Recent Posts

پنجشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۷

رامین مولایی در گذشت










خبر تاسف انگیز مرگ رامین مولایی را در وبلاگستان خواندم شاید شما هم با هفت وبلاگ او آشنایی داشته باشید
رامین بسیار مشتاق بود که در این میدان وبلاگستان تاخت و تازی علیه رژیم به راه بیاندازد ، با تصمیم و عزم راسخ آغاز فعالیت در وبلاگستان را شروع کرد اگر چه بین ما تفاوت‌هائی در منش و خلق و خوی رفتاری وجود داشت اما همیشه تلاش طولانی و سرسختانه او را ستوده ام رامین برای شعله ورساختن و برانگیختن وبلاگ نویسان علیه حکومت آخوندی حرارتی کاستی ناپذیر داشت و حتی بروی تخت بیمارستان نیم خیز شده و با لب تابش تا آخرین روز حیاتش وبلاگ‌هایش را به روز کرد . و پریروز سری هم به بادبان من زده بود و برایم آخرین کامنتش را به یادگار نوشته بود و رفته بود .

شماره تلفن مرا داشت و هر از گاهی وقتی از سر کار می‌آمدم تلفن می‌زد و از وبلاگ نویسان و مطالب آنها با حرارت بسیار بحث می‌کرد همه مسائل در ذهن او حل شده بود و همه چیز در زنجیری زنده و هماهنگ با هم در پیوند بود از نفوذ کلام دیگران مست و مجذوب می‌شد و دیگران را به شنیدن صدای وبلاگستان ترغیب می‌کرد و گاهی هم برای برپا کردن نزاع بر سر مسائل کم اهمیت اقدام به دوئل بر سر هیچ می‌گذراند.

امٌا الان که این سطوح را می‌نویسم و جسم خسته و بیمار او به خواب آرام ابدی فرو رفته، و توفان‌ها و هیجان‌ها در روح او خاموش شده، و آتش التهابش فرو نشسته است احساس می‌کنم که با دیدن هفت وبلاگ او بسیار اندوهگین هستم . نگاهی پر اندوه ، به آفتاب زندگیش که در پشت وبلاگ‌های هفت طبقه‌اش در تبعید فرو رفت و او با چشم‌هایش این غروب را بدرقه کرد و رفت. بدرود رامین






ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۷

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت



گنجاندن نام مجاهدین در لیست سیاه تروریستی اتحادیه اروپا تیغی برنده در دستان حکومت آخوندی بود و موجب ادامه بقای حاکمیت ضد خلق می‌شد و تبلیغ و ترویج و تحمیل آن در اتحادیه اروپا سدی محکم و دیواره‌ای ضخیم بود در برابر حرکت اپوزیسیون و نهایتاً منافع حیاتی ضد خلق را تامین می‌کرد و این نیروی رادیکال خود را اسیر در چنگال تیز جبر محیط و مناسبات و محدودیت‌های تعیین شده می‌یافت و قدرت تحرک و تحول برای ضربه زدن به این نظام ظالمانه را از دست می‌داد و مجاهدین جبراً می‌بایست متناسب با اوضاع و احوال و شرایط متغیر وعینی حرکت می‌کرد .

امٌا با یک کارزار هفت ساله با پیکاری سهمگین مجاهدین حق و حقوق مقاومت را از کیسه زراندوزان و حلقوم مزدوران و دستان زورگویان بیرون کشید و به جایگاه راستین رجعت داد و حالا باید این لیست سیاه را بر فرق حکومت مستکبر کوبید و باید دوران اعتلای مقاومت در اروپا را شاهد باشیم و دیگر نمی‌شود به راحتی سرنوشت یک جنبشی را به بازی گرفت تا اینجا هم این سیاست رضا و تسلیم و سازش را، مردم و مقاومت به بهای بسیارسنگین پرداختند

آخر تا کی باید اتحادیه اروپا دل در گرو تجارت با آخوندها می‌بست ! تا کی مقاومت مشروعی را در لیست تروریستی جا می‌داد تا راه برای مطامع حقیر و پست باز باشد ! تا کی می‌خواست به آخوندها بچسبد ! تا کی می‌توانست احکام دیوان عالی عدالت اروپا و رای دادگاه انگلستان و اعتراض پارلمان اروپا را نادیده بگیرد! اما خوشبختانه انگار که آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۷

نظرخواهی سایت گزارشگران درباره تشدید و تداوم سانسور نشریات – فیلترینگ و سرکوب روزنامه نگاران و نویسندگان

همانطور که مطلع هستید در ماههای اخیر امواج سانسور و سرکوب از سوی رژیم ابعادی گسترده تر یافته است. روزنامه نگاران و نویسندگان به سیاهچالها روانه و یا به اعدام محکوم میشوند. نشریات مستفل و آزاد ممنوعه و یا به دفاتر فعالین حقوق بشر هجوم و هرگونه مجرای خبررسانی را مهر و موم میکنند. بر طبق اظهارات مسئولین نظام جمهوری اسلامی طی چندسال گذشته صدها هزار وبلاگ و رسانه اینترنتی در داخل و خارج از کشور مسدود و یا با فیلترینگ گسترده مواجه شده اند. دانشجویان کماکان تاوان آزادی خواهی خود را میدهند و فعالین و رهبران کارگری و جنبش زنان و معلمان در زندانها بسر میبرند.
با توجه به داده های فوق که انعکاس اخبار تاکنونی است.

بنظر شما:

دلائل تشدید سرکوب و سانسور در ماههای اخیر بطور مختصر کدام است؟


سرکوب و سانسور در واقع تلاش مستمر رژیم از ابتدای به قدرت رسیدن این حکومت بوده، البته بنا به شرایط خاص سیاسی کمی بالا و پائین داشته، ولی هیچ گاه سرکوب و سانسور قطع نشده و حتی رژیم در دوره‌ای از حاکمیت خود تلاش کرد برای بقاء خود با اصلاح گرایان دروغین در دل مردم امید کاذب ایجاد کند، و یادتان هست چطور میانه بازان چه کف‌ها و دف‌هایی برای فضای باز سیاسی می‌زدند !! ولی دیدیم به جای آب سراب نشان دادند!! این نظام ظرفیت و توانایی این چیزها را ندارد و اگرچنین استعدادی داشت اصلاً کارش به این جا نمی‌کشید و الان هم سعی دارد تا می‌تواند درهای آگاهی را بروی ملت ببندد و سرتاسر مملکت را دچار تاریکی و بی خبری سازد و کلاً این حکومت با هر گونه آزادی ‌های که موجب ترویج اندیشه نو، و تنوع افکار، باشد مخالفت می‌کند و بجز افکار متحجر آخوندی در فرهنگ این حضرات تفکری دیگری جای ندارد. و امروزه می‌بینیم نویسندگان و خبرنگاران و وبلاگ نویسان و هر نوع قلمی که حقیقت نگارباشد مورد سرکوب و سانسور و زیر لنگ ولگد این حضرات قرار می‌گیرد و حکومت سدی در مقابل آن می‌کشد چون نمی‌خواهند حقایق بی‌پرده گفته شود چون آزادی بیان در یک فضای بسته خفته گان را بیدار و بیداران را به حرکت درمی‌آورد


واکنش رسانه های موجود در برابر اقدامات رژیم اعم از مخالف و یا منتقد را چگونه ارزیابی میکنید؟

رژیم از نفوذ وبلاگ‌ها و سایت‌ها و روزنامه‌های اینترنتی همواره هراسان و بیمناک است و از هراس این که روزی این رسانه‌ها آشوبی برپا کنند هر بار دستوری از طرف مقامات درباره منع ورود این رسانه‌‌ها صادر می‌کنند و با پرداختن پول و امکانات دولتی سعی دارند قدرت و اختیار خود را در این زمینه زیاد کنند همین یک سال پیش آمدند و گفتند وبلاگ‌ها باید به ثبت برسند تا مجوز بگیرند و وبلاگ‌نویسان را تحت فشار قرار دادند ولی دیدیم نتوانستند این فضا را تحت نفوذ خود در آورند عقب نشینی کردند امٌا فیتله فیلترینک و هک کردن سایت‌های را هم چنان بالا نگاه داشتند و اساساً تاب دیدن زبان‌ها و قلم‌های این درجه آزاد را ندارند وقتی نهاد دفاع از حقوق مطبوعات جهان تصریح می‌کند که ایران بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در سطح خاورمیانه است، اصلاً مبالغه نمی‌کند.این مؤسسه بین‌المللی مطبوعات در گزارش خود تأکید می‌کند که رژیم ایران هم‌چنان به روش سرکوب روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان و سانسور مطبوعات و اینترنت در ایران ادامه می‌دهد و دستگیری متناوب فعالان و حبسهای بلندمدت به کرات از سوی آخوندها اعمال می‌شود. خب چه عواملی باعث می‌شود در سطح بین المللی چنین واکنش و انعکاسی پیدا کند؟ بیل گیتس حرف خوبی زده بود می‌گفت سانسور اینترنت موفق نخواهد بود. امکان داره در کوتاه مدت فیلتر کنند و هکرها را اجیر کنند ولی بطور قطعی آب در هاون کوبیدن است
تعریف شما از رسانه مستقل و یا وابسته چیست؟

رسانه‌ای که از پشتیبانی مالی یک دولت و یا یک حزب و سازمان برخوردار است رسانه وابسته نامیده می‌شود البته رسانه‌هایی هم هستند که از پشتیبانی مالی برخوردار هستند ولی با رعایت مفاهیم جهانی آزادی بیان که در منشور اتحادیه بین المللی ارتباطات ذکر شده بشکل مستقل عمل می‌کنند و به بیان تمام دیدگاه‌ها اقدام می کنند . و در مورد رسانه مستقل باید مطلب را بیشتر شکافت و احتیاج به مقاله و نگاه کارشناسانه دارد

چه تدابیر و مکانیزمی را برای عبور و یا شکستن دیوارهای سانسور و خفقان ضروری میدانید؟
امروزه علاوه بر ماهواره که به راحتی می‌تواند دیوار سانسور و خفقان را بشکند و با مردم ارتباط بر قرار کند، وبلاگ‌ها و سایت‌ها فرم‌های جدید انتشار و تحریر، ویژه اینترنت هستند که از پتانسیل بالایی برخوردارهستند و اینترنت به وسیله اساسی ارتباط جمعی بین شخص و جامعه تبدیل شده است، یک پل ارتباطی پیشرفته و جامع، خب همیشه مستبدان در تلاش و کوشش هستند تا مردم در بی‌خبری بمانند و جامعه را به انفعال بکشانند ولی همواره نیروهای روشنفکر و مسئول همان‌گونه که در سالهای خفقان با شبنامه و با استنسیل خانگی اعلامیه منتشر می‌کردند و با متحمل شدن خطرات بسیار از سد سانسور می‌گذشتند و به افشاگری و روشنگری می‌پرداختند، امروزه می‌بینیم با ابزار تکنولوژی اینترنت و وبلاگ در مدت بسیار کوتاهی اطلاع‌رسانی و روشنگری و پل ارتباطی برقرار می‌کند. و می‌بینیم بسیاری از وبلاگ‌نویسان اینترنتی با نوشتن تجارب خود در زمینه‌های فیلتر و پراکسی و راهنمایی و راهکارهایی برای ایجاد وبلاگ و چگونگی انتشار و ایمنی‌کردن و ایجاد وبلاگ به‌طور ناشناس و روشهای دور زدن و ابزار و شیوه‌های سانسور را به شکل ساده به کاربران اینترنت توضیح و تشریح می‌کنند، و یقیناً این تدابیر و مکانیزم‌ها برای ترویج آزادی بیان و آگاه ساختن جوامع بین المللی از وضعیت خفقان در ایران، می‌تواند بسیار ضروری باشد


همبستگی و اشتراک مساعی رسانه های مستقل را تا چه اندازه لازم تلقی میکنید؟

خب همبستگی رسانه‌های مستقل با هدفمندی مشترک می‌تواند پشتوانه مهمی در جهت شکستن سد سانسو باشد و این همبستگی در مبارزه مشترک برای آرمان آزادی و رساندن صدای عدالت خواهی و برابرطلبی مردم نقش اساسی دارد ولی در یک محیط مجازی مثل اینترنت به نظر من بسیار دشوار است و علت آن هم مجازی بودن آن است و به راحتی می‌تواند ضربه پذیر باشد. چون رژیم هزینه هنگفتی برای مقابله با سایت‌ها و وبلاگ‌ها سرمایه گذاری کرده است اگر درست بخاطر داشته باشم خود سایتهای وابسته به رژیم هزینه سانسور اینترنت در ایران را بیش از 7 میلیار تومان اعلام کرده بودند وبه دستور قوه قضاییه و شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت مخابرات مناقصه‌يی هفت میلیاردی از بودجه مملکت را برای سیاست سانسور و فیلترینگ و مسدود کردن سایتهای اینترنتی هزینه کرده بود و با تحت فشار قرار دادن شرکتهای خدماتی و سرویس‌دهنده اینترنتی ایرانی قسمتی از سانسور و فیلترینگ را بر دوش این شرکتها قرار داده و به کمک عوامل خود در این زمینه‌ها بسیار فعال هستند تا افکار عمومی و فضای حاکم بر اینترنت را به سوی خودشان سوق دهند . چون من تجربه فعالیت در کانون وبلاگ نویسان ایران را دارم ، می‌توانم با اطمینان یگویم که همبستگی و اشتراک مساعی در اینترنت اصلاً کار ساده‌ای نیست و عوامل رژیم به خاطر مجازی بودن محیط به راحتی در آن رخنه می‌کنند و با ایجاد بحث‌های فرسایشی بیشتر انرژی و وقت فعالیت را می‌گیرند و عملاً نیروی فعالین آزادیخواه را خنثی می‌کنند. ولی اگر اتحاد عمل و همبستگی فقط سر یک محور خاصی باشد و تمام فعالیت در یک مدار مشخص بگردد این نوع فعالیت‌ها امکان پذیر است. مثلاً تلاش برای شکستن سد سانسور، با قرار دادن اصول و ضوابط مشخص و با رعایت قوانین وضع شده می‌توان کار ساز باشد و در این زمینه‌ها حتی در یک محیط مجازی می‌توان مشارکت و فعالیت کرد

با تشکر از شما
برایتان آرزوی تندرستی و موفقیت دارم بادبان
بهروز سورن
12.01.2009
http://www.gozareshgar.com/


این نظرخواهی در سایت گزارشگران

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۷

اوباما ، رویای دست نیافتنی لوترکینگ

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۲۹، ۱۳۸۷

کلاغ‌ها و لاشخورها


چند روز پیش در خبرها آمده بود آلودگی هوا کلاغهای تهران را فراری داد مشگل آلودگی هوای تهران سالهاست مورد بحث قرار گرفته و در مورد آن بارها و بارها سخن شنیدیم. مردم ما اختناق سیاسی کم داشتند، اختناق هوا و بحران آلودگی تهران هم دست از سر مردم ما برنمی‌دارد و درصد میزان غلظت منواکسید کربن در هوای تهران هر سال رو به افزایش است و میزان بیماران تنفسی، آسم ،قلبی، برونشیت و ذات الریه به شدت افزایش داشته و بسیاری از درد قفسیه سینه ناشی از کاهش اکسیژن و شدت آلودگی هوا رنج می‌برند


خب چه باید کرد ؟ یقه کی را باید گرفت چه کسی مسئول است ؟ چکار می‌شود کرد؟ در مورد علل و عوامل فنی آلودگی
هوای تهران سالهاست کارشناسان معتقدند، افزایش جمعیت تهران و افزایش خودروهای دودزا که اغلب فرسوده‌اند، و صنایع آلاینده، 80% منشاء آلودگی هوا را تشکیل می‌دهند


. ولی می‌بینیم نه از طرح توسعه محیط زیستی خبری است و نه طرح مهندسی ترافیک درست حسابی و نه از طرح جامع مبارزه با آلودگی هوا خبری است ، و تازه آقا زاده‌ها و مافیای اقتصادی چپ و راست اجازه‌نامه پروژه‌ها را از دوایر دولتی ومقامات و مسئولان حکومتی می‌گیرند و می‌سازند و می‌چاپند!! و بدون درنظر گرفتن عواقب زیست محیطی و پیش بینی‌های کارشناسی، با تخریب فصای جنگلی و تهویه کننده و به نام طرح‌های عمران و آبادی، با اره برقی به جان درختان بی‌گناه می‌افتاند !! بعدش هم یک آخوند شکم گنده و مفت خوری را برای مراسم افتتاحیه پروژه دعوت می‌کنند و تله‌ویزیون و خبرنگاران را هم صدا می‌زنند و می‌گویند مملکت را داریم آباد می‌کنیم !!


نتیجه‌اش این می‌شود که سالانه 5 تا 6 هزار نفر بر اثر آلودگی هوا در تهران جان خود را از دست می‌دهند!! اونوقت رئیس محیط زیست تهران می‌آید و از مهاجرت کلاغها از تهران ابراز نگرانی می کند!! ومی‌گوید نشانه یک فاجعه در اکوسیستم شهری است و اضاف می‌کند که که مهاجرت کلاغها ابعاد پنهان دیگری نیز دارد

شاید هم یکی از مهمترین ابعاد پنهان مهاجرت کلاغ‌ها همین باشد که من آن را به شکل طنز به تصویر کشیدم!!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، دی ۲۴، ۱۳۸۷

«حاضریم مکان مناسبی برای سازمان ملل تأمین کنیم»



محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران با نامناسب خواندن محل استقرار سازمان ملل در نیویورک، گفت که «ایران حاضر است مکان مناسبی برای این سازمان تأمین کند».

آقای احمدی‌نژاد که بعداز ظهر شنبه در جمع کارکنان نهاد ریاست جمهوری ایران سخن می‌گفت، با اشاره به آنچه مناسبات ناعادلانه در سازمان ملل خواند، دولت آمریکا را متهم کرد که «با این سازمان ملل به دنبال حکمرانی در جهان است».

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۲۳، ۱۳۸۷

الهام چرخنده

: الهام چرخنده   :-)   چرخدنده.


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، دی ۲۱، ۱۳۸۷

لیست سیاه اتحادیه اروپا



لیست سیاه تروریستی اتحادیه اروپا قرار بود یک ماه پیش منتشر شود ولی اتحادیه اروپا انتشار این لیست کذایی را عقب انداخته و دلایل معقولی برای توجیه تاخیر این لیست نیاورده است ولی بوضوع روشن است بر سر مسئله مجاهدین گیر افتاده‌اند و راه پس و پیش هم ندارد یا باید به احکام مکرر دادگاه عدالت اروپا گردن بگذارند و حق مقاومتی را به رسمیت بشناسند و مجاهدین را از لیست تروریستی بیرون بیاورد و یا اینکه شورای وزیران اتحادیه اروپا این احکام را نادیده بگیرند و از قوانین خودشان سرپیچی کنند!!

خب این دیوان عالی دادگاه اروپا احکامش پایه حقوقی دارد و راحت نمی‌توانند این معضل را دور بزنند مگر اینکه راه حل دیگری پیدا کنند و این سیاست چماق و هویج را که چندین سال است به پیش می‌برند دنبال کنند. قرار است تا چند روز دیگر این لیست منتشر شود.
.
داشتم این کاریکاتور احکام دادگاه عدالت اروپا را می‌کشیدم، پس ذهنم شعر معروف ممنوع تلنگر می‌زد همان شعر زیبا که می‌گوید گیرم که در باورتان به خاک نشستم . و ساقه‌های جوانم ، از ضربه‌های تبرهاتان زخم دار است. با ریشه چه می‌کنید؟
پیش خودم فکر کردم اگر مخاطب همچین شعری ظالمان قداره بند حکومتی نباشد ومماشات‌گران اتحادیه اروپا باشد همچین شعری را چی جوری میشه گفت مخیله‌ام را تو این دستگاه گیر دادم این جوری واکنش داد

به شورای وزیران اتحادیه اروپا

گیرم بر سر این تجارتخانه بنشسته،
و جنبشی را علامت ممنوع می‌زنید
با احکام دادگاههای حکومت قانون چه می‌کنید ؟

گیرم که با باج ِ بسته‌های مشوق، دغل‌کاری کنید،‌
وچشم بر جنایت ببندید
با قطعنامه‌های قطور حقوق بشر چه می‌کنید ؟

گیرم که زدوبند کنید،
گیرم که مدارا کنید،
گیرم که سازش کنید،
با سلاح هسته‌ایی و امیال شیطانی دین فروشان چه می‌کنید؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۷

به یاد جهان پهلوان غلامرضا تختی

امروز 17 دی ماه سالگرد خاموشی جهان پهلوان غلامرضا تختی است این چند ساله مقالات و عکسهای زیادی در اینترنت در باره این اسطوره ورزشی دیده‌ایم و خوانده‌ایم و یقیناًً جمله پردازیهای من در وصف او خریداری نخواهد داشت!! امٌا چندی پیش دوستی به دیدنم آمده بود ومی‌گفت بعد از چهل و یک سال، هنوز بریده‌‌ای از روزنامه‌ای که دست خطی ازتختی در آن به چاپ رسیده درلای کتاب‌هایش حفظ کرده . آن هم خارج از کشور و پس از گذشت سال ها دربدری در ایتالیا و در دوره دانشجویی!!

گفتم : خب بده من، تو وبلاگم بگذارم، گفت حتماً برایت ارسال می‌کنم. تا این که مدتی پیش بدستم رسد و به همراه این دست خط یک صفحه از روزنامه، آن دوره که در گزارش فوق العاده به همراه عکس تختی و عکسهایی از اطاق و هتل آتلانتیک، که تختی آخرین شب را در آن گذرانده بود برایم ارسال کرد که گفتم به یاد آن زنده یاد روز 17 دی در بادبان قرار می‌دهم .

ما هنوز تختی و و قهرمان‌هایی که با منش و خلق و خوی تختی در مقابل ظلم مقاومت کردند و حتی بعضی از آنها جان باختند را از یاد نبردیم و هم چون سیاوش در قلب ما ایرانیان مثل اسطوره‌ای باقی خواهند ماند. امٌا چه چیز باعث می‌شود که تختی را با آن چه از دیگر ورزشکاران دیده‌ایم متمایز کند ؟؟ تختی چیزی دارد که از هر خصلتی گران‌بها تراست و آن قلبی شریف و با صفاست، صفتی طلایی، که او در تمام طول زندگی آن را از دست نداده و از تباهی حفظ کرده است .

وقتی مردم او به کارها و اقدامات واقعی احساس نیاز داشت، بوئین زهرا میدان عشق بسیار آشکاری برای او بود . چهره‌ای که او آفرید برای مدت مدید پایدار مانده است. امٌا آن چهره، با همان منش و خلق و خوی راستین باید در درون ما ظاهر شود. امٌا می‌بینم این روزها این طوری نیست

یک نگاهی به بیکاره‌های خوش‌زبان ِتحصیل کرده در وبلاگ‌ها و سایت‌ها بیاندازید تا بفهمید چه می‌گویم !! این جوان‌های تحصیل کرده و برازنده و زیرک خوش ذائقه را می‌بینید که کتاب می‌خوانند و خوب می‌نویسند ولی جز رویدادهای محافل روشنفکری چیزی بر دل‌شان اثر نمی‌گذارد البته با مسائل مهم نیز بیگانه نیستند دوست دارند که درباره سوداها سخن بگویند، آمٌا آنقدر از اجتماعی که در آن هستند بالاتر قرار می‌گیرند که به ابتذال آن آگاه نیستند

جهان پهلوان هم مسیر زندگی راحتی نداشت او کارش را از دست می‌دهد از ورود او به استادیوم ممانعت بعمل می‌آوردند . حقوقش را قطع می‌کنند . نمی‌گذارند کشتی بگیرد و حتی بعضی از نشریات وابسته به دولت به او اتهام اخلاقی می‌زنند. امٌا این همه مانع آن نشد، و او همچنان جهان پهلوان باقی ماند

هنوز ظلم است و باید همان منش و خلق و خوی راستین جهان پهلوان در درون ما شکوفا شود.
چون هنوز ظلم است و هنوز وقت اقامه نماز میت ما نرسیده است.



پ ن بابک تختی فرزند جهان پهلوان مترجم و اهل قلم است و همسر بابک نویسنده وبلاگ يادداشت‌های منیرو روانی‌پور از چهره‌های شناخته شده وبلاگستان است و چندین کتاب به رشته تحریر درآورده است ، و فرزند آنها یعنی نوه زنده یاد تختی، غلامرضا نام دارد و در وبلاگ چراغ جادو می‌نویسد


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، دی ۱۳، ۱۳۸۷

در جدال بین باد و پنجره، شیشه می‌شکند

چند روزی است که سرنوشت مردم بی‌گناه عزه در گرو حماقت جنبش حماس و نیروهای اسرائیل قرار
گرفته است. جنبش حماس که تکیه کور بر شعارهای احساسی و بی محتوی و جنگ افروزانه دارد، با موشک و خمپاره‌های آخوندها قصد دارد دامنه‌ی حملات خود را هر چه بیشتر به داخل خاک اسرائیل بکشاند. و از طرف دیگر اسرائیل با یورش وحشیانه و بمباران غزه، علاوه بر نابودی پایگاههای حماس، مناطق مسکونی، اردوگاههای پناهندگان فلسطینی را مورد هدف حملات هوایی قرار داده است. کاملاً روشن است که یکی ازعوامل اصلی این جنگ، جمهوری اسلامی ایران است که با مداخله و صدور پنیادگرایی و تروریسم، نقش اساسی در بی ثباتی، خاورمیانه دارد. امٌا اگر این حملات هوایی تداوم داشته باشد دیگر از غزه باریکه ی هم باقی نخواهد ماند.


هارولد پینتر، نمایش نویس و فیلم نامه نویس، برجسته یهودی و برنده جایزه نوبل ادبیات که از بزرگترین نمایشنامه نویسان جهان بود و همین چند روز پیش در شب کریسمس چشم از جهان بست، در 29 آوریل به مناسبت بزرگداشت شصتمین سالگرد تاسیس اسرائیل نوشت : ما نمی‌توانیم بزرگداشت تولد دولتی را خجسته بداریم که با تروریسم، با کشتار جمعی و با بیرون راندن مردم از سرزمین خود بنا شده است ما نمی‌توانیم بزرگداشت تولد دولتی را خجسته بداریم که با عدول از قوانین بین المللی بر پاکسازی ونسل کشی اصرار می‌ورزد. ما زمانی بزرگداشت خواهیم گرفت که عرب و یهودی در خاورمیانه در صلح و آرامش و با حقوقی مساوی، باهم و در کنار هم زندگی کنند.

امٌا این آتش و خون ریزی را حماس با نقض یک طرفه آتش بس و با موشک‌پرانی به داخل خاک اسرائیل آغاز کرد. جنبش حماس هیچ وقت اسرائیل را به رسمیت نشناخته و هم چون حزب الله لبنان دست دردست پدرخوانده تروریسم، یعنی حکومت مستبد آخوندی دارد و مردم فلسیطین بزرگترین قربانیان ماجراجویان جنبش حماس هستند. البته این ماجراجویی‌های جنگ افروزانه حماس نباید مجوزی برای کشت و کشتار مردم غزه از جانب اسرائیل ‌شود. اما واقعیت این است که در جدال بین باد و پنجره شیشه می‌شکند و مردم بی‌دفاع غزه تاوان حماقت‌های طرفین در جنگ را می‌پردازند

یادتان است روح الله خمینی می‌گفت : اگر هريك از مسلمانان سطل آبي بريزد اسرائيل را آب مي‌برد، حالا کله خران وابسته به حکومت هم برای آزادی قدس و نابودی اسرائیل راه حل‌های امام راحل را می‌دهند . مثلاً رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي باصطلاح دفاع مقدس که رفته در جمع متحصنين کله خر در فرودگاه مهرآباد سخنرانی کرده طرح جالبی را پیشنهاد کرده و گفته باید ملت‌هاي مسلمان در راهپيمايي عظيمي به سمت فلسطين حركت كنند، يك راهپيمايي عظيم كه از هند و پاكستان شروع، از ايران گذشته و به سمت عراق، اردن و ... حركت كند تا ملت‌ها به خروش آيند و به سمت مرز فلسطين حركت و از سوي ديگر مردم آفريقا حركت خود را به سمت مصر و گذرگاه رفح آغاز كنند، مردم سوريه و تركيه نيز به سمت لبنان و مرزها بيايند. نبوغ را ببین !!


می‌گویند: تغاری بشکند ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان
حالا جمهوری اسلامی هم منتظر است حادثه‌ای، رخدادی، اتفاقی، بیافتد تا لفت و لیسی بکند. رژیم از قضیه فلسطین سوء استفاده می‌کند تا به منطقه تسلط پیدا کند. عوامل خل دست حکومتی هم فرصت را غنیمت شمرده برای عملیات استشهادی ثبت نام می‌کنند و به سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌های کشورهای عربی حمله ور می‌شوند تا كشورهاي عربي را وادار به عقب نشيني کنند. اسرائیل هم که گوش شنوایی ندارد و می‌گوید: کلوخ انداز را پاسخ سنگ است.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، دی ۰۶، ۱۳۸۷

تصویری از آق محمود که در شبکه 4 انگلیس پخش نشد

برای مشاهده بهتر بروی تصویر کلیک کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۷

شب یلدا


صحبت حکام ظلمت شب یلدا است
نور ز خورشید خواه، بو که برآید

حافظ


از سر کار آمدم از آسمان یکریز باران می‌آید پشت این میز با لوازم التحریر نا مرتب، روبروی مانیتور بروی صندلی چرخانی نشسته‌ام و استکان چای‌ام را با یک خرما مزه مزه می‌کنم امشب شب یلدا و زایش مهر است در اولین شب زمستانی، میترا خداوند خورشید از دل قطعه سنگی، در بلندترین شب سال و در تاریکی زاده می‌شود و فردا با برآمدن خورشید روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاه تر می شود. گرچه خانه ما تبعیدیان پشت به خورشید در دارد و رو به باران پنجره !! امٌا می‌دانم طولی نمی‌کشد چون شب آبستن خورشیدی نو شده است باید از ظلمت عبور کرد . تا شکستن شب راهی نیست.

سال پیش خاطره‌ بسیار زيبایی از خانم مرجان شنیدم که خواندنش خالی از لطف نیست
مرجان می‌گوید : زمستان سال 1363 در بند 240 اوين كه بند زنان مجاهد گرفتار دژخيم بود، بر عكس روزهاي قبلي، شوري مخفي جريان داشت. چرا كه قرار بود، زندانيان هم بند با امكانات محدود خود و بدور از چشم زندانبان، شب يلدا را جشن بگيرند.
ورودي غم انگيز ولي با شكوه، جشن آن شب را برايم خاطره‌ساز كرد: هم رزمي از زايشگاه زندان اوين به بند ما فرستاده شد، مادري مغموم و افسرده از اعدام همسر دلاورش، مسخ شده با نوزادي كه بي‌پدر بدنيا آمده بود. در آستانه درب بند ايستاد، در خيره‌گي و سكوت بند بطرفش رفتم و اولين كس بودم كه نوزاد را بغل زدم، دختركي زيبا با چشمان باز و لبخندي مليح در شوري همه گير قرار شد يلدا خطابش كنيم. نسلي كه در سياهترين شب سال در بدو تولد قدم به سياهچال نهاد. چندي پيش شنيدم كه يلدا يلي است در شهر اشرف. رزمنده‌اي كه بغض نشكفته در گلوي مادر و مظلوميت پدر را در گوش وجدانهاي بيدار جهانيان فرياد مي‌زند. غم‌انگيز ولي با شكوه.

به رسم پست‌های بادبانی‌ام برای مرجان عزیز صورت زیبای روزهای آغاز کار هنریش را کشیدم که برای ما نوجوانان آن روز یک خرجین آواز داشت .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۷

حق و حرمت انسان

به مناسبت روزجهانی حقوق بشر خانم زری اصفهانی مقاله بسیار زیبایی نوشته‌‌اند . دراین مقاله یک نگاه عمیق‌ نسبت به سیستم ضد انسانی شکنجه و دونگاه و واکنش متفاوت مبارزین و آزادیخواهان در چنگال اهریمن را نقد کرده است . و در این مقاله از به زانو در افتادن جمیل بصام در زیر شکنجه، و همکاری او با حکومت استبداد دینی نوشته شده است.

وقتی این مقاله را خواندم بی اختیار به یاد طاهر احمدزاده افتادم. مرد شریفی که همیشه مصداق صداقت و راستی بود او را در هشتم مرداد 1361 در فرودگاه مهرآباد دستگیر، و به زندان اوین منتقل می‌کنند .کمتر کسی است که استاد طاهر احمدزاده را نشناسد. او سوابق درخشان مبارزاتی دارد و دو تن از فرزندان او مسعود و مجید طاهرزاده که از بزرگترین چهره‌های مبارز نظام سلطنتی بودند، در زمان رژیم شاه بدست حکومت پهلوی اعدام شدند

استاد طاهر احمد زاده را موقعی که سالیان پیش یک بار به ایتالیا سفر کرده بود در شهر پروجا دیدم و توانستم چند کلمه‌ای با او صحبت کنم. مردی فرهیخته و بسیار متواضح و مهربان بود، با سینه‌ای پر از احساس‌های سوزان که شور و حرارت و انگیزه را به راحتی به انسان منتقل می‌کرد


امٌا وقتی زندانی در برابر شکنجه قرار می‌گیرد بیشتر از دو گذینه در مقابل شکنجه‌گر ندارد یا ایستادگی و مقاومت می‌کند و یا سر تسلیم فرود می‌آورد. مزدوران حکومت خمینی اجازه تعزیر او را از ولی فقیه می‌گیرند تا او را به مصاحبه تله‌ویزیونی وادار کنند چون آقای احمدزاده شخصیت شناخته شده سیاسی بود و از محبوبیت مردمی برخوردار بود رژیم تلاش زیادی می‌کند تا با شکنجه جسمی و روحی، مقاومت این مرد را در هم بشکند و نان سیاسی آن را بخورد .

رژیم از شرافت و روحیه آزادیخواهی این پیرمرد به خوبی مطلع بود. و از ضعف‌های او هم اطلاع داشت که همانا عشق عمیق به فرزندان مبارز و مجاهد بود . او از تمام رزمنده‌گان با هر مکتب فکری که در برابر ظلم و ستم می‌ایستادند و مقاومت می‌کردند حمایت می‌کرد و هیچ وقت این علایقش را پنهان نمی‌کرد

در حضور آقای طاهر احمدزاده چند زندان سیاسی را به پای جوخه اعدام می‌برند و این پیر مرد را تهدید می‌کنند تا به مصاحبه تله‌ویزیونی موافقت کند و در غیر این صورت این زندانیان را به جوخه اعدام می‌سپردند و حتی گفته می‌شود که در ازای هر ساعت تاخیر در پذیرش مصاحبه یکی از زندانیان سیاسی را به جوخه اعدام می سپردند.

براستی چه جنایتی بالاتر از این است که حق و حرمت انسان را به چنین درجه‌ای از قساوت و سفاکی هتک و پایمال می‌کنند . اگر شما در موقعیت مکانی او بودید چکار می‌کردید ؟؟ آخه شقاوت و بی‌رحمی هم یک سری معیارهایی دارد این رژیم آخوندی همه این مرزهای و معیارهای ذهنی را درنوردیده !!

و عاقبت آقای احمدزاده برای نجات جان این زندانیان سیاسی در شوی تله‌ویزیونی که ترتیب داده بودن شرکت می‌کند و بعد به چند سال زندان محکوم می‌شود و بعد از آزادی از زندان جمهوری اسلامی دیگر آن احمدزاده سابق نبود دیگر از خانه بیرون نمی‌آمد و حاضر به حرف زدن با کسی نبود خنده بر لبانش برای همیشه خشکید و زخم عمیقی روح این مرد را در انزوا شکافت .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۷

دادگاه لوكزامبورگ، تصمیم اتحادیه اروپا را برای گنجاندن نام مجاهدين در ليست تروريستى را لغو كرد


برای مشاهده بهتر بروی آن کلید کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۷

آزادی برای شهناز غلامی













شهناز غلامی وبلاگ نویس و از فعالین جنبش زنان و هویت طلب آذربایجان است . زنی آزاده و عاشق زندگی، برای رسیدن به مطالبات برابری طلبانه و آزادی‌خواهانه ، از سال 1368 تا سال 1373 به مدت 5 سال محبوس بوده و نیز در مرداد سال 1386 به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد دستگیر و زندانی می‌شود. علاوه بر آن، وی همواره به دلیل فعالیت هایش مورد تهدید و تعقیب نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار داشته است .

شهناز غلامی را دوباره دستگیر کرده‌اند جرم او را هم لابد می‌توانید به خوبی حدس بزنید تبلیغ علیه نظام شرکت در راهپیمایی ‌های غیر قانونی تشکیل و شرکت در جلسات غیر مجاز و نوشتن مقالات در سایت‌ها و نشریات مخالف نظام !!

شهناز در وبلاگ خود که حقوق زن حقوق بشر است سیمای حقیقی و دردآور مردم آذربایجان را به تصویر می‌کشد از اسارت یاران و دوستانش می‌نویسد که به همراه او به جرم بزرگداشت بزرگان سرزمینش همچو ستارخان و باقرخان و صمد بهرنگی در خیابان‌ها کتک می‌خورند و دستگیر می‌شوند از مرگ عزیزانش به دست عوامل حکومتی پرده بر می‌دارد. او می‌نویسد چون وبلاگ نویس و ژورنالیست متعهد است .

جلوی نارضایتی و مخالفت و اعتراض و بیان نشدن درد مردم را که نمی‌شود گرفت این همه جنایت و قساوت را نمی‌شود بالکل پنهان و انکار کرد آن هم در عصر پیشرفت و تکنولوژی ، نوشتن از شهناز غلامی را حق و وظیفه خود می‌دانم . به امید آن که این درخواست آزادی برای شهناز طبق معمول دچاربی اعتنایی و بی تفاوتی حکومت قرار نگیرد


گفتگوی خانم شهناز غلامی با رادیو برابری در مورد آخرین وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجان

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، آذر ۰۸، ۱۳۸۷

محافل و عناصر وابسته گرا به رژیم ایران


دیشب داشتم یکی از مقالات آقای حسن داعی محقق و پژوهشگر متعهد ایرانی را می‌خواندم که در باره شبکه لابی رژیم ملایان نوشته بود و تله‌ویزیون روشن بود و میزگردی با شما از صدای امریکا پخش می‌شد و میهمان برنامه آقایی بود به نام احسان زاهدی که خود را نمایند و مسئول انجمن دانشجویی آینده سازان ایرانی معرفی می‌کرد و در مورد اهداف خیرخواهانه این انجمن سخن می‌گفت وتبلیغات می‌کرد و جواب تلفن هایی که از او تعریف و تمجید می‌کردند را می‌داد

پیش خودم گفتم لابد این هم یکی از انجمن‌های پوششی رژیم در امریکا است که ظاهراً کارش تحقیقات علمی وپژوهشی و برای جذب نیروی دانشجویی خارج از کشور است و در عمل چیزی جز خدمت به رژیم و بزک کردن چهره نامشروع آن نیست و عملاً برای خنثی کردن و لاپوشالی کردن فعالیت‌های دانشجویی است و جالب این که در دقیقه آخر بیننده ایی سئوال بسیار بجایی کرد و از این آقا پرسید آیا وقتی احمدی نژاد به امریکا آمده بود انجمن شما با ایشان ملاقات داشتند ؟ در این جا بود که طرف نتوانست کتمان کند و گفت بله ما هم با ایشان ملاقات داشتیم !! پیش خودم گفتم دیدی کلاغ‌های همه دنیا سیاهند !!

اگر مقالات آقای حسن داعی را بخوانید بوضوع متوجه می‌شوید که رژیم پس از شکست پروژه اصلاحات در ایران برای پیش‌بر اهداف آخوندی به روی شبکه لابی خود سرمایه گذاری کرده است و سال‌هاست رژیم به شکل وسیع در این زمینه فعالیت دارد و در این راستا تشکل‌ها و نهاد‌ها و انجمن‌های پوششی زیادی را سازماندهی کرده است .و از این لابی‌ها برای اعمال نفوذ بر سیاست‌مداران و نمایندگان مجلس و همچنین در جهت فعال کردن افکار عمومی علیه جنگ و دور کردن حمله نظامی به ایران و کاهش فشار برای پیشبر سیاست اتمی خود استفاده می‌کند

مدتی است که هر فعال و پژوشگر و محققی جدی که اهداف شوم آخوندها و بازار معرکه پردازان دغلکارش را برملا می‌کند، مورد خشم سایت‌های اینترنتی وابسته به حکومت قرار می‌گیرند. و سریعاً این محققین را وابسته به مجاهدین می‌کنند و با عربده‌ایشان ساز و دهل را علیه مجاهدین کوک می‌کنند. و حتی در مورد آقای حسن داعی پایشان را فراتر می‌گذارند و توسط لابی خود فروخته‌ای مثل تریتا پارسی برای او پرونده قضایی می‌سازند تا جلوی فعالیت‌هایش را بگیرند و بتوانند بی سر و صدا اهدافشان را پیش ببرند

و نمونه‌های دیگر و در زمینه‌های مختلف کم نیست و پژوهشگران دیگری هم مثل آقای ایرج مصداقی که در زمینه حقوق بشر بمثابه یک وظیفه فعالیت می‌کند و عوامل و دارو دسته‌های وابسته به رژیم را در داخل و خارج افشاء می‌کند و یا آقای بصیر نصیبی پژوشگر و صدای سینمای معترض که بشکل جدی هم پیاله‌های رژیم آخوندی را در انبوه برنامه‌های فرهنگی و هنری افشاء می‌کند، هیچ کدام در اینترنت از حملات عوامل رژیم در گزند نیستند البته به نظر نگارنده این پژوشگران یک وجه مشترکی با مجاهدین دارند و آن همانا پایداری و حفظ مرز سرخ با رژیم جرم و جنایت است . معلومه هر پژوهشگری و یا نویسنده و شاعر و هنرمندی با رژیم کنار نیاد و لاس نزند و آب را از سراب تشخیص بدهد مورد غضب آخوندها قرار می‌گیرد.

خب رژیم پول و منابع مردم ایران را در دست دارد واین چند ساله تجارب نشان داده که رژیم در تارج دادن آن هیچ ابایی ندارد و از این نظر دست لابی برای اعمال نفوذ باز است ضرب المثلی است که می‌گوید با پول و ثروت می‌توان بر شیاطین فرمانروایی کرد بدون ثروت حتی نمی‌توان بره ای را هم احضار کرد و تملق هم که سم شیرینی است که لابی‌های رژیم مادرزاد در آستین دارند. پس اگر افشاء نشوند می‌توانند نقش ضربه گیر آخوندها را بازی کنند

همین چند ماه پیش در ایتالیا سه برگ فکس برای اکثر فرش فروشان ِ شهر‌های مختلف ایتالیا با نام محفوظ ارسال می‌گردد که در آن از تجار فرش تقاضا می‌کنند تا به اتحادیه تجار فرش در ایتالیا بپیوندند و نویسنده نامه به بهانه اینکه نمی‌خواهد از مزایا و حق و حقوق ویژه بهرمند شود و می‌خواهد همانند یک عضو ساده با او برخورد شود اسم خود را نمی‌نویسد و حتی سایت اینترنتی و پالتاک راه می‌اندازد و در تماس‌های تلفنی به روشنی عنوان می‌کنند که اگر به اتحادیه بپیوندید از مزایای ویژه مثل خرید فرش از ایران با 20% تخفیف و تبلیغات ویژه برخوردار خواهید شد و خلاصه عده‌ایی را هم جمع کردند و محل اولین نشست خود را هم اعلام کردند که فهمیدیم همان سفارت جمهوری اسلامی در رم است ( نامه‌ها و عکس‌هایش موجود است) و نهایتاً بعد از برملا شدن نشست در سفارت بیشتر تجار فرش از رفتن به اتحادیه امتناع نمودند

این قبیل افراد و جریانات به ظاهر صنفی نقش مهمی برای آخوندها بازی می‌کنند . یکی شکنجه می‌کند و دار می‌زند و یکی هم در خارج تلاش می‌کند تا رژیم بیشتر دوام بیاورد و این رژیم پوسیده را از مهلکه خطرات کنونی نجات دهد . به چه طریق ؟؟ با سمینار و سخنرانی و انتشارات مقالات و تشکل انجمن‌های صنفی و غیر صنفی و راه اندازی شبکه لابی که در واقع تلاش می‌کنند تا دست خونین را در دستکش سفید پنهان ‌کنند.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۷

دستگیری حسین درخشان

این روزها سورژه پست بیشتر وبلاگ‌نویسان دستگیری و بازداشت حسین درخشان است عده‌ای فارغ از اختلافات سیاسی، و به دفاع از آزادی بیان، خواهان حمایت از حسین درخشان شدند .
و عده‌ای دیگر او را از سینه‌چاکان و از عوامل رژیم جمهوری اسلامی می‌دانند و حمایت ازاو را نمی‌پذیرند .

یادآوری یک واقعیت را لازم می‌بینم و به تمام وبلاگ‌نویسان که هنوز دل در گرو رژیم جمهوری اسلامی دارند و فکر می‌کنند با مبارزه مسالمت آمیز می‌شود این رژیم را سر عقل آورد و یا تغییرش داد صراحتاً می‌گویم بابا این امامزاده شفا نمی‌دهد این رژیم قادر به تحمل هیچ نیرویی جز خودش نیست می‌بینید حتی شخص خودی، مثل حسین درخشان را هم دستگیر و بازداشت می‌کند تا از او مزدور تمام عیار بسازد.

درست است که در این محیط مجازی باید برای آزادی بیان حق تقدم قائل شویم ولی نباید با آشفته فکری خط و مرز با رژیم را مخدوش کنیم باید دستگیری و بازادشت حسین درخشان را مثل تمام بازداشت‌های خودسرانه محکوم کرد ولی حمایت از او را نادرست می‌دانم باید هوشیار بود این رژیم از تمام روشنفکران و نویسنده‌گانی که زیر چتر جمهوری اسلامی بیتوته کرده‌اند استفاده خواهد کرد و با فشار و ارعاب هر روزه همه را در ننگ و ذلت و لجنزار فرو خواهد برد.

باید از این رژیم قطع امید کرد اگر مصلحت اقتضا کند این رژیم قادر است تمام وبلاگ‌نویسان شناخته شده را در جنایاتش بصورت مستقیم یا غیر مستقیم شرکت دهد و شریک کند . برای دفاع از آزادی بیان نباید هیچ وبلاگ‌نویسی به این حکومت اعتماد کند. رژیم جمهوری اسلامی از قِیل تبلیغات امثال حسین درخشان دستش بازتر شده تا قلم ها را قلع و قمع کند و برای آزادی بیان زیب بدوزد . زندانی کردن او توسط رژیم محکوم است امٌا حمایت از او، تنه زدن به آزادی بیان است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، آبان ۲۴، ۱۳۸۷

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۸۷

سرمایه در خدمت سیاست

یکی از اصول اساسی برای سر در آوردن از ماهیت ِ برنامه‌ها و سیاست‌های یک نهاد و یا نیروی سیاسی در یک نظام سرمایه‌داری، توجه و بررسی منبع و منشاء در آمدهای مالی است، که اساساً نقش مهمی در سیاست گذاری و برنامه ریزی احزاب و سازمان‌ها و گروههای سیاسی دارد. و در واقع موتور محرکه فعالیت‌های انتخاباتی است

حالا این انتخابات ریاست جمهوری امریکا و پیروزی باراک اوباما را از این دید و زاویه برسی و ارزیابی کنیم می بینیم اوباما حدود 640 میلیون دلار برای احراز پست ریاست جمهوری جمع آوری کرد که مبلغ کثیر آن از حمایت‌های فردی و اهداء افراد عادی تشکیل می‌شد و همچنین می‌توان از کمک و پشتیبانی مالی فعالین و گروه‌ها و داوطلبانی که نقش تعیین کننده برای رساندن اوباما به کاخ سفید داشتند نام برد .

ولی از این 640 میلیون دلار، هنوز درصد حمایت‌های ویژه مالی که صنایع بزرگ سرمایه داری به صندوق انتخاباتی باراک اوبا واریز کرده‌اند به وضوع روشن نیست

امٌا با نگاهی به آمار و ارقام منتشر شده از طرف Federal Election Commission american می توان حضور عقاب‌های مالی وال استریت که از پشتیبانان و حامیان اصلی رئیس جمهور جوان بودند را مشاهده کنیم. یعنی همان‌هایی که با سیاست مالی جهان بازی کردند و شرایط سقوط ارزش سهام را تدارک دیدن و جهان را به بحران و رکود اقتصادی عمیق سمت و سوق دادند

اوباما 2.938.556دلار حمایت مالی از بانک های تجاری دریافت کرده است و در مقابل مقدار حمایت دریافتی مک کین برابر با 2.185.869 دلار بود است .
بی جهت نیست که با رای موافق خود در کنگره؛ و با حمایت آنها در مجلس سنا امریکا لایحه نجات موسسات مالی را به تصویب می‌رسانند .که نهایتاً این کمک‌های مالی چند هفته پیش از جیب مردم امریکا به جیب گشاد وال استریت واریز می‌شود. و تازه معلوم نیست تا چه حد بتواند برای بهبود بحران مالی موثر باشد !!

بین خطوط ارقام منتشر شده از حامیان مالی اوباما رقم 34.454 دلاری دریافتی از سرمایه داران صنعت دخانیات به چشم می‌خورد که در واقع این سرمایه داران با آسیب اجتمایی سود و بهره می‌برند

امٌا شاید بدترین حامیان اصلی اوباما در جریان انتخابات غول‌های صنعت دارو سازی است اوباما حدود 1.662.280دلار از سرمایه گذاران و سودجویان سلامت و درمان دریافت کرده و مک کین فقط توانست 579.013 دلار را به خود اختصاص دهد


واقعاً جای تاسف دارد چون در اصل این سرمایه گذاران دارو سازی نقش اساسی در تثبیت خصوصی سازی نظام بهداشتی و درمانی امریکا دارند که باعث تبعیض اجتمایی فاحش در سطح کشور می‌شود علاوه بر آن می‌دانیم انحصار دارو و افزايش قيمت آن يكي از ابزارهای شركت هاي چندمليتي است، و نگاه سود جویانه شرکت‌های چند ملٌیتی داروسازی و تغییر قیمت مواد دارویی در کشورهای فقیر مردم را برای دسترسی به داروهای حیاتی ناتوان می‌سازد این شرکت‌ها انحصارات بیشتر داروها را به عهده دارند و درآمدهای کلانی به جیب می‌زنند

در زمینه فن آوری اطلاعاتی، اوباما پنج برابر مک کین حمایت مالی داشت 21.600.186 دلار برای اوباما و 4.308.349 دلار حمایت مالی به صندوق انتخاباتی مک کین واریز شد این سرمایه گذاران اتباطات الکترونیکی دست اندر كاران وسايل فني پيشرفته براي جمع آوري اطلاعات از فواصل دور و تولید کنندگان ابزارهای اطلاعات فني شامل ماهواره هاي جاسوسي، هواپيماهاي جاسوسي با سر نشين و بي سرنشين و احداث ايستگاه های شنود از اهداف اصلی این صنعت پیشرفته است

شاید بخاطر همین اوباما در کنگره به قانون « FISA» رای مثبت داد و با تصویب آن جاسوسی مهاجرین و جاسوسی ناراضی‌یان سیاسی قانونمند می‌شود
و در زمینه صنایع تسلیحاتی هم اوباما از حمایت مالی سرمایه گذاران این صنعت با 870.165 دلار از رقیب خود مک کین با 647.313 دلار پیشی گرفت .


زمینه دیگری که باعث نگرانی است بیمه بهداشت و خدمات درمانی است و اصلاحات پیشنهادی باراک اوباما بشکل سطحی و بزک شده است و در حقیقت زیر بنای نظام بهداشتی و درمانی تغییر نمی‌یابد و به زبان دیگر کمپانی های بزرگ بیمه گر و نهادهای ارائه دهنده خدمات درمانی نقش اصلی در سلامت و درمان مردم امریکا دارند و 44 میلیون نفر که در مضیقه مالی هستند از داشتن پوشش بیمه درمانی همچنان محرم می‌مانند. و نظر سنجی‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از مردم امریکا خواستار بیمه همگانی و خدمات درمانی دولتی هستند بیمه‌ای که بتواند از مالیات مردم و درآمد دولت تامین شود ولی کمتر در رسانه‌ها و مطبوعات انعکاس می‌یابد
از شرکت‌های بیمه‌های بهداشت و درمان اوباما 49.408.792دلار کمک مالی برای انتخابات دریافت کرد و مک کین 33.286.626 دلار کمک مالی گرفت همان طور که مشاهده می‌کنید پول خرد کم ارزشی نیست و باید بدانیم و تاکید کنیم که این رقم پول اهدایی، بلاعوض نیست !! .

و در خاتمه تاثیر و تبلیغ لابی‌ها و کارشناسان که عامل و نقش بسزایی در سطح جامعه دارند اوباما سعی و تلاش کرد تا به امریکایی‌ها اطمینان خاطر دهد که کاندیداتوری او اساساً به نفع مردم امریکا و خانواده‌های طبقه متوسط و قشر محرم جامعه است لابی‌های امریکایی و دفاتر وکلا( که در امریکا بسیار گسترده است ) برای پیروزی کاندیدای جوان کاخ سفید سه برابررقم کمک شده به مک کین حمایت و پشتیابنی مالی کردند
37.122.161 دلار برای اوباما و فقط 10.765.423دلار به مک کین حمایت مالی کردند

سرمایه‌گذارانی که حمایت و پشتیبانی مالی خود را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان سیاست امریکا تدارک می‌بینند، آدمهای ایدالیست نیستند که به ابرها خیره شوند و خیال پردازی کنند این ها کارشناسان و سرمایه داران واقع بینی هستند که اتفاقاً خیلی هم خوب می‌بینند و می‌دانند و می‌فهمند چرا و به چه دلیل به اوباما پول می‌دهند زیرا امروز سرمایه را در خدمت سیاست قرار می‌دهند تا فردا سیاست در خدمت سرمایه قرار گیرد !!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۷

به یاد عبدالرضا رجبی



از اهالی ماهیدشت کرمانشاه بود در سال 80 توسط نیروهای امنیتی دستگیر می‌شود به هنگام دستگیری با نارنجکش مرگ را معشوقانه به آغوش می‌کشد تا اطلاعاتش لو نرود و زنده به دست مزدوران نیافتد ولی با وجود اینکه بشدت از ناحیه کمر مصدوم شده بود و مهرهای کمرش آسیب دیده بود زنده بدست دژخمیان می افتاد و او را برای کسب اطلاعات؛ اول به بیمارستان و سپس به زندان دیزل آباد کرمانشاه می‌برند و او را زیر شکنجه‌های وحشیانه قرار می‌دهند.

و هفت سال آزگار حتی ترکش‌های نارنجک را از بدن او خارج نساختند و مهره‌های از بین رفته کمرش را هم درمان نکردند و عاقبت در 7 آبان 86 در زندان گوهردشت کرج این مجاهد را زیر شکنجه کشتند. عبدالرضا رجبی مثل فعالین اتو کشیده حقوق بشر و یا جزء کمپین یک میلیون امضاء نبود تا رادیو زمانه و رادیو فردا و رسانه‌ها و خبرنگاران بدون مرز و محققین حقوق بشر از دانشگاه ها برای او بیانیه صادر کنند و از او بنویسند و خود نمایی کنند. حقوق بشر، همانگونه که در معاهده های بين المللی آمده، برای یک قشر و یک قوم، یک جنسيت و يا نژاد و یک تفکرخاص نيست. ولی هزار و یک دریغ !!

امٌا رگ منجمد و سرد اختناق سیاه تاریخ ما را خون عبدالرضا و زیباترین فرزندان آفتاب و باد رنگین می‌کند تا پرچم بلند مقاومت در این سرزمین خونین سرافراز بماند و تاریخ زخم این خاطره ها را از یاد نمی‌برد
آسوده بخواب و بدرود که زورق صبح بادبان می‌کشد و پشت این ابرها آفتاب پنهان نمی‌ماند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed