Recent Posts
جمعه، اسفند ۱۰، ۱۳۸۶
انعکاس تکذیب همکاری موریکونه در خبرگزاریهای حکومتی
ارسال شده توسط
بادبان
در پی تکذیب همکاری موریکونه موسیقیدان صاحب نام ایتالیایی برای ساختن موزیک متن فیلم فرزند صبح که به زندگینامه آیت الله خمینی اختصاص دارد و در مورد آن چندی پیش نوشته بودم و طی تماسی که دوست عزیزم داود کریمی با موریکونه داشت و متن تکذیب نامه او را در وبلاگش قرار داد بود ، بالاخره خبرگزارهای حکومتی تکذیب رسمی موریکونه را اقرار کردند و به سوز و گداز و شکوه پرداختند و این تکذیب همکاری را سیاسی خواندند .
امروزه مردم جهان بیش از هر زمان دیگر نسبت به خمینی بعنوان منفورترین حکمران عالم و رذلترین فرد جهان ابراز تنفر دارند و تملق و مجیزگویی برای خمینی یعنی بالا رفتن از شکنجه و خون فرزندان مردم ایران و درود بر شرف این هنرمند گرامی که اجازه نداد کارنامه درخشان هنری او ، در خدمت رژیم و به منظور بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی و در جهت اهداف آخوندها قرار بگیرد
هر چی بود داود جان دمت گرم درست زدی به خال
اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد
اعتراض فدراسیون بین المللی حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه به صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد
امروزه مردم جهان بیش از هر زمان دیگر نسبت به خمینی بعنوان منفورترین حکمران عالم و رذلترین فرد جهان ابراز تنفر دارند و تملق و مجیزگویی برای خمینی یعنی بالا رفتن از شکنجه و خون فرزندان مردم ایران و درود بر شرف این هنرمند گرامی که اجازه نداد کارنامه درخشان هنری او ، در خدمت رژیم و به منظور بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی و در جهت اهداف آخوندها قرار بگیرد
هر چی بود داود جان دمت گرم درست زدی به خال
اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد
اعتراض فدراسیون بین المللی حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه به صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد
چهارشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۶
آخرین تاپاله جماران
ارسال شده توسط
بادبان
وقتی که بحران عمیق سراپای رژیم آخوندی را در بر میگیرد و موجودیت و سرنوشت رژیم به خطر جدی میافتد و رژیم خطر سرنگونی را در جمیع جهات حس میکند جنگ اطلاعاتی و امنیتی رژیم بر علیه آزادیخواهان بالا میگیرد . ارگانهای امنیتی و اطلاعاتی به موازات اعدام ها شکنجهها و قطع دست و پا ، از فضای آزاد اینترنت استفاده میکنند و با نام های مختلف و با سایتها و وبلاگهای رنگ وارنگ به شکار مخالفان جدی رژیم میپردازند و اطلاعات جمع میکنند و البته به نام حقوق بشر و به نام حمایت از زندانی سیاسی مینویسند و ظاهری دموکراتیک برای خود میتراشند .
چندی پیش مطلبی نوشته بودم با عنوان کوسههای وبلاگستان را بشناسیم و امروز دیدم که یکی از این کوسهها کامنتی زیر کایکاتور حمایت من نوشته است و برایم خط و نشان کشیده البته مدتی است که با او و ادبیات او آشنایی دارم و یاوه های رسوا شده آخوند یونسی را نشخوار میکند و شاید لیاقت پاسخ گویی نداشته باشد ولی بد نیست تعدای از وبلاگ های او را معرفی کنم تا کسی گول ظاهر دموکراتیک او را نخورد .
شاید اندکی از وبلاگ نویسان او را با نام سهیک و با وبلاگ آخرین ترانه باران ( بخوانید آخرین تاپاله جماران ) بشناسند و همیشه من و تعدای از دوستانم را همه جا عامل نفوذی فرقه رجوی میخواند و توهین و ناسزاز میگوید و مرتباً تهدیدمان میکند البته هیچ هراسی از شندین جفنگیات آخوند پست او ندارم و از تکرار خزعبلات او خندهام میگیرد و با نام سهیک ، بامشاد ، تابناک ، یاشار ، مینو سپهر ، فرساوند ، سپنتا ، سروناز .و...چندین نام دیگر وبلاگ زده است
و انگار پشت مونیتور زندگی میکنند و از این راه ارتزاق میکند و هیچ گونه مشگل و محدودیت نداشته و ظاهراً از امکانات صنفی برخوردار است و مثل ما روزی 10 ساعت کار نمیکند . و ازاین وبلاگ به آن وبلاگش میرود کامنت میگذارد و گاهی هم به وبلاگ های پر بیننده دیگران مثل وبلاگ زیتون سر میزند و علیه مجاهدین در کامنت دونی او سخن پراکنی میکند و واکنش عاجزانه و پرفضیحت از خود نشان میدهد و خلاصه از وبلاگ سازی و سایت بازی اینترنتی که از صنایع نوظهور اطلاعات آخوندی است برای دروغپردازی و لجن پراکنی علیه مقاومت استفاده میکند . و گاهی هم اسم وبلاگ و قالبش را عوض میکند تعدادی از وبلاگهای او این عناوین را دارد
آخرین ترانه باران
نفسی تازه کنیم ....بوی گل می آید
ایران مانا (نام قدیم ) نام جدید این وبلاگ خیس باران است
هفته های خاکستری
آهنگ .....نیمه بزرگ انکار (نام قدیم ) و نام جدید آن
زنان...... نیمه بزرگ انکار
رگ تاک ( نام قدیم ) نام جدید کافکا و هفت روز هفته
نفسی تازه کنیم ( نام قدیم ) نام جدید آخرین ترانه باران
سکوت کوچ
چشم سوم (نام قدیم ) و با نام یاشار مینوشت و الان به اسم مینو سپهر و با عنوان زنان در اسارت فرقه رجوی می نویسد
ایران..... سراچه دلگیر
شکوفه گیلاس
سایه سار ( نام قدیم ) نام جدید سایه سار خستگی ها
من بی رنگی (نام قدیم ) نام جدید می بی رنگی
نقش درون
و در خاتمه یادآوری میکنم که این ترفندها و بوقهای امداد رسان غیبی برای دستگاه جهنمی یک رژیم قرون وسطایی که دست بر قضا از هزاره سوم سر درآورده و به نظر میرسد که به نفس نفس افتاده تلاشی بی نتیجه است و توهینها یک به یک مثل تف سر بالا به ریش آخوندها و همنوایان آنها باز میگردد و آقای معلوم الحال و مزدور آخوند پا بگور از تهدیدات و نشخوار اراجیف تو ترسی ندارم سعید امامی و لاجوردی و حاجی داود از پس ما برنیامد حالا تو با این وبلاگهای وصل شده به مخرج آخوندها میخواهی ما را بترسانی ؟؟
چندی پیش مطلبی نوشته بودم با عنوان کوسههای وبلاگستان را بشناسیم و امروز دیدم که یکی از این کوسهها کامنتی زیر کایکاتور حمایت من نوشته است و برایم خط و نشان کشیده البته مدتی است که با او و ادبیات او آشنایی دارم و یاوه های رسوا شده آخوند یونسی را نشخوار میکند و شاید لیاقت پاسخ گویی نداشته باشد ولی بد نیست تعدای از وبلاگ های او را معرفی کنم تا کسی گول ظاهر دموکراتیک او را نخورد .
شاید اندکی از وبلاگ نویسان او را با نام سهیک و با وبلاگ آخرین ترانه باران ( بخوانید آخرین تاپاله جماران ) بشناسند و همیشه من و تعدای از دوستانم را همه جا عامل نفوذی فرقه رجوی میخواند و توهین و ناسزاز میگوید و مرتباً تهدیدمان میکند البته هیچ هراسی از شندین جفنگیات آخوند پست او ندارم و از تکرار خزعبلات او خندهام میگیرد و با نام سهیک ، بامشاد ، تابناک ، یاشار ، مینو سپهر ، فرساوند ، سپنتا ، سروناز .و...چندین نام دیگر وبلاگ زده است
و انگار پشت مونیتور زندگی میکنند و از این راه ارتزاق میکند و هیچ گونه مشگل و محدودیت نداشته و ظاهراً از امکانات صنفی برخوردار است و مثل ما روزی 10 ساعت کار نمیکند . و ازاین وبلاگ به آن وبلاگش میرود کامنت میگذارد و گاهی هم به وبلاگ های پر بیننده دیگران مثل وبلاگ زیتون سر میزند و علیه مجاهدین در کامنت دونی او سخن پراکنی میکند و واکنش عاجزانه و پرفضیحت از خود نشان میدهد و خلاصه از وبلاگ سازی و سایت بازی اینترنتی که از صنایع نوظهور اطلاعات آخوندی است برای دروغپردازی و لجن پراکنی علیه مقاومت استفاده میکند . و گاهی هم اسم وبلاگ و قالبش را عوض میکند تعدادی از وبلاگهای او این عناوین را دارد
آخرین ترانه باران
نفسی تازه کنیم ....بوی گل می آید
ایران مانا (نام قدیم ) نام جدید این وبلاگ خیس باران است
هفته های خاکستری
آهنگ .....نیمه بزرگ انکار (نام قدیم ) و نام جدید آن
زنان...... نیمه بزرگ انکار
رگ تاک ( نام قدیم ) نام جدید کافکا و هفت روز هفته
نفسی تازه کنیم ( نام قدیم ) نام جدید آخرین ترانه باران
سکوت کوچ
چشم سوم (نام قدیم ) و با نام یاشار مینوشت و الان به اسم مینو سپهر و با عنوان زنان در اسارت فرقه رجوی می نویسد
ایران..... سراچه دلگیر
شکوفه گیلاس
سایه سار ( نام قدیم ) نام جدید سایه سار خستگی ها
من بی رنگی (نام قدیم ) نام جدید می بی رنگی
نقش درون
و در خاتمه یادآوری میکنم که این ترفندها و بوقهای امداد رسان غیبی برای دستگاه جهنمی یک رژیم قرون وسطایی که دست بر قضا از هزاره سوم سر درآورده و به نظر میرسد که به نفس نفس افتاده تلاشی بی نتیجه است و توهینها یک به یک مثل تف سر بالا به ریش آخوندها و همنوایان آنها باز میگردد و آقای معلوم الحال و مزدور آخوند پا بگور از تهدیدات و نشخوار اراجیف تو ترسی ندارم سعید امامی و لاجوردی و حاجی داود از پس ما برنیامد حالا تو با این وبلاگهای وصل شده به مخرج آخوندها میخواهی ما را بترسانی ؟؟
سهشنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۸۶
پنجشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۶
به کدامین گناه ، مگر میشود
ارسال شده توسط
بادبان

به کدامین گناه نھاد دوستى و مھر را بردارمیکشید؟
به کدامین گناه صداى عدالت وجوانى و شور را بر دار میکشید؟
به کدامین گناه حس واحساس و محبت به وطن را بردار میکشید؟
به کدامین گناه فریاد حق و آزادى ملت در بند را بردار میکشید؟
به کدامین گناه زبان گویاى بلوچ و بلوچى را بردار میکشید؟
به کدامین گناه نکرده بى گناه را با دارگناه , گناھکار میکنید؟
به کدامین گناه ,بکدامین گناه
مگر میشود نھاد مھر ودوستى و محبت را ھم اعدام کرد؟
مگر میشود صداى آزادى و حق طلبى را اعدام کرد؟
مگر میشود ملت اعدام شده را صدھا بار اعدام کرد؟
مگر میشود روشنایى و نور و دانش را اعدام کرد؟
مگر میشود تمام انسان وانسانیت را اعدام کرد؟
مگر میشود بویش خوش گُل را با چیدن از بین بُرد؟
مگر میشود از زاد و ولد مھر نھادھا جلوگیرى کرد؟
مگرمیشود , مگرمیشود
اى مادارن و دختران وطنم بلوچستاناى فرشتگان پروبال شکستۀ زمان
دیگر باره غرشى کنید بسان باران
ھزاران بزایید مھرنھادھا ھزاران
کوران دامنى
دوستان در کانون وبلاگ نویسان ایران برای حمایت از مهرنهاد وبلاگی را فعال کردهاند ، تا صدای عدالت و فریاد حق او در بهشت بیخبری ما خاموش نگردد . در سرزمینی که به هر گوشه آن داری برپا است و در خیابانهای ستم دیده آن هر کسی برای نان گرسنگی دیوانهوار آمد و رفت میکند و هر کسی با سوزن تسلیم زندگی داستان خود را میدوزد در این میهن هزار زندان
.
دوشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۶
انتخابات مجلس هشتم
ارسال شده توسط
بادبان
پنجشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۸۶
حکم اعدام یک بلوچ دلاور
ارسال شده توسط
بادبان

یعقوب مهرنهاد به اعدام محکوم شده است او دبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت و از فعالان مدنی و رهبر جوانان بلوچستان است . این انجمن که یک نهاد مدنی و مسقل ( ان جی او ) است حدود سه هزار عضو دارد . جوانان بلوچ ، یعقوب مهرنهاد را انتخاب کرده بودند بخاطر اینکه از مدافعان تسلیم ناپذیر مردم فقیر و محروم بلوجستان بود میدانستند که او نمیرود بروی صندلی با روکش نرم ِ پشت میزکار بنشیند و دستها را پشت سر قلاب کند و رئیس بماند و آبدارچی برایش شیرینی و چایی سرو کند . نه او بلوچ دلاوری است که با صدای خود و با قلم خود به ستم و تبعض تسلیم نمیشود و برای رهایی از فقر و محرومیت و آزادی بیان اهل سنت تلاش میکند .
یعقوب وبلاگ نویس و سرپرست روزنامه « مردم سالاری » است و از ستم سالاری که در حق مرم بلوچ روا داشتهاند سخن میگوید و به خاطر همین نظام استبداد سالار دینی تحمل او را نداشت و 6 اردیبهشت ماه سال جاری به هنگام بازگشت از یک جلسه سخنرانی که با مجوز قانونی برپا شده بود بههمراه 4 تن دیگر از دوستانش دستگیر و روانه زندان میشود
دادگاه یعقوب مهرنهاد ماه گذشته بدون حضور هیئت منصفه و وکیل و خانواده او برگذار میشود و پنج شنبه شب گذشته حکم اعدام او را بعد از 10 ماه زندان به خانوادهاش ابلاغ میکنند
دو ماه پیش خانواده یعقوب در آخرین ملاقات با او آثار شکنجه را بروی سر و صورت و بدن ، و همچنین عدم تعادل و کاهش وزن را در او مشاهده میکنند و طی آخرین تماس تلفنی یعقوب مهرنهاد به خانوادهاش گفته است من همچون برادران دیگر بلوچم پس از شکنجهها بیگناه کشته میشوم
رژیم ایران دبیر انجمنی را میخواهد اعدام کند که اعتبارنامه رسمی از سازمان ملی جوانان را دارا است و از سال 1381 طبق قوانین جمهوری اسلامی فعالیت دارد ولی متاسفانه این حکم اعدام یک حکم سیاسی و یک توطئه سیاسی بر علیه مردم بلوچ است . این حکم صادره برای تائید روز 28 بهمن در دسترس دیوان عالی کشور قرار میگیرد . در دو سال گذشته شاهد هزاران دستگیری و صدها اعدام در ملاءعام در سیستان و بلوجستان بودیم . همین چند روز پیش بود شنیدیم برای ایجاد رعب و وحشت ساطور و تبر مسئولان قضایی و انتظامی دست و پای 5 جوان بلوچی را نشانه رفت و ما هیچ واژه ای برای بیرحمی این جانوران در ذهنمان نیافتیم
شاید طناب دار و این نوع احکام ظالمانه بتواند صدای یعقوب را خاموش کند ولی هرگز مردم غیور بلوچ را وادار به سکوت نخواهد کرد و جمهوری اسلامی ایران باید در انتظار عواقب ناخوشایند چنین احکامی باشد .
چهارشنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۸۶
فرزند صبح یا پدرخوانده تروریسم
ارسال شده توسط
بادبان
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی یک فیلم سینمایی به نام فرزند صبح درباره زندگی روح الله خمینی در ایران ساخته میشود و این فیلم در حال حاضر در مرحله مونتاژ قرار دارد و کار آن بزودی به اتمام میرسد و تمام خبرگزاریهای رسمی ایران درباره این فیلم تبلیغ و ترویج کردهاند و بهروز افخمی کارگردان این فیلم به خبرگزاریها رسمی ایران گفته است که با انیو موریکونه آهنگ ساز معروف ایتالیایی مذاکرات اولیه را به اتمام رساندیم و او به کمک پسرش موسیقی متن این فیلم را خواهد ساخت و هنرپیشههایی مثل محمد رضا شریفی نیا و هدیه تهرانی نیز دراین فیلم ایفای نقش میکنند
وقتی این خبر را شنیدیم دوست عزیزم داود کریمی مسئول انجمن پناهندگان سیاسی ایرانی در ایتالیا در وبلاگش با فراخوان فوری به بستن چنین قرار دادی و به خدمت درآمدن برای پدرخوانده تروریسم هشدار داد و از موریکونه درخواست کرد تا هنرش را به پای دیکتاتوری هم چون خمینی قربانی نکند و دست همکاری برای تطهیر هارترین و بیرحمترین دشمن مردم ایران ندهد
و بلاخره با موریکونه تماس حاصل شد و در تماس تلفنی استاد سرشناس موسیقی موریکونه به آقای کریمی اظهار داشت که این خبرکذب محض است و در این رابطه هیچ تماسی با او گرفته نشده است و اگرچنین پیشنهادی بشود موافقت نخواهد کرد .و این درحالی است که تمامی خبرگزاری های ایران از قول افخمی از مذاکره با موریکونه برای موزیک متن فیلم خبر میدادند و نوشته بودند موریکونه برنده جایزه اسکار میبایست قبل از تابستان کار ساخت موسیقی متن این فیلم را به اتمام برساند .
محمدرضا شرفالدين تهیه کننده این فیلم گفته که وقتي توليد اين پروژه را آغاز كرديم، قصد داشتيم از «شون كانري» براي ايفاي نقش حضرت امام استفاده كنيم .
حضور چهرهای معروف و سرشناس میتواند عامل مهمی برای گسترش و ترویج مطامع و اهداف آخوندها باشد ولی نباید فراموش کنیم که سینما به عنوان هنر نمایشی و قالب کاری هنری نباید در خدمت هرمحتوای قرار بگیرد حقیقت هنر عین تعهد است نباید مسقل از یکدیگر فرض کرد .
چون مستی قدرت نیاز به مداحی و مجیزگویی دارد دلبرکان آخوند پسندی مثل افخمی با ساختن چنین فیلمهایی و برای نام ونان به شیپورخیانت پیشگی میدمند تا از چهره بدنام پدرخوانده تروریسم ، انسانی عرفانی و الهی بسازند البته با رنگ ولعاب و افکتهای خاص سینمایی و به این شکل وقتی هنر در خدمت انسانیت نیست از هستی حقیقی خود ساقط میشود . و هنر این چنینی هنر باسمهای است چون خمینی به قول شاملو به تقوای آب و گیاه پی نبرد . و با یاسها به داس سخن گفت
وقتی این خبر را شنیدیم دوست عزیزم داود کریمی مسئول انجمن پناهندگان سیاسی ایرانی در ایتالیا در وبلاگش با فراخوان فوری به بستن چنین قرار دادی و به خدمت درآمدن برای پدرخوانده تروریسم هشدار داد و از موریکونه درخواست کرد تا هنرش را به پای دیکتاتوری هم چون خمینی قربانی نکند و دست همکاری برای تطهیر هارترین و بیرحمترین دشمن مردم ایران ندهد
و بلاخره با موریکونه تماس حاصل شد و در تماس تلفنی استاد سرشناس موسیقی موریکونه به آقای کریمی اظهار داشت که این خبرکذب محض است و در این رابطه هیچ تماسی با او گرفته نشده است و اگرچنین پیشنهادی بشود موافقت نخواهد کرد .و این درحالی است که تمامی خبرگزاری های ایران از قول افخمی از مذاکره با موریکونه برای موزیک متن فیلم خبر میدادند و نوشته بودند موریکونه برنده جایزه اسکار میبایست قبل از تابستان کار ساخت موسیقی متن این فیلم را به اتمام برساند .
محمدرضا شرفالدين تهیه کننده این فیلم گفته که وقتي توليد اين پروژه را آغاز كرديم، قصد داشتيم از «شون كانري» براي ايفاي نقش حضرت امام استفاده كنيم .
حضور چهرهای معروف و سرشناس میتواند عامل مهمی برای گسترش و ترویج مطامع و اهداف آخوندها باشد ولی نباید فراموش کنیم که سینما به عنوان هنر نمایشی و قالب کاری هنری نباید در خدمت هرمحتوای قرار بگیرد حقیقت هنر عین تعهد است نباید مسقل از یکدیگر فرض کرد .
چون مستی قدرت نیاز به مداحی و مجیزگویی دارد دلبرکان آخوند پسندی مثل افخمی با ساختن چنین فیلمهایی و برای نام ونان به شیپورخیانت پیشگی میدمند تا از چهره بدنام پدرخوانده تروریسم ، انسانی عرفانی و الهی بسازند البته با رنگ ولعاب و افکتهای خاص سینمایی و به این شکل وقتی هنر در خدمت انسانیت نیست از هستی حقیقی خود ساقط میشود . و هنر این چنینی هنر باسمهای است چون خمینی به قول شاملو به تقوای آب و گیاه پی نبرد . و با یاسها به داس سخن گفت
سهشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۶
تسلیت به دکتر حمید رضا طاهرزاده
ارسال شده توسط
بادبان

به طاهر عزیز
اگر تار تو
پشت طاقت اندوه
از غم هجران مینالد
لابهلای غربت ایام
اگر تار تو
در شبهای تار میهن
از غم ِ گلوی بر دار مینالد
لابهلای غربت ایام
تمامی برگهای دفتر زندگی
روزی با آهی بسته میماند
استاد زنده یاد ، ایستاده پا برجا
در صدای ساز تو جاودانه میماند
ح مقدم
طاهر عزیز غم از دست دادن پدر، غم جانکاهیست در این غم ما بچههای ایتالیا را که از نزدیک میشناسی ، با خود شریک بدان و این ضایعه را به شما و خانواده و همه اهل فرهنگ و هنر بخصوص دوستداران تو و صدای بیاد ماندنی برادرت منوچهر طاهرزاده تسلیت میگوییم
در این رابطه یاداشتهای زری اصفهانی
جمعه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۶
آقای پرودی در مجلس شورا ی اسلامی می توانست رای اعتماد کسب کند
ارسال شده توسط
بادبان

رأي عدم اعتماد سناي ايتاليا به نخستوزير اين كشور ، رومانو پرودي را مجبور به استعفا کرد رومانو پرودي از مجموع 318 رأي سنا تنها توانست به 156 رأي مثبت در مقابل 161 رأي منفی دست يابد در حالي كه براي ادامه نخست وزيري، به حداقل 160 رأي مثبت نياز داشت.
ولی از شما چه پنهان آقای پرودی یقیناً در مجلس شورای اسلامی ایران میتوانست رأي اکثریت نمایندگان مجلس را براحتی کسب کند چون پرودی و دلما ( وزیر امور خارجه ) از محدود سیاستمداران مورد پسند آخوندهای ایران بودند . وقتی او مقام نخست وزیری ایتالیا را کسب کرد سایتهای دولتی ایران بشکن زدند و از پرودی دوست ایران در کاخ نخست وزیری نوشتند البته اشتباه نمیکردند . دولت پرودی و وزیر امور خارجه او ماسیمو دالما همیشه یکی از نزدیکان دولت مستبد مذهبی ایران بودند وهمیشه سعی داشتند خط مماشات با رژیم ایران را چه بطور آشکار و چه پنهانی به پیش ببرند و از شرکای تجاری مهم در معاملاتشان بودند و هستند و نان سیاسی آن را درحمایت از حزب الله و نقش مؤثری ایتالیا در لبنان میتوان دید تا جایی که چند ماه پیش روزنامه تمپو در ایتالیا ، پرودی و دلما را حزب الهی های جدید خواند و عکسی پر معنایی را در صفحه اول روزنامه منتشر کرده بود که ضمیمه همین پست قرار دادهام .
خوب وقتی بحران اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی در ایران تشدید میشود ونظام با خطرات جدی و تعیین کننده روبرو میشود همین آقایون پرودی و دلما به کمک نظام میروند همین چند هفته پیش بود تو خبرها آمده بود شرکت ادیسون ایتالیا علیرغم تهدیدات قطعنامههای سازمان ملل 30 میلیون یورو برای اکتشافات گازی در ایران سرمایه گذاری کرده و قرار دادی را با رژیم به امضاء رسانده اند گرچه قرار داد هنگفتی نیست چون جرئت سرمایهگذاری کلان را فعلاً ندارند ( به خاطر بی ثباتی رژیم ) خوب دولت احمدی نژاد با این پول چکار میکند ؟
همان کاری که تا حالا کرده ادامه سیاست سرکوب ، بنیادگرایی ،بزل و بخشش به حمس و حزب الله تاراج منابع ملی و.... الان هم اگر رژیم بتواند برای انتخابات مجلس هشتم تعداد کثیری از مردم را پای صندوقهای رأي بکشاند در نتیجه کمپانیهای نفتی و گازی هم سرمایه گذاری بیشتری میکنند و رژیم در وضعیت بهتری قرار میگیرد و سرکوب هم بیشتر میشود
دولت پرودی مدتی بود که با بحرانهای اساسی دست و پنجه نرم میکرد ولی استعفای کلمنته مستلا که اخيرا به علت حبس خانگی همسرش به اتهام سوء استفاده از مقام ، از سمت وزارت دادگستري استعفا داده بود ، ضربه کاری را بر پیکر دولت پرودی وارد آورد . خروج حزب مستلا از ائتلاف چپ گرايان ميانه توانست دولت اين كشور را وادار كند تا بسوي انتخابات زودرس سياسي برود
و جالب این که روز چهارشنبه که دولت پرودی در مجلس عوام رای اعتماد گرفت رومانو پرودی فرصت را غنیمت شمرد و همان روز با مجتبی ثمره هاشمی دیدار و گفتگو کرد و پنجشنبه شب هم که دولتش سرنگون شد وزیر امور خارجه یعنی ماسیمو دلما چند ساعت قبل از رای عدم اعتماد مجلس سنا و انحلال دولت با مجتبی ثمره هاشمی دیدار داشت
مجتبی ثمره هاشمی یکی از پر نفوذترین مقامات و یا بهتر است بگویم با نفوذترین جانور در باغ وحش دولت احمدی نژآد به شمار میآید و از نزدیکترین افراد به شخص احمدینژاد ، و همین طور مشاور ارشد و معاون سیاسی وزیرکشور است و چون در محافل سیاسی بینالمللی شناخته شده ِ آنچنانی نیست در نتیجه کمتر در رسانههای غربی به ملاقاتهای او بها میدهند ولی او با بالاترین مقامات کشورهای مختلف اروپایی همواره ملاقات داشته و این شخص را سایه احمدی نژاد هم مینامند و به احتمال زیاد بر سر قطعنامه سوم که نشست و تفاهم نامه آن چند روز پیش انجام گرفت به رایزانی پرداخته تا بتواند رژیم آخوندی را از زیر تیغ تحریمهای شدید تر نجات دهد ولی غافل از اینکه دولت پرودی به اجل لبیک گفت و به لقاالله پیوست و ولی فقیه ماتم زده و مصیبت دیده ایران را در غم بزرگ هستهای تنها گذاشت
ضمن اظهار همدردی و غم شریکی با آخوندهای حاکم ، برای دولت مرحوم مغفور آقای پرودی ؛ دعا و نیاش بدرگاه بی نیاز الهی ـ استدعا داریم تا روح پر فتوح آن دولت را قرین رحمت خویش داشته و جنات فردوس برین را جایگاه و ماواهش گرداند و به ولی فقیه عزادارش صبر و شکیبائی جمیل و اجر جزیل اعطا فرماید . آمین
چهارشنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۶
من به که گویم این درد را کند درمان
ارسال شده توسط
بادبان

در طول تاریخ بشر جنگ بین فیزیک و متافیزیک مسیر حرکت رهروان علم و دانش و متوالیان مذهب را تا حدودی از هم جدا ساخته حالا منظور من درست و یا نادرست بودن هیچ نظریهای نیست بلکه میخواهم عنوان کنم که هیچ وقت یک دانشمند نظریه خودش را به یک رهبر دینی چه مسلمان باشد چه کاتولیک و یا هر دین دیگری تحمیل نمیکند ولی متوالیان مذهب همیشه احکامشان را به نوعی به دانشمندان تحمیل کردهاند نمونه زیاد است از گالیله و فروید جردانو برونو و... و امروزه دامنه این جدال به دانشگاه رم کشیده شده .
جریان از این قراره که پاپ بندیک 16 تصمیم داشت برای مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاهها به دانشگاه ساپینزا رم برود و ایراد سخنرانی کند در آستانه بازدید پاپ ؛ 67 تن از اساتید دانشگاه رم و تعداد زیادی از دانشجویان در نامهایی اعتراض آمیز حضور وی را در این دانشگاه ، برای مراسم آغاز سال تحصیلی بی مورد و نامناسب خوانده بودند و با توجه به اظهارات پاپ در سال 1990 میلادی ، که گویا پاپ بندیک ، به دادگاه کشیدن ِ گالیله ، در سال 1633به اتهام ارتداد را عادلانه و به جا خوانده بود ، دانشجویان و اساتید میخواستند تلافی حرفهای او را در لغو بازدید او از دانشگاه و با برپایی یک اعتراض رسمی به جا بیاورند و حتی تهدید کرده بودند اگر پاپ در این مراسم شرکت کند جلوی در ورودی و در سالن اصلی دانشگاه کنسرت راک بر پا خواهند کرد.
و پاپ هم وقتی اوضاع را آشفته دید دیدارش را لغو کرد و عاقبت مسئله خاتمه یافت ولی بحث و جدال و محدود کردن آزادی بیان و ندادن تریبون آزاد برای سخنرانی پاپ از طرف دانشجویان کم و بیش هنوز در محافل روشنفکری و دانشگاهی و رادیو تلویزیون و مطبوعات ادامه دارد .
البته دانشجویان موافق و مخالف هر کدام استدلال و دلایل خودشان را آزادانه بیان میکنند و دانشجویان مخالف ، معتقداً که دستگاه عریض و طویل کلیسا رادیو و تلویزیون و مطبوعات متعددی را در انحصار خود دارد و برای ابراز عقیده محل و فضای کم ندارد و مسئله سانسور کردن سخنان پاپ نیست بلکه مسئله سکولار بودن دانشگاه است و دانشگاه تعلق و وابستگی به مذهب نباید داشته باشد و آغاز سال تحصیلی را نباید پاپ افتتاح کند و ما نمیخواهیم پاپ به ما درس مذهب بدهد ولی اگر روز دیگری بود و روز افتتاح آغاز سال تحصیلی نبود هیچ اشکالی نداشت . و ما به عقاید او احترام میگذاریم .
البته بیشتر احزاب سیاسی این اقدام دانشجویان را محکوم کردند خوب در این کشور دموکراسی است و فردا هم همه دانشجویان سر کلاسهایشان میروند و اساتید هم به تدریس ادامه خواهند داد و کسی آنها را باز خواست نمیکند که چرا مانع از حضور پاپ در دانشگاه شدند .
حالا فرض کنید روزی خامنهای برای ایراد سخنرانی تصمیم رفتن به دانشگاه تهران را بگیرد . یقیناً هیچ یک از اساتید دانشگاهی جرئت اعتراض به ورود رهبر عالیمقام را ندارد و به فرض اگر هم استادان دانشگاه و دانشجویان اعتراض جمعی بکنند فوراً فرمان حمله به دانشگاه صادر میشود و نیروهای انتظامی و ارتش و ستادهای عملیاتی و حراست دانشگاه برای تصفیه دانشگاهها از اساتید وابسته به شرق و غرب وارد عمل میشوند و فوراً در داخل دانشگاه و موسسات عالی مستقر میشوند و اعلام انقلاب فرهنگی میکنند و شروع به بازداشت و دستگیری اساتید و دانشجویان میکنند و محکومیتهای قضایی به جرم توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت و ارتباط با گروهکهای وابسته و منافق و تبلیغ علیه نظام و توهین به اعتقادات اسلامی را ضمیمه پرونده میکنند و آنان را به حبسهای تعزیری طولانی محکوم کرده و راهی زندان اوین میکنند و اگر شانس بیاورند و ناپدید نشوند تعلیق از تحصیل و تهدیدات خانوادگی مستمر و یا احکام متعدد کمیتههای انضباتی شامل حالشان خواهد شد میبینید فرق آزادی حقیقی و تقلبی را . حقیقت چیزی ذهنی نیست ، بسیار عینی است من به که گویم این درد را کند درمان ؟
جمعه، دی ۲۱، ۱۳۸۶
دوشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۶
با ملاهای ایرانی معامله نکنید
ارسال شده توسط
بادبان
رژیم جمهوری اسلامی ایران بشدت در تلاش است برای برون رفت از شرایط و وضعیت فعلی و برای نجات از مشکلات اساسی اقتصادی که چند ماه اخیر به شکل حاد گریبان گیرش شده است دوباره بازارهای ایران را به سمت اقتصاد اروپا باز کند و در همین راستا قصد دارد با بزرگترین کمپانی نفت اتریش بنام "او.ام.ف" که تحت کنترل دولت قرار دارد تا آخر سال جاری قراردادی به مبلغ 22 میلیارد دلار به امضاء برساند.
و رژیم میخواهد با سرمایهگذاریهای کلان اروپایی ، منافع خود را با منافع اروپائیان گره بزند . واگر این نوع روابط اقتصادی تقویت شود پیآمد آن به یقین به ضرر مردم ما است و هیچ وقت اروپا و شرکتها و کمپانیها و سیاستمداران اروپایی از خیزشهای و حرکتهای اعتراضی دانشجویان و کارگران و زنان حمایت نخواهند کرد بارها و بارها گفتهاند و شنیدهایم که منافع کشورشان را به خاطر دانشجویان پلیتکنیک و یا روزنامهنگاران در بند به خطر نمیاندازند و تازه برای پیشبرد و رشد منافع اقتصادی خود و به سفارش رژیم نیروهای فعال و رادیکال اپوزیسیون را هم در خارج تحت فشار قرا میدهند
و بیشترین هزینه را طبق معمول در داخل ایران زندانیان و زنان و دانشجویان و کارگران ومحرومان و روشنفکران ، و در خارج نیروهایی که برای استقرار دموکراسی از طریق نفی تمامیت رژیم فعالیت میکنند خواهند پرداخت و همیشه یک معادلهای بین تضعیف اپوزیسیون و تقویت رژیم وجود داشته و دارد و درآن سوی کفه ترازو همیشه تقویت اپوزیسیون تضعیف رژیم را به دنبال داشته و دارد . و این اصل همیشه قانونمند بوده است .
قبل از اینکه دیر شود با امضاء پتیشن و با اعتراض به دولت اتریش از این واقعه جلوگیری کنیم
و رژیم میخواهد با سرمایهگذاریهای کلان اروپایی ، منافع خود را با منافع اروپائیان گره بزند . واگر این نوع روابط اقتصادی تقویت شود پیآمد آن به یقین به ضرر مردم ما است و هیچ وقت اروپا و شرکتها و کمپانیها و سیاستمداران اروپایی از خیزشهای و حرکتهای اعتراضی دانشجویان و کارگران و زنان حمایت نخواهند کرد بارها و بارها گفتهاند و شنیدهایم که منافع کشورشان را به خاطر دانشجویان پلیتکنیک و یا روزنامهنگاران در بند به خطر نمیاندازند و تازه برای پیشبرد و رشد منافع اقتصادی خود و به سفارش رژیم نیروهای فعال و رادیکال اپوزیسیون را هم در خارج تحت فشار قرا میدهند
و بیشترین هزینه را طبق معمول در داخل ایران زندانیان و زنان و دانشجویان و کارگران ومحرومان و روشنفکران ، و در خارج نیروهایی که برای استقرار دموکراسی از طریق نفی تمامیت رژیم فعالیت میکنند خواهند پرداخت و همیشه یک معادلهای بین تضعیف اپوزیسیون و تقویت رژیم وجود داشته و دارد و درآن سوی کفه ترازو همیشه تقویت اپوزیسیون تضعیف رژیم را به دنبال داشته و دارد . و این اصل همیشه قانونمند بوده است .
قبل از اینکه دیر شود با امضاء پتیشن و با اعتراض به دولت اتریش از این واقعه جلوگیری کنیم
یکشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۶
آن شیخ که خوش ظاهر و لبخند به لب بود
ارسال شده توسط
بادبان
سیاست عوامفریبی و ریاکارانه خاتمی را به یاد دارید که برای جلب حمایت سیاسی و مالی جهان غرب ، گفتگوی تمدنها و ادیان را به راه انداخته بود تا با سرمایهگذاری خارجی ، ثبات و امنیت سیاسی و اقتصادی رژیم را تثبیت کند . و حتی این مقوله را به جلسات سازمان ملل و یونسکو برده بود در حالی که همان موقع هم در ایران بطور وحشیانه و مستمراً حقوق بشر نقض میشد و دولت خاتمی و سپاه پاسداران برای دستیابی به سلاح اتمی در بازار سیاه با هم خرید میکردند و همینطور زیارتنامههای گرانقیمتشان تروریستهای عراق و لبنان را شفا میداد
حالا بعد از چند سال ببینید چقدر حنای این گفتگوی تمدنها بی رنگ شده که حتی مـتـولـيان تدوين كـتـاب جـامـعه شناسي سال سوم رشته علوم انساني دوره دبيرستان متن مربوط به گفتگوي تمدنها را كه قبل از اين در صفحه 41 كتاب درج شده بود به كلي حذف كردهاند و امـا جـالـب ايـن كه فراموش كردهاند دست كم پرسشهاي مرتبط با اين موضوع را نيز حـــذف كــنــنـــد. بــنـــابـــرايـــن اكـنــون دانــش آمــوزان ايــن دوره تحصيلي با سوالاتي مواجه هستند كه پاسخ آن را در كتاب خـود نـمـييـابند !!
و در تهران نیز مرکزی به نام گفتگوی تمدنها تاسیس شده بود که عطالله مهاجرانی به سمت رئیس آن مرکز منصوب شده بود و این اواخر زیر سرپرستی محمود بروجردی معاون سابق وزارت خارجه و وزارت ارشاد اداره میشد و این مرکز بطور کل منحل شد و سازمان و کارکنانش تحت سرپرستی رئیس سازمان میراث فرهنگی قرار گرفتند و درخاتمه برای خاتمی وگفتگویی تمدنها فاتحه خواندند و حلوا خوردند
حالا بعد از چند سال ببینید چقدر حنای این گفتگوی تمدنها بی رنگ شده که حتی مـتـولـيان تدوين كـتـاب جـامـعه شناسي سال سوم رشته علوم انساني دوره دبيرستان متن مربوط به گفتگوي تمدنها را كه قبل از اين در صفحه 41 كتاب درج شده بود به كلي حذف كردهاند و امـا جـالـب ايـن كه فراموش كردهاند دست كم پرسشهاي مرتبط با اين موضوع را نيز حـــذف كــنــنـــد. بــنـــابـــرايـــن اكـنــون دانــش آمــوزان ايــن دوره تحصيلي با سوالاتي مواجه هستند كه پاسخ آن را در كتاب خـود نـمـييـابند !!
و در تهران نیز مرکزی به نام گفتگوی تمدنها تاسیس شده بود که عطالله مهاجرانی به سمت رئیس آن مرکز منصوب شده بود و این اواخر زیر سرپرستی محمود بروجردی معاون سابق وزارت خارجه و وزارت ارشاد اداره میشد و این مرکز بطور کل منحل شد و سازمان و کارکنانش تحت سرپرستی رئیس سازمان میراث فرهنگی قرار گرفتند و درخاتمه برای خاتمی وگفتگویی تمدنها فاتحه خواندند و حلوا خوردند
- آن شیخ که خوش ظاهر و لبخند به لب بود ....... اصلاحطلب بود
- وانکس که فریبـــــــا و ریاکار و جلب بود ....... اصلاحطلب بود ...ادامه
- این روزها که تهران و بسیاری از شهرستانهای ایران زیر برف سنگین فرو رفته شنیدن صدای گرم شاملو در سرمای زمستان که از برف میخواند چه لذتی دارد
- سرودهای از فدایی شهید مرضیه اسکویی ، که زنان افغانی اشعار او را میخوانند و از او یاد میکنند
- کلیپ غوغای ستارگان بهترین داروی آرام بخش برای تمام فصول
پنجشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۶
دوشنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۶
دفتر سال نو 2008
ارسال شده توسط
بادبان
دفتر سال نو 2008 با 365 صفحه سپید گشوده شد . سیاه کردن برگ برگ این دفتر به عهده ماست ، خالق هر آنچه به روی این کاغدهای سپید میآید . امیدوارم تمام رنگهای زندگی در آن جان بگیرند و دیگر دیوار بلند با خطوط نازک سیاه بر این دفتر نباشد .
و برایتان 12 ماه موفقیت و پیروزی ، 365 روز سلامتی و شادابی ، 8,760 ساعت آرامش و آسایش ، 525,600 دقیقه مهر و صفا ، 31,536,000 ثانیه امیدواری آرزو دارم
و برایتان 12 ماه موفقیت و پیروزی ، 365 روز سلامتی و شادابی ، 8,760 ساعت آرامش و آسایش ، 525,600 دقیقه مهر و صفا ، 31,536,000 ثانیه امیدواری آرزو دارم
یکشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۶
هفتهای که گذشت
ارسال شده توسط
بادبان
اگر در پاکستان بنیادگرایان اسلامی برای تسخیر سیاسی ، رقیبان خود را از بین میبرند و کسانی را که معتقد به جدایی دین از سیاست هستند را ترور میکنند در ایران آخوند پور محمدی راه حل بهتری برای ادامه تسخیر سیاسی یافته است ! در حالی که مردم پاکستان هنوز در سوگ بی نظیر بوتو بسر میبرند ، فرزند بی نظیر و حزب مردم خود را برای انتخابات داغ پاکستان آماده میکنند ، آخوند پورمحمدی وزیر کشور و مجری برگذاری انتخابات آتی مجلس هشتم 92 میلیون کارت ملی صادر کرده است و احتمالاً مردهها هم رای خواهند داد !!
طبق مرکز آمار ایران جمعیت کل کشور در سال 1385 که آخرین سرشماری انجام شده است 70 میلیون 495 هزار و 782 نفر است . پیدا کنید جستجوگران مشروعیت را !! آنهایی که برای مشروعیت سیاسی به هر وسیله نامشروعی متوسل میشوند و در این میان اصلاح طلبان حکومتی هم هنوز چشم به کرسیهای این مجلس دوختهاند تا از خوان قدرت سهمی ببرند . البته بر اساس دیدگاه ولی فقیه حاکمیت در اصل از آن خداست و به عبارتی دیگر: حاکمیت ازشؤون ربوبیت الهی است. هیچ کس حق حکومت بر انسانی را ندارد، مگر آنکه خدا به او اجازه دهد . و ولایت فقیه از طرف خدا اجازه حکومت بر مردم ایران را داشته و دارد !!
و جالب اینکه جمهوری اسلامی در ادامه سیاست عوام فریبی و مردمی نشان دادن چهره حکومت خود همیشه به دنبال چهرههای محبوب ادبی سینمایی و هنری و ورزشی هستند . آخرین نمونه آن دیهگو آرماندو مارادونا است که گویا با سفیر آخوندها در بوئنس آیرس ملاقات داشته و پیراهن امضاء شده خود را به او اهداء کرده است و گفته من از اعماق وجودم با مردم ايران هستم و آنها را حمايت ميكنم و خواستار دیدار با احمدی نژاد شده است.
آقای مارادونا اگرمیخواهد حمایت کند بهتر است از فرزند خودش حمایت کند که در پی خوشگذرانیهای جنسی و بدور از چشم همسرش در ناپولی به جا گذاشته و هیچ حق و حقوقی برایش قایل نشده و بالاخره پس از کش و قوسهای زیادی ، و با آزمایش« دی ان آ» دادگاه ایتالیا او را وادار به رسمیت شناختن فرزندش کرده است و فرزندش بارها برای حمایت مالی شکایتنامه تصمیم مقامات سفارت آرژانتین کرده است
و حتی امروزه فدراسیون بینالمللی فوتبال به دلیل عدم پایبندی او به خانواده و همچنین فساد اخلاقی و درگیری با مواد مخدر هیچگاه مارادونا را برای شرکت درمراسم رسمی دعوت نمیکند در حالی که از سایر پیشکسوتهای فوتبال همیشه درمراسمها ورزشی دعوت رسمی به عمل میآورند . مارادونا اسطوره فوتبال در زمین بود ولی بیرون از زمین هیچ آبرو و حیثیت انسانی نداشت
در این شرایط نا به سامان اقتصادی ایران او برای سفر به ایران 5 میلیون دلارپول تقاضا کرده است ، تا احتمالاً دسته گلی سر قبر خمینی ببرد وعکسی با احمدی نژاد بگیرد و شامی با علی دایی بخورد !!
طبق مرکز آمار ایران جمعیت کل کشور در سال 1385 که آخرین سرشماری انجام شده است 70 میلیون 495 هزار و 782 نفر است . پیدا کنید جستجوگران مشروعیت را !! آنهایی که برای مشروعیت سیاسی به هر وسیله نامشروعی متوسل میشوند و در این میان اصلاح طلبان حکومتی هم هنوز چشم به کرسیهای این مجلس دوختهاند تا از خوان قدرت سهمی ببرند . البته بر اساس دیدگاه ولی فقیه حاکمیت در اصل از آن خداست و به عبارتی دیگر: حاکمیت ازشؤون ربوبیت الهی است. هیچ کس حق حکومت بر انسانی را ندارد، مگر آنکه خدا به او اجازه دهد . و ولایت فقیه از طرف خدا اجازه حکومت بر مردم ایران را داشته و دارد !!
و جالب اینکه جمهوری اسلامی در ادامه سیاست عوام فریبی و مردمی نشان دادن چهره حکومت خود همیشه به دنبال چهرههای محبوب ادبی سینمایی و هنری و ورزشی هستند . آخرین نمونه آن دیهگو آرماندو مارادونا است که گویا با سفیر آخوندها در بوئنس آیرس ملاقات داشته و پیراهن امضاء شده خود را به او اهداء کرده است و گفته من از اعماق وجودم با مردم ايران هستم و آنها را حمايت ميكنم و خواستار دیدار با احمدی نژاد شده است.
آقای مارادونا اگرمیخواهد حمایت کند بهتر است از فرزند خودش حمایت کند که در پی خوشگذرانیهای جنسی و بدور از چشم همسرش در ناپولی به جا گذاشته و هیچ حق و حقوقی برایش قایل نشده و بالاخره پس از کش و قوسهای زیادی ، و با آزمایش« دی ان آ» دادگاه ایتالیا او را وادار به رسمیت شناختن فرزندش کرده است و فرزندش بارها برای حمایت مالی شکایتنامه تصمیم مقامات سفارت آرژانتین کرده است
و حتی امروزه فدراسیون بینالمللی فوتبال به دلیل عدم پایبندی او به خانواده و همچنین فساد اخلاقی و درگیری با مواد مخدر هیچگاه مارادونا را برای شرکت درمراسم رسمی دعوت نمیکند در حالی که از سایر پیشکسوتهای فوتبال همیشه درمراسمها ورزشی دعوت رسمی به عمل میآورند . مارادونا اسطوره فوتبال در زمین بود ولی بیرون از زمین هیچ آبرو و حیثیت انسانی نداشت
در این شرایط نا به سامان اقتصادی ایران او برای سفر به ایران 5 میلیون دلارپول تقاضا کرده است ، تا احتمالاً دسته گلی سر قبر خمینی ببرد وعکسی با احمدی نژاد بگیرد و شامی با علی دایی بخورد !!
چهارشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۶
دیدار از لورتو
ارسال شده توسط
بادبان
از آنجا که مدتی پیش به دخترم قول داده بودم روز 25 دسامبر برویم به شهر مقدس لورتو گفتم " الوعده وفا " کفش و کلاه کردیم و راهی شدیم . خودم هم اشتیاق زیادی داشتم تا از نزدیک نقاشیهای دیواری « فرسکو» کلیسای لورتو و خانه بازسازی شده عیسی مسیح را از نزدیک ببینم وقتی به نزدیکی های لورتو رسیدیم از تو اتوبان چشمم به گنبد بزرگ کلیسای لورتو خورد و به محض مشاهده گنبد از پشت صندلیم یک تو سری ازدخترم خوردم !! تا خواستم صدایم را بلند کنم گفت بابا این رسمه هر کی گنبد را ببیند
باید تو سرش بزنند تبرک دارد و تو زندگی شانس میاره !! گفتم خوبه حالا فقط گنبد را دیدم لابد اگه تو بریم شکنجه هم میشیم !!
باید تو سرش بزنند تبرک دارد و تو زندگی شانس میاره !! گفتم خوبه حالا فقط گنبد را دیدم لابد اگه تو بریم شکنجه هم میشیم !!

به هر حال جریان این خانه مقدس لورتو که عکسش را هم اینجا گذاشتم از این قراره که وقتی عیسی مسیح در بیت لحم نزدیکی بیت المقدس بدنیا میآید بعد از مدتی مریم از ترس پادشاه هیرودس عیسی را به مصر میبرد و بعد از 12 سال اقامت در مصر و بعد از مرگ هیرودس به شام بازمیگردد حالاخشتهای آن خانهای که عیسی مسیح در بیت لحم در آن بزرگ شده بود و مقدس بود توسط شخصی که نام فامیلی آن « آنجلی به معنی فرشتگان » است به ایتالیا و به شهر لورتو آورده میشود
و در طول زمان هر کی میپرسد کی خشتهای خانه عیسی را از بیت لحم آورده میگویند فرشتگان آوردهاند ولی منظور فامیلی این شخص بوده نه فرشتگان آسمان !! و بعد این شخص با خشتهای آورده از بیت لحم ، خانه عیسی مسیح را در لورتو بازسازی میکند و کلیسای بزرگی هم بنا میکنند
درداخل کلیسا صف نسبتاً طویلی برای وارد شدن به خانه مقدس بود که ما هم در صف قرار گرفتیم و وارد شدیم . داخل خانه همانطور که در عکس میبینید از دیوارهای خشتی بشکل بسیار ساده و ابتدائی درست شده و در بالای سرمان بروی دیوار یک شیئی آهنی گرد که کمی کوچکتر از توپ فوتبال بود نظرم را جلب کرد و پرسیدم این توپ آهنی چیه ؟ گفتند این بمب ارتش نازیست آلمان است که در جنگ جهانی دوم بروی این خانه پرتاپ شده بود و عمل نکرده و منفجر نشده است و بر این باورند که چون این خانه مقدس بوده بمب عمل نکرده !! و بعضی ها با حرکت کردن به روی زانو به دور این خانه از بیرون طواف میدهند و جای زانوها بروی مرمر سائیده شده قوسی ایجاد کرده که به وضوح قابل رویت بود . به هر حال زائران بسیار زیادی به دیدن این خانه و این کلیسا آمده بودند و من هم برایتان نوشتم و باورش را به عهده خودتان میگذارم...
دوشنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۶
جشن میلاد عیسی مسیح
ارسال شده توسط
بادبان

اگر چه مدتی است که راه نجات از نگاه کتابهای مقدس را کنار گذاشتهام و هیچ منجی و منادی صلح و آزادی را بجز دستهای توانمند خودمان نمیشناسم . وگرچه مدتی است قصههای روزهای کریسمس را که کودکان گوش می دهند و به امید آن فردایی که خواهد آمد ، و با چهرهای خندان میخوابند ، را باور ندارم . ولی ای کاش من هم میتوانستم با آرزوی فردایی بخوابم که نجات دهنده ، عدالت را میآورد ، زخمها را التیام میداد ، بر ظالمان میشوید ، و بیگناهان را پاداش میداد . اما نمیتوانم از فضای روزهای زیبای کریسمس بیتفاوت بگذرم از چراغها و حبابهای رنگی تزئین شده ، از صدای ناقوسها و ترانههای کریسمس ، و از زینت خانهها و فروشگاهها و زینت درختهای کاج و هدایای دورش ، گرچه این سنت زیبا در جامعه مصرفی غربی به یک رسم تجاری تبدیل شده است ولی شکوه و بزرگی این جشن مسیحیان جهان در برف و سرما بسیار زیباست .
دیدن آدمهای که از سرما در خیابان تا خرخره سر در گریبان بالاپوششان فرو کردهاند و دیدن دستان گرم کودکان کنار بخاری که به اشتیاق آمدن زاد روز عیسی مسیح بیتابی میکنند ، تا هدایای نادیده را باز کنند گوشههای از این روزهای پر جنب جوش است . و شاید نمیدانند کمی دورتر دستهای کوچک کودکان دیگری کفشهای چرمی را میدوزد و دانههای ریز گردنبدی را نخ میکند و یا گرههای قالی دست بافت ابریشمی را میبافت و شاید حتی نام خود را نداند .
و اگر خداوند در سرمای زمستان با تولد عیسی مسیح به جهان گرمی بخشید متوالیان استبدا مذهبی ایران به رهروان و پیروان عیسی مسیح هم رحم نکردند و تعداد زیادی از کشیشان و رهبران کلیسا های ایران را به قتل رساند در اینجا به ذکر چند نام که در شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان آمده بسنده میکنم
در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷، کشیش "ارسطو سیاح" در محل کارش در شیراز به قتل رسید
دراردیبهشت ۱۳۵۹ کسانی ! قصد ترور "اسقف دهقانی" را داشتند که منجر به قتل پسر وی
گردید
قربانی بعدی ، کشیش "حسین سودمند" بود که بعداز چندبار دستگیری و بازداشت و
بازجویی، نهایتآ در سوم دسامبر سال 1990 در محوطه زندان مشهد، مظلومانه و غریبانه
بدار آویخته شد
کشیش مهدی دیباج ابتدا در سال 1985 به اتهامهای واهی ولی در حقیقت به جرم دگراندیشی وایمان به عیسی مسیح
دستگیر میشود؛ و در شرایط زیر اعدام، حدود دو سال نیز در سلول انفرادی قرار میگیرد
چند ماه بعد در روز 24 ژوئن، زنده یاد مهدی دیباج هنگامی که از باغ کلیسا واقع در زیبادشت کرج برای شرکت در
جشن تولد دخترش فرشته عازم منزل بود توسط افرادی کوردل ربوده میشود و متعاقبآ با چاقو بطرز فجیعی سلاخی و پیکرش قطعه قطعه میشود
اسقف "هایک هوسپیان مهر" ناظر کلیساهای جماعت ربانی ایران از چهره های شناخته شده و از برجسته ترین شخصیتهای جامعه مسیحیان ایران بود در تاریخ 19 ژانویه 1994 در حالیکه برای دیدار یکی از دوستانش عازم فرودگاه مهراباد بود دربین راه توسط افرادی مزدور ربوده شد و مظلومانه به قتل رسید
کشیش "طاطاوس میکائیلیان در تاریخ ۲۹ ژوئن سال ۱۹۹۴ ظاهراً جهت ملاقات با کسانی که خود را حقجو معرفی کرده " از منزل خارج شد، اما هیچگاه به خانه بازنگشت. مدتی بعد معلوم شد در آپارتمانی در تهران به ضرب گلوله به قتل رساندهاند
کشیش جوان "روانبخش (محمدباقر) یوسفی" که سالها به اتفاق خانواده از پسران کشیش دیباج در هنگام اسارت وی، نگهداری کرده بود، در صبحگاه روز 28 سپتامبر 1996 درحالیکه برای انجام نیایش از منزل خارج شده بود، مفقود میشود و جنازه حلق آویز او در جنگلهای اطراف ساری پیدا میشود. همچنین کشیش کلیسای خانگی قربان تورانی در" نوامبر 2005" در گنبدکاووس بر اثر ضربات چاقو به قتل میرسد و پیکر خون آلودش را در جلوی خانه اش رها میکنند
یاد همه دگراندیشان قربانی شده گرامی نامشان جاودان راه شان پر رهروباد
دیدن آدمهای که از سرما در خیابان تا خرخره سر در گریبان بالاپوششان فرو کردهاند و دیدن دستان گرم کودکان کنار بخاری که به اشتیاق آمدن زاد روز عیسی مسیح بیتابی میکنند ، تا هدایای نادیده را باز کنند گوشههای از این روزهای پر جنب جوش است . و شاید نمیدانند کمی دورتر دستهای کوچک کودکان دیگری کفشهای چرمی را میدوزد و دانههای ریز گردنبدی را نخ میکند و یا گرههای قالی دست بافت ابریشمی را میبافت و شاید حتی نام خود را نداند .
و اگر خداوند در سرمای زمستان با تولد عیسی مسیح به جهان گرمی بخشید متوالیان استبدا مذهبی ایران به رهروان و پیروان عیسی مسیح هم رحم نکردند و تعداد زیادی از کشیشان و رهبران کلیسا های ایران را به قتل رساند در اینجا به ذکر چند نام که در شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان آمده بسنده میکنم
در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷، کشیش "ارسطو سیاح" در محل کارش در شیراز به قتل رسید
دراردیبهشت ۱۳۵۹ کسانی ! قصد ترور "اسقف دهقانی" را داشتند که منجر به قتل پسر وی
گردید
قربانی بعدی ، کشیش "حسین سودمند" بود که بعداز چندبار دستگیری و بازداشت و
بازجویی، نهایتآ در سوم دسامبر سال 1990 در محوطه زندان مشهد، مظلومانه و غریبانه
بدار آویخته شد
کشیش مهدی دیباج ابتدا در سال 1985 به اتهامهای واهی ولی در حقیقت به جرم دگراندیشی وایمان به عیسی مسیح
دستگیر میشود؛ و در شرایط زیر اعدام، حدود دو سال نیز در سلول انفرادی قرار میگیرد
چند ماه بعد در روز 24 ژوئن، زنده یاد مهدی دیباج هنگامی که از باغ کلیسا واقع در زیبادشت کرج برای شرکت در
جشن تولد دخترش فرشته عازم منزل بود توسط افرادی کوردل ربوده میشود و متعاقبآ با چاقو بطرز فجیعی سلاخی و پیکرش قطعه قطعه میشود
اسقف "هایک هوسپیان مهر" ناظر کلیساهای جماعت ربانی ایران از چهره های شناخته شده و از برجسته ترین شخصیتهای جامعه مسیحیان ایران بود در تاریخ 19 ژانویه 1994 در حالیکه برای دیدار یکی از دوستانش عازم فرودگاه مهراباد بود دربین راه توسط افرادی مزدور ربوده شد و مظلومانه به قتل رسید
کشیش "طاطاوس میکائیلیان در تاریخ ۲۹ ژوئن سال ۱۹۹۴ ظاهراً جهت ملاقات با کسانی که خود را حقجو معرفی کرده " از منزل خارج شد، اما هیچگاه به خانه بازنگشت. مدتی بعد معلوم شد در آپارتمانی در تهران به ضرب گلوله به قتل رساندهاند
کشیش جوان "روانبخش (محمدباقر) یوسفی" که سالها به اتفاق خانواده از پسران کشیش دیباج در هنگام اسارت وی، نگهداری کرده بود، در صبحگاه روز 28 سپتامبر 1996 درحالیکه برای انجام نیایش از منزل خارج شده بود، مفقود میشود و جنازه حلق آویز او در جنگلهای اطراف ساری پیدا میشود. همچنین کشیش کلیسای خانگی قربان تورانی در" نوامبر 2005" در گنبدکاووس بر اثر ضربات چاقو به قتل میرسد و پیکر خون آلودش را در جلوی خانه اش رها میکنند
یاد همه دگراندیشان قربانی شده گرامی نامشان جاودان راه شان پر رهروباد
شنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۶
تو قبله گاه منی
ارسال شده توسط
بادبان

تو قبله گاه منی آخه پناه منی
حالا عاشقم آره عاشقم تو رفيق راه منی
نکنم دگر به کسی نظر که تو تکيه گاه منی
دوستت دارم های تو اميد موندن ميده
به اين صدای خسته فرصت موندن ميده
…
وای که چقدر دوستت دارم بقدر دنیا می خوامت
اندازه ستاره های آسمون می خوامت
…
ناز نگاه تو باده ناب من
مست و خرابم کن تو ای همه تب و تاب من
ای گل باغ دل چشم و چراغ دل
من به تو دل بستم فقط تورو می پرستم







