Recent Posts

چهارشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۸

جنایات رژیم را امضاء نمی‌کنم



در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آخوندی بعضی از وبلاگ‌نویسان دوباره شروع کردن به تبلیغات که اگر تحریم کنید دوباره احمدی‌نژاد می‌آید ! بروید و به میر حسن موسوی رای بدهید و تحریمی‌ها، و خارج از کشوری‌ها را مورد مواخظه قرار می‌دهند و می‌نویسند که لطفاً برای ما تعیین تکلیف نکنید و از بیرون برای ما نسخه نپیچید شما که در خارج با خیال راحت زندگی می‌کنید نمی‌فهمید ما این جا چه می‌کشیم .
برای ما خیلی فرق می‌کند اگر احمدی‌نژاد نباشد و مثلاً موسوی باشد همانطوری که وضعیت سیاسی امروز با دوران خاتمی متفاوت است بالاخره این کاندیداها ماهییت‌شان متفاوت است !!

مسئله‌ایی که این وبلاگ‌نویسان امدادرسان به آن توجه ندارند و یا این که می‌دانند ولی آن را عنوان نمی‌کنند نادیده گرفتن رویارویی ولایت فقیه و تمامیت رژیم درمقابل مردم ایران است. و بخصوص این روزها این رویارویی را در گسترش حرکت‌های اعتراضی دانشجویان و در آستانه انتخابات در دانشگاه‌ها می‌بینیم . هر باندی می‌خواهد نشان بدهد که در دانشگاه مشروعیت دارد ولی هر کدام از این نامزدها وقتی برای سخنرانی به دانشگاه رفتند دانشجویان تجمعات اعتراضی بپا کردند در تهران، بابلسر، شیراز، کرمان، تبریز، و …. و این نامزدها، و گماشته‌گان ولی فقیه را رسوا کردند

خب این دانشجویان که خارج از کشوری نیستند که از تحریم صحبت می کنند؟ و از دستهای خونین شال‌های سبز می‌گویند و بر سر موسوی فریادمی‌کشند که خاوران هنوز سرخ است .
دانشجویان می‌فهمند و می‌دانند که در درون رژیم جنگ گرگها بر سر کسب قدرت، و منافع باندی است و جدال باندی بالا گرفته است و بخاطر این دانشجویان فریادمی‌زنند که دانشگاه تریبون تبلیغات باندها نیست و وقتی در سخنرانی موسوی داد می‌زنند مرگ بر دیکتاتور یعنی چشم امیدی به اصلاح طلبان قلابی ندارند و به کل نظام نه می‌گویند

وقتی مدتی پیش اکبر علمی آمد و گفت که گردانندگان اصلی باندهای های اصلاح طلبی و اصولگرائی مشتی سیاست باز حرفه ای هستند که برای رسیدن به قدرت و یا حفظ آن متناسب با زمان و مکان لباس جدیدی بر تن می کنند که هیچ برازنده آنها نیست و اغلب نیز هیچ اعتقادی به آنچه که تظاهر می کنند ندارند همه این ها سر و ته یک کرباسند و پیشینه مشترکی در سرکوب مردم و آزادی ها دارند. این حرفها را که دیگه ما خارجه نشینان نزدیم

رژیم تشکیل شده از باند حتی خودشان می گویند باند مافیایی و هر باندی هم دنبال منافع خودش است اگر منافعش ایجاد کرد حتی جهت عوض می‌کند میرحسین موسوی میاد به احمدی نژاد می‌گوید 300میلیارد دلارنفت چی شد؟ از آن طرف صفار هرندی که در باند احمدی نژاد هست میاد و می‌گوید 200 میلیارد دلار پول نفت دوره نخست وزیری شما،جناب آقای موسوی، 20 سال پیش چی شد؟

از آن طرف به کروبی می‌گویند پولهایی که از جزایری گرفتی چی شد؟ کروبی شعار اصلاح طلبی میدهد کیهان میاد می‌گوید جناب شیخ بگذار مسائل سر بسته بماند بهتر است نگوئیم طبقه 11 ساختمان خیابان طالقانی چکار کردی پرونده‌ها را رو می‌کنیم ! این وسط خامنه‌ای که در راس نظام پوسیده قرار دارد و می‌خواهد کلیت نظام را حفظ کند، من و شما را دعوت به شرکت کردن در انتخابات و مشروعیت بخشیدن به چپاول و دزدی و جنایت می‌کند.

رفتن پای صندوق و نقطه عزیمت این امر، مشروع دانستن و به رسمیت شناختن سیاهکارترین رژیم مستبد مذهبی است این رژیم از کی تا حالا انتخابات آزاد داشته اگر انتخابات واقعی و آزاد داشت که اصلاًً کارش به این جا نمی‌کشید و به راحتی می‌آمد و انتخابات را زیر نظر ارگان‌های بین المللی انجام می‌داد حالا که سیاست ولایت فقیه در داخل فلج شده حالا که جامعه جهانی رژیم را بایکوت کرده شما می‌خواهید با رای دان به موسوی و یا کروبی، بایکوت شدن رژیم رسوا توسط مردم را بشکنید !!

اگر کسی ذره‌ای شرف و ذره‌ای ایرانیت داشته باشد جنایات رژیم را امضاء نمی‌‌کند چه در داخل باشد و چه در خارج، و دجالیت آخوندی را در هر لباسی که عرضه شود افشاء می‌کند چه در عبا و قبای کروبی و چه لباس آ میر حسین موسوی، و چه در مدل ساده کاپشین احمدی‌نژاد و چه در لباس پاسدار سبزعلی رضایی ! ولایت فقیه نه ماندنی است و نه اصلاح‌پذیر، و در تمامیتش باید برود


پ ن
چند تا از دوستان عزیزم وبلاگ تحریم را براه انداختند من هم با حمایت از تحریم به عدم مشروعیت رژیم گواهی می‌دهم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۸۸

سید علی خامنه ای و صيد آراء

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۸

« نه » بزرگ به انتخابات آخوندی


قرار است بزودی انتخابات ریاست جمهوری آخوندی برگذار شود در طول این سی سال رژیم بارها و بارها بوضوح نشان داده است که شرکت دادن مردم در تعیین سرنوشت خود در دستگاه ولایت فقیه سرابی بیش نیست !! و داوطلبان نامزد ریاست جمهوری هم سرشت و هم سرنوشت ولی فقیه هستند.
و در طول این سی سال رژیم با عملکرد ضد ایرانی و ضد بشری خود جای هیچ گونه توهمی درباره ماهیتش برای هیچ کس باقی نگذاشته است حکومت سفیانی خامنه ای از یک طرف با ظلم و ستم حکومت می‌کند و از طرف دیگر از قربانیان ستم دیده می‌خواهد تا در صحنه انتخابات حضور پیدا کنند و بر انتصابات شورای نگهبان او رای تائید بدهند

این انتخابات ضد مردمی آخوندها نامشروع است تمام نامزدهای که برای خدمتگزاری و اشغال کرسی سید علی خامنه‌ای تلاش می‌کنند خیانتکار هستند و در جرم و جنایت و تجاوز به نوامیس مردم ایران، و در نابودی سرمایه های انسانی و سرمایه های ملی شریک جرم و هم سفره ولی فقیه هستند

و کسی که به این پست خدمتگزاری به ولایت فقیه گماشته شود جز لعنت و نفرین مردم و بجز مهر خیانت و ننگ و مردم فروشی نصیبی نخواهد داشت
همانطوری که در خبر ها آمده بود 22 اردیبهشت ماه خود شخص خامنه‌ای بر خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی که در آن آمده است ولی فقیه در امر انتخابات نباید دخالت کند در سنندج تبلیغات انتخاباتی را استارت زد

البته مردم ایران بخوبی آگاه هستند و می‌دانند ولی فقیه، قانون و قواعد سرش نمی‌شود و در ایران ولی فقیه نماینده باصطلاح خدا بر روی زمین است و از هر سلطان قدر قدرتی اختیاراتش بیشتر است . امٌا اینکه چرا ولی فقیه خودش وارد این نمایش می‌شود و تبلیغات راه می‌اندازد را باید درک کرد چون معمولاً نظام های مستبد بر سر انتخابات فرمایشی سر و صدای زیادی براه نمی‌اندازند و کارشان را جلو می‌برند و انتصابات از پیش تعیین شده را وارد صحنه می‌کنند. حالا چی شده این قدر خامنه‌ای اصرار به کشیدن مردم پای صندوق‌های رای را دارد !

در جواب باید گفت ولی فقیه مجبور است و نیاز دارد تا این نظام پوسیده را حفظ کند اگر نظام ثبات سیاسی داشت وارد معرکه نمی‌شد و البته مخاطب این تبلیغات هم مردم ایران نیست چون مردم ایران با نه بزرگ سالهاست این حکومت را فاقد مشروعیت سیاسی می‌داند

امٌا مخاطب اصلی ولی فقیه جامعه جهانی است می‌خواهد به هر دوز و کلک که شده نشان دهد که پایگاه اجتماعی دارد و می‌تواند 30 میلیون نفر را پای صندوق‌های آرا بکشاند تا شرکت‌های تجاری خارجی متقاعد شوند که در ایران ثبات سیاسی و اقتصادی وجود دارد تا بتوانند با خیال راحت در ایران سرمایه گذاری کنند

و لابی‌های رژیم ببینند اگر چه این رژیم مستبد است ولی مردم ایران این نظام را می‌خواهند و مماشات‌گران را به کارزار روابط سیاسی و اقتصادی بکشاند و از الان هم یک کیسه 30 میلیونی آرا، برای انتخابات دوخته‌‌اند

مشارکت در انتخابات آخوندی به عنوان رای به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد و رژیم از این آرا برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد کرد
نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از داخل نظام هستند نمی‌خواهیم خودمان را گول بزنیم احزاب سیاسی و اپوزیسیونی در این انتخابات وجود ندارد تا وقتی که احزاب سیاسی در کشور وجود نداشته باشد صحبت از انتخابات آزاد یاوه گویی است.


دراین 30 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی است، و باید همه نامزدها مورد تائید شورای نگهبان قرار بگیرند و کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد می‌شوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار می‌کنند

با تحریم این نمایش یک بار دیگر همه مانورهای به اصطلاح انتخاباتی رژیم نامشروع ، ضد ملی و ضد میهنی را برملا سازیم. تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است. با نه بزرگ خود خواستار نفی تام و تمام این حکومت غاصب شویم و در سرنگونی آن سهمی داشته باشیم
نه به انتخابات
كد لوگو

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۸

ثبت نام برای کاندیداتوری ریاست جمهوری

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۸۸

تجمع اعتراضی عفو بین الملل در مقابل سفارتخانه رژیم در رم



بعد از به خاک سپردن پیکر دلارا دارابی در باغ رضوان شهر رشت 15 نفر دیگر در شهرهای مختلف ایران به دار آویخته شدند . علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائيه جمهوری اسلامی ایران حکم سنگسار ولی آزاد را که در زندان لاکان رشت به اجر در آمده است تائید کرد

و دادگاهی در شهر رشت حکم سنگسار علیه "محمد علی نوید خمامی" را هم تایید کرده است و قرار است به زودی این حکم هم به اجرا گذاشته شود . و در زندان‌های رژیم 135 نوجوان هم در صف اعدام هستند .

در حالی که این جنایات وحشیانه هر روز در میهن ‌مان بوقوع می‌پیوندد، در این گوشه از جهان در ایتالیا، امروز هزاران دسته گل سفید به نشان معصومیت و بی‌گناهی از طرف مردم ایتالیا برای دلارا، و برای یادبود او در کنار نقاشی‌های او، نهاده شد

. عفو بین الملل امروز یک تجمع اعتراضی در مقابل سفارت رژیم در رم برگذار کرد و اعدام وحشیانه دلارا را محکوم کرد عکس‌های این تجمع اعتراضی را در وبلاگ ایتالیایی دوست عزیزم داود می‌توانید مشاهده کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۸

برای دلارا، نقاش دیوار حسرت














برای تو، دلارا
از استاد چیره دست تابلویی خواستم

فرو رفت در اعماق آب‌ها
تا رنگ‌های چشمانت را بیابد

زغال‌سنگ از معدن‌چیان گرفت
برای رنگ گیسوانت

و گیسوبندی
از غبار نقره‌ای ستارگان برکشید

برای رنگ سرخ لبانت
از دره باغ‌های شمال
تمشک‌های دانه درشت چید

برای مخمل پوست تو
آفتاب غروب را برگزید

برای امواج گیسوانت
باد را فراخواند

و تو را در سفره دشت سبز نقش داد
در میان بابونه‌ها و غنچه‌های زنبق

برای قاب آن
نور نقره‌ای ماه را گرفت
و تابلویی از جشنواره رنگ کشید

برای تو که همه رنگ‌ها را
جز با مداد سیاه نمی‌کشیدی

برای تو،
نقاش دیوار حسرت
که رنگ‌هایت را حرامیان شب دزدیدند

ح مقدم (بادبان)


نمایش نقاشی های دلارا دارابی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۸

روز جهانی کارگر

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۸۸

هر دم از این باغ بری می رسد


دوست بسیار عزیزم خانم اصفهانی درمورد کاریکاتور سیاست سیب زمینی احمدی نژاد برایم نوشته است آیا یک کمی برخورنده نیست به مردم؟ درضمن که زیادی قدرت احمدی نژاد را نشان میدهد .شاید اگر آن دام زیرش صندوق رای بود و آن فرد به صندون می افتاد بهتر می‌شد


ضمن تشکر از خانم اصفهانی که همواره مشوق کارهایم است توضیح یک نکته را ضروری می‌دانم
هدف و منظور من از این کار همان گونه که در بالای کاریکاتور آمده است نشان دادن سیاست احمدی نژاد ( سیاست سیب زمینی) برای اخذ رای در انتخابات آتی است و به سادگی این ریا کاری را به تصویر کشیدم و فکر می کنم به دور از واقعیت نیست و هدف سورژه کار، تحقیر و توهین به مردم نیست بلکه تحقیر آن تعداد قلیلی است که مرعوب سیاست‌های شوم احمدی نژاد می‌شوند و به دام و فریب او می‌افتند و در انتخابات او شرکت می‌کنند و به این قدرت پوشالی او مشروعیت می‌دهند


و اگر به نظر این کاریکاتور زیادی قدرت احمدی‌نژاد را نشان می‌دهد، همان طور که به وضوح مشاهده می‌شود این قدرت زیادی، کاملاً پوشالی است و بر مبنای عوام فریبی و ریاکاری قرار گرفته است و هیچ گونه مشروعیت سیاسی ندارد و برای بهره برداری تبلیغاتی از آن استفاده می‌شود

گر چه احمدی نژاد خودش را ابر قدرت جهان، و آماده مدیریت جهانی می‌داند ولی در معادلات سیاسی کسی این حرف‌هایش را نمی‌خرد

اگر با تصویر نتوانستم منظورم را بازگو کنم امیدوارم با این توضیح مختصر توانسته باشم به این دوست عزیزم پاسخ داده باشم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۸

پروژه موفق الربیعی



دولت عراق تصميم به منحل كردن پست مشاور امنيت ملي به رياست موفق الربيعي گرفته است. هم روزنامه‌های عراقی نوشتند و هم سایت ایسنا این خبر را نوشته ، موفق الربیعی حرف‌های خامنه‌ای و احمدی‌نژاد را در عراق دیکته می‌کرد و قول بر چیدن کمپ اشرف در عراق را به سران رژیم داده بود و این خدمت‌گزار آخوندها در مصاحبه‌هایش از شمارش معکوس برای اخراج مجاهدین و محاکمه رهبران آن در دادگاه‌های عراق خبر می‌داد . امٌا انگار قبل از این که موفق الربیعی از کمپ اشرف خلاص بشود، این ساکنان اشرف هستند که از شر موفق الربیعی دارند خلاص می‌شوند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۸

25 آوریل سالروز آزادی ایتالیا


25 آوریل سالروز آزادی ایتالیا و یادآور تجربه بزرگ تاریخی برای مردم این کشور است و در این روز تاریخی مردم از جنگ طلبی و جاه طلبی و خودکامگی موسولینی رهایی می‌یابند و با نشان دادن مقاومت جانانه نظام نازی فاشیستی را فرو ریختند .
بی اختیار از خود می‌پرسم اگر این مقاومت و جانفشانی‌های پارتیزان‌ها نبود فاشیسم موسولینی چه بر سر این نسل، و مردم ایتالیا می‌آورد اگر آنروزها جنبش مقاومت ایتالیا به شکست منجر می‌شد آیا این جامعه آزاد امروزی بوقوع می‌پیوست ؟
امروز 25 آوریل برای مردم این کشور پایان قسمتی از گذشته پر درد است و بازنگری و تجربیات آن ضروری است . گرچه در طول زمان، که آنچنان هم دور نیست این روز تاریخی کم کم در حافظه‌ها کم رنگتر می‌شود . ولی متاسفانه فاشیسم و موسولینی و هیتلر و اطاقهای گاز و تنورهای آدم سوز ِ آشویتز و گلوهای آویخته بر تیرک چراغ برق ِ خیابان «چرنایا در تورینو » و شکنجه‌گران خیابان « تاسو » و آنهایی که قربانیان را به فرمانده‌های نازیها در هتل «رجینا میلان » تحویل می‌دادند قسمتی از تاریخ نه‌چندان دور هستند .
آنهایی هم که فاشیست بودند آنها هم در 25 آوریل آزاد شدند . آزاد از خدمت و اطاعت گزاری و کمک رسانی به ماشین مرگ ، و از سرنوشت شوم نجات یافتن . و سه سال نبرد پارتیزا‌ن‌ها از افتخارات بزرگ مردم ایتالیا است و مقاومت و پایداری آن ها بود که دشمن را بطور بنیادین درهم شکست .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۸

آق محمود در کنفرانس ضد نژادپرستي دوربان 2 ژنو



آقا محمود این بار دیگه لازم نیست زحمت به خودت بدهی و به ملاقات جواد آملی بروی و در شرح حضورت در سازمان ملل حرفی بزنی. ما خودمان هم احساس کردیم که فضا يک دفعه عوض شد و همه حدود بيست و هفت، هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند. اينکه می گوییم مژه نزدند، غلو نمی کنیم . اغراق نيست، چون نگاه می کردیم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار يک دستی همه آنان را گرفته بود، آنجا نشانده بود. چشمها و گوش هايشان را باز کرده بود که ببينيد از جمهوری اسلامی پيام چيست.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۸

حمایت از حقوق قانونی پناهندگان شهر اشرف

احترام به حقوق و قوانین بین المللی، زیربنای صلح و عدالت و آزادی را در جهان تشکیل می‌دهد. حقوق بشر متعلق به همه انسان‌هاست و این موهبت، حاصل قرن‌ها تجربه بشریت است امٌا مفهوم اجتماعی سیاسی آن در همه جا یکسان نیست و اصول آن بطور مساوی در همه جا اجرا نمی‌گردد . هر کسی که خود را بشر و انسان می‌داند موظف است تا برای حفظ حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی خود تلاش کند .

دولت‌مردان ایران هم مقوله حقوق بشر را رقت انگیز می‌خوانند و به خواست خود تغییر می‌دهند. به کشتار مستبدانه دست می‌زنند و جنبش‌های مردمی را مورد سرکوبی‌های بی‌رحمانه قرار می‌دهند از بازداشت‌های گسترده دانشجویان و خبرنگاران گرفته تا افزایش جرائم اینترنتی و از دستگیری وبلاگ‌نویسان و نقض آشکار حقوق زنان و کودکان گرفته تا نقض حقوق اقلیت‌ها فقط گوشه‌ای از میراث سه دهه حاکمیت ولایت فقیه در ایران است.

و این غاصبین حقوق مردم نه تنها به حقوق شهروندان خود وقعی نمی‌گذارد بلکه همچنین پا را فرا تر از مرزهای ایران هم گذاشتند و امروزه دخالت در امور کشور عراق را مجاز می‌دانند و می‌بینیم خاک عراق را به کمک آمران و عاملان پنهان و آشکارخود، به میدان تاخت و تاز تروریستی و توطئه‌ها و اقدامات جنگ افروزانه قرار می‌دهند و مدتی است که ایادی رژیم ایران با دیدارهای مکرر و مذاکرات با مقامات عراقی دور جدیدی از فشارها را، برعلیه ساکنان شهر اشرف افزایش داده‌اند

و این در حالی است که خامنه‌ای رهبر مذهبی ایران در دیدار با رئیس جمهور عراق بطور رسمی خواهان اخراج مجاهدین خلق از کشور عراق شده و عملاً از دولت عراق درخواست کرد تا با تعدی و تعرض به شهر اشرف و با زیر پا گذاشتن کنوانسیون‌های بین المللی زمینه سازی یک فاجعه انسانی را به کمک دولت عراق تدارک ببینند

اصولاً اهداف رژیم در عراق از همان آغاز سقوط حکومت صدام حسین، بر دو پایه سیاسی و نظامی و در تلاش برای اخراج امریکا و اخراج مجاهدین از عراق قرار داشت و با بی‌ثبات کردن عراق، رژیم ایران تلاش بسیاری کرده است تا در سیاست عراق تائیر گذار باشد. تروریسم دولتی در شش سال گذشته نفوذ گسترده‌ای در ارگان‌های مختلف سیاسی عراق داشته و نیروی قدس رژیم بسیار فعال عمل می‌کرد. رژیم فقط حدود 53 موُُسسه تحت عنوان بازسازی اماکن مقٌدسه در عراق راه انداخته وظاهراً حمایت مالی می‌کند.

امٌا در یک سال گذشته از اویل 87 رژیم ایران ضربات سنگینی درعراق خورده است و از مهم‌ترین ضربات آن انتخابات شورای استان‌ها بود که عوامل رژیم در این انتخابات شکست خوردند و دیگری امضاء توافقنامه امنیتی، کشور عراق با آمریکا بود که خود رژیم هم به این شکست اعتراف کرد

بعد از این شکست ها بود که رژیم شبکه تروریستی خود را جمع و جور کرد و برای سازماندهی به ایران برد و در شهرهای مختلف ایران تحت عناوین مختلف مثل گردان حزالله ، گروه ویژه ، اهل حق، و..باز سازی کرد و حتی تعدادی را برای آموزش‌های تروریستی به سوریه و لبنان فرستاد . و حالا با شبکه‌های نقل و انتقال سلاح از مرزها و با رفت و آمد کارگزاران و سردمدارانش به عراق در صدد جبران شکست ‌هایشان شده‌اند.

خب امروز چه کسی نمی‌داند که حکومت ایران با هزینه کلان که از جیب مردم ایران صرف می‌کند توطئه اخراج مجاهدین و بلعیدن عراق را در سر دارد . حکومت عراق و نیروهای چند ملیٌتی به مفاد کنوانسیون چهار ژنو آگاهی دارند، که در آن به عدم تجاوز به حقوق انسانی پناهندگان ساکن اشرف تاکید شده است و آزادی‌ها، و حقوق حقٌه‌اشان مورد تائید و ضمانت نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل متحد قرار گرفته است و دولت عراق مراعات حقوق قانونی ساکنان اشرف را به نیروهای امریکایی رسماً تضمین کرده است پس این محاصره و رفتار خشونت آمیز به دستور کیست ؟

خوشبختانه برای شکستن محاصره اشرف یک کارزار بین المللی گسترده‌ای شکل گرفته و حامیان مقاومت هیچگاه اشرف را تنها رها نخواهند گذاشت و در کنار آنان هستند و برای حقوق قانونی آنان می‌جنگند و چندی پیش هم جمعی از وبلاگ نویسان آزادیخواه با براه اندازی وبلاگی در حمایت از حقوق قانونی پناهندگان شهر اشرف فراخوان دادند. من هم به سهم خود از این حرکت پشتیبانی می‌کنم . چون بسیاری از اشرفیان را شناختم که با شرف زیستن و با شرف مردن .

فراخوان جمعی از وبلاگ نویسان آزادیخواه در حمایت از حقوق قانونی پناهندگان شهر اشرف

برای حمایت از این فراخوان می‌توانید به این آدرس ایمیل بزنید

bloggersforafreeiran@gmail.com

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۸

در دفاع از آزادی بیان

بنا به دعوت سعاد اسبای نماینده مجلس ایتالیا که از فعالین حقوق زنان است و بر علیه بنیادگرایی فعالیت مستمر دارد، امروز در مقابل پارلمان ایتالیا یک تجمع اعتراضی برای آزادی سید پرویز کامبخش وبلاگ نویس افغانی برگذار شد . پرویز کامبخش قبلاً در دادگاه بلخ به اتهام اهانت به مقٌدسات به اعدام محکوم شده بود و بعداً در دادگاه استیناف کابل او را با یک درجه تخفیف به 20 سال زندان محکوم کردند

خبرگزاران بدون مرز و تعدادی از نهادهای حقوق بشری برای آزادی این وبلاگ نویس در تلاش هستند . در این تجمع دوستان ما از انجمن زنان دموکراتیک ایرانی در ایتالیا و همچنین مسئول پناهندگان ایرانی در ایتالیا شرکت داشتند .
دوست عزیزم داود چند تا عکس از این تجمع گرفته و در وبلاگش آپلود کرده است



و همچنین جایزه بین المللی ویژه آزادی بیان سال 2008 میلادی هم از طرف سازمان خبرنگاران، ماه پیش در شهر « سیئنا » به این وبلاگ نویس افغانی در بند تعلق گرفت و جایزه دیگری هم به سهراب کابلی که اکثر وبلاگ نویسان با او آشنایی دارند اهداء گردید. سهراب عزیز آن روز در سیئنا جایزه پرویز کامبخش را هم بجای او دریافت کرد و به هنگام دریافت جایزه حرف‌های بسیار زیبایی زد

سهراب گفت: من این جایزه را به تمام روزنامه نگاران، نویسندگان و وبلاگ‌نویسانی فارسی زبانم در ایران تقدیم می‌کنم که هر روز به دلیل دیگراندیشی به زندان می‌روند و اعدام می‌شوند. به آن روزنامه‌نگارانی تقدیم می‌کنم که فعلا در زندان اوین بسر می‌برند. به وبلاگ‌نویسان افغان، خبرنگاران، نویسندگان چه آزاد و غیر آزاد کشورم تقدیم می‌کنم. ما روزنامه‌نگاران افغان، راه دشواری در پیش داریم و نباید در این مسیر بازایستیم.

این جایزه هشداری است به جامعه جهانی، به کشورهای که ظاهرا از آزادی بیان حمایت می‌کنند اما نمی‌دانند آزادی بیان در افغانستان چه خون دل می‌خورد. نمی‌دانند که کمک‌های آنان به جایی سرازیر می‌شود که آزادی بیان را گاهی "حرف مفت"، گاهی "دیگ بخار" و گاهی هم "آنرا تولیدات فرهنگ غربی" می‌داند. این جایزه هشداری به بی‌مسئولیتی‌های آن کشورها و به ظاهر حامی و مدافع آزادی بیان در افغانستان است. این جایزه هشداری و زنگ باخبریی است که روزنامه نگاران در افغانستان تهدید به مرگ می‌شوند از کانال‌های مختلف چه دولتی و چه گروه‌های متخاصم قبلی و گروه‌های افراطیون مذهبی و جدی تر از همه اینکه سید پرویز کامبخش باید آزاد گردد.

عکس‌های سهراب به هنگام دریافت جایزه آزادی بیان

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۸۸

ای داد و بیداد توفیق پنجاه ساله شد

توفیق جان ممنون که پنجاه سالگی‌ات را ، یعنی نیمه اوٌل زندگانی‌ات را در وبلاگت یادآوری کردی و تا آنجا که من اطلاع دارم دوستانت را هم به صرف سبزی پلو با ماهی در خانه‌ات دعوت کردی . یادت باشه برای جشن نیمه دوم زندگی‌ات، ما را هم دعوت کنی من از همین الان رزرو کردم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۸

پیام اوباما به نماینده خدا بر روی زمین


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۸

بی گناه بودم من

چندی پیش فیلم کوتاه و تکان‌دهنده‌ای از سرگذشت ماکوان مولودزاده، جوان 20 ساله پاوه‌ای را دیدم، و برای یکی از دوستان عزیز و نادیده اینترنتی‌ام که از فعالین حقوق بشر است ارسال کردم این فیلم متاسفانه به زبان ایتالیایی است و این دوست عزیزم از من خواست تا به فارسی ترجمه کنم، نشستم و آن را به فارسی ترجمه کردم
سرگذشت ماکوان بسیار غم انگیز است و بعضی از صحنه‌های آن دلخراش است و خود من همه صحنه‌های آن را نگاه نکردم ولی چندین بار به آن گوش دادم. تصمیم گرفتم هم فیلم و هم ترجمه آن را در وبلاگ قرار بدهم




مادر عزیزم گریه نکن . وقتی خبر مرگ مرا به تو می‌دهند، در عزای من گریه نکن
از تو خواهش می‌کنم گریه نکن و از عریان بودنم شرم نکن اگر چه هیچ پرچمی پیکرم را نمی‌پوشاند
و زیر گلویم جای طناب را تو خواهی دید.

بی گناه بودم مادرم
در این زندگانی کوتاه و زیبا، در صلح و آرامش بودم . گلی سفید و گلی سرخ در تاریکی
بی گناه بودم مادرم، آن که مرا به قضاوت خواند قلب نداشت
بی گناه بودم، همانند دوران کودکی، که آواز خواندن را به من آموختی

وقتی به تو می‌گویند که دیگر به خانه باز نمی‌گردم ، خواهش می‌کنم گریه نکن، چون که نام من با تو خواهد ماند.
درد تمام شد ، مثل شب که به اتمام می‌رسد
و تو زیر برق آفتاب چه زیبا هستی، هنگامی که از خانه بیرون می‌روی و قدم می‌زنی در خیابان‌های پاوه
پاوه، خانه‌مان، شهر باغ‌ها و میوه‌ها، شهری کهن و زیبا، چنان بدیع و زیباست که آن را بهشت ایران می‌نامند .

تو مرا« بچه» صدا می‌کردی مادر
حتی وقتی که بازی‌های کودکانه در سبد زندگی تمام شده بود
و چه زود تمام می‌شود آن سنین کودکی که همه باهم، برابر، با یک دیگر به سوی آرزوهای‌مان می‌دویدیم .
و زندگانی چه امتداد بی انتهایی داشت، همانند آن سوی آسمان پر ستاره زاگرس

به هنگام بازداشتم بی گناه بودم
قبل از این که جانم را بگیرند، در مقابل چشم‌های خدا واقعیت را به قاضی گفتم، من هیچ کاری نکردم
وقتی به من اهانت کردند، من بی گناه بودم
وقتی به من گفتند نفس کشیدنم گناه است و طپیدن قلبم جنایت است، بی گناه بودم من

وقتی مرا بر پشت چارپا در خیابان‌های پاوه گرداندند،
تا این که مردم به من بخندند و بگویند این پسر بچه دشمن خداست ! بی گناه بودم من ، ولی سرم را بالا نمی‌کردم مادر
چون می‌ترسیدم تو آن جا باشی . آخر چطور می‌توانستی تحمٌل دیدن فرزندت را داشته باشی، بی گناه بودم من
امٌا لحظه‌ای سرم را بالا گرفتم، دیدم همشهری‌هایم دوستانم به من نمی‌خندند.
در چشم‌هایشان اشگ داشتند و در دست‌هایشان شاخه‌‌های گل.
گلی سفید برای بی‌گناهی ، گلی سرخ برای جاری نشدن خون
می‌دیدم نامم بر لبان هزاران نفر نقش می‌بست و مثل عطر گل در باد می‌پیچید « ماکوان »
ماکوان ما بی‌گناه است

و آن نام برآسمان بلند می‌شود و خدای را سپاس می‌گوید، سبک‌بال است،
و باد آن نام را با خود می‌برد، دورتر و دورتر به آن سوی جهان
همه برای من می‌گریستن و نیایش می‌کردند و شکایت از سکوت می‌کردند
و بعد به جلادانم التماس می‌کردند، تا زنده بمانم . و چند روزه گل‌ها و التماس‌ها به قضات من رسیدند

هنوز کودکی بیش نبودم مادرم، وقتی آتش مقدس عشق در وجودم شعله ور شد.
در آن هنگام رویاها و عواطف بی نام بی نما، به احساسات واقعی و زنده نمودار گشت، همانند پرستوها
و به لحظه بخشش، دریافتم که کهن پاوه را بهشت می‌نامند، چون پر از فرشتگان است
آنگاه دریافتم که عشق نیایش است و خداوند نور است و سکوت و ظلمت در قلب جهان جای دارد

مادر عزیزم وقتی در شب با خاطره لبخند من بیدار می‌شوی گریه نکن، تنها ستاره من بودی تو،
تنها مرهم برای چشمان من بودی، همان چشمانی که عادت به تاریکی نداشت
زندگی را دریاب ستاره ، در شب‌های بدون ماه، وقتی که باد عطر یاس را با خود می‌آورد من در آرامش جاودان هستم

مرا برای همیشه به خاطر بسپار همانند خودت زنده، نجیب و خوب و سخاوتمند .
وقتی خبر مرگ مرا به تو می‌دهند، و با صدای ناخوشایند می‌گویند: تمام کرد،
تو امٌا انعکاس صدای فرشتگان را خواهی شنید، نوری سوسوزنان تکرار می‌کند که نمرده است
بی‌گناه نمی‌میرد، چون مرگ جلادان را باز خواست می‌کند .

امٌا حالا می‌خواهم در آرامش باشم چون درد کاهش یافت، با یادبود خاتمه یافت
چشماهایم را فرو می‌بندم، بر پیشانی‌ام بوسه بزن
شب بخیر مادر، شب بخیر فرزندم
وقتی فردا دستهای تو قامت مرا می‌شوید، من هم ستاره می‌شوم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۷

سالی نو و صلیبی نو

در آستانه سال نو، امید رضا میر صیافی در زندان اوین با یک دنیا حسرت از زحمت زندگانی رهایی می‌یابد و جان شیرین را فدای حب وطن و روزنگار(وبلاگ) خویش می‌سازد. مسئولان قصاب‌خانه اوین خود را از این جنایت مبٌرا جلو می‌دهند. و ما با میخ صلیب خود و فارغ از بار سنگین درد و رنج و فقر به سال نو آغوش می‌گشاییم . تا دمی در کنار سفره هفت سین بشارت بهار را بر رخسار کودکان باز یابیم . تا مبادا گمان کنیم که هیچگاه از زمستان بدر نخواهیم شد. چه میدانی شاید همین امسال بهار از چاه زمستان رهایی یابد



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۷

اشرف، شهر خواهر و پارتيزان پير- كاظم مصطفوي

كونئو شهري است از ايتاليا در نزديكي مرز فرانسه. شهري كه در تاريخش با مقاومت در برابر فئودالها شروع مي شود، با جنگ با ناپلئون ادامه مي يابد و با مقاومت در برابر اشغالگري نازيها تبديل به شهر مقاومت ايتاليا مي شود. اين مقاومت آخري يك قلم براي كونئو كه چندان هم بزرگ نيست به قيمت 15200 نفر شهيد راه آزادي تمام شد. حالا «دون آلدو بنه ولي»، قهرمان مقاومت ضد فاشيستي ايتاليا و از معدود پارتيزانهاي مقاومت كه هنوز زنده اند، به دفاع از اشرف برخاسته است و شهر خودش را به عنوان «خواهر اشرف» معرفي مي كند. و اين البته بسيار پر معنا است.
در نوامبر گذشته وقتي به كونئو رفتم تا با دون آلدو بنه ولي، قهرمان مقاومت ضد فاشيستي ايتاليا، و دوستانش ملاقات كنم اصلا تصور نمي كردم كه با چنان پير مردي روبه رو شوم. چون كه من هرچه نگاهش مي كردم پير نبود. هم به لحاظ جسمي و هم به لحاظ روحي. متين و فروتن، با نگاهي جهانديده به استقبالمان آمد. جلو در ورودي شهرداري كوئنو بوديم. دون آلدو با مهرباني ما را به داخل ساختمان شهرداري دعوت كرد. همين كه خواستيم از پله ها بالا برويم در سر پيچ پله ها به كتيبه يي اشاره كرد و پرسيد آيا مي دانيم اين كتيبه چه نوشته شده؟ بعد خودش به كتاب كلفتي با جلد سرخ كه زير كتيبه قرار داشت اشاره كرد و گفت: وقتي كه نازيها به اينجا حمله كردند فرمانده شان گفت كه بايد مجسمه بزرگ او را در ميدان شهر برپا كنيم. بعد يك شاعر اهل كونئو برايش اين شعر را گفت. دون آلدو بعد به كتيبه اشاره كرد و برايمان خواند:
امروز و هميشه مقاومت
هميشه ياد بودي را كه از ما مي خواهي خواهي داشت
ولي مائيم كه تصميم مي گيريم كه با كدامين سنگ آن را بنا كنيم
نه با سنگهاي سياه شده از دودهايي كه تو شهرهايمان را نابود كردي
نه با خاك به خاك سپرده شدگان ما، همرزمان ما
نه با برف كوههايي كه در دو زمستان با تو جنگيدند
نه با بهار اين دره هايي كه ترا در حال فرار ديدند
بلكه با سكوت شكنجه شدگان سخت تر از سنگ
با صخرةاتحاد بين مردان و زنان آزادي
كه يكي شدند براي نفس وجودشان و نه از روي تنفر
مصمّم برا ي شكست دادن شرم و وحشت دنيا در اين خيابانها
اگر باز گردي، ما را دوباره در جاي خود خواهي يافت!
مرده يا زنده، با همان عزم يك خلق متحد
به دور يك مجسمه يادگاري كه نام آن خواهد بود
امروز و هميشه مقاومت!
بعد كه شعر را خواند سرش را پايين انداخت و آن چنان كه گويي از خودش سؤال مي كند ادامه داد: در آن روز كه دستگير شديم 7نفر بوديم. ما را محكوم به اعدام كردند. در صبحگاهي 6نفر از ما را به جوخه سپردند. من نمي دانم و تا الان هم نمي دانم چه حكمتي بود كه خدا مرا زنده نگهداشته است». به او گفتم مي داني چرا مانده اي؟ و بيدرنگ اضافه كردم به خاطر اين كه امروز از اشرف دفاع كني.
من روزهاي بعد تحت تأثير مهربانيهاي دون آلدو و دوستانش و با ياد شاعري كه اين گونه شجاعانه در برابر فاشيسم ايستاد نوشتم:

اشرف تو تنها نيستي

اشرف تو تنها نيستي
خواهري داري در دامنه آلپ
با خاطراتي از گلهاي سرخ
وقتي كه بادهاي هرزه مي وزيدند
و در گوش باغهاي سبز خانه پائيز را زمزمه مي كردند
خواهر تو با ردايي از بهار
تاريخ خود را با پارتيزانهايش نوشت
و آنان كه جنگيده بودند و آزادي را باور داشتند.
خواهر تو فرزنداني داشت
كه نام يكي از آنها «گالين برتي» بود
و وقتي تيربارانش كردند در 15200 شهيد ديگر تكثير شد
و در روز بعد در هزاراني كه زنده ماندند ادامه يافت
همانان كه اكنون تو را يافته اند
و مي دانند وقتي خواهران گمشده همديگر را بيابند
ستارگان تمام كهكشانها مي خندند.
خواهر تو
فاشيستها و نازيها را به خوبي مي شناسد
همچنان كه پارتيزانهايش را
و همچنان كه خواهران ديگرش را در هركجاي ديگر دنيا.
اشرف تو تنها نيستي!
اشرف تو و خواهرانت از مادري هستيد كه مقاومت نام دارد
مادري كه همه مبارزان و رزمندگان را بزرگ كرده است
و مادري كه به آنها آموخته
دشمن ناگزير از شكست است وقتي كه ما اراده كنيم
اشرف امروز خواهرت را در كونئو يافتي
و خواهران ديگرت در اين سو و آن سوي كوههاي ديگر
و برادرانت در نيويورك و ژنو
و نقطه به نقطه ايران تو را مي جويند.
فردا در قلب تهران خواهران تو گردخواهند آمد
و تو را با شهيدان و اسيرانت بوسه باران خواهند كرد
اينك اين خواهرت كونئو
و اين تو با همة سرفرازيهايت!

حالا اين چند روزه اشرف به دستور ولي فقيه مورد تهاجم قرار گرفته است. رفسنجاني كه مردي است براي تمام فصول توطئه به بغداد رفت تا طرح اجرايي بفرمودة ولي فقيه را براي زمينه سازي يك قتل عام گسترده تكميل كند. و مجاهدين مستقر در اشرف دارند مقاومت مي كنند. يعني تنها كاري كه آموخته اند و در آن استاد بي بديل هستند. مجاهدين از اولي كه خميني روي كار آمد كاري جز مقاومت نداشته اند. هنوز خاطره صف بستن و زنجير درست كردن در حفاظت از ستادهاي مجاهدين را در تهران و شهرستانها به خاطر داريم. اما اكنون در مدار و با كيفيتي كاملاً متفاوت. الان اشرف تنها نيست. همه وجدانهاي بيدار و همة انسانهاي ضد فاشيست و همه قلبهايي كه براي آزادي مي تپد در اين نكته با « دون آلدو بنه ولي» همصدا هستند: «جنبش مقاومت ايران براي من يادآور مبارزاتي است كه مقاومت ما در همين شهر كونئو عليه فاشيسم مي كرد. من تنها باز مانده از ميان شش اعدامي آن موقع بودم . اكنون كه مي بينم در خيابانهاي ايران جوانان اعتراض و مقاومت مي كنند، وظيفه خودم مي دانم كه از اين مقاومت حمايت كنم... در روز بيست و پنجم آوريل وقتي كه جشن روز جمهوري را در كونئو برگزار كنيم من به مردم خواهم گفت كه درست در همين جا كه ايستاده ايد هزاران نفر فرياد درد و رنج كشيدند و به خاطر داشته باشيد كه هر چه امروز داريد به خاطر فداكاري مبارزان مقاومت در زمان فاشيسم است . در حال حاضر در ايران ملاها بر سركار هستند كه به نام خدا و دين به مردم ظلم مي كنند و خلق ايران را سركوب مي كنند و حال آن كه دين اسلام دين صلح و آشتي است».

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۷

آتش خشم مردم


بار دیگر رژیم ولایت فقیه در برابر کابوس چهارشنبه سوری قرار می‌گیرد . قرن‌ها این سنت ملٌی در ایران تداوم داشته و نوروز و چهارشنبه سوری از آئین باشکوه بوده و همه ساله مردم این مراسم را در سراسر ایران برپا می‌کنند امٌا سئوال این است چرا این رژیم مخالف با این مراسم است و ترس و وحشت رژیم از چیست ؟ و سردمداران حکومت می‌گویند این مراسم مبنای شرعی ندارد ومردم را به اجتناب از این مراسم ترغیب می‌کنند ! چرا ؟

امروزه بیش از هر زمان دیگر استفاده از سنت‌های ملٌی برای رویا رویی با رژیم قابل درک، و تبدیل به یک واقعیت گشته است. ترس و وحشت رژیم هم از چند تا ترقه و فشفشه و مواد محترقه نیست و همان طوری که ایادی رژیم اذعان می‌کنند هراس آن‌ ها از اعتراضات جوانان، و تبدیل این سنت ملٌی به یک میدان جنگ علیه رژیم است.

وقتی که ایادی رژیم و نیروهای انتظامی وحراست، و بسیجی و دم و دنبالچه‌های‌شان، هیچ روزنه‌ایی برای مردم نمی‌گذارند ، و سلطه جهنمی ‌شان را بر تمام جامعه گستره‌اند و فضای حقوق بشر را مسدود کردند، و ایران را به یک زندان بزرگ تبدیل کردند، خب طبیعی است مردم هم، هر پهنه و عرصه‌ای را برای رویارویی با رژیم، از دست نمی‌دهند و چهارشنبه سوری را هم به یک روز بزرگ و روز اعتراض و ابراز مخالفت و انزجارعلیه آخوندها تبدیل می‌کنند.

و دراین چند سال اخیر به وضوح شاهد بودیم که مردم این سنت‌های ملٌی را به یک کارزار ملٌی میهنی پیوند زدند و گسترش آن را سال پیش حتی در دانشگاه‌ها شاهد بودیم ودانشجویان این مراسم را در سطح بسیاری از دانشگاه‌ها با شکوه تمام برپا کردند. بی خود نبود که پاسدار رادان سرکرده نیروهای انتظامی سال پیش 30 هزار نفر از نیروهای انتظامی و 11 هزار گشت موتوری را برای مقابله با مردم بسیج کرده بود

در واقع مردم از هر فرصتی برای بیان اعتراض و انزجار استفاده می‌کنند، و با تمام قوا وارد صحنه می‌شوند بعد از مسابقات فوتبال بارها شاهد این اعتراضات بودیم و یا با شرکت در مراسم‌های مختلف اعتراض خود را به جنایت‌ها و سرکوب و خفقان بی انتها، به رژیم نشان می‌دهند. درمراسم خاوران و یا با شرکت در مراسم بزرگداشت بابک خرمدین که همه ساله مردم مراسم یادبود بر پا می‌کنند و به قلعه سردار تاریخی ایران می‌روند خب تا آنجا که من به یاد دارم هیچ وقت این مناسبت‌ها در گذشته از این همه استقبال گسترده مردمی برخوردار نبود

ولی می‌بینیم مردم از ماهیت این مراسم علیه رژیم مستبد استفاده می‌کنند اصلاً چرا راه دور برویم همین پارسال در مراسم عاشورا که باید ظاهراً این مراسم جایگاه آخوندها باشد دیدیم رژیم دو نفر را کشته و چندین نفر را دستگیر کرد. و یقیناً این رویارویی با رژیم تا نیل به نتایج قطعی ادامه خواهد یافت

باور کنید هدف مردم ما هم از چهارشنبه سوری فقط صرفاً شادی و نشاط نیست مردم از این فرصت استفاده می‌کنند تا تو دهن رژیم بزنند و رژیم بخوبی می‌داند مسئله زدی من از تو و سرخی تو از من نیست هراس رژیم و آخوندها از آتش خشم مردم است چون می‌دانند زمستان ِ حکومت اهریمنی‌شان به سر رسیده و بالاخره روزی این شعله بزرگ خشم مردم گر می‌گیرد و سرنگون می‌کند


بیانات گهربار آیت اله مطهری، در مورد چهارشنبه سوری را در وبلاگ بلوچ ببینید

پ ن

امروز 25 اسفند سالروز ترور دوست عزیز، و مبارز سرافراز مقاومت، حسین نقدی است که توسط مزدوران آدمکش رژیم در رم هدف گلوله های ولایت فقیه قرار گرفت در مورد نقدی و دادگاه او در رم مطالب زیادی نوشتم و این آخرین دیدارم با شهید سرافراز بود سلام بر نقدی که جان و هستی خود را وقف آزادی مردم ایران کرد . یادش گرامی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۸۷

زنده یاد امیر حسین حشمت ساران


آخرین پیام صوتی زنده یاد امیر حسین حشمت ساران AmirSaran.mp3ما جمعی زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجائی شهر کرج ،بدینوسیله به اطلاع تمام ملت بزرگ ایران و آزادیخواهان می رسانیم که در روز سه شنبه مورخ 13 اسفند ماه سال یک هزارو سیصدوهشتاد و هفت خورشیدی آقای کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان رجائی شهر به همراه معاون خود آقای نبی الله فرج زاده که بطور غیر باوری سرسپرده حکومت ملایان و خونخوار می باشد همراه حدود 30 نفر سرباز کلاه کج رزمی به محل زندگی زندانیان سیاسی فرعی 5 هجوم بردند و با ایجاد رعب و وحشت و ضرب وشتم تمامی وسائل زندانیان این فرعی را به هم ریخته و مقداری را نیز همراه خود به یغما بردند و آنها را تهدید نمودند که اگر دست به اعتصاب غذا یا اعتراض بزنند با آنها با شدت بیشتری برخورد خواهد شد .


لذا ما جمعی زندانیان سیاسی از تمامی مدافعان و دست اندرکاران حقوق بشر تقاضا داریم نسبت به وضعیت موجود عکس العمل لازم را نشان دهند تا جلوی احتمال برخورد شدیدتر منتفی گردد و گرنه جان این زندانیان بی گناه بشدت در تهدید و خطر می باشد .
اتحاد مبارزه پیرزوی
زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت)
13 اسفند 1387


ممانعت از برگزاري مراسم خاكسپاري امير ساران

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed