاومت ايران
اول مه2008 ـ ميلان ـ ايتاليا

دكترنريمان اردلان
دكترمحمود رحمتي
دكتر مهرانگيز طاهري
دكترمهستي طاهري
دكترمجيد بازلي
دكترخسرو نيكزاد
دكتررضا كيوان
دكترجمشيد آشوغ
دكتر يوسف لساني
دكترحسين وثيق
دكتررضابازيار
دكترريتا لئانتزا
دكترجواد حسين‌نژاد
دكترعبدالمطلب تقي‌زاده چابكي
دكتر داود ابوالحسني طرقي
دكتر محمد امامي صالح
دكترصدرالدين محسني

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۷

حكم قطعي دادگاه استيناف انگلستان مبني بر حذف نام مجاهدين از ليست تروريستي

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۷

احمدی نژاد و نرخ تورم


احمدی نژاد چند روز پیش درباره اوضاع وخیم اقتصادی ايران گفت: « متاسفانه بعضی آمارهای دروغ و نادرست در جامعه منتشر و عددسازی می کنند و واقعيات را دگرگون جلوه می دهند. ما در آستانه يک جهش بزرگ اقتصادی هستیم و با شرايط بوجود آمده، کشور به يکی از امن ترين نقاط برای سرمايه گذاری در بخش های مختلف اقتصادی در منطقه تبديل شده است.»

و این سخنان گوهر بار در حالی است که 50 درصد مردم زیر خط فقر هستند و نرخ تورم رکورد 6 ساله را شکست و بالای 19 در صد رسید و بنا به اعلام صندوق بین‌المللی پول، ایران از این لحاظ در ‏رتبه اول در خاورمیانه و در رتبه پنجم در جهان قرار گرفته است. و تازه این رقم نرخ تورم از طریق مجامع رسمی ( بانک مرکزی جمهوری اسلامی) اعلام شده و بدون احتساب قیمت مسکن ، که رشد آن 100درصد است محاسبه شده اگر یادتان باشد احمدی نژاد علاوه بر وعده پول نفت بر سر سفره‌ها ، وعده کاهش نرخ تورم را در انتخابات ریاست جمهوری داده بود و چون نتوانست این نرخ تورم را پائین بیاورد راه ساده‌تر را انتخاب کرد و رشد سرسام آور قیمت مسکن را از نرخ تورم جدا کرد ( نبوغ را ببین !! )

با توجه به افزایش قیمت نفت در چند ساله اخیر که این روزها به بشکه‌ای 120 دلار رسیده درآمد نفتی دولت احمدی نژاد ‏ در 3 سال اخیر معادل 220 میلیارد دلار بوده است ولی این افزایش‌ها هم نتوانسته کمکی به اقتصاد بیمار دولت بکند . میزان درآمد نفتی دولت احمدی نژاد نسبت به دولت‌های پیشین نظام به مراتب بیشتر بوده . کل در آمد نفتی دولت 8 ساله خاتمی 194 میلیلر دلار و کل در آمد نفتی دولت 8 ساله رفسنجانی 138 میلیارد دلار بوده .

معلومه وقتی مرجع تقلید احمدی نژاد( خمینی ) اقتصاد را دربست به خر حواله می دهد نتیجه همین می‌شود که در طویله علمای دولت ، کره خری مثل احمدی‌نژاد بجای حل مسائل معیشتی مردم ، به عرعر کردن اتمی می پردازد و تصمیم می‌گیرد مسائل جهان را حل و فصل کند و وقتی پای اعداد و ارقام می‌رسد و پاسخی به بحران اقتصادی و رشد نقدینگی و افزایش نرخ تورم ندارد اول به منتقدین جفتک می‌زند و آمارها را دروغ و نادرست می‌خواند . و وقتی می‌بیند که نمی‌تواند بر وضعیت سرپوش بگذارد گرانی و تورم را گردن امام زمان می‌اندازد .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۸۷

مطلبی از ایل جورناله

روزنامه ایل جورناله مقاله‌ایی امروز به چاپ رسانده که به نظرم از اهمیت خاصی برخوردار است
در تیتر آن آمده ایتالیا از مخالفت دست برداشت ، تحریم‌ها بر علیه ایران افزایش می‌یابد
دولت در رم تغییر می‌کند و در نتیجه مواضع ایتالیا و همچنین ( اتحادیه اروپا ) در مقابل ایران عوض می‌شود روزنامه ی اورشليم پست ( نام روزنامه انگلیسی زبان در اسرائیل ) نوشته است ، در آخرين جلسه كميته سياسي و امنيتي اتحاديه اروپا ، ايتاليا پس از مخالفتهاي طولاني براي تحريم بانك ملي ايران، با قرار دادن اين بانك در ليست موسسات و شخصيتهاي ايراني حاضر در ليست تحريمات اتحاديه اروپا موافقت كرد.

منابع رسمی اعلام كرده اند كه اين نشانه اي از تمايل سيلويو برلوسكني نخست وزير جديد ايتاليا براي در پيش گرفتن روشي متفاوت در مورد ايران است. به نوشته ی اورشلیم پست تا روز جمعه ، ايتاليا بزرگترين شريك تجاري ايران در اروپا و بزرگترين مخالف تحريم اين بانك ايراني هم بود كه در اين ميان اتريش،‌ اسپانيا و قبرس نيز با اين كشور همراه بودند كه در پي اين اقدام ايتاليا ، اين كشورها نيز مخالفت خود را با تحریم برداشته اند.

و همین طور روزنامه ایل جورناله می‌نویسد بانک ملی مهمترین بانک تجاری ایران است که در سال 1927 برای خدمات مالی دولت تهران تشکیل می‌شود ولی در سال 2007 فعلیت‌های این بانک هم توسط مقامات امریکا و هم توسط شورای امنیت سازمان ملل مورد تحریم قرار گرفت و فعالیت‌های این بانک در خدمت سپاه پاسداران قرار داشته و توسط این بانک کمک‌های مالی به سپاه قدس و شبه نظامیان حزب الله ، و بدون اینکه نامی از او فاش شود ، رقمی حدود 100 میلیون دلار حمایت مالی ، بعلاوه سلاح و مهمات و آموزش نظامی برای عملیات ضد دولتی و ضد امریکایی در عراق صورت گرفته است

اورشليم پست نوشت كه پيوستن بانك ملي به ليست تحريمها مي تواند تأثيرات بسيار زيادي داشته باشد چرا كه اين بانك يكي از مهمترين ابزار ارتباطات مالي و تجاري ميان ايران و اتحاديه اروپا است. آخرين قطعنامه سازمان ملل با شماره 1803 در مورد تحريم ايران خواستار بررسي دقيق نحوه اعمال تحريمهاي مالي بر ايران به ويژه بر بانكهاي ملي و صادرات بود.

عده اي از مقامات اسرائيلي، اروپايي و آمريكايي مدعی اند که تحريم اين بانك ، عاملي مهم در اعمال فشار بر ايران است و آن را پيام سياسي محكمي به ايران مي دانند كه حمايت از ايران در داخل اتحاديه اروپا چندان كه تصور می رود مستحكم نيست. اين كميته متشكل از سفراي كشورهاي اتحاديه اروپا است كه وظيفه اتخاذ تصميمات مهم سياسي را به صورت اوليه در بروكسل دارند. اين تصميمات آنها قطعنامه ابتدايي شوراي وزيران اتحاديه اروپا محسوب مي شود.



نوشته زیر را در وبلاگی دیدم و به دلم نشست
نگاه كن...

خانه موقت, نان موقت, حقوق موقت, لبخند موقت, زندگي موقت, اين همه قرارداد موقت را لغو كنبد.

بگذار آسمان خراشها هر چه مي خواهند بالا بروند, من فقط كمي عطر گندم مي خواهم براي كلبه كوتاه و كوچكم.

فكر مي كني من به كجا چشم دوخته ام, به فرداي عظيمت رنج؟ نه!

به آفاق تاريك درد؟ نه!

به سرنوشت نامعلوم انسان؟ نه!

به تكه نان خشكي مي انديشم كه از من دريغش كرده اند.

ما كارگران معدن هر روز با همين واگن ها به زيرزمين مي رويم و بعد دوباره به روي زمين باز مي گرديم, به دنبال تكه اي نان همه جا را زيرورو كرده ايم. ولي هنوز دستهايمان خالي است.

هيچكس نيست كه بار زندگيم را بردارد, هر چه پيرتر مي شوم زندگي باز هم سنگين تر مي شود.

زندگي ما مثل همين زغال ها كه استخراج مي كنيم سياه است, اينجا در اين دهليزها به سختي مي شود نفس كشيد. به ديواره ها كه نگاه مي كنم, مي ترسم يك روز ديگر هيچ وقت نتوانم نفس بكشم.

دنبال من نياييد, سهم ما جز رنج تنها روي سياهمان است. اما بگذار بگويم:

نمي گذارم به اين راحتي كسي قلبم را سياه كند.

جنگل مشتها جوانه كرده است, آسمان را سلام مي دهد. به بهار عصيان بگوييد زودتر بيايد, ديرگاهي است چشم به راهش هستيم.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۸۷

اصلاح طلبان اصول‌گرا

گله گرگ‌ها وقتی گرسنه می‌شوند و شکار گیرشان نمی‌آید به سراغ جان ضعیف‌ترین گرگ گله که در اثر ضعف و خستگی به زمین می‌افتد می‌روند و او را می‌درند.

در نمایش انتخابات مجلس رژیم درندگان گله آخوندی به سراغ باصطلاح اصلاح طلبان رفتند و آخرین استخوان‌های باند خاتمی را به دندان کشیدند و عدم مشارکت مردم در انتخابات در عمل نشان داد این رژیم هیچ گونه مشروعیتی نداد و مردم خواهان دگرگونی بنیادی وخواهان سرنگونی حکومت آخوندی هستند

و حالا دیگر صورت مسئله تغییر اساسی کرده است و به نوعی ساده‌ترشده در یک سو دگرگون طلبان و یا براندازان و در سوی دیگر حافظان نظام قرار دارند و جریان‌های میانه دیگر در عمل وجود ندارند . و به طور رسمی اصلاحات آخوندی مهر باطل خورد و خاتمی عوام فریب هم جارو شد .

حالا صحبت این است که اصلاح طلبان آخوندی کجا می‌روند ؟ بعید به نظر می‌رسد در مسیر مبارزات اجتمایی و سیاسی مردم ایران قرار بگیرند و همراه با مردم جان به لب آمده در فکر نابودی رژیم باشند . یا باید مثل خاتمی عقب نشینی کنند و دم برنیاورند و انفعال سیاسی پیشه کنند و یا همراه با حوزه‌های جهلیه و مجلس مادون تاریخ تحت امر ولی فقیه ، در سرکوب و اختناق و غارت کشور سهیم باشند و دار و ندارمان را به باد بدهند و زیاد هم جای تعجب ندارد که اصلاح طلب حکومتی ، با تغییر و تحولات سیاسی اصول‌گرا شود نمونه بارز آن یکی از دوستان سابق خودم است

یادم میاد دوره نوجوانی بک دوست بسیار صمیمی داشتم که باهم در جستجوی آزادی به انقلاب رسیدیم و از استقلال و آزادی استبداد و جمهوری اسلامی نصیب‌مان شد . و بعد از انقلاب مسیر ما از هم جدا شد او به طرف حکومت جمهوری اسلامی رفت و من با او قطع رابطه کردم وقتی کشورم به زندان تبدیل شد و مردم زیر شلاق ظالمانه آخوندها قرار گرفتن و رشوه خوری و ریاکاری دین فروشی عادی شد چمدان تبعید اجباریم را بستم اگرچه در دلم غم غریبی خانه کرده بود و طاقت دوری نداشتم ولی چاره‌ ای نبود و راهی ایتالیا شدم .

و بعد از چند سال شنیدم این دوست سابقم در دوران ریاست جمهوری خاتمی خودش را کاندیدای اصلاح طلبان شهرمان کرده بود و در انتخابات پیروز شده و به عنوان اصلاح طلب برای استقرار دموکراسی وارد مجلس می‌شود . وحتی دو بار از مجلس جنایت رژیم به منزل من زنگ زد که حاضر به صحبت کردن با او نشدم و وقتی اصول‌گرایان عرصه کرسی‌های مجلس را بر اصلاح طلبان تنگ کردن در دور بعدی انتخابات مجلس او خود را به عنوان اصول گرا کاندید کرد و حتی معاون وزیر بهداشت شد . او قواعد بازی برای بقاء خود را پذیرفته و از جبهه باصطلاح اصلاح طلبان به جبهه اصول‌گرایان رفته بود و ظاهراً شکل عوض کرده بود ، ولی ماهیت و محتوایش که همان حفظ نظام است تغییر نکرده بود .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۸۷

کاین هنوز از نتایج سحر است

نامه تند احمدی نژاد به غلامعلی حداد عادل و حاد شدن تضادهای داخلی رژیم ، پس لرزه‌های ناشی از تجزیه و انحلال و اضمحلال رژیم پا به گور ولایت فقیه است و جنگ و دعوا در درون هئیت حاکمه و در بالاترین رده سران دو قوه مجریه و مقننه صورت گرفته است . می گویند وقتی زمین سفت می‌شود گاوها به هم شاخ می‌زنند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۷

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۷

برلوسکونی برنده انتخابات شد

همان طوری که پیش بینی می‌شد سیلویو برلوسکونی برای سومین بار به سمت نخست وزیری انتخاب شد . برلوسکونی با ائتلاف راست میانه % 4 /46 آرا را کسب کرد در حالی که والتر ولترونی با ائتلاف چپ میانه توانست % 9 / 37 آرا مردم را کسب کند
یکی از مهم‌ترین اصول دموکراسی در کشورهای متمدن پذیرش شکست سیاسی است و یقیناً از فردا نیروهای باصطلاح چپ مواضع سیاسی و اشتباهات حزبی خود را تجزیه و تحلیل کرده ، و مورد بررسی و بازبینی قرار می‌دهند

مهم‌ترین تغییر و تحول این انتخابات راه نیافتن چپ رنگین کمان به پارلمان بود که با ائتلافی از دو حزب ، کمونیست ( احیا کمونیستی ) و حزب سبزها تشکیل شده بود و با آراء % 1/3 برای اولین بار شکست سیاسی سنگینی را تجربه کرد و برتی‌نوتی دبیر اول حزب از سمت خود استعفا داد و هم چنین راست افراطی هم آرا لازم برای ورود به پارلمان را کسب نکرد .

برلوسکونی صاحب بخش عمدای از رسانه‌های جمعی مثل تلویزیون کانال 5 ، ایتالیا یک ، شبکه 4 اسکای ، و صاحب باشگاه پر آوازه آس میلان و از سرمایه داران کلان بازار اقتصادی ایتالیا است و یقیناً سرمایه او توانسته ، این جایگاه سیاسی او را هموار کند . ولی به اعتقاد نیروهای چپ برلوسکونی ، با تمرکز سرمایه و قدرت سیاسی می‌تواند تهدیدی برای دموکراسی باشد مثل پوتین که قدرت سیاسی مطلق را از آن خود ساخته است .

در ضمینه سیاست خارجی و روابط با ایران ؛ معمولاً سیاست‌مداران مواضع خود را بر اساس سیاست‌های کلان کشور تنظیم و دنبال می‌کنند . ولی ما شاهد بودیم دولت چپ میانه بعد از برلوسکونی که به نخست وزیری پرودی و حدود 2 سال در ایتالیا حکومت کرد در واقع آن دوره عصر رشد ارتباطات و روابط بین ایران و ایتالیا بود
اگر یادتان باشد پرودی اولین نخست وزیر یک کشور اروپایی بود که به ایران سفر کرد و آخوند خاتمی هم اولین سفر اروپایی خود را از ایتالیا آغاز کرد که مورد استقبال وزیر امور خارجه ایتالیا یعنی ماسیمو دلما قرار گرفت و آنروزهیچ وقت یادم نمی‌رود که ماشین خاتمی آماج رگبار تخم مرغ‌های گندیده مجاهدین در رم قرار گرفت
و درهمین دولت پرودی هیات‌های متعدی از سیاستمداران ایران ، همیشه میان رم و تهران در تردد بودند و می‌دیدیم آخوندی مثل پور محمدی با عبا و عمامه چنان سلانه سلانه به طرف پارلمان ایتالیا می‌رفت که انگار می‌خواهد وارد مسجد جامع ولایت ‌شود

بگذریم شاید دیگر از راست و چپ و میانه سخن گفتن معنا و مفهومی نداشته باشد بهتر است از بالا و پائین و یا از سیر و گرسنه و یا شمال و جنوب حرف بزنیم که بیشتر قابل فهم و درک است .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۷

انتخابات پارلمانی ایتالیا

















امروز و فردا 13 و 14 آوریل مردم ایتالیا برای شرکت در انتخابات پارلمانی برای تعیین نخست وزیر آتی ایتالیا به پای صندوق‌های رأی می‌روند
دو نامزد اصلی این انتخابات والتر ولترونی رهبر حزب دموکرات (چپ گرا )و سیلویو برلوسکونی رهبر حزب مردم برای آزادی ( حزب ائتلافی راست گرا ) امیدوارند تا با کسب پیروزی در انتخابات پارلمانی و با تشکیل دولت آینده وضعیت نامطلوب اجتماعی و اقتصادی کشور را بهبود دهند
البته نامزدهای دیگری هم وجود دارند که متشکل از احزاب کوچک هستند ولی شانس کمتری برای پیروزی در انتخابات دارند

والتر ولترونی با اتوبوس انتخاباتی در سفرهای استانی قول افزایش حقوق بازنشستگان و کاهش هزینه دانشگاهی ، کاهش مالیات و تقلیل بورکراسی را داده است و برلوسکونی در برنامه اش اولویت را به توسعه و پیشرفت ، حمایت خانواده ، افزایش امنیت و عدالت ، خدمات اجتماعی ، فدرالیسم ، کاهش مالیات را وعده داده است و برلوسکونی تصمیم دارد نیروگاه‌های هسته‌ایی ایتالیا را دوباره فعال کند ( تحفه نطنز ) که این نیروگاه‌ها سالها پیش در یک همه پرسی بسته شدند
برلوسکونی ازشانس بیشتری برای احراز پست نخست وزیری از رقیب خود برخوردار است .

مردم ایتالیا که در این چند سال اخیر به دلیل رکود اقتصادی و هزینه بالای زندگی و مالیات‌های سنگین و بی‌عملی سیاستمداران از شرایط موجود خسته شده‌اند این روزها به برنامه‌های هر دو کاندید و وعده‌هایی که به رأی دهندگان داده می‌شود گوش می‌دهند اگرچه مردم می‌دانند این وعده‌ها بیشتر جنیه شعارهای تبلیغاتی دارد و بعد از انتخابات دوباره نظاره‌گر همان آش و همان کاسه خواهند بود .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۸۷

تابلوی جیغ اثر ادوارد مونک



تابلوی فریاد ( جیغ ) اثر ادوارد مونک ( مونش ) یکی از مشهورترین آثار هنری دنیا است . و درست به خاطر سادگی خطوط ترسیم شده در آن است که توانسته احساسات شدید و تندی ، مثل اضطراب و پریشانی را در یک انسان عادی به تصویر بکشد . و جیغ در واقع یک واکنش و عکس العمل خودبخودی و غیر ارادی هر انسان است . و ویژگی این تابلو تعمیم دادن شخص خاص سورژه به عامه انسان است که نقاش این احساس قوی و تند را به بیننده تابلو انتقال می‌دهد و عدم وجود یک دلیل که بتواند این واکنش را توجیه کند سبب می‌شود که هر کسی بتواند خودش را در این احساس حس کند

در این تابلو رنگ‌های بسیار تند و ترکیب غیر متعارف جلب نظر می‌کند و جالب این‌که در آن سالها استفاده از این تکنیک و سبک (رنگ روغن و پاستل ) متداول نبود . و بعد از گذشت یک قرن که از خلاقیت آن می‌گذرد امروزه این سبک قابل درک و پیروان زیادی دارد .

ادوارد مونک در حقیقت با ترسیم مجموعه‌ای ازخطوط زمخت موج دار و رنگ‌های تند یک فضایی از رنج روحی و پریشانی و احساس وحشت را نمایان می‌کند
اکسپرسیونیسم یک مکتب هنری ، و شیوه‌ای از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای نشان دادن اضطراب و تنش‌های درونی از رنگ‌های تند و خطوط زمخت و برآشوبنده استفاده می‌کند

در آثار نقاشان اکسپرسیونیسم بر خلاف امپرسیونیسم که مضمون‌های دلنشین و رنگ‌های دل‌انگیز وجود دارد زیبایی و آراستگی کنارگذاشته می‌شود و برای بیان ناهنجاری‌های درونی و ذهنی انسان ، مضمون‌های مثل مرگ ، بیماری ، جنون ، ترسیم می‌شود ، و در واقع به واقعیت‌های تلخ ذهنی انسان اصالت می‌دهد و به آن می‌پردازد
در آثار بسیاری از اکسپرسیونیست‌ها بوضوع خشم رنجدیدگان و به نوعی اعتراض به نارضایی‌های اجتماعی و به خصوص مخالفت با جنگ خونرویزی به چشم می‌خورد و هنر را برای نشان دادن و تجسم عواقب جنگ و کشتار بکار می‌برند.

هر اثر هنری زائیده شرایط تاریخی و فرهنگی است که در آن رشد و بارور شده است . اگر فرض کنیم همین تابلو جیغ مونک در یک دوره تاریخی متفاوت ، برای مثال در قرن پنجم به نمایش گذاشته می‌شد بی تردید نقاش این اثر را دیوانه می‌خواندند اگر چه این دلیل بر بی ارزش بودن اثر هنزی نیست . درهر اثر نقاشی در واقع علائمی نهفته است که در مجموع با کدهای هنری هم‌خوانی دارد و جدا از شرایط تاریخی و فرهنگی می‌تواند ارزیابی شود و کلاً هر اثر هنری با زبان واحد هنر سخن می‌گوید ولی تشخیص شرایط تاریخی و فرهنگی کمک موثری است تا بتوانیم یک اثر را با در نظر گرفتن شرایط و عوامل محرکه و با دلایل ضمیمه شده بهتر بفهمیم و درک کنیم .

تابلو معروف جیغ معرف نخستین اثر اکسپرسیونیستی و آغاز گر این جریان مهم هنری قلمداد می‌شود و مونک نقاش نروژی این تابلو ، خیلی زود مقوله عشق و مرگ و رنج ، که تجربه شخصی او از زندگی است را به تصویر می‌کشد .
او در پنج سالگی مادر خود را از دست می‌دهد خواهر بزرگ او سوفیا نیز در 15 سالگی در اثر بیماری جان می‌دهد و خواهر کوچک او مبتلآ به بیماری روانی می‌شود.

مونک می‌گوید من همواره یا در میان بیماران بودم یا خود از بیماری رنج می‌کشیدم . و فقط وقتی گرفتار بیماری و ترس هستم می‌توانم نقاشی کنم . و این زندگی پر رنج است که او را به دنیای نقاشی وصل می‌کند و برای نشان دادن این حالات درونی سبک جدیدی را در دنیای هنر ابداع می‌کند. و ناهنجاری‌های درونی موتور محرکه آثارهنری او می‌شود او می‌گوید بدون ترس و بیماری ، زندگی من مثل زورقی بدون پارو است

و خلاصه جیغ روح بی‌قرار و درمانده انسان در عصر تنهایی مدرن و زاده اضطراب و تنش ذهنی ، روح نقاش است
تابلو جیغ بعد از وقوع یک ماجرا که در زندگی واقعی نقاش اتفاق افتاده ، ترسیم شده ، و مونک در وصف این اثر چنین می‌گوید

یک روز عصر وقتی قدم می‌زدم در یک سوی مسیرم شهر قرار داشت و در زیر پایم آبدره ، خسته بودم و بیمار ، ایستادم و به آن سوی آبدره نگاه کردم ، خورشید غروب می‌کرد. ابرها به رنگ سرخ ، همچون خون، درآمده بودند . احساس کردم جیغی از دل این طبیعت بر خاست ، و من صدای این فریاد را درک می‌کردم .و این واقعه را به تصویر کشیدم . ابرها را به رنگ خون حقیقی کشیدم . رنگ‌ها جیغ می‌کشیدند. و طبیعت بود که جیغ می‌کشید درخون من .
این بود که جیغ از سه‌گانهٔ کتیبه * پدید آمد








.............................................................
*جیغ بخشی از سه گروه آثار مونک با مضامین عشق ، مرگ ؛ رنج ، است که مونک آن‌ها را مجموعاً «کتیبهٔ زندگی» می‌نامید.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۸۷

بازی بی بی جنگنده

بازی بی بی جنگنده

 


BiBi Figther
download BiBi Figther

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۷

اول آوریل بهانه‌ای برای تفریح و خنده و سرگرمی

محققان بیوالکترونیک در یک آزمایش پژوهشی از مقعد آقای احمدی‌نژاد ، به نتایج شگفت‌انگیزی دست یافتند و برای اولین بار به یک راز بزرگ خلقت پی بردند

در مخرج نام برده یک عضو نرمی که ماهیت فیزیکی آن چیزی شبیه به دو نیم کره است ، به صورت یک شبکه منسجم کشف شده و معلوم می‌شود که بر خلاف تصور قدیمی انسان ، این عضو پیچیده در بعضی افراد در جمجمه قرار ندارد .
این محققان بیوالکترونیک نتایج برسی‌های خود را در مجله سلامت نیوز و در مباحثات آکادمی ملی علوم منتشر کرده‌اند .

از مطالعه این تحقیقات به روشنی توانایی فکری و عمل‌کرد رفتاری احمدی نژاد قابل توجیه و توصیف است . در حالی‌که هنوز به باور غلط مردم که او را به بی مغزی و یا سبک مغزی و تهی مغزی می‌خوانند ، اتفاقاً او از توانایی‌های ادراکی و شناختی منحصر به فرد برخوردار است و به عنوان یکی از باهوش‌ترین جانداران روی زمین محسوب می‌شود و خلاصه مغزش کلی فسفر می‌سوزاند و به زبان عامیانه مغز متفکری است ولی در یک فعل وانفعالات شیمیایی این عضو از جمجمه فرار کرده ، و به مخرج پناه برده ، شاید همان فرار مغزها که از قدیم می‌گویند گویای همین پدیده باشد .

همان طوری که می‌دانید یکی از بیماری‌های که ممکن است آرامش انسان را به مخاطره بیاندازد و به هم بریزد آلزایمر است یعنی همان زوال مغز ، ولی وجود مغز متفکری در مقعد می‌تواند محاسن بسیاری داشته باشد چون حرکت ناشی ازفشار در انتهای مخرج باعث فشار جانبی به سطوح مغزمی‌شود و عامل فعالیت مدام آن می‌گردد و خطر و تهدید الزایمر را پائین می‌آورد و مهم‌تر این که قابل شستشو است و بعد از شستشوی به اصطلاح مغزی می‌شود تمام و کمال در خدمت ِ نظام ولایت فقیه قرار بگیرد

در پی نوشت این مقاله علمی آمده است یک هیات بازرسی به سرپرستی ملاحسنی در تمام معاینات واحد تحقیقات بیوالکترونیک نظارت کامل داشت

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۷

هواشناسی پیازی

امروز برف بهاری منطقه مار را سفید پوش کرد و این دومین بارش برف است که در ماه مارس ما را غافل گیر می‌کند در حالی که در تمام طول زمستان از برف خبری نبود حالا بگو چی شده که از آمدن برف می‌نویسم !! در منطقه ما یک خانم معلمی به نام امانوئل فرلینی در شهر کوچک اوربانیا همه ساله در شب 24 و 25 ژانویه پیازی را به دوازده قسمت تقسیم می‌کند که نمودار 12 ماه سال است و آن را در داخل نمک و در پیش‌خوان پنجره رو به غرب قرارمی‌دهد و در سحرگاه آن روز به دقت لایه های پیاز را که در واقع حکم سنسورهای اقلیمی را دارد ، مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد و تغییراتی جوی را در طول سال پیش بینی می‌کند و روستائیان و کشاورزان را نسبت به پدیده‌هایی نظیر برف و یخ‌بندن ، باد و باران و سیلاب‌ها که سالانه ضرر و زیان زیادی به کشاورزی وارد می‌کند مطلع می‌سازد . و قرن‌هاست اجدا این خانم معلم کار کارشناسی اقلیمی را در اوربانیا به عهده داشته‌اند و معمولاً پیش بینی او را روزنامه‌های محلی همه ساله منعکس می‌کنند.

البته من ایران شنیده بودم وقتی که لایه های پیاز ضخیم و سفت باشد نمودار شرایط سرد منطقه کشت است و برعکس لایه های پیاز اگر نازک و ظریف باشند نشان دهند گرمسیر بودن منطقه پرورش پیاز است ولی پیش بینی هواشناسی برای تمام طول سال برای من که آدمی بدبین و دیرباور هستم کمی دشوار بود . به همین جهت وقتی 25 ژانویه یعنی دو ماه پیش روزنامه های محلی نوشتند ماه مارس پیاز اوربانیا خبر از آمدن برف می‌دهد با همکارانم به جر و بحث سر صحت وسقم این پیش بینی پرداختیم و من برای این که اثبات کنم جناب پیاز ، کارشناس سازمان هواشناسی کشور نیست بروی تقویم دیواری به خظ خوانا نوشتم پیش بینی برف در ماه مارس ها ها ها !! . و حالا که دو ماه از این نوشته روی تقویم می‌گذرد و زمستان خشک سپری شده ، برای دومین بار در این ماه برف آمده و همکارانم امروز هر از گاهی با چشم و ابرو تقویم دیواری را نشانم می‌دادند . تازه فهمیدم پیاز قاچ شده فقط چشمم را نمی‌سوزاند !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۶

هدیه دانشجویی، هزار ماهی سیاه در شهر سیاه

خبرنامه امبر کبیر نوشته بود در ضلع شمالی پارک لاله ، در یک اقدام خودجوش، توسط جمعی از دانشجویان ،
در یک اجرای خیابانی در قالب هنر اعتراضی ، هزار ماهی سیاه کوچولو به شهروندان تهرانی هدیه کردند .
پخش ماهی های سیاه، نظر رهگذران را به خود جلب کرد و هر کدام متناسب با برداشت های خود، از این حرکت استقبال کردند.
بنا بر این گزارش، هدیه ماهی های سیاه کوچولو، به همراه برگه ها، در سطح شهر، آشنایی زدایی از شهروندان تهرانی داشت، که شعر موجود درتراکت ها این واکنش را نمایان تر ساخت. شعری از محمد رضا شفیعی کدکنی:

هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
آنچه می بینم نمی خواهم

در همبستگی با دانشجویان و بطور سمبلیک یکی از این ماهی‌ها را اینجا قرار دادم
تا یادم نرفته غذای ماهی هم ، بغل دست ظرفش هست در غیاب من بهش غذا بدین عیدتان هم مبارک امیدوارم سال پیروزی برای مردم ایران باشد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۸۶

نمایش انتخابات هم خاتمه یافت



نمایش انتخابات هم خاتمه یافت و مقام معظم رهبری پیام تشکر برای ملت حماسه ساز ایران فرستاد و همه رسانه‌های دولتی داخل کشور از مشارکت مردم در انتخابات نوشته‌اند ولی اکثریت رسانه‌های صاحب نام دنیا از عدم شرکت مردم و سوت و کور بودن حوزه‌های انتخاباتی و تقلبات گسترده ، و از تحریم انتخابات گزارش دادند مثل رویتر ، بی بی سی ، خبر گزاری فرانسه ، العربیه ؛ روزنامه گاردین و...
بهتر است خامنه ای را برای جایزه سنگ پای قزوین (وبلاگ گل کو ) کاندید کنیم چون ولایت فقیه نزدیک به 30 سال است علیه مردم ایران خیانت و جنایت می‌کند و ارمغانی که برای ملت آورده است ، سرکوب و اختناق و فقر و تورم و بیکاری و فساد و غارت و چپاول و تبعیض است حالا ولی فقیه می‌گوید بیایید و دوباره به ما رای دهید تا این خیانت‌ها و این جنایت‌ها را بتوانیم ادامه بدهیم واقعاً که رو می‌خواهد !! آخه جکومتی که به راحتی آدم می‌کشد برایش دروغ گفتن کاری نداره !! تعداد آرا را هر چقدر بخواهد بالا پائین می‌برد .

امروز 25 اسفند سالروز ترور دوست عزیز، و مبارز سرافراز مقاومت حسین نقدی است که توسط مزدوران آدمکش رژیم در رم هدف گلوله های ولایت فقیه قرار گرفت سلام بر نقدی که جان و هستی خود را وقف آزادی مردم ایران کرد . یادش گرامی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۶

انتخابات

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۶

اعلام نتایج نهایی انتخابات




در افسانه‌های قدیم ایران شنیده‌ایم که مکتب‌دار بی‌سواد ده ، زمانی که با رقیب با سواد خود روبرو شد ، مردم را جمع کرد و در حضور آنان از رقیب با سواد خود خواست روی دیوار کلمه مار را بنویسد و آنگاه خود خطی معوج کشید و بعد از مردم پرسید ، کدام یک به مار شبیه‌تر است ؟ طبیعی است که مردم بی‌سواد مار را بر کلمه مار ترجیح دادند و در نتیجه رقیب با سود از میدان به در شد .حالا درخبرها خواندم یک نامزد انتخابات مجلس درمیاندوآب از رای دهندگان حوزه های انتخابیه میاندوآب ,شاهین دژو تکاب خواسته است نتیجه انتخابات روزجمعه دراین حوزه را پیش بینی کنند. و اقدام به برگزاری مسابقه ای نموده و هزار شترمرغ لذیز را هم به عنوان جایزه عنوان کرده است
با شنیدن این خبر تصمیم گرفتم نتایج نهایی انتخابات را نه تنها در میاندوآب بلکه تمام کشور و به شکل مصور ترسیم کنم تا آنهایی که از سطح دانش عمومی و قدرت فهم و اندیشه و نیز توانایی درک و فراگیری مسائل را ندارند ، نتایج نهایی انتخابات را به شکل ابتدایی و نمادین با چشم خود ببینند شاید دیگر لازم نباشد بنویسیم که دموکراسی و آزادی و اصول بنیادین حقوق بشر از صندوق‌های آخوندها بیرون نمی‌آید شاید لازم باشد تصاویر این چنینی را رسم کنیم تا دیگر مردم فریب مکرر نمایش انتخابات را نخورند !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۶

این است شعار ملت رای نمی‌دیم به ذلت



سران رژیم جمهوری اسلامی به فضای سرد انتخابات اعتراف می‌کنند و ابراز نگرانی آنها قابل درک است رژیم می‌خواهد با کشاندن مردم به پای صندوق‌ها نمایش مشروعیت نظام را نشان دهد ولی مردم ایران این نمایش را غصب حاکمیت خودشان می‌دانند .معمولاً در کشورهایی که آزادی وجود دارد صندوق‌های رای سنگ بنای دموکراسی هستند و حق و وظیفه ملی و میهنی شهروندان است تا در امور کشور دخالت مستقیم داشته باشند به شرط این که انتخابات بر اساس معیارهای بین المللی باشد و نه در کشوری که هر صدائی از جنس آزادی را در گلو خفه می‌کنند در کشور ما انتخابات غیر آزاد مطرح است و نمایندگان مجلس در کشور استبدادی ما نقشی ندارند .

مگر زمانی که اصلاح طلبان خاتمی نژاد دارای مجلس و شورای شهر بودند چکار برای مردم کردند ؟ تازه خود خاتمی به قول خودش با 20 میلیون رای ریاست جمهوری را داشت ، مهره‌ای نبود فقط توانست وعده و وعید و لبخند تحویل مردم بدهد و تصمیمات مهم و قوانین نظام جمهوری اسلامی از طرف ولایت فقیه و خبرگان و نهادهای اجرایی آن گرفته می‌شود . و این نمایندگان دون پایه هیچ قدرت و اختیاری ندارند و بی تاثیر محسوب می‌شوند .تمام اهرمهای اصلی قدرت در دست ولی فقیه متمرکر شده و او به هیچ کس پاسخگو نیست

حرف ما این است که کلیت نظام را قبول نداریم در نتیجه به جزئیاتش رای نمی‌دهیم وقتی از ابتدایی ترین حقوق محروم هستیم به کسی حق و اختیار تعیین قوانین جبری را نمی‌دهیم نمی خواهیم بازیچه شویم وقتی با رای ما حکومت مشروعیت می‌گیرد و به بریدن دست و پا و سنگسار و اعدام ادامه می‌دهد با عدم حضورم در انتخابات به رژیم نه می‌گوئیم .باید با شرکت نکردن در انتخابات شعور ایرانی را به جهانیان نشان دهیم

نامزدهای انتخابات مجلس از داخل نظام هستند نمی‌خواهیم خودمان را گول بزنیم احزاب سیاسی و اپوزیسیونی در این انتخابات وجود ندارد تا وقتی که احزاب سیاسی در کشور وجود نداشته باشد صحبت از انتخابات برای مجلس یاوه گویی است.
دراین 28 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی مورد تائید شورای نگهبان بوده است کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد می‌شوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار می‌کنند
شرکت در انتخابات تائید ظلم و ظلم های مضاعفی است به زنان که تنها حقی که نظام برایشان قائل است حق رای است و هیچ حقی در جامعه زن ستیز آخوندی ندارند و همین طور کارگران معلمین دانشجویان و شرکت در انتخابات تائید همه این بی عدالتی‌ها و اختناق است


اگر کسی در انتخابات شرکت کند رای او به عنوان رای به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد از رای او برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد شد مثل پروژه اتمی و جنگ با جامعه جهانی ، ایران به بمب اتمی احتیاج ندارد بمب‌های مخرب تر از بمب اتمی در ایران موجود است مثل بیکاری فقر فحشاء اعتیاد ، این انتخابات مسئله‌ای از کشور را حل نمی‌کند کار از جای دیگر لنگ است دیگر نمی خواهیم بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم انتخاب بد و بدتر راه حل مسئله نیست گزینه بهتر از بد و بدتر وجود دارد و آن تحریم است . تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۶

گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن






با گرامی‌داشت 8 مارس روز جهانی زن و خاطره قلبهایی که برای برابری حقوق زن و مرد سوختند و زبانه کشیدند ولی تسلیم قوانین اسارتبار نشدند ، به پیشواز حرکت جنبش آزادیخواهانه زنان دلاور کشورمان می‌رویم .امسال به مناسبت روز جهانی زن کلیپی درست کردم که به صورت آزمایشی اینجا قرار می‌دهم و این عکس‌ها شاید بهتر و گویا تر از هر کلامی باشند
و به راستی اگر پای حرفهای هر کدام از این عکس ها بنشینیم و به درد دل ساده این زنان گوش بدهیم تمام حرف‌هایشان از زندگی گمشده‌ در لابلای قوانین مذهبی خواهد بود و آنهایی هم که حرف نمی‌زنند در سکوت نگاهشان می‌توانیم درد عمیق اسارت و زنجیر قوانین آخوندی را ببینیم . مثل حق طلاق ، حجاب اجباری ، دیه زن که نصف مرد حساب می‌شود ، اجازه نامه شوهر برای مسافرت خارج ، حکم غیر انسانی سنگسار و غیره ...
و متاسفانه در کشور ما بیش از همه جا این ظلم و ستم به زنان رایج است
شاید این جشن 8 مارس برای زدودن و پاک کردن وجدان‌هاست در برابر روزهای تکراری ، تکرار از خشونت و ظلم تاریخی ، در جوامعی که مرد‌سالاری ریشه‌های عمیق دارد عمقی به وسعت اقیانوس‌ها . سرنگون باد قوانین اسارت‌بار علیه زنان ستمدیده ایران .گرامی باد روز جهانی زن


بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران(پن لاگ) در گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۶

تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران



این کاریکاتور را تقدیم می‌کنم به آقا محمود چون چند ماه پیش ادعا می‌کرد شورای امنیت قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب نخواهد کرد چون گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی مثبت بوده در حالی که امروز شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه جديد تحريم‌ها عليه ايران رای داد . اين قطعنامه كه به ابتكار بریتانیا، فرانسه و آلمان تهيه و تنظيم شده است با حمايت 14 كشور از 15 عضو اين شورا تصويب شد . برای اولین بار تحریم ها شامل کالاهایی می شوند که می توانند مصارف عمومی و یا نظامی داشته باشند. همچنین ممنوع شدن سفرهای ۵ تن از مقامات عاليرتبه ایرانی و درخواست تعلیق فعالیت های تجاری بیش از بیش با ایران از دیگر مفاد این قطعنامه است .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۶

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۱۰، ۱۳۸۶

انعکاس تکذیب همکاری موریکونه در خبرگزاری‌های حکومتی

در پی تکذیب همکاری موریکونه موسیقیدان صاحب نام ایتالیایی برای ساختن موزیک متن فیلم فرزند صبح که به زندگی‌نامه آیت الله خمینی اختصاص دارد و در مورد آن چندی پیش نوشته بودم و طی تماسی که دوست عزیزم داود کریمی با موریکونه داشت و متن تکذیب نامه او را در وبلاگش قرار داد بود ، بالاخره خبرگزارهای حکومتی تکذیب رسمی موریکونه را اقرار کردند و به سوز و گداز و شکوه پرداختند و این تکذیب همکاری را سیاسی خواندند .

امروزه مردم جهان بیش از هر زمان دیگر نسبت به خمینی بعنوان منفورترین حکمران عالم و رذل‌ترین فرد جهان ابراز تنفر دارند و تملق و مجیزگویی برای خمینی یعنی بالا رفتن از شکنجه و خون فرزندان مردم ایران و درود بر شرف این هنرمند گرامی که اجازه نداد کارنامه درخشان هنری او ، در خدمت رژیم و به منظور بهره‌برداری سیاسی و تبلیغاتی و در جهت اهداف آخوندها قرار بگیرد
هر چی بود داود جان دمت گرم درست زدی به خال


اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد

اعتراض فدراسیون بین المللی حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه به صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۶

آخرین تاپاله جماران


وقتی که بحران عمیق سراپای رژیم آخوندی را در بر می‌گیرد و موجودیت و سرنوشت رژیم به خطر جدی می‌افتد و رژیم خطر سرنگونی را در جمیع جهات حس می‌کند جنگ اطلاعاتی و امنیتی رژیم بر علیه آزادی‌خواهان بالا می‌گیرد . ارگان‌های امنیتی و اطلاعاتی به موازات اعدام ها شکنجه‌ها و قطع دست و پا ، از فضای آزاد اینترنت استفاده می‌کنند و با نام های مختلف و با سایت‌ها و وبلاگ‌های رنگ وارنگ به شکار مخالفان جدی رژیم می‌پردازند و اطلاعات جمع می‌کنند و البته به نام حقوق بشر و به نام حمایت از زندانی سیاسی می‌نویسند و ظاهری دموکراتیک برای خود می‌تراشند .

چندی پیش مطلبی نوشته بودم با عنوان کوسه‌های وبلاگستان را بشناسیم و امروز دیدم که یکی از این کوسه‌ها کامنتی زیر کایکاتور حمایت من نوشته است و برایم خط و نشان کشیده البته مدتی است که با او و ادبیات او آشنایی دارم و یاوه های رسوا شده آخوند یونسی را نشخوار می‌کند و شاید لیاقت پاسخ گویی نداشته باشد ولی بد نیست تعدای از وبلاگ های او را معرفی کنم تا کسی گول ظاهر دموکراتیک او را نخورد .

شاید اندکی از وبلاگ نویسان او را با نام سهیک و با وبلاگ آخرین ترانه باران ( بخوانید آخرین تاپاله جماران ) بشناسند و همیشه من و تعدای از دوستانم را همه جا عامل نفوذی فرقه رجوی می‌خواند و توهین و ناسزاز می‌گوید و مرتباً تهدیدمان می‌کند البته هیچ هراسی از شندین جفنگیات آخوند پست او ندارم و از تکرار خزعبلات او خنده‌ام می‌گیرد و با نام سهیک ، بامشاد ، تابناک ، یاشار ، مینو سپهر ، فرساوند ، سپنتا ، سروناز .و...چندین نام دیگر وبلاگ زده است

و انگار پشت مونیتور زندگی می‌کنند و از این راه ارتزاق می‌کند و هیچ گونه مشگل و محدودیت نداشته و ظاهراً از امکانات صنفی برخوردار است و مثل ما روزی 10 ساعت کار نمی‌کند . و ازاین وبلاگ به آن وبلاگش می‌رود کامنت می‌گذارد و گاهی هم به وبلاگ های پر بیننده دیگران مثل وبلاگ زیتون سر میزند و علیه مجاهدین در کامنت دونی او سخن پراکنی می‌کند و واکنش عاجزانه و پرفضیحت از خود نشان می‌دهد و خلاصه از وبلاگ سازی و سایت بازی اینترنتی که از صنایع نوظهور اطلاعات آخوندی است برای دروغ‌پردازی و لجن پراکنی علیه مقاومت استفاده می‌کند . و گاهی هم اسم وبلاگ و قالبش را عوض می‌کند تعدادی از وبلاگ‌های او این عناوین را دارد

آخرین ترانه باران
نفسی تازه کنیم ....بوی گل می آید
ایران مانا (نام قدیم ) نام جدید این وبلاگ خیس باران است
هفته های خاکستری
آهنگ .....نیمه بزرگ انکار (نام قدیم ) و نام جدید آن
زنان...... نیمه بزرگ انکار
رگ تاک ( نام قدیم ) نام جدید کافکا و هفت روز هفته
نفسی تازه کنیم ( نام قدیم ) نام جدید آخرین ترانه باران
سکوت کوچ
چشم سوم (نام قدیم ) و با نام یاشار می‌نوشت و الان به اسم مینو سپهر و با عنوان زنان در اسارت فرقه رجوی می نویسد
ایران..... سراچه دلگیر
شکوفه گیلاس
سایه سار ( نام قدیم ) نام جدید سایه سار خستگی ها
من بی رنگی (نام قدیم ) نام جدید می بی رنگی
نقش درون

و در خاتمه یادآوری می‌کنم که این ترفندها و بوق‌های امداد رسان غیبی برای دستگاه جهنمی یک رژیم قرون وسطایی که دست بر قضا از هزاره سوم سر درآورده و به نظر می‌رسد که به نفس نفس افتاده تلاشی بی نتیجه است و توهین‌ها یک به یک مثل تف سر بالا به ریش آخوندها و همنوایان آنها باز می‌گردد و آقای معلوم الحال و مزدور آخوند پا بگور از تهدیدات و نشخوار اراجیف تو ترسی ندارم سعید امامی و لاجوردی و حاجی داود از پس ما برنیامد حالا تو با این وبلاگ‌های وصل شده به مخرج آخوند‌ها می‌خواهی ما را بترسانی ؟؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۸۶


حمایت

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۶

به کدامین گناه ، مگر می‌شود









به کدامین گناه نھاد دوستى و مھر را بردارمی‌کشید؟
به کدامین گناه صداى عدالت وجوانى و شور را بر دار می‌کشید؟
به کدامین گناه حس واحساس و محبت به وطن را بردار می‌کشید؟
به کدامین گناه فریاد حق و آزادى ملت در بند را بردار می‌کشید؟
به کدامین گناه زبان گویاى بلوچ و بلوچى را بردار می‌کشید؟
به کدامین گناه نکرده بى گناه را با دارگناه , گناھکار می‌کنید؟
به کدامین گناه ,بکدامین گناه

مگر می‌شود نھاد مھر ودوستى و محبت را ھم اعدام کرد؟
مگر می‌شود صداى آزادى و حق طلبى را اعدام کرد؟
مگر می‌شود ملت اعدام شده را صدھا بار اعدام کرد؟
مگر می‌شود روشنایى و نور و دانش را اعدام کرد؟
مگر می‌شود تمام انسان وانسانیت را اعدام کرد؟
مگر می‌شود بویش خوش گُل را با چیدن از بین بُرد؟
مگر می‌شود از زاد و ولد مھر نھادھا جلوگیرى کرد؟
مگرمی‌شود , مگرمی‌شود
اى مادارن و دختران وطنم بلوچستاناى فرشتگان پروبال شکستۀ زمان
دیگر باره غرشى کنید بسان باران
ھزاران بزایید مھرنھادھا ھزاران

کوران دامنى

دوستان در کانون وبلاگ نویسان ایران برای حمایت از مهرنهاد وبلاگی را فعال کرده‌اند ، تا صدای عدالت و فریاد حق او در بهشت بی‌خبری ما خاموش نگردد . در سرزمینی که به هر گوشه آن داری برپا است و در خیابان‌های ستم دیده آن هر کسی برای نان گرسنگی دیوانه‌وار آمد و رفت می‌کند و هر کسی با سوزن تسلیم زندگی داستان خود را می‌دوزد در این میهن هزار زندان
.
فراخوان کانون وبلاگ نویسان ایران برای نجات جان آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۶

انتخابات مجلس هشتم


























از صندوق‌های انتخابات مجلس هشتم بجز تفکر مستبد آخوندی چیزی بیرون نخواهد آمد .

اگر قرار بود تغییر و تحولی از صندوق‌های آراء بیرون بیاید مطمئن باشید حکومت آخوندی انتخابات را خلاف شرع اسلام و خلاف قانون اعلام می‌کرد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۸۶

حکم اعدام یک بلوچ دلاور





















یعقوب مهرنهاد به اعدام محکوم شده است او دبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت و از فعالان مدنی و رهبر جوانان بلوچستان است . این انجمن که یک نهاد مدنی و مسقل ( ان جی او ) است حدود سه هزار عضو دارد . جوانان بلوچ ، یعقوب مهرنهاد را انتخاب کرده بودند بخاطر اینکه از مدافعان تسلیم ناپذیر مردم فقیر و محروم بلوجستان بود می‌دانستند که او نمی‌رود بروی صندلی با روکش نرم ِ پشت میزکار بنشیند و دستها را پشت سر قلاب کند و رئیس بماند و آبدارچی برایش شیرینی و چایی سرو کند . نه او بلوچ دلاوری است که با صدای خود و با قلم خود به ستم و تبعض تسلیم نمی‌شود و برای رهایی از فقر و محرومیت و آزادی بیان اهل سنت تلاش می‌کند .

یعقوب وبلاگ نویس و سرپرست روزنامه « مردم سالاری » است و از ستم سالاری که در حق مرم بلوچ روا داشته‌اند سخن می‌گوید و به خاطر همین نظام استبداد سالار دینی تحمل او را نداشت و 6 اردیبهشت ماه سال جاری به هنگام بازگشت از یک جلسه سخنرانی که با مجوز قانونی برپا شده بود به‌همراه 4 تن دیگر از دوستانش دستگیر و روانه زندان می‌شود
دادگاه یعقوب مهرنهاد ماه گذشته بدون حضور هیئت منصفه و وکیل و خانواده او برگذار می‌شود و پنج شنبه شب گذشته حکم اعدام او را بعد از 10 ماه زندان به خانواده‌اش ابلاغ می‌کنند

دو ماه پیش خانواده یعقوب در آخرین ملاقات با او آثار شکنجه را بروی سر و صورت و بدن ، و همچنین عدم تعادل و کاهش وزن را در او مشاهده می‌کنند و طی آخرین تماس تلفنی یعقوب مهرنهاد به خانواده‌اش گفته است من همچون برادران دیگر بلوچم پس از شکنجه‌ها بیگناه کشته می‌شوم

رژیم ایران دبیر انجمنی را می‌خواهد اعدام کند که اعتبارنامه رسمی از سازمان ملی جوانان را دارا است و از سال 1381 طبق قوانین جمهوری اسلامی فعالیت دارد ولی متاسفانه این حکم اعدام یک حکم سیاسی و یک توطئه سیاسی بر علیه مردم بلوچ است . این حکم صادره برای تائید روز 28 بهمن در دسترس دیوان عالی کشور قرار می‌گیرد . در دو سال گذشته شاهد هزاران دستگیری و صدها اعدام در ملاءعام در سیستان و بلوجستان بودیم . همین چند روز پیش بود شنیدیم برای ایجاد رعب و وحشت ساطور و تبر مسئولان قضایی و انتظامی دست و پای 5 جوان بلوچی را نشانه رفت و ما هیچ واژه ای برای بی‌رحمی این جانوران در ذهنمان نیافتیم

شاید طناب دار و این نوع احکام ظالمانه بتواند صدای یعقوب را خاموش کند ولی هرگز مردم غیور بلوچ را وادار به سکوت نخواهد کرد و جمهوری اسلامی ایران باید در انتظار عواقب ناخوشایند چنین احکامی باشد .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۸۶

فرزند صبح یا پدرخوانده تروریسم

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی یک فیلم سینمایی به نام فرزند صبح درباره زندگی روح الله خمینی در ایران ساخته می‌شود و این فیلم در حال حاضر در مرحله مونتاژ قرار دارد و کار آن بزودی به اتمام می‌رسد و تمام خبرگزاری‌های رسمی ایران درباره این فیلم تبلیغ و ترویج کرده‌اند و بهروز افخمی کارگردان این فیلم به خبرگزاری‌ها رسمی ایران گفته است که با انیو موریکونه آهنگ ساز معروف ایتالیایی مذاکرات اولیه را به اتمام رساندیم و او به کمک پسرش موسیقی متن این فیلم را خواهد ساخت و هنرپیشه‌هایی مثل محمد رضا شریفی نیا و هدیه تهرانی نیز دراین فیلم ایفای نقش می‌کنند

وقتی این خبر را شنیدیم دوست عزیزم داود کریمی مسئول انجمن پناهندگان سیاسی ایرانی در ایتالیا در وبلاگش با فراخوان فوری به بستن چنین قرار دادی و به خدمت درآمدن برای پدرخوانده تروریسم هشدار داد و از موریکونه درخواست کرد تا هنرش را به پای دیکتاتوری هم چون خمینی قربانی نکند و دست همکاری برای تطهیر هارترین و بیرحم‌ترین دشمن مردم ایران ندهد
و بلاخره با موریکونه تماس حاصل شد و در تماس تلفنی استاد سرشناس موسیقی موریکونه به آقای کریمی اظهار داشت که این خبرکذب محض است و در این رابطه هیچ تماسی با او گرفته نشده است و اگرچنین پیشنهادی بشود موافقت نخواهد کرد .و این درحالی است که تمامی خبرگزاری های ایران از قول افخمی از مذاکره با موریکونه برای موزیک متن فیلم خبر می‌دادند و نوشته بودند موریکونه برنده جایزه اسکار می‌بایست قبل از تابستان کار ساخت موسیقی متن این فیلم را به اتمام برساند .

محمدرضا شرف‌الدين تهیه کننده این فیلم گفته که وقتي توليد اين پروژه را‌ آغاز كرديم، قصد داشتيم از «شون كانري» براي ايفاي نقش حضرت امام استفاده كنيم .

حضور چهرهای معروف و سرشناس می‌تواند عامل مهمی برای گسترش و ترویج مطامع و اهداف آخوندها باشد ولی نباید فراموش کنیم که سینما به عنوان هنر نمایشی و قالب کاری هنری نباید در خدمت هرمحتوای قرار بگیرد حقیقت هنر عین تعهد است نباید مسقل از یکدیگر فرض کرد .

چون مستی قدرت نیاز به مداحی و مجیزگویی دارد دلبرکان آخوند پسندی مثل افخمی با ساختن چنین فیلم‌هایی و برای نام ونان به شیپورخیانت پیشگی می‌دمند تا از چهره بدنام پدرخوانده تروریسم ، انسانی عرفانی و الهی بسازند البته با رنگ ولعاب و افکتهای خاص سینمایی و به این شکل وقتی هنر در خدمت انسانیت نیست از هستی حقیقی خود ساقط می‌شود . و هنر این چنینی هنر باسمه‌ای است چون خمینی به قول شاملو به تقوای آب و گیاه پی نبرد . و با یاس‌ها به داس سخن گفت

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۶

تسلیت به دکتر حمید رضا طاهرزاده



به طاهر عزیز

اگر تار تو
پشت طاقت اندوه
از غم هجران می‌نالد
لابه‌لای غربت ایام

اگر تار تو
در شبهای تار میهن
از غم ِ گلوی بر دار می‌نالد
لابه‌لای غربت ایام

تمامی برگ‌های دفتر زندگی
روزی با آهی بسته می‌ماند

استاد زنده‌ یاد ، ایستاده پا برجا
در صدای ساز تو جاودانه می‌ماند

ح مقدم



طاهر عزیز غم از دست دادن پدر، غم جانکاهیست در این غم ما بچه‌های ایتالیا را که از نزدیک می‌شناسی ، با خود شریک بدان و این ضایعه را به شما و خانواده و همه اهل فرهنگ و هنر بخصوص دوستداران تو و صدای بیاد ماندنی برادرت منوچهر طاهرزاده تسلیت می‌گوییم

در این رابطه یاداشت‌های زری اصفهانی


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۶

آقای پرودی در مجلس شورا ی اسلامی می توانست رای اعتماد کسب کند





رأي عدم اعتماد سناي ايتاليا به نخست‌وزير اين كشور ، رومانو پرودي را مجبور به استعفا کرد رومانو پرودي از مجموع 318 رأي سنا تنها توانست به 156 رأي مثبت در مقابل 161 رأي منفی دست يابد در حالي كه براي ادامه نخست وزيري، به حداقل 160 رأي مثبت نياز داشت.

ولی از شما چه پنهان آقای پرودی یقیناً در مجلس شورای اسلامی ایران می‌توانست رأي اکثریت نمایندگان مجلس را براحتی کسب کند چون پرودی و دلما ( وزیر امور خارجه ) از محدود سیاستمداران مورد پسند آخوندهای ایران بودند . وقتی او مقام نخست وزیری ایتالیا را کسب کرد سایت‌های دولتی ایران بشکن زدند و از پرودی دوست ایران در کاخ نخست وزیری نوشتند البته اشتباه نمی‌کردند . دولت پرودی و وزیر امور خارجه او ماسیمو دالما همیشه یکی از نزدیکان دولت مستبد مذهبی ایران بودند وهمیشه سعی داشتند خط مماشات با رژیم ایران را چه بطور آشکار و چه پنهانی به پیش ببرند و از شرکای تجاری مهم در معاملاتشان بودند و هستند و نان سیاسی آن را درحمایت از حزب الله و نقش مؤثری ایتالیا در لبنان می‌توان دید تا جایی که چند ماه پیش روزنامه تمپو در ایتالیا ، پرودی و دلما را حزب الهی های جدید خواند و عکسی پر معنایی را در صفحه اول روزنامه منتشر کرده بود که ضمیمه همین پست قرار داده‌ام .

خوب وقتی بحران اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی در ایران تشدید می‌شود ونظام با خطرات جدی و تعیین کننده روبرو می‌شود همین آقایون پرودی و دلما به کمک نظام می‌روند همین چند هفته پیش بود تو خبر‌ها آمده بود شرکت ادیسون ایتالیا علی‌رغم تهدیدات قطعنامه‌های سازمان ملل 30 میلیون یورو برای اکتشافات گازی در ایران سرمایه گذاری کرده و قرار دادی را با رژیم به امضاء رسانده ‌اند گرچه قرار داد هنگفتی نیست چون جرئت سرمایه‌گذاری کلان را فعلاً ندارند ( به خاطر بی ثباتی رژیم ) خوب دولت احمدی نژاد با این پول چکار می‌کند ؟
همان کاری که تا حالا کرده ادامه سیاست سرکوب ، بنیادگرایی ،بزل و بخشش به حمس و حزب الله تاراج منابع ملی و.... الان هم اگر رژیم بتواند برای انتخابات مجلس هشتم تعداد کثیری از مردم را پای صندوق‌های رأي بکشاند در نتیجه کمپانی‌های نفتی و گازی هم سرمایه گذاری بیشتری می‌کنند و رژیم در وضعیت بهتری قرار می‌گیرد و سرکوب هم بیشتر می‌شود

دولت پرودی مدتی بود که با بحران‌های اساسی دست و پنجه نرم می‌کرد ولی استعفای کلمنته مستلا که اخيرا به علت حبس خانگی همسرش به اتهام سوء استفاده از مقام ، از سمت وزارت دادگستري استعفا داده بود ، ضربه کاری را بر پیکر دولت پرودی وارد آورد . خروج حزب مستلا از ائتلاف چپ گرايان ميانه توانست دولت اين كشور را وادار كند تا بسوي انتخابات زودرس سياسي برود
و جالب این که روز چهارشنبه که دولت پرودی در مجلس عوام رای اعتماد گرفت رومانو پرودی فرصت را غنیمت شمرد و همان روز با مجتبی ثمره هاشمی دیدار و گفتگو کرد و پنجشنبه شب هم که دولتش سرنگون شد وزیر امور خارجه یعنی ماسیمو دلما چند ساعت قبل از رای عدم اعتماد مجلس سنا و انحلال دولت با مجتبی ثمره هاشمی دیدار داشت

مجتبی ثمره هاشمی یکی از پر نفوذ‌ترین مقامات و یا بهتر است بگویم با نفوذ‌ترین جانور در باغ وحش دولت احمدی ‌نژآد به شمار می‌آید و از نزدیک‌ترین افراد به شخص احمدی‌نژاد ، و همین طور مشاور ارشد و معاون سیاسی وزیرکشور است و چون در محافل سیاسی بین‌المللی شناخته شده ِ آن‌چنانی نیست در نتیجه کمتر در رسانه‌های غربی به ملاقات‌های او بها می‌دهند ولی او با بالاترین مقامات کشورهای مختلف اروپایی همواره ملاقات داشته و این شخص را سایه احمدی نژاد هم می‌نامند و به احتمال زیاد بر سر قطعنامه سوم که نشست و تفاهم نامه آن چند روز پیش انجام گرفت به رایزانی پرداخته‌ تا بتواند رژیم آخوندی را از زیر تیغ تحریم‌های شدید تر نجات دهد ولی غافل از اینکه دولت پرودی به اجل لبیک گفت و به لقاالله پیوست و ولی فقیه ماتم زده و مصیبت دیده ایران را در غم بزرگ هسته‌ای تنها گذاشت
ضمن اظهار همدردی و غم شریکی با آخوندهای حاکم ، برای دولت مرحوم مغفور آقای پرودی ؛ دعا و نیاش بدرگاه بی نیاز الهی ـ استدعا داریم تا روح پر فتوح آن دولت را قرین رحمت خویش داشته و جنات فردوس برین را جایگاه و ماواهش گرداند و به ولی فقیه عزادارش صبر و شکیبائی جمیل و اجر جزیل اعطا فرماید . آمین


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۶

من به که گویم این درد را کند درمان


در طول تاریخ بشر جنگ بین فیزیک و متافیزیک مسیر حرکت رهروان علم و دانش و متوالیان مذهب را تا حدودی از هم جدا ساخته حالا منظور من درست و یا نادرست بودن هیچ نظریه‌ای نیست بلکه می‌خواهم عنوان کنم که هیچ وقت یک دانشمند نظریه خودش را به یک رهبر دینی چه مسلمان باشد چه کاتولیک و یا هر دین دیگری تحمیل نمی‌کند ولی متوالیان مذهب همیشه احکام‌شان را به نوعی به دانشمندان تحمیل کرده‌اند نمونه زیاد است از گالیله و فروید جردانو برونو و... و امروزه دامنه این جدال به دانشگاه رم کشیده شده .

جریان از این قراره که پاپ بندیک 16 تصمیم داشت برای مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها به دانشگاه ساپینزا رم برود و ایراد سخنرانی کند در آستانه بازدید پاپ ؛ 67 تن از اساتید دانشگاه رم و تعداد زیادی از دانشجویان در نامه‌ایی اعتراض آمیز حضور وی را در این دانشگاه ، برای مراسم آغاز سال تحصیلی بی مورد و نامناسب خوانده بودند و با توجه به اظهارات پاپ در سال 1990 میلادی ، که گویا پاپ بندیک ، به دادگاه کشیدن ِ گالیله ، در سال 1633به اتهام ارتداد را عادلانه و به جا خوانده بود ، دانشجویان و اساتید می‌خواستند تلافی حرف‌های او را در لغو بازدید او از دانشگاه و با برپایی یک اعتراض رسمی به جا بیاورند و حتی تهدید کرده بودند اگر پاپ در این مراسم شرکت کند جلوی در ورودی و در سالن اصلی دانشگاه کنسرت راک بر پا خواهند کرد.

و پاپ هم وقتی اوضاع را آشفته دید دیدارش را لغو کرد و عاقبت مسئله خاتمه یافت ولی بحث و جدال و محدود کردن آزادی بیان و ندادن تریبون آزاد برای سخنرانی پاپ از طرف دانشجویان کم و بیش هنوز در محافل روشنفکری و دانشگاهی و رادیو تلویزیون و مطبوعات ادامه دارد .

البته دانشجویان موافق و مخالف هر کدام استدلال و دلایل خودشان را آزادانه بیان می‌کنند و دانشجویان مخالف ، معتقداً که دستگاه عریض و طویل کلیسا رادیو و تلویزیون و مطبوعات متعددی را در انحصار خود دارد و برای ابراز عقیده محل و فضای کم ندارد و مسئله سانسور کردن سخنان پاپ نیست بلکه مسئله سکولار بودن دانشگاه است و دانشگاه تعلق و وابستگی به مذهب نباید داشته باشد و آغاز سال تحصیلی را نباید پاپ افتتاح کند و ما نمی‌خواهیم پاپ به ما درس مذهب بدهد ولی اگر روز دیگری بود و روز افتتاح آغاز سال تحصیلی نبود هیچ اشکالی نداشت . و ما به عقاید او احترام می‌گذاریم .


البته بیشتر احزاب سیاسی این اقدام دانشجویان را محکوم کردند خوب در این کشور دموکراسی است و فردا هم همه دانشجویان سر کلاس‌های‌شان می‌روند و اساتید هم به تدریس ادامه خواهند داد و کسی آنها را باز خواست نمی‌کند که چرا مانع از حضور پاپ در دانشگاه شدند .

حالا فرض کنید روزی خامنه‌ای برای ایراد سخنرانی تصمیم رفتن به دانشگاه تهران را بگیرد . یقیناً هیچ یک از اساتید دانشگاهی جرئت اعتراض به ورود رهبر عالیمقام را ندارد و به فرض اگر هم استادان دانشگاه و دانشجویان اعتراض جمعی بکنند فوراً فرمان حمله به دانشگاه صادر می‌شود و نیروهای انتظامی و ارتش و ستادهای عملیاتی و حراست دانشگاه برای تصفیه دانشگاه‌ها از اساتید وابسته به شرق و غرب وارد عمل می‌شوند و فوراً در داخل دانشگاه و موسسات عالی مستقر می‌شوند و اعلام انقلاب فرهنگی می‌کنند و شروع به بازداشت و دستگیری اساتید و دانشجویان می‌کنند و محکومیت‌های قضایی به جرم توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت و ارتباط با گروهک‌های وابسته و منافق و تبلیغ علیه نظام و توهین به اعتقادات اسلامی را ضمیمه پرونده می‌کنند و آنان را به حبس‌های تعزیری طولانی محکوم کرده و راهی زندان اوین می‌کنند و اگر شانس بیاورند و ناپدید نشوند تعلیق از تحصیل و تهدیدات خانوادگی مستمر و یا احکام متعدد کمیته‌های انضباتی شامل حالشان خواهد شد می‌بینید فرق آزادی حقیقی و تقلبی را . حقیقت چیزی ذهنی نیست‌ ، بسیار عینی است‌ من به که گویم این درد را کند درمان ؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، دی ۲۱، ۱۳۸۶

احمدی و انرژی هسته‌ای


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۶

با ملاهای ایرانی معامله نکنید

رژیم جمهوری اسلامی ایران بشدت در تلاش است برای برون رفت از شرایط و وضعیت فعلی و برای نجات از مشکلات اساسی اقتصادی که چند ماه اخیر به شکل حاد گریبان گیرش شده است دوباره بازارهای ایران را به سمت اقتصاد اروپا باز کند و در همین راستا قصد دارد با بزرگترین کمپانی نفت اتریش بنام "او.ام.ف" که تحت کنترل دولت قرار دارد تا آخر سال جاری قراردادی به مبلغ 22 میلیارد دلار به امضاء برساند.

و رژیم می‌خواهد با سرمایه‌گذاری‌های کلان اروپایی ، منافع خود را با منافع اروپائیان گره بزند . واگر این نوع روابط اقتصادی تقویت شود پی‌آمد آن به یقین به ضرر مردم ما است و هیچ وقت اروپا و شرکت‌ها و کمپانی‌ها و سیاستمداران اروپایی از خیزشهای و حرکت‌های اعتراضی دانشجویان و کارگران و زنان حمایت نخواهند کرد بارها و بارها گفته‌اند و شنیده‌ایم که منافع کشورشان را به خاطر دانشجویان پلی‌تکنیک و یا روزنامه‌نگاران در بند به خطر نمی‌اندازند و تازه برای پیشبرد و رشد منافع اقتصادی خود و به سفارش رژیم نیروهای فعال و رادیکال اپوزیسیون را هم در خارج تحت فشار قرا می‌دهند

و بیشترین هزینه را طبق معمول در داخل ایران زندانیان و زنان و دانشجویان و کارگران ومحرومان و روشنفکران ، و در خارج نیروهایی که برای استقرار دموکراسی از طریق نفی تمامیت رژیم فعالیت می‌کنند خواهند پرداخت و همیشه یک معادله‌ای بین تضعیف اپوزیسیون و تقویت رژیم وجود داشته و دارد و درآن سوی کفه ترازو همیشه تقویت اپوزیسیون تضعیف رژیم را به دنبال داشته و دارد . و این اصل همیشه قانون‌مند بوده است .

قبل از این‌که دیر شود با امضاء پتیشن و با اعتراض به دولت اتریش از این واقعه جلوگیری کنیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۶

آن شیخ که خوش ظاهر و لبخند به لب بود

سیاست عوام‌فریبی و ریاکارانه خاتمی را به یاد دارید که برای جلب حمایت سیاسی و مالی جهان غرب ، گفت‌گوی تمدن‌ها و ادیان را به راه انداخته بود تا با سرمایه‌گذاری خارجی ، ثبات و امنیت سیاسی و اقتصادی رژیم را تثبیت کند . و حتی این مقوله را به جلسات سازمان ملل و یونسکو برده بود در حالی که همان موقع هم در ایران بطور وحشیانه و مستمراً حقوق بشر نقض می‌شد و دولت خاتمی و سپاه پاسداران برای دستیابی به سلاح اتمی در بازار سیاه با هم خرید می‌کردند و همین‌طور زیارت‌نامه‌های گرانقیمت‌شان تروریست‌های عراق و لبنان را شفا می‌داد

حالا بعد از چند سال ببینید چقدر حنای این گفتگوی تمدن‌ها بی رنگ شده که حتی مـتـولـيان تدوين كـتـاب جـامـعه شناسي سال سوم رشته علوم انساني دوره دبيرستان متن مربوط به گفت‌گوي تمدن‌ها را كه قبل از اين در صفحه 41 كتاب درج شده بود به كلي حذف كرده‌اند و امـا جـالـب ايـن كه فراموش كرده‌اند دست كم پرسش‌هاي مرتبط با اين موضوع را نيز حـــذف كــنــنـــد. بــنـــابـــرايـــن اكـنــون دانــش آمــوزان ايــن دوره تحصيلي با سوالاتي مواجه هستند كه پاسخ آن را در كتاب خـود نـمـي‌يـابند !!

و در تهران نیز مرکزی به نام گفت‌گوی تمدن‌ها تاسیس شده بود که عطالله مهاجرانی به سمت رئیس آن مرکز منصوب شده بود و این اواخر زیر سرپرستی محمود بروجردی معاون سابق وزارت خارجه و وزارت ارشاد اداره می‌شد و این مرکز بطور کل منحل شد و سازمان و کارکنانش تحت سرپرستی رئیس سازمان میراث فرهنگی قرار گرفتند و درخاتمه برای خاتمی وگفت‌گویی تمدن‌ها فاتحه خواندند و حلوا خوردند

  • آن شیخ که خوش ظاهر و لبخند به لب بود ....... اصلاح‌طلب بود
  • وانکس که فریبـــــــا و ریاکار و جلب بود ....... اصلاح‌طلب بود ...ادامه

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۶

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

رای كميسيون استيناف سازمانهاي ممنوعه




گفتگو با آقای مهدی سامع پیرامون رای كميسيون استيناف سازمانهاي ممنوعه برگرفته از رادیو پیشگام



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۶

دفتر سال نو 2008

دفتر سال نو 2008 با 365 صفحه سپید گشوده شد . سیاه کردن برگ برگ این دفتر به عهده ماست ، خالق هر آنچه به روی این کاغدهای سپید می‌آید . امیدوارم تمام رنگ‌های زندگی در آن جان بگیرند و دیگر دیوار بلند با خطوط نازک سیاه بر این دفتر نباشد .
و برایتان 12 ماه موفقیت و پیروزی ، 365 روز سلامتی و شادابی ، 8,760 ساعت آرامش و آسایش ، 525,600 دقیقه مهر و صفا ، 31,536,000 ثانیه امیدواری آرزو دارم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۶

هفته‌ای که گذشت

اگر در پاکستان بنیادگرایان اسلامی برای تسخیر سیاسی ، رقیبان خود را از بین می‌برند و کسانی را که معتقد به جدایی دین از سیاست هستند را ترور می‌کنند در ایران آخوند پور محمدی راه حل بهتری برای ادامه تسخیر سیاسی یافته است ! در حالی که مردم پاکستان هنوز در سوگ بی نظیر بوتو بسر می‌برند ، فرزند بی نظیر و حزب مردم خود را برای انتخابات داغ پاکستان آماده می‌کنند ، آخوند پورمحمدی وزیر کشور و مجری برگذاری انتخابات آتی مجلس هشتم 92 میلیون کارت ملی صادر کرده است و احتمالاً مرده‌ها هم رای خواهند داد !!

طبق مرکز آمار ایران جمعیت کل کشور در سال 1385 که آخرین سرشماری انجام شده است 70 میلیون 495 هزار و 782 نفر است . پیدا کنید جستجوگران مشروعیت را !! آنهایی که برای مشروعیت سیاسی به هر وسیله نامشروعی متوسل می‌شوند و در این میان اصلاح طلبان حکومتی هم هنوز چشم به کرسی‌های این مجلس دوخته‌اند تا از خوان قدرت سهمی ببرند . البته بر اساس دیدگاه ولی فقیه حاکمیت در اصل از آن خداست و به عبارتی دیگر: حاکمیت ازشؤون ربوبیت الهی است. هیچ کس حق حکومت بر انسانی را ندارد، مگر آنکه خدا به او اجازه دهد . و ولایت فقیه از طرف خدا اجازه حکومت بر مردم ایران را داشته و دارد !!

و جالب اینکه جمهوری اسلامی در ادامه سیاست عوام‌ فریبی و مردمی نشان دادن چهره حکومت خود همیشه به دنبال چهره‌های محبوب ادبی سینمایی و هنری و ورزشی هستند . آخرین نمونه آن دیه‌گو آرماندو مارادونا است که گویا با سفیر آخوندها در بوئنس آیرس ملاقات داشته و پیراهن امضاء شده خود را به او اهداء کرده است و گفته من از اعماق وجودم با مردم ايران هستم و آنها را حمايت مي‌كنم و خواستار دیدار با احمدی ‌نژاد شده است.


آقای مارادونا اگرمی‌خواهد حمایت کند بهتر است از فرزند خودش حمایت کند که در پی خوش‌گذرانی‌های جنسی و بدور از چشم همسرش در ناپولی به جا گذاشته و هیچ حق و حقوقی برایش قایل نشده و بالاخره پس از کش و قوس‌های زیادی ، و با آزمایش« دی ان آ» دادگاه ایتالیا او را وادار به رسمیت شناختن فرزندش کرده است و فرزندش بارها برای حمایت مالی شکایت‌نامه تصمیم مقامات سفارت آرژانتین کرده است

و حتی امروزه فدراسیون بین‌المللی فوتبال به دلیل عدم پای‌بندی او به خانواده و همچنین فساد اخلاقی و درگیری با مواد مخدر هیچ‌گاه مارادونا را برای شرکت درمراسم رسمی دعوت نمی‌کند در حالی که از سایر پیش‌کسوت‌های فوتبال همیشه درمراسم‌ها ورزشی دعوت رسمی به عمل می‌آورند . مارادونا اسطوره فوتبال در زمین بود ولی بیرون از زمین هیچ آبرو و حیثیت انسانی نداشت

در این شرایط نا به سامان اقتصادی ایران او برای سفر به ایران 5 میلیون دلارپول تقاضا کرده است ، تا احتمالاً دسته گلی سر قبر خمینی ببرد وعکسی با احمدی نژاد بگیرد و شامی با علی دایی بخورد !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۶

دیدار از لورتو

از آنجا که مدتی پیش به دخترم قول داده بودم روز 25 دسامبر برویم به شهر مقدس لورتو گفتم " الوعده وفا " کفش و کلاه کردیم و راهی شدیم . خودم هم اشتیاق زیادی داشتم تا از نزدیک نقاشی‌های دیواری « فرسکو» کلیسای لورتو و خانه بازسازی شده عیسی مسیح را از نزدیک ببینم وقتی به نزدیکی های لورتو رسیدیم از تو اتوبان چشمم به گنبد بزرگ کلیسای لورتو خورد و به محض مشاهده گنبد از پشت صندلیم یک تو سری ازدخترم خوردم !! تا خواستم صدایم را بلند کنم گفت بابا این رسمه هر کی گنبد را ببیند
باید تو سرش بزنند تبرک دارد و تو زندگی شانس میاره !! گفتم خوبه حالا فقط گنبد را دیدم لابد اگه تو بریم شکنجه هم می‌شیم !!


به هر حال جریان این خانه مقدس لورتو که عکسش را هم اینجا گذاشتم از این قراره که وقتی عیسی مسیح در بیت لحم نزدیکی بیت المقدس بدنیا می‌آید بعد از مدتی مریم از ترس پادشاه هیرودس عیسی را به مصر می‌برد و بعد از 12 سال اقامت در مصر و بعد از مرگ هیرودس به شام بازمی‌گردد حالاخشت‌های آن خانه‌ای که عیسی مسیح در بیت لحم در آن بزرگ شده بود و مقدس بود توسط شخصی که نام فامیلی آن « آنجلی به معنی فرشتگان » است به ایتالیا و به شهر لورتو آورده می‌شود

و در طول زمان هر کی می‌پرسد کی خشت‌های خانه عیسی را از بیت لحم آورده می‌گویند فرشتگان آورده‌اند ولی منظور فامیلی این شخص بوده نه فرشتگان آسمان !! و بعد این شخص با خشت‌های آورده از بیت لحم ، خانه عیسی مسیح را در لورتو بازسازی می‌کند و کلیسای بزرگی هم بنا می‌کنند

درداخل کلیسا صف نسبتاً طویلی برای وارد شدن به خانه مقدس بود که ما هم در صف قرار گرفتیم و وارد شدیم . داخل خانه همانطور که در عکس می‌بینید از دیوارهای خشتی بشکل بسیار ساده و ابتدائی درست شده و در بالای سرمان بروی دیوار یک شیئی آهنی گرد که کمی کوچک‌تر از توپ فوتبال بود نظرم را جلب کرد و پرسیدم این توپ آهنی چیه ؟ گفتند این بمب ارتش نازیست آلمان است که در جنگ جهانی دوم بروی این خانه پرتاپ شده بود و عمل نکرده و منفجر نشده است و بر این باورند که چون این خانه مقدس بوده بمب عمل نکرده !! و بعضی ها با حرکت کردن به روی زانو به دور این خانه از بیرون طواف می‌دهند و جای زانوها بروی مرمر سائیده شده قوسی ایجاد کرده که به وضوح قابل رویت بود . به هر حال زائران بسیار زیادی به دیدن این خانه و این کلیسا آمده بودند و من هم برایتان نوشتم و باورش را به عهده خودتان می‌گذارم...

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۶

جشن میلاد عیسی مسیح



اگر چه مدتی است که راه نجات از نگاه کتاب‌های مقدس را کنار گذاشته‌ام و هیچ منجی و منادی صلح و آزادی را بجز دست‌های توان‌مند خودمان نمی‌شناسم . وگرچه مدتی است قصه‌های روزهای کریسمس را که کودکان گوش می‌ دهند و به امید آن فردایی که خواهد آمد ، و با چهرهای خندان می‌خوابند ، را باور ندارم . ولی ای کاش من هم می‌توانستم با آرزوی فردایی بخوابم که نجات دهنده ، عدالت را می‌آورد ، زخم‌ها را التیام می‌داد ، بر ظالمان می‌شوید ، و بی‌گناهان را پاداش می‌داد . اما نمی‌توانم از فضای روزهای زیبای کریسمس بی‌تفاوت بگذرم از چراغ‌ها و حباب‌های رنگی تزئین شده ، از صدای ناقوس‌ها و ترانه‌های کریسمس ، و از زینت خانه‌ها و فروشگاه‌ها و زینت درختهای کاج و هدایای دورش ، گرچه این سنت زیبا در جامعه مصرفی غربی به یک رسم تجاری تبدیل شده است ولی شکوه و بزرگی این جشن مسیحیان جهان در برف و سرما بسیار زیباست .

دیدن آدم‌های که از سرما در خیابان تا خرخره سر در گریبان بالا‌پوششان فرو کرده‌اند و دیدن دستان گرم کودکان کنار بخاری که به اشتیاق آمدن زاد روز عیسی مسیح بی‌تابی می‌کنند ، تا هدایای نادیده را باز کنند گوشه‌های از این روزهای پر جنب جوش است . و شاید نمی‌دانند کمی دورتر دست‌های کوچک کودکان دیگری کفشهای چرمی را می‌دوزد و دانه‌های ریز گردنبدی را نخ می‌کند و یا گره‌های قالی دست بافت ابریشمی را می‌بافت و شاید حتی نام خود را نداند .
و اگر خداوند در سرمای زمستان با تولد عیسی مسیح به جهان گرمی بخشید متوالیان استبدا مذهبی ایران به رهروان و پیروان عیسی مسیح هم رحم نکردند و تعداد زیادی از کشیشان و رهبران کلیسا های ایران را به قتل رساند در اینجا به ذکر چند نام که در شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان آمده بسنده می‌کنم

در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷، کشیش "ارسطو سیاح" در محل کارش در شیراز به قتل رسید
دراردیبهشت ۱۳۵۹ کسانی ! قصد ترور "اسقف دهقانی" را داشتند که منجر به قتل پسر وی
گردید

قربانی بعدی ، کشیش "حسین سودمند" بود که بعداز چندبار دستگیری و بازداشت و
بازجویی، نهایتآ در سوم دسامبر سال 1990 در محوطه زندان مشهد، مظلومانه و غریبانه
بدار آویخته شد
کشیش مهدی دیباج ابتدا در سال 1985 به اتهامهای واهی ولی در حقیقت به جرم دگراندیشی وایمان به عیسی مسیح
دستگیر میشود؛ و در شرایط زیر اعدام، حدود دو سال نیز در سلول انفرادی قرار میگیرد
چند ماه بعد در روز 24 ژوئن، زنده یاد مهدی دیباج هنگامی که از باغ کلیسا واقع در زیبادشت کرج برای شرکت در
جشن تولد دخترش فرشته عازم منزل بود توسط افرادی کوردل ربوده میشود و متعاقبآ با چاقو بطرز فجیعی سلاخی و پیکرش قطعه قطعه میشود

اسقف "هایک هوسپیان مهر" ناظر کلیساهای جماعت ربانی ایران از چهره های شناخته شده و از برجسته ترین شخصیتهای جامعه مسیحیان ایران بود در تاریخ 19 ژانویه 1994 در حالیکه برای دیدار یکی از دوستانش عازم فرودگاه مهراباد بود دربین راه توسط افرادی مزدور ربوده شد و مظلومانه به قتل رسید

کشیش "طاطاوس میکائیلیان در تاریخ ۲۹ ژوئن سال ۱۹۹۴ ظاهراً جهت ملاقات با کسانی که خود را حق‌جو معرفی کرده " از منزل خارج شد، اما هیچگاه به خانه بازنگشت. مدتی بعد معلوم شد در آپارتمانی در تهران به ضرب گلوله به قتل رسانده‌اند
کشیش جوان "روانبخش (محمدباقر) یوسفی" که سالها به اتفاق خانواده از پسران کشیش دیباج در هنگام اسارت وی، نگهداری کرده بود، در صبحگاه روز 28 سپتامبر 1996 درحالیکه برای انجام نیایش از منزل خارج شده بود، مفقود میشود و جنازه حلق آویز او در جنگلهای اطراف ساری پیدا میشود. همچنین کشیش کلیسای خانگی قربان تورانی در" نوامبر 2005" در گنبدکاووس بر اثر ضربات چاقو به قتل میرسد و پیکر خون آلودش را در جلوی خانه اش رها میکنند

یاد همه دگر‌اندیشان قربانی شده گرامی نامشان جاودان راه شان پر رهروباد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۶

تو قبله گاه منی



تو قبله گاه منی آخه پناه منی
حالا عاشقم آره عاشقم تو رفيق راه منی
نکنم دگر به کسی نظر که تو تکيه گاه منی
دوستت دارم های تو اميد موندن ميده
به اين صدای خسته فرصت موندن ميده
…
وای که چقدر دوستت دارم بقدر دنیا می خوامت
اندازه ستاره های آسمون می خوامت
…
ناز نگاه تو باده ناب من
مست و خرابم کن تو ای همه تب و تاب من
ای گل باغ دل چشم و چراغ دل
من به تو دل بستم فقط تورو می پرستم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آذر ۲۹، ۱۳۸۶

تا آزادی پلی تکنیکی‌ها

سه دانشجوی در بند پلی‌تکنیکی امروز پس از گذشت 8 ماه زندان ، اسارت را در هم شکستند و به آغوش خانواده و هم رزمانشان بازگشتند و دانشجویان امیر کبیر در داخل دانشگاه ، در پی تبرئه دوستانشان بطور خود جوش جشن گرفتند و شیرینی پخش کردند و در این یلدای بزرگ میهن که زایش و تولد نور را بشارت می‌دهد شاهد شور و شیدایی و شیرینی و دمیدن نور بر اهریمن شب شدیم از همان آغاز دستگیری و بازداشت پلی تکنیکی‌ها بسیاری از دانشجویان و آزادی‌خواهان در سایت‌ها و وبلاگ‌هایشان تلاش گسترده‌ای را برای آزادی این دانشجویان انجام دادند و من هم همگام با تعدادی از وبلاگ‌نویسان در تمام مدت بازادشت این دانشجویان نام وبلاگ‌ام را به نام « تا آزادی پلی‌تلکنیکی » تغییر داده بودم و امروز هم در شادی این دانشجویان خودم را سهیم می‌دانم و این آزادی را به پلی تکنیکی‌ها و خانواده‌هایشان تبریک می‌گویم و از امروز دوباره با نام « بادبان » می‌نویسم

دوباره به وبلاگ بادبان خوش آمدید . حرف‌ها و درد دل‌ها و داستان عشق و تبعید ، در تنهایی شب ، از سفر‌های بی بازگشت ، از عطرهای به جا مانده و از یاد رفته ، نوشته‌هایی از سرزمینم که سرزمینم نیست از تنگ‌دستی‌ها از شور و شوق زندگی از استقامت یارانم می‌نویسم و بادبانم را در برابر آیینه قضاوت می‌گذارم نمی‌دانم چندین زمستان را باید بلرزیم و چندین پاییز را باید بریزیم و چه اندازه تا آزادی راه است و چه اندازه درد است ولی می دانم راه سخت و دشوار است چون جرم عشق است
اگر صدای زوزه‌های گرگ‌های در کمین‌گاه بگذارد سلام ستاره‌ها را برایتان آورده‌ام

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آذر ۲۸، ۱۳۸۶

صدایت می‌زند



صدایت می‌زند
صدایت می‌زند ، از میان حلق
با التماس ِ نوشته‌ای

صدای ناقوس مرگ
چهارشنبه می‌آید

به صدای نفس‌های راحله
چوب حراج زده‌اند

برشت می‌گفت
آن که می‌خندد
هنوز خبر هولناک را نشنیده است

از طناب جور تو این زن
هزار بار آویخته شده
و تو به درجه رفیع آدم‌کشی نائل شده‌ای

و هزار چاقوی ظلم
در شاهرگش فرو برده‌ای

برای درمان سینه‌ام پان کی مون
جوشانده دم می‌کند
ح مقدم

نامه راحله زماني براي بخشش به خانواده شوهرش
راحله زماني زني كه قرار است چهارشنبه در زندان اوين به دار اويخته شود ديروز با ارسال نامه اي به خانواده شوهرش از انها خواست به خاطر بچه هايش او را ببخشند .
وي همچنين خواستار توقف اجراي حكم از سوي قوه قضاييه شد كه بتواند فرصت كافي براي اخذ رضايت داشته با شد. در اين نامه آمده است: من از اين كه ناخواسته اين كار را كرده‌ام پشيمانم. هنوز باورم نمي‌شود كه چه كرده‌ام. فكر مي‌كنم خواب ديده‌ام. آنقدر اذيت شده بودم و آنقدر رنج كشيده بودم كه يك لحظه كنترلم را از دست دادم و نفهميدم چه شد. من هم خيلي ناراحتم. باور كنيد من هم دلم براي شوهرم مي‌سوزد. اما اين كار ناخواسته بود.
من مي‌خواستم زندگي ‌ام را حفظ كنم. اما يك دفعه اتفاق افتاد. كاري كنيد حالا كه بچه‌هايم بي‌پدر شده‌اند ديگر بي‌مادري نكشند. سه سال است كه بچه‌هايم (دختر ۵ ساله و پسر ۳ ساله‌ام) را نديده‌ام. اما مي‌دانم كه الان يك چيز را گم كرده‌اند: مادر مي‌خواهند. اينها بچه‌هاي خانواده شوهرم هم هستند از آنها خواهش مي‌كنم فقط به آرامش خودشان و انتقام از من فكر نكنند به روح و روان بچه‌هاي من كه بچه‌هاي خودشان هم هستند، فكر كنند. اين بچه‌ها بدون پدر و مادر چطور بايد بزرگ شوند. وقتي بزرگ شوند نمي‌گويند چرا مادر ما را نبخشيديد. نمي‌گويند چرا نگذاشتيد ما بزرگ شويم و تصميم بگيريم. من سه سال است كه بچه‌هايم را نديده‌ام. چهار بار درخواست كرده‌ام اما آنها را نياورده‌اند. قبلاً براي ملاقات آنها خيلي اصرار نداشتم چون مي‌ترسيدم اگر آنها را ببينم قلبم بلرزد. مي‌ترسيدم نه خودم ديگر دوري آنها را طاقت بياورم و نه آنها دوري من را.
اما حالا مي‌خواهم آنها را ببينم. دلم ديگر به تنگ آمده، ديگر تحمل دوري بچه‌هايم را ندارم.
آن قتل فقط يك اتفاق بود. من نمي‌دانم يك لحظه چه بلايي سرم آمد كه اين كار را كردم. بچه‌هاي من تازه اول زندگي‌شان است چطوري بي‌پدر و مادري بكشند. آنها به هر حال بزرگ مي‌شوند اما محبت مادر و بوي تن مادر يك چيز ديگر است. كاش پدرشان بالاي سرشان بود. كاش من مي‌مردم و اين اتفاق نمي‌افتاد. من به خاطر خودم نمي‌گويم، فقط به خاطر بچه‌هايم مي‌گويم. اگر پسرشان را دوست دارند فكر بچه‌هاي او را هم بكنند. نخواهيد كه درد بچه‌ها دو برابر شود.
اگر من ظالم و گناهكار هستم، بچه‌ها كه گناهي ندارند. به خاطر آنها مرا ببخشيد و از خون من بگذريد.
من خانواده شوهرم را مثل پدر و مادر خودم مي‌دانم. الان هم خيلي براي آنها ناراحتم و براي اتفاقي كه براي پسرشان افتاده خيلي پشيمانم. آنها به خاطر يك لحظه‌يي كه نفهميدم چه شد، فكر مي‌كنند با پسرشان يا خودشان كينه و دشمني دارم ولي اينجوري نيست و من واقعاً نفهميدم كه چه كردم و الان پشيمانم. من هر شب خواب خانواده شوهرم را مي‌بينم و الان كه از خانواده او دور شده‌ام انگار از خانواده خودم دور شدم. فكر كنند من هم بچه خودشان هستم. من هم اميدم اين است كه آنها از خون من بگذرند. اصلاً نمي‌توانم تصور كنم آنها طناب دار را دور گردن من بيندازند.

راحله در خصوص علت ارتکاب قتل شوهرش، در جلسه محاکمه اش در دادگاه کيفری استان تهران چنين گفت:
«همسرم مدتی بود که‎ ‎با زنان ديگر رابطه داشت من اين موضوع را فهميده ‏بودم اما همسرم علی گردن‎ ‎نمی‌گرفت تا اينکه روز حادثه از خانه خواهرم به خانه خودم برگشتم و ديدم‎ ‎همسرم از ‏سر کار برگشته او هيچ وقت وسط روز به خانه نمی امد وقتی وارد‎ ‎خانه شدم ديدم زنی رو به رويم ايستاده »
راحله در ادامه افزود : «فرياد زدم از شوهرم به خاطر کاری که کرده بود توضيح‎ ‎خواستم ما او کتک مفصلی به من ‏زد و مرا از خانه بيرون کرد . شب‎ ‎دوباره برگشتم چون بچه‌هايم در خانه بودند دوباره با شوهرم دعوا کرديم‎ ‎‎. ‎شوهرم در چشمان من نگاه کرد و با عصبانيت گفت تو دو بچه به دنيا آوردی و‎ ‎ديگر به درد من نمی‌خوری ‏ديگر از با تو بودن لذت نمی‌برم»‎
«اين حرفش به شدت مرا عصبانی کرد که کنترل خودم را از دست دادم و با ميله آهنی به سرش کوبيدم. حرفهای ‎او مرا مثل مار زخمی کرده بود‎ »

مجمع عمومی سازمان ملل روز سه‌شنبه ۱۸ دسامبر، قطعنامه «منع جهانی مجازات اعدام» را با ۱۴۴ رای موافق، ‏‏۵۴ رای مخالف، و ۲۹ رای ممتنع به تصویب رساند
. این قطعنامه از همه کشورها می‌خواهد که اجرای مجازات اعدام را متوقف ساخته و در جهت لغو قانون مجازات اعدام سمتگیری کنند. جمهوری اسلامی، امریکا و مصر از مخالفان این ‏قطعنامه بودند.‏

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۶

جنبش دانشجویی



برای مشاهده بهتر روی طرح کلیک کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۶

گراميداشت سالگرد 16 آذر

این روزها جنبش دانشجویی 54 ساله می‌شود و 54 سال پیش با تصمیم آمریکا و وابستگان آن سرلشگر زاهدی و شعبان بی مخ و با اتحاد عمل حزب توده و آیت الله کاشانی و بهبهانی ، کودتاچیان بعد از براندازی دولت ملی دکتر محمد مصدق حکومت را بدست گرفتند . دانشگاه امٌا به عنوان آگاه‌ترین و حساس‌ترین عصب خلق درد و بغض سنگین کودتا را در دانشکده فنی دانشگاه تهران در اعتراض به سفر نیکسون معاون آیزنهاور، فریاد کرد و خون سرخ سه یار دبستانی شریعت رضوی _ قندچی _ بزرگ نیا _ نیروی محرکه فعالیت‌های ضد استبدادی و استعماری دانشجویان گشت و هنوز هم در گام‌های دانشجویان ایران تداوم دارد و بعد دانشگاه در سالهای 40 و 50 به کانون اندیشه و تفکر بدل یافت و از بطن این جنبش دانشجویی اندیشه‌های چریکی ، چه بر مبنای ایدئولوژی مارکسیستی و چه بر مبنای جهان‌بینی توحیدی شکل گرفت جزنی‌ها و حنیف نژاد‌ها و جزوه‌های فدائیان و مجاهدین ، نوشته‌های گلسرخی و صمد بهرنگی سیاوش کسرایی و دکتر شریعتی دست بدست دانشجویان معترض ‌گشت و تا انقلاب 57 دانشگاه به عنوان پیشتاز مبارزات ملی مردم باقی ماند و بعد ازانقلاب هم همه دیدیم که چه بر سر دانشگاه و دانشجویان آوردند . دیدیم چگونه بی محابا با شمشیر زهر آلود انقلاب فرهنگی ، وارثان سه آذر اهورایی را زخم زدند و روانه سیاه‌چال‌ها و تاریک‌خانه‌ها کردند .
54 سال پیش اگر شاه بعد از سرکوب دانشجویان تیمسار مزینی را برای پوزش ‌خواهی به دانشگاه فرستاد خاتمی اصلاح طلب بعد از سرکوب 18 تیر به سردار نظری تشویق‌نامه و ارتقاء درجه داد
و امروز بعد از 54 سال این آتش هم چنان شعله ور است و هنوز سرود یار دبستانی را می‌خوانند مگر دانشجویان چه می‌خواهند جز آزادی یاران دبستانی ، و هنوز لباس شخصی و ماموران سرکوبگر نیروی انتظامی اطراف دانشگاه را محاصره می‌کنند و دانشجویان را دستگیر می‌کنند . مگر دانشجویان چه می‌خواهند جزتکه‌ای آزادی .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۶

Le bugie hanno le gambe corte



ایتالیایی‌ها ضرب المثلی دارند که می‌گوید « دروغ‌ها » پاهای کوتاهی دارند
وقتی این فیلم را در یوتیوب دیدم طبق معمول حس فضولی‌ام که اینجا مودبانه کنجکاوی می‌نامم بالا گرفت همانطور که می‌بینید صدا و سیمای حاج عزت ضرغامی در اخبارش از شخصی به نام اربابی نام می‌برد که با پیتزای قرمه سبزی در مسابقات پیتزاهای برتر جهان در ایتالیا شرکت کرده و مقام سوم را کسب کرده ، و گزارش و فیلم و مصاحبه تهیه کرده و در یوتیوب قرار داده است .

البته این نوع دروغ‌ها خرجی نداره مدتی عده‌ ایی را مثلاً سرگرم می‌کند ولی من پیش خودم فکر می‌کنم آخه این همه دروغ بر سر مسائل اصلی مملکت کافی نیست ؟ این ها دروغ‌پردازی و ریا کاری را به همه زمینه‌ها تعمیم می‌دهند !! انگار عقده خود بزرگ ‌بینی دارند !!

این نوع مسابقات که از طرف شرکت‌های و فروشندگان کالاها و برای تبلیغ و ارائه کالا به بازار مصرف تشکیل می‌شود در ایتالیا بسیار رایج است و همه ساله از طرف شرکت‌های تولید کننده ، مثلاً آرد و یا شرکت تولید کننده پنیر پیتزا و با اسم‌های دهن پرکن مثل مسابقاب بین‌المللی پیتزا، یا مسابقات اروپایی پیتزا و ... برای تمام فصول دایر است . و خودشان هم داوری می‌کنند و خودشان هم به مشتریان خودشان که صاحبان رستوران‌ هستد جوایزو مقام و دیپلم می‌دهند حالا کاری به این نداریم

نکته جالب داستان این مسابقه اینجاست که این بابا یعنی حسین اربابی بر خلاف ادعایش مقامی کسب نکرده و سوم نشده چون در این سایت که در مورد این مسابقه نوشته است حتی عکس ‌های نفرات اول و دوم و سوم را چاپ کرده و اگر به روی عکس‌های آن‌ها کلیک کنید هیچ نشانی از چهره شادمان آقای حسین اربابی نمی‌بینید !!! ولی اسم او جزء لیست شرکت کنندگان و با شماره 103 مشخص شده است !!

و خبرنگاری که با او مصاحبه می‌کند یکی از پادو‌های رژیم تو ایتالیا است و اگر فرودگاه رم بروید روزهایی که ایران ایر پرواز دارد این پادو را با پیراهن یقه آخوندی و بی‌سیم بدست می‌بینید که چمدان‌ها را جا بجا می‌کند و موقعی که جلوی دوربین می آید کراوات می‌زند و خبرنگار صدا و سیمای ضرغامی می‌شود .و در قبال دریافت پول از کسانی که بار اضافی دارند چمدان ‌های‌شان را رد می‌کند !! البته در نظامی که می‌دزدند می‌چاپند و رشوه می‌گیرند و فساد مالی تمام ساختار رژیم را در بر گرفته این نوع برخوردها حالت عادی پیدا کرده و به عنوان جرم و تخلف محسوب نمی‌شود !!

ولی دروغ ِ کسب ِمقام برای پیتزا قرمه سبزی اگرچه ظاهراً چیز کم اهمیتی است ولی ماهیت واقعی عوامل رژیم را بازگو می‌کند و چون دیدم نوچه‌های حاجی عزت ضرغامی با بردن پرچم جمهوری اسلامی و از طریق یوتیوب تبلیغ برای آبروی باقی نمانده‌شان راه انداختند خواستم به ضرغامی بگویم حاجی « دروغ ها » پاهای کوتاهی دارند !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed