Recent Posts

سه‌شنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۹

ای آزادی



تقدیم به اسطوره مقاومت علی صارمی
ای آزادی


اگر چشم‌‌هایم را خاموش کنند
ترا باز خواهم دید

اگر ناشنوایم کنند
صدایت را باز خواهم شنید

اگر پاهایم را فلج کنند
باز در راهت، کشان کشان خواهم آمد
نه! شتابان بسویت خواهم دوید

اگر بازوانم را قطع کنند
در آغوشت خواهم گرفت

اگر قلبم را از تپیدن باز دارند
با ضربان مغزم برایت می‌تپم

اگر سرم را به طناب دار بیاویزند
با خونم به پیشوازت خواهم آمد، ای آزادی

ح مقدم (بادبان)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۹

با ترفند‌های جدید وزارت اطلاعات آشنا شویم

با گسترش فضای اینترنتی و شکوفایی سایت‌ها و وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتمایی، رژیم درمانده آخوندی بخشی از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی خود را در این جهت سمت و سو داد. یکی از مهم‌ترین اهداف سران و مسئولان امنیتی رژیم جنگ اطلاعاتی است که حکومت از همان آغاز کار اینترنتی با راه انداختن سایت‌های ایران اینترلینک، ایران دیده‌بان، کانون هابیلیان، سایت کانون قلم، و... دهها سایت رسمی و غیر رسمی دیگر سعی در شیطان‌سازی مخالفان ِ جدی نظام برآمد و با انتشار و جعل خبرها و با براه انداختن شایعات و دروغ‌های جهت دار برای جنگ روانی و حفظ نظام جمهوری اسلامی تلاش می‌کرد.

اما مدتی است که این سایت‌های زنجیره‌ای وزارت اطلاعات دردی از دردهای بی‌درمان آخوندها را چاره نمی‌کند و بیننده‌ای ندارند چون هر عقل سلیمی وارد این سایت‌ها می‌شود به راحتی می‌فهمد که آبشخور اصلی آن همان ذهن و دهان گندیده‌ی دستگاه اختناق و شکنجه رزیم مفلوک آخوندی است و فقط مجاهدین به این سایت‌ها می‌روند تا ببیند وزارت اطلاعات و امنیت و قلم به مزدان آن کدام توطئه و ترفند را علم کرده‌اند

در مقابل این شکست تبلیغاتی مسئولان امنیتی جدیداً طرح‌های پیچیده‌تری را در حال حاضر بکار می‌گیرند و آن را ضروری می‌دانند . برای شما یک نمونه آن را باز می‌کنم

چند روز پیش در سایت‌های زنجیره‌ای وزارت اطلاعات یک خبر دروغ را با دود و دم بسیار علم کردند و حتی سایت‌های مثل تابناک آن را منتشر می‌کند که در آن آمده است مجاهدین یکی از اعضای ناراضی خود را در پادگان اشرف به قتل رساندند چون این ادعا و خبر کذب محض است و صرفاً ساخته و پرداخته دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران است و چون این نوع دروغ‌ها را کسی باور نمی‌کند طرح‌های پیچیده‌تری را بکار می‌برند مثلاً با نام هوادر مجاهدین مقاله در سایت‌‌های مخالف رژیم منتشر می‌کنند و ضمن حمایت از مجاهدین به نکاتی اشاره می‌کنند تا در ذهن خواننده ابهام و شبهه ایجاد کنند

یکی از این مقالات ذکر شده را در سایت پژواک ایران دیدم نام نویسند آن بهمن فرهادیان است که ظاهراً مدعی هوادار مجاهدین هم است ولی در هیچ یک از سایت‌های حامیان مجاهدین این مقاله دیده نمی‌شود و البته هیچ نوشته و مطلبی از او در اینترنت مشاهد نمی‌شود به جز چهار مقاله زنجیره‌ای که در پژواک ایران منتشر شده است در این مقاله که ظاهراً خواسته نوشته‌های مزدوران وزارت اطلاعات را نقد کند امٌا نقل قول از مزدوران در مقاله بیشتر از نوشته‌های خودش دیده می‌شود و بیشتر نام مزدور الف مینو سپهر را مطرح می‌کند و به نوع غیر مستقیم این خبر را طور دیگری مطرح می‌کند و این شبهه را بوجود می‌آورد که احمد رازانی احتمالاً خودکشی کرده است در قسمتی از این مقاله می‌نویسد

به عنوان نمونه به خلق سوژه جدیدی به نام "احمد رازانی" رجوع کنید.[3] اولین واکنش نسبت به خبر حلق آویز کردن "احمد رازانی" در شهر اشرف توسط سایت "ایران دیدبان" به وقوع پیوست. واکنش مزبور تماماً بر پایه سناریوی به "قتل" رساندن "احمد رازانی" متمرکز است.
لازم به ذکر است بر طبق منطق "جنگ روانی"، "پیام" می بایست با حداکثر "قاطعیت" منتشر شود لذا نسبت به خبر حلق آویز کردن "احمد رازانی" در شهر اشرف، هیچگونه "احتمال" دیگری نباید به ذهن "مخاطب" خطور کند. از این رو اکثریت "منابع خاکستری" بسیج می شوند تا "احتمالات" را به حاشیه رانده و "سوژه" را با ذکر مصداقِ هر "نمود" حقنه کنند.

به باور من این سلسله مقالات بهمن فرهادیان توسط خود دستگاه امنیتی و چه بسا توسط خود مزدور اطلاعات الف مینو سپهر تهیه و تدوین شده است و با لینک به همین مقاله و با استفاده از سایت‌های اجتمایی آن را در بین هوادران مجاهدین آنتن می‌کند و حتی ماه ها قبل با درست کردن نام کاربری در فیس بوک این خبر دروغ را به بحث می‌کشد

در مورد همین خبر کاربری به نام مریم سیمرغ در فیس بوک که مرتب لینک‌های مجاهدین را بازتاب می‌کند و ظاهراً از سر دلسوزی و با مطرح کردن دروغ‌هایی از قبیل اینکه من احمد رازانی و بچه‌هایش را می‌شناختم و چرا کسی در مورد این خبر چیزی نمی‌نویسد شروع به بردن خط وزارات اطلاعات در بحث‌های سایت فیس بوک می‌کند که با واکنش بعضی از کاربران مواجه می‌شود

این مزدور وزارت اطلاعات بسیار پیچیده عمل می‌کند و قصداً بعضی از کلمات را به غلط تایپ می‌کند مثلاً فحش را فش می‌نویسد و یا مخصوصاً را مخسوسا می‌نویسد تا القاء کند که هوادران مجاهدین بی‌سواد هستند و در همان حال با یک نام کاربری دیگری بهزاد سپهرو با ادبیاتی متفات وارد صحنه می‌شود و همان خط را به پیش می‌برد


و من این بحث و جدال را با او جلو می‌بردم تا از قضیه آن سر دربیاورم و از صحبت‌های رد و بدل شده می‌فهم عنصر وزارت اطلاعات است و او هم مرا سریع حذف می‌کند و هنوز هم این خبر دروغ را در بالای صفحه فیس بوکش تبلیغ می‌کند
یاد آوری می‌کنم که مزدور الف مینو سپهر یا همان بامشاد تابناک علاوه بر سایت‌های رسمی وزارت اطلاعات در سایت بالاترین با نام کاربری آبنوس مرتباً می‌کوشد تا با انتشار اکاذیب، شانس خود را با به راه انداختن جنجال تبلیغاتی و جنگ کثیف روانی علیه نیروهای ضد رژیم بیازماید ولی این ترهات یک به یک مانند تف سر بالا به ریش آخوندها برمی‌گردد


پی نوشت: یک ساعت بعد از انعکاس این نوشته در فیس بوک کاربر مریم سیمرغ این خبر دروغ را از صفحه بالای فیس بوکش پاک کرد . و دیروز هم چندین بار در کامنت وبلاگم من و جد و آبادم را به باد دشنام و ناسزا گرفت

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۹

جای پای ِ سانتا کلاوز


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آذر ۲۲، ۱۳۸۹

هیهات مناالذله

  • می‌گویند هیهات مناالذله کلام امام حسین در مقابل ظلم و ستم معاویه و یزید بود و او می‌گفت هرگز تن به ذلت نمی‌دهیم و زبونی و خواری از جمع ما دور است من محرم شناس نیستم و وقایعه عاشورا را ندیدم تا برایتان از سیدالشهدا روضه بخوانم! و فهرست کشته شدگان وقایعه کربلا را بنویسم ولی سال پیش در روز عاشورا چشمانم را به صفحه یوتیوب دوخته بودم و دقیقه به دقیقه لینک‌های قیام مردم را در فیس بوک چک می‌کردم اگر سپاه ابن زیاد را ندیدم ولی پارسال سپاه پاسدارن ولایت فقیه و عاشورای خونین را دیدم اگر زیر سم اسبان سپاه یزید، جنازه امام حسین را ندیدم ولی در تهران بزرگ زیر چرخ‌های خودروي نيروي انتظامي جنازه شبنم سهرابی را دیدم که چندين بار مزدوران خامنه ای از روي آن رد شدند

و هم چنین خروش و فریاد در گلو خفه شده نسلی را دیدم که خواهان آزادی بودند و برای آن از هیچ فدا و شجاعت دریغ نمی‌کردند و با آتش کشیدن موتورهای سرکوب‌گران به مصاف مزدوران تا دندان مسلح می‌رفتند و آن‌ها را سنگ‌باران می‌کردند و آن ارتش بزرگ مردمی هیهات منالذله گویان در برابر جلادان زبون ایستاد و خروشید

 

  • مهدی فتحی یکی از دانشجویان قدیمی ایتالیا بود و بچه‌ها مسعود پیکولو صدایش می‌زدند او هم از ساکنان اشرف بود و به دلیل محدودیتهای ضد انسانی کمیته سرکوب اشرف پس از  یکسال مقاومت در برابر بیماری سرطان و در حالیکه که کارشکنی نیروهای تحت امر مالکی با ایجاد تاخیر چند ماهه در انتقال او به بیمارستان تخصصی، بیماری او را غیر قابل برگشت کرده بود، در گذشت

مهدی در حالی که بیماری مهلک سرطان به جسم ستبرش رسوخ کرده بود و او را به شدت نحیف و رنجور نموده بود قبل از فرو بستن چشم‌هایش از یارانش تقاضا می‌کند تا او را برای آخرین بار با ماشین به میادین شهر اشرف ببرند تا چشمانش را از وجود این شهر سیراب کند او هم هیهات منالذله به خامنه ای و مالکی گفت و حاضر به کرنش در برابر ظالم نشد

و هم چنان مزدوران و اجیرشدگان ولایت فقیه با 140 بلندگو مشغول شکنجه روانی ساکنان این شهر هستند و هم چنان اشرفیان پایدار و پرخروش هیهات مناالذله می‌گویند



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، آذر ۱۹، ۱۳۸۹

فرار مغزها

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آذر ۱۶، ۱۳۸۹

تنظیم و نگارش کیفرخواست پیشنهادی لاریجانی به قوه قضائیه انگلستان برای بازداشت مؤسس ویکی لیکس

متن كيفر خواست پیشنهادی آیت‌الله صادق آملی لاریجانی به قوه قضائیه انگلستان برای بازداشت جولیان آسانژ مؤسس ویکی لیکس امروز صبح ارائه و قرائت شد


آقای جولیان آسانژ متهم به نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومي از طريق مصاحبه در مجامع عمومي، انتشار در رسانه‌ها، توزيع اوراق چاپي ، تشکيل يا اداره سایت غیر قانونی ویکی لیکس و همکاري مؤثر در آن ، تلاش براي ايجاد يا تشديد اختلاف بين مردم جهان و مقامات کشوری در زمينه‌هاي فرهنگي و نژادي،رابطه نامشروع جسمی، روابط نامشروع لفظی (همچون لاس زدن و بگو و بخند کردن که از دیدگاه فقهی مفاکهه نامیده می شود)، دایر کردن مرکز فساد و فحشاء و اداره کردن آنها، تشویق مردم به فساد و فحشاء، مداخله ناروا در امور علما و رجال سیاسی و بر خلاف اخلاق و عفت عمومی وایجاد مزاحمت برای آنها با استفاده از اینترنت و سایت و دروغ و تهمت‌های ساختگی و سازماندهی شورش‌ها” از طریق اینترنت”تبلیغ آشوبگری” و “شایعه پراکنی”
مواردي هستند که در متن حکم جلب به عنوان مصاديق جرم سياسي از آنها ياد شده است.


طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهم، اسناد ارئه شده ویکی لیکس از قبل طراحي شده بوده وطبق جدول زمانبندي در شرف یک كودتاي مخملي در جهان بوده است.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آذر ۰۹، ۱۳۸۹

ازگزارشات ویکی لیکس



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۹

ویکی لیکس فاش کرد: موشک‌های ارسالی کره شمالی به ایران قادر است اروپا را هدف قرار دهد

در یکی از فایل‌های ارسال شده به نیویورک تایمز ، ویکی لیکس فاش ساخت که ایران از کره شمالی موشک‌های پیشرفته دور برد که قادر است اروپای غربی و امریکا را هدف قرار دهد خریداری کرده است. در این اسناد و مدارک نگرانی اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا در مورد تمایل رژیم تهران به استفاده ار این تسلیحات پیشرفته مشاهده می‌شود. توانایی این تسلیحات پیشرفته نظامی بالاتر از تصورات و اظهارات علنی عنوان شده توسط مقامات واشنگتن است

از اسناد مهم دیگر در باره ایران، تقاضای کشورهای عربی از آمریکا برای حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران، و در خواست ملک عبدالله از آمریکا برای بریدن سر مار ( ایران ) و نظرات وزیر دفاع اسرائیل، اهود باراک، در مورد ایران فاش شده، که او می‌گوید بین 6 تا 18 ماه برای توقف ایران از دستیابی به سلاح هسته ای فرصت داریم و بعد از آن تاریخ هر راه حل نظامی عواقب جانبی جبران ناپذیر را در بر خواهد داشت

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آذر ۰۲، ۱۳۸۹

آق محمود بگم، بازم گند زدی!



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آبان ۲۵، ۱۳۸۹

طرح یک ماهه حذف لینک‌های ضد دینی از صفحه اوٌل بالاترین



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۹

برای نظام قضایی ایران همه در برابر قانون نا برابرند


بالاخره روز چهارشنبه گذشته شجاع‌ترین آقازاده حکومتی آقای مهدی خزعلی همان طوری که در خبرها آمده بود با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی آزاد شد . نکته‌ای که نظر من را به خود جلب کرد نحوه دستگیری مهدی خزعلی بود چون در وبلاگش توضیح داده و نوشته :

روز چهارشنبه 21 مهرماه 1389 ساعت 8 صبح، سروان شایسته از پلیس امنیت تماس گرفت و مرا به مقر پلیس امنیت در خیابان شریعتی برای ساعت 9 دعوت کرد، عذر خواستم و عرض کردم تا 11 جلسه ای دارم، بعد می آیم. می دانستم که ممکن است بازگشتی نباشد، با همسرم رفتم که اگر ماندگار شدم اتومبیل را برگرداند

آن وقت می‌گویند نظام قضایی، مردم را به یک چشم نگاه می‌کند! و بالای ترازوی عدالت قوه قضاییه کلمه عوام فریبانه الله می‌گذارند و شعار و ادعای تو خالی و مسخره‌ی همه در برابر قانون برابرند! را سر می‌دهند و هر از گاهی تو تبلیغات تلویزیونی‌شان پخش می‌کنند ، ولی این حقه‌بازی ها و حیله‌ها را دیگر کسی باور ندارد !

همین چند روز پیش ماموران امنیتی برای دستگیری آرش صادقی( عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه )به خانه ‌اش ساعت 4 صبح جوری شبیخون زدند و شیشه ها را شکسته که مادر این فعال دانشجویی دچار حمله قلبی شده و پس از چهار روز دربیمارستان فوت کرد ! و آن وقت برای دستگیری آقا زاده آیت الله خزعلی بهش زنگ می‌زنند و او را به شعبه چهارم امنیت ( مستقر در اوین ) دعوت می‌کنند و او هم می‌گوید فعلاً وقت ندارم مشغولم دو ساعت دیگه میام و بقول خودش با ادب و احترام با او برخورد می‌کنند و آقازاده خزعلی هم بعد از آزادی از افسران شایسته پلیس امنیت تقدیر می‌کند

در حکومت جمهوری اسلامی نزدیک بودن به مراکز قدرت نحوه برخورد با منتقدان را تعیین می‌کند منتقد هم با برانداز تفاوت دارد و جایگاه آقا زاده با دانشجوی آزادی‌خواه هم متفاوت است. غلط نکنم من فکر کنم ولی فقیه می‌خواهد در آینده از آقای مهدی خزعلی بعنوان رئیس جمهور آینده کشور استفاده کند البته اگر حکومت تا انتخابات بعدی ریاست جمهوری دوام بیاورد

ای کاش آقای مهدی خزعلی بعد از تقدیر از افسران شایسته در وبلاگش می‌نوشت چطور شد که آزادش کردند ؟ تا سایر زندانیان دربند اوین هم یاد بگیرند و از زندان آزاد بشوند !

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۹

«دموکراسی این نیست»

چندی پیش آقای هادی خرسندی مصاحبه‌ای با رادیو زمانه انجام داده بود و شهرزاد سمرقندی در باره سخنرانی خرسندی و حضور او در مراسم خاک‌سپاری مرضیه، از این طنزپرداز خوش ذوق سئوالاتی کرده بود . من هم این مصاحبه را خواندم و بعد از خواندن نظراتم را در کامنتی مفصل زیر مصاحبه قرار دادم و کامنتدونی زمانه نوشت نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود. بعد از 24 ساعت دیدم نظراتم منتشر نشد

دوباره رفتم و اعتراض کردم و نوشتم چرا کامنت مرا منتشر نکردید من به کسی توهین و اهانتی نکردم جوابی دریافت نکردم رفتم و در صفحه شخصی هادی خرسندی و زیر لینک همان مصاحبه نوشتم هادی جان نمی‌دانم چرا رادیو زمانه کامنت مرا منتشر نمی‌کند و به جدم قسم به کسی هم توهین نکردم و خرسندی عزیز در پاسخ کامنت من در کمال فروتنی ایمیلی زده بود و نوشته بود همکار راديو زمانه گفت دوباره بفرستيد شايد اشتباه شده. يادش نميامد. ميتوانيد براي من هم بفرستيد . کامنتم را جایی ذخیره نکرده بودم تا کپی آن را دوباره بفرستم ولی مضمون آن را به یاد دارم و امروز مطالبی را هم به آن اضافه می‌کنم و همین جا قرار می‌دهم

بیشتر آن‌هایی که به خرسندی و مرضیه ایراد می‌گیرند و حتی با وقاحت مراسم ترحیم مرضیه را مجلس ترحیم دموکراسی می‌خوانند بویی از دموکراسی نبرده و برای انتخاب آزاد انسانها، ارزشی قائل نیستند می‌گویند مجاهدین از مرضیه استفاده سیاسی تبلیغاتی کردند خب بابا جان در همه جای این جهان و در همه کشورها، خیلی از هنرمندان توانایی هنری خود را صرف ایده‌ها و هدف‌ها و باورهای سیاسی خود می‌کنند و حالا چه در جامعه دموکراتیک و چه در جامعه استبداد زده چه در خدمت به مردم و چه در خدمت به دیکتاتورها و این مسائل مختص فقط ما ایرانیان نیست

هنرمندانی را می‌بینیم که برای مثال برای ستاد انتخاباتی باراک اوباما هنرنمایی می‌کنند و یا از کاندیداتوری میر حسین موسوی حمایت می‌کند و یا هنرمندانی به محضر مقام مزخرف رهبری می ‌روند و یا هنرمندانی هستند که برای احزاب و نهادهای سیاسی اجتمایی فعالیت می‌کنند و هنرمندانی زیادی هم جانشان را در راه اهداف و باورهای سیاسی خود می‌گذارند ویکتور خارا ،لورکا ، سعید سلطان‌پور و …

هم دیکتاتورها از تولیدات آثار هنری استفاده می‌کنند و هم آزادی‌خواهان ولی آنچه که در تاریخ ماندگار خواهد ماند و آینده‌گان در مورد آن قضاوت خواهند کرد آثاری است که به هویت انسان ارزش می‌دهد چون رسالت هنرمند ترسیم حقیقت است و رسالت دیکتاتورهای ِضد هنر انکار حقیقت است.

و آنان که هنرشان را در خدمت به حکومت دیکتاتوری معامله می‌کنند و چون چهره ای دروغین از دیکتاتور عرضه می‌کنند هیچ‌گاه آثارشان ماندگار نخواهند بود و بر عکس آثار شگرف و به یاد ماندنی و به قول ریتسوس بزرگترین نمونه های مقاومت، در زمان بزرگترین ظلم ها به وجود آمده اند. و این چنین است برتولد برشت در سال‌های جنگ و تبعید آثار شگرف خلق می‌کند و این چنین است غزلیات آتشین فرخی یزدی در حکومت زور و استبداد بی‌نظیر می‌شود و در آثار سیاسی پیکاسو در تبعید وقایع سیاسی در نگاهی هنرمندانه ارزش و اعتبار ویژه کسب می‌کند

یادمان نرود زمانی که فاشیزم در اروپا حکومت می‌کرد، فاشیست‌ها هنر آونگارد را پوچ و بی‌معنی تلقی می‌کردند ولی از همین هنر نامفهوم و بی‌محتوا بیشترین ترس را داشتند

وقتی هویت و حرمت ایرانی به دست گروهی جلاد انکار می‌شود و هزاران جوان و نوجوان اعدام و زندان شکنجه می‌شوند و دست و پایشان را قطع می‌کنند و سنگسار می‌کنند و زنان را از حقوق انسانی منع می‌کنند وظیفه هنرمند متعهد چیست؟ تا زمانی که تبعید است هنرمند، نمایش نویس، نقاش، طنزپرداز، نویسنده، آوازه خوان چیزی را می‌نویسد و یا نقاشی می‌کند یا می‌خواند که دیده است و حس کرده است خب در این شرایط هنرمندانی مثل مرضیه و یا ساعدی و یا خرسندی می‌آیند و از حرمت انسانی دفاع می‌کنند و انسانیت را در آثارشان انعکاس می‌دهند

ولی بسیاری از هنرمندان هم هستند چه در لوس آنجلس و چه در جاهای دیگر ترجیح می‌دهند میدان فعالیت‌شان متفاوت باشد و ذوق هنری‌شان را صرف چیز دیگری بکنند و به کسب و کار صرفاً هنری بپردازند. خب رژیم هم تبلیغات می‌کند پول خرج می‌کند تا بین هنرمندان هم‌زبان و هم‌صدا و هم‌قدم پیدا کند عواملش را به خارج کشور می‌فرستد تا با وعده و وعید و امتیازات هنرشان را به خدمت بگیرد و اگر بدلیل بی‌آبرویی‌های ویژه اش در خارج نتواند هنرمند را هم‌دست خود درآورد حداقل می‌خواهد کاری به کارش نداشته باشند و پاپیچ جنایت‌هایشان نشوند و خط قرمزها را رد نکنند

خب تو این شرایطی که هر صدایی از جنس آزادی در گلو خفه می‌شود، مرضیه تصویر دیگری از هنرمند ایرانی نشان می‌دهد از مال و ملک و جان و فرزند و وابستگی‌های عاطفی و مهم‌تر از همه از خاک وطنش در 71 سالگی دل‌ می‌کند تا هنرش و صدایش را ناقوس مرگ رژیم آخوندی کند اذان را باصدای خودش می‌خواند تا به آخوندهای زن‌ستیز نشان دهد اگر با اختیار و نه به اجبار مذهب را بپذیرد می‌توان حتی موذن باشد و پیش نماز مردها هم باشد و امروز کسانی که مرضیه را به خاطر انتخاب سیاسی اش مورد حمله و هتاکی قرار می‌دهند، و نان میان تهی دموکراسی خود را برای چندمین بار در تجارت‌خانه ابدی خود در بازار اینترنت به حراج می‌گذارند بویی از دموکراسی نبرده و برای انتخاب آزاد انسانها، ارزشی قائل نیستند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، آبان ۰۷، ۱۳۸۹

پاچه خواری

لابد شما هم شنیدید و دیدید که کریم باقری وچند فوتبالیست پاچه خوار دیگر، به ضیافت بازی فوتبال احمدی‌نژاد و مورالس رفتند و با جانی و قاتل مردم ایران فوتبال بازی کردند رژیم کودتا برای مشروعیت دادن به حکومتش از بازیکنان محبوب فوتبال استفاده ابزاری می‌کند اگر این بازیکنان پاچه خوار واقعاً ورزشکار بودند به احمدی‌نژاد و دار و دسته کودتاچی سواری نمی‌دادند . این قانون طبیعت است هر چقدر به قطب جانیان و قاتلان نزدیک می‌شوید از مردم و ارزش‌های مردمی دور می‌شوید و این آخرین بازی خداحافظی کریم باقری و رضا جباري، فرهاد مجيدي ، طالب‌لو با هوادران‌‌شان بود

یکی از کاربران بالاترین دلایل نرفتن به این ضیافت‌های فرمایشی و امتناء از سرسپاری به آستان قاتلان و شکنجه‌گران فرزندان میهن را خیلی خلاصه در کامنتی نوشته که برایتان ذکر می‌کنم

بالابردن هزینه اجتماعی برای چاپلوسی و همکاری با جنایتکاران و مزدوران دیکتاتوری: 1)یک وظیفه انسانی در مقابل جنایتهای صورت گرفته است 2)یک راهبرد موثر مبارزه بدون خشونت است 3) جزو محدود ابزارهای اعتراضی فعال و قابل اجرای از دورردست است 4) یک شیوه مقابله با جنگ روانی حکومت دیکتاتوری است 5) خنثی کننده استفاده تبلیغاتی از چهره های معروف ورزشی هنری و علمی برای ایجاد مقبولیت و مشروعیت است 6) یک عامل بازدارنده و پیشگیرانه برای آلوده شدن چهرههای معروف نااگاه یا متزلزل در آینده است 7) نشانه زنده بودن یاد کسانی که جانشان و آرامششان را فدای ارزشهای انسانی کردند ومیکنند 8) افزایش دهنده حساسیت اجتماعی و پویایی فرد معترض و اجتماع است 9)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۹

یادبود



در رفتن
باز آمدی
با شعرت
با صدایت
که جوانه می زند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۹

مرضیه، جاودانه زنی در هنر معاصر



صدا صدا تنها صدا
صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن
صدای ریزش نور ستاره بر جدار مادگی خاک
صدای انعقاد نطفه ی معنی
و بسط ذهن مشترک عشق
صدا صدا صدا تنها صداست که میماند

-فروغ فرخزاد-


این چند روزه احساس می‌کنم هنوز در تصرف خبر مرگ مرضیه هستم . و به فکر این که چگونه بیماری، توانست با ضربه‌ای به سمفونی بزرگ زندگی مرضیه خاتمه دهد. او که با کارنامه 60 ساله هنری به خوبی آهنگ این زندگی را درک کرده بود و خود را به بلند‌ترین درجات اعتلای هنری عروج داده بود .

این روزها فضای مجازی مخصوصاً فیس بوک لبریز از نام و یا آهنگ‌های اوست مینای شکسته، سنگ خارا، دیدی چه رسوا شد دلم، بخوان به نام گل‌سرخ، بیداد زمان، و از صدای او محسور می‌شوم. آن صدای آشنا و جادویی که می‌خواند، رفتم که رفتم، امروز برای همیشه در اورسورواز در کنار فرزند‌ش به خاک سپرده شد

میراث ماندگار ایران فقط اشیاء و بناها نیستند. آثار و نشانه‌های هنرمندان، مردان و زنان بزرگ کشورمان در سطر سطر صفحات تقویم تاریخ فرهنگ ایران ثبت می‌شود. اگر چه در طول تاریخ همواره مستبدان و حکامان ظالم سعی در محو و نابودی این ماندگارها هستند

می‌خواهم مرضیه را ستایش کنم چون امروز هنرمندانی را می‌بینم که هنوز بر اولیٌن پله انسانیت گام نگذاشته‌اند، هنر و توانايي‌هايشان را قرباني درگاه مشتي خونريز و ستمكار می‌کنند. و با هارترين دشمنان آزادي كه بي‌گمان بيرحم‌ترين دشمنان نسبت به‌هنر نيز خواهند بود بیعت می‌کنند


مرضیه از طریق آهنگ‌هایش با مردم حرف می‌زد. نغمه‌خوانی که با بغض مردم می‌گریست و با شادی مردم می‌خندید . و وقتی که سایه سیاه آخوندی بر پهنای کشور سنگینی کرد و زنان از حق خواندان آواز محروم گشتند، مرضیه بعد از چندین سال سکوت، از خانه و کاشانه و فرزند و مال و منال و دیگر دل‌بستگی‌ها چشم پوشید و با پذیرفتن خطرات و درد و رنج راهی تبعید شد و زبان به اعتراض وضع موجود گشود و حکومت را غاصب و نامشروع خواند و بغض فروخورده مردمش را در آوازهای خود جاری کرد و هنرش فارغ از ارزش والای هنری، کارکردی اجتمایی سیاسی یافت


اگر روزی روزگاری گذرتان به پاریس افتاد در شهرک اورسورواز واقع در شمال غربی پاریس نزدیکی‌های مزار وانگوگ، آن نقاش عاشق گل آفتاب گردان، مزاری را خواهید دید که به روی سنگ مرمری آن نوشته شده است اشرف‌السادات مرتضایی و اگر آهسته گوش جانتان را به روی این سنگ مرمر بگذارید ...صدایش را خواهید شنید
اگر از مزارش دور شدید از یادش دور نخواهید شد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۲۲، ۱۳۸۹

بانوی آواز ایران جاوادنه شد

برای بزرگ‌نمایی به روی تصویر کلیک کنید

مرضیه بزرگ بود و بزرگ ماند. زمانی که هر صدایی از جنس عشق و آزادی در گلو خفه می‌شد او برای آزادی خواند برای عشق خواند و برای مردم ایران خواند و برای چندین نسل خواند. صدای تمام عاشقان را می‌شد از گلوی او شنید ، کلمات عاشقانه اشعارش، قلب‌ها را لبریز می‌کرد و ظرافت ملودی دل‌نشین او روح آدمی را نوازش می‌کرد. نغمه‌خوان سرکش موسیقی ایران بالاخره پس از عمری خدمت به فرهنگ این مرز و بوم دیروز چشم از جهان بست صدای او مثل جزیره‌ای در دریا به یادگار خواهد ماند. یادش گرامی باد
پی نوشت
گل کو عزیز در فیس بوک برای مرضیه نوشته است

مرضیه عزیز..... هنوز چشم به راهم!

دیروز روز چهارشنبه 13 اکتبر 2010 ساعت یک بعد ازظهر مرضیه در بیمارستانی در پاریس زندگی را وداع گفت. زندگی که میشود بدون اغراق گفت حتی یک روز و یک دقیقه اش هدر نرفته است.

مرضیه عزیز دلم برایت تنگ میشود وقتی اینها را مینویسم.تو تنها یک خواننده نبودی. تنها سرمایه تو آن صدای جاودانی ات نبود. نمیدانم چرا هر وفت بهت فکر میکنم در ذهنم تو و چه گوارا یکی میشوید. کسانی که نه تنها در شغل خود بهترین بودند اما نبوغ خود را فقط برای بهتر کردن زندگی خود استفاده نکردند. کسانی که زندگی و مرگ دیگران برایشان مهم بود. کسانی که خود خواسته به تبعید رفتند و در راه خلقشان تانفس آخر مبارزه کردند.

آری مرضیه عزیز تو اول یک مبارز و بعد یک هنرمند نابغه هستی.
با این که با موسیقی اصیل ایرانی هیچ دلبستگی نداشتم صدای تو و طرز اجرای تو موسیقی ترا برای من از بقیه جدا میکرد. وقتی دیو جهل ایران را زیر چکمه های خونین خود گرفت.

تو خاموش ماندی. خودت را به جمهوری اسلامی نفروختی و تاوان این مقاومت را با 15 سال سکوت پرداختی
مرضیه عزیز تو در 69 سالگی در زمانی که میتوانستی باز خاموش بمانی و کسی هم به تو ایرادی نمی گرفت به هر چه داشتی پشت پا زدی. خطرها را به جان خریدی . از مال و ملک و فرزند گذشتی و به مردم ایران پیوستی. کاش بدانی که این اقدام شجاعانه تو چه تاثیری بر مردمی گذاشت که جمهوری اسلامی با شکنجه و اعدام و رعب و وحشت و ایجاد فقر و اعتیاد سعی در نابودیشان داشت. تو روح تازه ای به مردمت دمیدی.

کنسرت های تو در سن هفتاد سالگی..آن انرژی بی پایان تو ...مسافرت هایت به کشورهای مختلف..اجرای شجاعانه سرود ای ایران..اذان..ربنا...شکستن همه تابوهای موجود....فصل جدیدی هم در زندگی تو و هم در زندگی طرفدارانت بود. من در تو نه تنها یک خواننده موفق بلکه یک زن بزرگوار و شجاع می دیدم . هر سرود و آهنگی که اجرا کردی ...هر پیامی که فرستادی...هر لحظه ای که روی صحنه تلویزیون ظاهر شدی...تکه ای شد از وجودم که جداشدنی نیست.

شاید برای همین است که غم رفتنت اینقدر سنگین است. برای اینکه باری که تو در زندگی پربارت بر دوش کشیدی قابل تصور نیست. برای اینکه آنچه تو به مردم رنج کشیده ات بخصوص در شانزده سال آخر عمرت هدیه کردی آنقدر ارزشمند است که نمیتوان جدایی از سرچشمه آن را تصور کرد. هنوز چشم براهم که صدایی.. پیامی.... از تو بشنوم .

هنوز چشم به راهم!



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مهر ۲۰، ۱۳۸۹

همسر سفیرایران در فرانسه : غده ای در سرِ ما زنان وجود دارد که اجازه قضاوت درست را از مامیگیرد



خبرنگار : مایلم در مورد خواسته های زنا ن ایرانی صحبت کنیم، شنیده ام که خانم شیرین عبادی برنده جایزه نوبل حقوق بشر برای تساوی حقوق زن و مرد در برابر قانون مبارزه میکند ……

همسر سفیر : من قبل از اینکه توضیح بدم، اینهم باز از اون چیزهائیه که متاسفانه، متاسفانه باید بگویم که این جایزه بعضی اوقات به کسانی داده میشود که لیاقتش را ندارند. من فکر میکنم خانمها عاطفی تر هستند.

به نظرم میتواند به فرم بدنی آنها هم ارتباط داشته باشد. میدانید که زنها چگونه مادر میشوند ؟

برای اینکه در سر زنها غده ای وجود دارد که مختص زنان است، چه در انسان و چه در حیوان. این بخش از سر زنان است که محرک اصلی حساسیت زنان است. بخاطر اینکه زنها خیلی عاطفی هستند خیلی دلسوز هستند خیلی مهربان هستند ممکنه که اون زمانی که میخواهند شهادت بدهند اون عواطفشون مانع این کار بشه و نتوانند درست تصمیم بگیرند ……

خبرنگار : خود شما به نظر نمیاد که احساساتتان باعث لغزش در تصمیماتتان بشود و شما را بسیار مصمم میبینم، من در ایران برعکس آنچیزی را که میگوئید دیده ام. بعضی اوقات زنان ایرانی را با افکاری بسیار روشن تر از مردان و بسیار باهوشتر از مردان ایرانی دیده ام …

همسر سفیر : این درسته، این نظر شماست ولی این واقعیته ! ما اون غده در سرمان هست، هرچقدر هم اقتدار داشته باشیم، آن موقع حساس، باز اون عواطف ما نمیذاره، باز جلوی ما را میگیره

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، مهر ۱۱، ۱۳۸۹

نمودار تحول اقتصادی احمدی نژاد



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۹

مادر کوشالی چشم‌های خسته و دلگیرش را برای همیشه فرو بست



هیچ‌گاه ندیده‌ام ، چشم‌هایی
چون آسمان بی انتهای چشم‌های تو
صاف و ساده، ولی پر از ستاره

مادر کوشالی چشم‌های خسته و دلگیرش را برای همیشه فرو بست، همان چشم‌هایی که هر از گاهی می‌بست و خدا را صدا می‌زد ، همان چشم‌هایی که از زندگیش سخن می‌گفت، و پرپر شدن پنج جگر‌گوشه‌اش را شاهد بود ، همان چشم‌هایی که وقتی نام میهن و ایران را می‌‌دید درد عشق تمام وجودش را می‌گرفت و این چشم‌ها را براق می‌کرد و درخشش آن احساس ناب مادری را در او شکوفا می‌کرد

مادر درست مثل آن پروانه‌ایی که وقتی می‌خواهد بمیرد بی‌صبرانه در جستجوی گل‌های خود است زخم‌های کهنه‌اش را با مقاومت مردم ایران مرهم می‌داد و همه مبارزین و مجاهدین و دانشجویان قیام را فرزندان خود می‌نامید و در جستجوی آنها بود

عکس‌های مراسم خاک‌سپاری مادر را دیدم چقدر گل بر مزارش گذاشته بودند حالا در گورستان سرژی آرام گرفته و به زمزمه‌های گل‌ها در نسیم پائیزی گوش می‌دهد، راستی مادر کوشالی، این زمزمه‌ها چقدر شبیه لالایی های تو برای فرزندانت است! و می‌دانم اگر برگ‌های پائیزی بر مزارت بیافتند، پرندگان بی‌صبرانه بال خواهند کشید و این برگ‌ها را برای ساختن آشیانه خود خواهند برد

ویدئو کلیپ تقدیم به مادر کوشالی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۹

یک محموله بزرگ انفجاری که از ایران به مقصد سوریه حمل و نقل می‌شد در بندر ایتالیا کشف و ضبط شد




امروز خبرگزاری آنسا ایتالیا از منابع موثق گزارش داد که یک محموله بزرگ مواد منفجره تی4 یا RDX در بندر جویا تائورو در استان رجٌو کالابریا ایتالیا کشف و ضبط شده است. کشف این محموله که حاوی 6 تا 7 تن مواد منفجره است در نتیجه فعالیت‌های تحقیقاتی کارشناسان بین‌المللی صورت گرفته است

این محموله که حاوی شیرخشک بسته بندی شده است از ایران وارد ایتالیا، و به مقصد سوریه بارگیری شده بود و در بندر جویا تائورا توسط پلیس رجٌو کالابریا و پلیس مالی و با همکاری ماموران گمرگ متوقف و بعد از بازرسی و تحقیقات، حدود 6 تا 7 تن مواد منفجره تی4 در این محموله کشف و ضبط شد
تی 4 یا RDX یا Cyclotrimethylentrinitramine در اکثر جنگها از آن بعنوان ماده منفجره در پر کردن بمبها- راکتها و… استفاده می‌کنند. و از قدرت انفجاری بالا برخوردار است


در ویدئو زیر کنفرانس مطبوعاتی مقامات و سخنگوی پلیس رجٌو کالابریا و پلیس مالی و سخنگوی گمرگ، دیده می‌شوند که به سئوالات خبرنگاران پاسخ می‌دهند در این کنفرانس مقامات تأکید دارند که با توجه به کمیت این محموله مقصد اصلی آن رساندن مواد منفجره به باندهای خرابکار و اشرار ایتالیایی نبوده، و چون بندر جویا تائورو بزرگترین بندر مدیترانه است و سالانه 3 میلیون، و روزانه 5 تا 6 هزار کانتینر در آن حمل و نقل می‌شوند در نتیجه نیروی بسیار زیادی برای کنترل و بازرسی این کانتینرها در این بندر استقرار دارند و البته بجای این بندر می‌توانست هر بندر دیگری اروپایی و یا ایتالیایی باشد و عکس‌هایی از کارتن‌های باز شده موادر منفجره را به خبرنگاران نشان می‌دهند

و خبرنگاران می‌پرسند چه کسانی شما را از محتوای این کانتینر آگاه ساختند و از کدام کشور حرکت کرده و مقصد آن کجا بوده است ؟ که رئیس پلیس می‌گوید انتلیجت سرویس ما را از وجود مواد منفجره در کانتینر مطلع ساخت و ما به بازرسی دقیق محموله اقدام ورزیدیم و در 6 آگوست از بندر عباس این محموله حرکت کرده و در مورد نقطه مقصد آن در حال انجام تحقیقات بیشتر هستیم ولی گویا در بارنامه تخلیه محموله بندر "لاتاکيا"ي سوريه قید شده است

و بعد خبرنگاری می‌پرسد چرا بندر ایتالیا را برای انجام این کارها انتخاب کردند که در جواب می‌گویند اینجا یک ایستگاه بوده برای تعویض کردن کشتی و می‌توانست به راحتی هر بندر دیگری باشد



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed