Recent Posts

دوشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۹۰

لابی بد نام حکومت آخوندی


رابطه نایاک و تریتا پارسی با رژیم ایران
بررسی بخشی از اسناد دادگاه فدرال واشنگتن

تهیه و تنظیم از حسن داعی برداشته شده از سایت iraniansforum.com

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، تیر ۱۱، ۱۳۹۰

امدادرسانی به آخوندها

این روزها رژیم پلید آخوندی مرتباً در رسانه‌ها و سایت‌های وابسته و شبکه‌های اجتمایی بی‌دریغ به جعل و انتشار دروغ‌های بلاهت بار در سطح وسیعی علیه مجاهدین ادامه می‌دهد این خبرها که محض نمونه حتی یک کلام و یک عبارت آن نیز صحت ندارد در چارچوب یک جنگ روانی توسط رسانه‌ها و خبرگزاری‌های رژیم منتشر می‌شود و اخیراً هم توسط کارت‌های سوخته وزارت اطلاعات در تلویزیون های شناخته شده ماهواره ای انعکاس پیدا می‌کند


حاکمیت آخوندی برای برچسب تروریستی اتحادیه اروپا و آمریکا علیه مجاهدین حساب زیادی باز کرده بود و الان می‌بیند تمام این سرمایه‌گذاری یا دود شده و یا در شرف دود شدن است و از فرط فضیحت و افلاس، برای تحت الشعاع قرار دادن ضربات وارده از گردهمایی مجاهدین در پاریس چه کاغذ هایی که سیاه نمی‌کنند و چه گلو هایی که پاره نمی‌کنند


وزارت اطلاعات رژیم آخوندی در خارج از کشور دو جین از مزدوران تاریخ دررفته و همیشه در صحنه دارد که با آن‌ها حشر و نشر مستمر دارد و آن‌ها را وسیعاً علیه مجاهدین به کار گرفته است تا با نامه نگاری و دروغپردازی در نزد ارگانهای بین‌المللی ، تحت عنوان « اعضای سابق مجاهدین» فضا را علیه مجاهدین بچرخاند و از مجاهدین در کشورهای غربی چهره اهریمنی بسازد

همین هفته قبل در صدای آمریکا و در برنامه افق که آقای سیامک دهقانپور مجری آن است مزدور کهنه کار مسعود خدابنده از طریق اسکایپ و از انگلستان در این برنامه شرکت داشت وطبق معمول با ارائه اطلاعات و شهادتهای دروغ وظیفه‌اش را برای امداد رسانی آخوندها انجام داد

جالب است که بدانید همین مزدور خدابنده و همسر انگلیسی او تا آنجایی که خبر دارم ممنوع الورود به آمریکا هستند و یک بار از طرف تریتا پارسی برای سخنرانی در کنگره آمریکا دعوت شده بودند و کلی هم رژیم برای سخنرانی‌اش در کنگره آمریکا حساب باز کرده و تبلیغ کرده بود امٌا مقامات آمریکایی مانع ورود آن‌ها شدند و رژیم بور شد و برای توجیه در رسانه‌های حکومتی نوشتند بخاطر مشکلات تکنیکی و ویزایی خدابنده در کنگره شرکت نداشت در حالی که هم خدابنده و هم زنش هر دو تابعیت انگلیس را دارند و اصلاً به ویزا احتیاجی ندارند

ناگفته نماند من همان روز به وبلاگ آقای دهقانپور رفتم و اعتراض کردم و نکات فوق را اشاره کردم و آقای دهقانپور هم نظرات مرا در دو کامنتی که گذاشته بودم منتشر کرد



مدتی پیش هم مامور فرستاده شده وزارت اطلاعات ادوارد ترمادویان در بخش فارسی بی بی سی و در برنامه به عبارتی دیگر در سئوال و جواب‌های عنایت فانی دروغ‌های رذیلانه را یکی پس از دیگری برای بینندگان بی بی سی به هم می‌بافت . البته دروغ‌های این مزدور زنگ زده شایان پاسخگویی نیست امٌا بد نیست در مورد این مامور صادراتی نگاهی به اسناد کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت بیاندازیم تا بفهمیم چرا این مزدور این چنین سُرو مُر و گنده
از زیر قبای آخوندها به اروپا میان بُر زده است و جلوی دوربین بی بی سی سبز شده است



ادوارد ترمادویان سربازی بود که در جنگ ایران و عراق به اسارت درآمده بود و در سال 1368 طبق تقاضای خودش به ارتش مجاهدین پیوست. شماره ثبت نامبرده در نزد صلیب سرخ ( 0685) است و چندین بار بطور خصوصی مورد مصاحبه صلیب قرار گرفته است . این فرد بخاطر جرایم اخلاقی که شرح آن به خط و امضای خود او موجود است از ارتش مجاهدین اخراج و سرانجام در بهمن 1380 به ایران بازگشته است .

هفت برگ سند ضمیمه است و به روشنی نشان می‌دهد که نامبرده ابتدا قصد داشت با کمک مجاهدین شخصاً به ایران باز گردد امٌا بعد پشیمان شده و ترجیح داده است از طریق قانونی با دولت عراق اقدام کند وی قبل از ترک قرارگاه مجاهدین، از تلاشهای یکایک دست اندرکاران برای رفاء و آسایش خود و همگنانش در خروجی ارتش مجاهدین سپاسگزاری کرده و تصریح نموده است « برای ما از چیزی دریغ نکرده‌اید »


ادوارد ترمادویان به همراه چند مزدور دیگر و به سرپرستی محمد حسین سبحانی در هتل مرمر تهران ، توسط حاج غلامی از مهره‌های وزارت اطلاعات توجیه شده است . حاج غلامی قبل از اعزام این مزدوران به خارج از کشور از آن‌ها 5 ساعت نوار تلویزیونی تهیه نموده و ماموریتهای آن‌ها را در همین هتل در نشستهای متوالی و متعدد ابلاغ کرده است



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۹۰

سر و صداهای اخیر در بالاترین


من هم مثل بسیاری از وبلاگ‌نویسان هر از گاهی سری به سایت بالاترین می‌زنم و لینک‌هایش را بالا و پایین می‌کنم و از بعضی مطالب آن استفاده می‌کنم چند روز پیش متوجه شدم هم‌زمان با گردهمایی مجاهدین در پاریس، ارتش سایبری رژیم از ترس افزایش اعتبار مجاهدین در صحنه داخلی و بین‌المللی مرتباً لینک‌های متفاوت بر علیه مجاهدین در سایت بالاترین ردیف می‌کرد . لینک‌هایی از قبیل کشتار مردم ایران و عراق بدست مجاهدین و یا از همکاری با صدام گرفته تا زندان داشتن و پول دادن به مقامات آمریکایی و یا داستان‌های مسخره و ساختگی پولشویی و روابط نامشروع و در آوردن رحم زنان در اشرف و کشتن مخالفان در سازمان و یاوه گویی‌های از این دست به کرات مشاهده می‌شد

و چنان این لینک‌های مجاهد زدایی در بالاترین بالا گرفته بود که خر مهره وزارت اطلاعات در بالاترین الف مینو سپهر با نام کاربری آبنوس به شکل علنی در کامنت هایش از دیگر کاربران می‌خواست تا آی دی کاربران هوادار مجاهدین را شناسایی کنند و اطلاعات مربوطه به آن‌ها را برایش ارسال کنند و یا بقول یکی از کاربران عملاً می خواست گشت ارشاد در بالاترین راه بیاندازد و بازجویی و کهریزکی کند درست مثل زندان‌های رژیم

تو این گیر و دار وبلاگ‌ گمنام گمنامیان چنان جو گیر شده بود که مرتباً چند جمله‌ایی در وبلاگش علیه مجاهدین می‌نوشت و در بالاترین لینک می‌کرد و به امتیازاتش در بالاترین کیلو کیلو فخر می‌فروخت البته تا اینجا مسئله هیچ ایراد و اشکالی نداشت و هر کسی آزادی بیان دارد و می‌تواند نظرش را نسبت بر هر نیروی سیاسی ابراز کند ولی گمنام گمنامیان از حول حلیم تو دیگ آخوندها افتاده بود تا جایی که شروع کرد به سر هم بندی دروغ‌های رذیلانه و در یکی از پست‌هایش نوشه است

در تجمعی که اخیرا در پاریس برگزار شده است، مریم رجوی ادعا کرده است که مجاهدین خلق ، نماینده مردم ایران است و خواستار به رسمیت شناخته شدن مجاهدین خلق ، توسط دنیا شده است


رفتم و با نام وبلاگ خودم بادبان، کامنت در وبلاگش گذاشتم و نوشتم ( نقل به مضمون ) جناب گمنام گمنامیان چرا به دروغگویی افتادی من هم سخنرانی مریم رجوی را خواندم و هم دیدم چنین حرفی را که شما می‌زنید، هیچ وقت بیان نکرده است. شما نمی‌توانید در عصر ارتباطات هر دروغی را تحویل مردم بدهید! اگر خانم مریم رجوی چنین حرفی را زده باشد و شما به من نشان بدهید اسمم را می‌گذارم هویچ ! و اگر نتوانید اثبات کنید پس دارید حرف مفت می‌زنید! بدون مدرک و سند این حرف‌های شما هیچ ارزشی ندارد
.

دیدم کامنت من را این مدعی آزادی بیان و حقوق بشر منتشر نکرد امٌا برای روشنگری بعضی از خوانندگان لازم می‌دانم چند نکته‌ای را در این باب متذکر شوم

نکته قابل توجه این است که فقط و فقط کسی می‌تواند خودش را نمایند مردم ایران بداند که در یک همه‌پرسی و در یک انتخابات آزاد و مشروع و تحت نظارت ارگانهای بین‌المللی و با رأی اکثریت مردم ایران شناخته بشود و خانم مریم رجوی و هم مجاهدین هیچ وقت در محافل بین‌المللی خودشان را نماینده مردم ایران معرفی نکردند آن‌ها همیشه خودشان را بعنوان نماینده مقاومت به دیگران معرفی کردند و اگر هم می‌بینید که سیمای آزادی و رسانه‌های مجاهدین خانم مریم رجوی را رئیس جمهور منتخب مقاومت معرفی می‌کنند به این معنی نیست که رئیس جمهور مردم ایران است

فقط در یک انتخابات آزاد و مشروع می‌شود رئیس جمهور تعیین کرد ولی چون کشور ما را آخوندها به گروگان گرفته‌اند و امکان انتخابات آزاد هم عملی نیست پس در درجه اول باید حکومت را سرنگون کرد. در همه جای دنیا هم، هر نیرویی که بتواند حکومتی را ساقط کند تا انتخابات آزاد و مشروع برگذار کند، یک دولت موقت تشکیل می‌دهد. مجاهدین هم که سالهاست عزمشان را جزم کردند تا این رژیم را سرنگون کنند و سر سرنگونی آخوندها سر سوزنی هم کوتاه نمی آیند و در نتیجه سالهاست دولت موقت 6 ماهه تعیین کردند و رئیس جمهور این دولت موقت را هم از طرف این مقاومت خانم مریم رجوی اعلام کردند

خب مجاهدین می‌گویند اگر ما حکومت را سرنگون کردیم این دولت موقت و این هم رئیس جمهور موقت که گذینه ماست و اگر شما ( حالا هر نیروی دیگری که باشد) توانستید رژیم را سرنگون کنید شما دولت موقت و رئیس جمهور تعیین کنید و هیچ مشگلی نیست و ما هم حمایت‌تان می‌کنیم

مهم سرنگونی و رسیدن به یک انتخابات آزاد است و فقط در یک جامعه آزاد می‌شود نیروهای سیاسی را ارزیابی کرد جایی که همه آزادی بیان داشته باشند و حکومت نتواند افکار و ایده‌های مخالف را سانسور کند. و با باج و تاراج و پول نفت، نیروی مخالف خود را در لیست تروریستی قرار دهد. تجربه نشان داده که نباید از حذف نیروهای دگر اندیش در جامعه خوشنود شد .

البته آن‌هایی که از کاسه بالاترین برای رژیم گدایی می‌کنند و با پیش شرط مزدوری، بر علیه مقاومت نعل وارونه می‌زنند برای ما تازگی ندارد حتی خود آنان نیز می‌دانند که هر نفسی که با کمک منابع مالی رژیم فرو می‌برند مُمِد ّحیات آخوندها است و چون بر می‌آورند مفرح ذات ضد مردمی‌شان است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، خرداد ۲۲، ۱۳۹۰

پنجره‌ای رو به خانه پدرخوانده تروریسم


من برای اولین بار اسم محمد رضا مدحی را در یکی از تلویزیون‌های ماهواره‌ای و از بلند گوی علیرضا نوری‌زاده شنیدم او بود که مدحی را در رسانه‌ها مطرح کرد. نوری‌زاده خبرنگاری است که هفته‌ای چندین ساعت برنامه تلویزیونی دارد و اگر حوصله نشستن پای تجزیه و تحلیل‌ او را داشته باشید ! می‌بینید که از مستراح بیت رهبری گرفته تا ناهار و شام آقا زاده ها، از همه چیز ظاهراً باخبر است ! امٌا این رویداد تراژدی کمدی سردار مدحی که یک‌ باره با الماس فریب از تلویزیون حاج عزت ضرغامی سر در آورده نه تنها جالب توجه و قابل تأمل بلکه برای ما ایرانیان عبرت انگیز است

بعد از این قضیه سردار مدحی حداقل انتظار می‌رفت جناب نوری‌زاده یک عذر خواهی خشک و خالی از مردم بکند بالاخره سالها سال یاوه‌گویی‌ها و خبرهای سوخته و تدارک دیده شده توسط وزارت اطلاعات را از این طریق به خورد مردم داده و بنا به گفته خود نوری‌زاده این سردا مدحی در‌واقع همان مهدی محقق بوده ، که 13 سال مرتباً با او در تماس بوده و خبرهای دست اول داخل ایران را برایش ارسال و او هم آن‌ها را در طول این سالها رسانه‌ای کرده و انعکاس می‌داده

ولی دیدیم جناب نوری‌زاده نه تنها قافیه را نباخته بلکه با وقاحت مخصوص به خود و طلبکارانه وارد مصاحبه و توضیح و توجیه شده، و جوری حرف می‌زد که انگار همه چیز را از قبل می‌دانست که البته مطابق همین اندیشه، رسواتر و بی‌آبروتر هم می‌شود. او حالا بعد از این آبروریزی آمده و می‌گوید اسناد مدحی فتو شابی بوده البته نوری‌زاده ظاهراً به یاد نمی‌آورد، ولی ویدئوهایش در یوتیوب هست می‌توانید ببینید وقتی مدحی را معرفی می‌کند می‌گوید مدارکش را من چک کردم و به چندین متخصین نشان دادم اسناد و مدارکش همه معتبر هستند

و همان جا از حول حلیم به دیگ می‌افتد و اعلام می‌کند با سردار مدحی شروع کتاب مشترکمان را آغاز کردیم. نوری‌زاده طوری دیدار با مدحی را با آب و تاب تعریف و توصیف می‌کند که انگار مولانا جلال الدین به دیدار شمس تبریزی رفته است می‌گوید در نگاه او (سردار مدحی) جز محبت ندیدم یک دریا عشق و یک دریا محبت بود او را مثل یک درویش دیدم در نگاهش اندوه بود چندین مگابایت اطلاعات دارد! خزانه‌ای از اطلاعات است و چرا بعضی‌ها ناجوانمردانه به این سردار حمله می‌کنند ؟

جناب نوری‌زاده، مردم و نیروهای رادیکال که خط قرمز با حکومت آخوندی دارند خیلی زودتر از صاحبان ادعای اپوزیسیون دریافتند که اگر کسی از قبیل سردار مدحی در صدد نجات مردم بودند در‌ واقع جایشان نه در صف وزارت اطلاعات و نه در سپاه پاسدارن و نه در کمیته حفظ نظام، بلکه درست رو در روی آنان بودند! اپوزیسیون رژیم بودن اساساً ثمره ایستادگی و مقاومت و پرداخت فدیه‌های گران است مگر می‌شود کسی سالیان سال در بالاترین سطوح نظام در کشتار و سرکوب جنبش سهیم باشد و یک‌باره نه تنها به جنبش آزادی‌یخواهی بپیوندد بلکه دولت در تبعید تشکیل دهد و دبیرکل جنبش جمع یاران بشود

جناب نوری‌زاده مگر عقل و هوش و حواس جملگی از این جهان رخت بر بسته است ؟ و دیگر کسی نمی‌فهمد ! زدون ننگ خیانت از پیشانی سردار سپاه، جایی که مهر باطل تزویر بر آن سالهاست نقش بسته است، به این سادگی‌ها نیست وای بر آنان که این نوع مزدوران را سبز می‌کنند و از آنان قهرمان می‌سازند

مردم ما از روشن نبودن مرز میان جنبش و ضد جنبش صدمات و مصیبت‌های زیادی دیده‌اند . دفاع از حق و حقوق مردم و گذاشتن مرز سرخ، و پایبند بودن به این مرزبندی ها، انحصار طلبی و خود محوری بینی نیست. بلکه منتهای آزادی‌خواهی برای مردم سالاری است. نباید اجازه داد دوباره این حق و حقوق مردم ما یک بار دیگر پایمال شود. فرصت طلب‌ها و میوه‌ چین‌ها و اصلاح طلبان قلابی و سوارکاران، کم نیستند! نباید اجازه داد دوباره نسل دیگری را به قربانگاه بفرستند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، خرداد ۰۶، ۱۳۹۰

مشخصات باغ پر نعمت مکتب ایرانی آخوندی


این نوشته را امشب در فیس بوک دیدم. بد نیست شما هم بخوانید



- در مکتب آخوندی دیدن موی سر زنهای خارجی و بیگانه از تلویزیون حلال است ولی زنهای هموطن و خودی حرام!ـ


- در مکتب آخوندی سرود ملی مقدسه، ولی دیدن آلت موسیقی که سرود با آن نواخته شده حرامه!ـ


- در مکتب آخوندی، هنری مثل موسیقی و رقص حرام است ولی افیونی مثل تریاک حلال!ـ


- در مکتب آخوندی کشورهای مسیحی و یهودی خداپرست، دشمن و کافرند، ولی کشورهای کوبا و روسیه و چین کمونیست، برادرند!ـ


- در مکتب آخوندی خنده و رنگهای شاد جلفه، ولی گریه و رنگ سیاه متانت!ـ


- در مکتب آخوندی، روزهایی که مردم دنیا تعطیلند ما کار میکنیم و روزهایی که مردم دنیا کار میکنند ما تعطیلیم!ـ


- در مکتب آخوندی صورت نامرتب و لباس و ظاهر دلگیر کننده داشتن، ارزشه، ولی صورت اصلاح شده و زیبایی و خوش تیپی ضد ارزش!ـ


- در مکتب آخوندی فقر و پابرهنگی فضیلته، ولی رفاه و ثروت رذیلت!ـ


- در مکتب آخوندی هر کجا که بخواهیم خصوصی سازی بکنیم و از مردم پول بگیریم و نفع داشته باشیم، اسمش رو میگذاریم "غیر انتفاعی!"ـ


- در مکتب آخوندی اسم بانکداری رو میگذارن "بدون ربا" ولی بالاترین رباها رو از مردم میگیرن!ـ


- مکتب ایرانی آخوندی چیز جدیدی نیست ، از همان زمانهای قدیم، پدرانمون اسم کچل رو میگذاشتن زلفعلی!ـ


- در مکتب آخوندی اسم پروژه فراری دادن مزاحمین رو میگذارن "فرار مغزها"!ـ


- در مکاتب دیگه، مُبلغهای دینی روابط جنسی رو برای خودشون حرام میدونن ولی برای بقیه مردم حلال، اما در مکتب آخوندی روابط جنسی برای مُبلغ دینی حلاله ولی برای بقیه مردم حرام!ـ


- در مکتب آخوندی کثیفترین گناه دنیا (دروغ) عادیه ولی دست دادن دختر و پسر غیر عادی!ـ


- در مکتب آخوندی قبل از اینکه خبر مهمی رو پخش کنن، اول تکذیبش میکنن!ـ


- در مکتب آخوندی به خاطر تقدس بکارت، بعد از اینکه پسر از دوست دختر خودش دور میشه، چون نمیتونه تا 30 سالگی باهاش ازدواج کنه، یا عقده ای میشه، یا برای ارضای نیازهای اولیه اش، دست به دامن فاحشه های خیابون میشه. اصلا ولش کن، کی گفته 15 تا 30 سالگی اوج توانایی استفاده از لذت جنسیه؟


- در مکتب آخوندی مهم این نیست که در داخل، چقدر فساد غوغا میکند، مهم این است که ظواهر مکتب در جامعه رو حفظ کنیم، و مهم اینست که کشورهای دوست، در خارج در مورد ما چه فکرمیکنند! چون اگر ظواهر رو حفظ نکنیم نمیتونیم ادعای رهبری مکاتب جهان رو داشته باشیم!ـ


- راستی خبر دارین در دنیا یک کشوری هست که بستن روسری برای همه زن ها اجباریه و اگه مردها سر و بدنشون رو با پارچه نپوشونن توسط پلیس دستگیر میشن؟! آیا شما جرات و تمایل دارین به عنوان توریست با همسرتون به اون کشور سفر کنین؟ یا بخواهین تو اون کشور سرمایه گذاری کنین؟ تعجب نکنین، اون کشور،کشور خودمونه با مکتب آخوندی، منتها از زاویه دید بقیه مردم جهان!ـ


- در مکتب آخوندی دختری که دنبال همسر مناسب میگرده، و در موقعیتی هست که به زیباییش نیاز داره، حق نداره موهای صورت و کرک سبیلش رو قبل از ازدواج برداره!ـ

- در مکتب آخوندی توی مراسم ها (عروسی، مهمانی یا مذهبی)، خانمها خودشون رو به شدت آرایش میکنن، ولی نه برای مردها بلکه برای خانمهای دیگر! (اشتباه نکنین، اونها همجنس باز نیستن!)ـ


- در مکتب آخوندی مشابه سایر مکاتب، خدا به نفع این مکتب مصادره شده، جمله مشترک همه مکاتب اینه:ـ

- خدا با ماست، نه با 3000 تا دین و مذهب و فرقه دیگر موجود در جهان!ـ

- کی گفته؟!ـ

- بابام!ـ


- در مکتب آخوندی فاحشه خونه ها رو با افتخار جمع کردیم ولی نمیدونیم چرا برای زنمون از محل کار تا منزل صد تا بوق میزنن؟! نکنه بعضی وقتها غیرت زیاد بی غیرتی میاره؟! ولش کن ظواهر جامعه مهمتره!ـ


- در مکتب آخوندی پلیس مخصوص مجرمان رانندگی (مجرمانی که جان انسانها را تهدید میکنند)، اسلحه ندارد، ولی پلیس مخصوص کنترل پوشش موی سر و جدایی دختر از پسر، اسلحه دارد، چون این برای ظواهر جامعه خطرناکتر است!ـ


- در مکتب آخوندی رمز بالا رفتن از هرم قدرت، حفظ ظواهر هست، نه صداقت. برای همینه که فقط ریاکارها میتونن از اون بالا برن!ـ


- مکتب آخوندی بالاترین آمار صدقه جهت دفع بلا در دنیا رو داره، ولی نمیدونم چرا هم فقر غوغا میکنه و هم آمار تصادفات و تلفات جاده های ایران ده برابر میانگین جهانیه؟!ـ


- در مکتب آخوندی همه میگن علم بهتر از ثروته، ولی در عمل همه دنبال ثروتند نه علم!ـ


- اون قدیما، چند نفر اومدند و بتها رو شکستند و گفتند خدا را بپرستید، ولی بعد از مرگشون، در مکتب ایرانی آخوندی، ما قبر خود اونها رو بت کردیم و پرستیدیم! میگن خدا از رگ گردن به ما نزدیکتره، شاید ما، بین خودمون و رگ گردنمون نیاز به يك نفر واسطه داریم! حتماً همینطوره!ـ


- در مکتب آخوندی جمعه ها عاشقانه منتظر آمدن کسی هستیم که اگه بیاد، اولین کسانی که ازش اُردنگی میخورن خودمونیم!ـ


- در مکتب آخوندی، یک انسان برای ارضای نیازهای اولیه و ابتدایی خودش، باید جلوی مرگ معلق وارو بزنه و حتی از مطرح کردنشان هم خجالت بکشه!ـ


- در مکتب ایرانی آخوندی اسم خرافه رو میگذارن فرهنگ، و اسم فرهنگ رو میگذارن ابتذال!ـ


- کی میگه استدلالهای تمثیلی ضعیفترین نوع استدلاله؟ ما پایه های استوار بنای عظیم مکتب ایرانی آخوندی خودمان را بر روی همین تمثیلها و شعرها و شعارها بنا نهاده ایم، مثلاً:ـ

"اگر برهنگی تمدن است، پس حیوانات متمدن ترند!ـ

" و یا

"اگر غیرت از ایمان است، پس خروسها مؤمن ترند!" ـ

و یا ...ـ


- در مکتب ایرانی آخوندی نزدیک شدن دختر و پسر به همدیگر جهت شناخت، قبل از ازدواج، عیب است ولی جدا شدنشان با دو تا بچه بعد از ازدواج عیب نیست!ـ


- و در نهایت اینکه مکتب ایرانی آخوندی چیز بدی نیست، تنها بدی آن، کلمه "ایران" درون این مکتب میباشد که اگر آن را برداریم و با چیز دیگری جایگزین کنیم، مثل بقیه مفاهیم، برای مسئولین دلسوز کشور قابل تحملتر خواهد شد و خواهند فهمید که این مکتب همان بچه 32 ساله خودشونه!ـ


آیا هنوز هم فکر نمی کنید مکتب ایرانی آخوندی یک مکتب جدید و مستقل از سایر مکاتب است؟! ـ



لطفا این بیانیه را به دوستان خود ارسال کنید تا شاید طنین دلنواز مکتب ایرانی آخوندی به گوش مسئولینی که هنوز آن را درک نکرده اند برسد و بیشتر در جلوی آینه از خودشان متشکر شوند.ـ

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۰

به بهار ، پرنده زندان


ین دختر مجروح اشرفی را که در عکس می‌بینید بهار نام دارد و از مجروحین حمله اخیر نیروهای تحت امر مالکی خامنه‌ای است . من بهار را هیچ وقت ندیده‌ام درست مثل پدرش که او را هیچ وقت ندید . پدرش(1) از همبندان من در زندان رشت ، و از زندانیان سیاسی زمان شاه بود و نزدیک به دو ماه با پدر او در زندان باشگاه افسران رشت در اسارت بودیم ، او تا پای جان به آرمانش وفادار ماند و به جرم مجاهد بودن در تابستان 60 تیرباران شد . آن روز وقتی که آخرین بوسه‌ها را قبل از اعدام بدرقه راهش می‌کردم نمی‌دانستم که خون به ناحق ریخته او روزی در رگ‌های دختری که هرگز نخواهد دید این چنین با غرور و شهامت خواهد خروشید

و چند ماه بعد بهار در بهار سال 61 در زندان اوین بدنیا آمد و وقتی چشم به جهان گشود شانس این را نداشت که در کنار مهر و لبخند پدر و مادرش باشد او تا چشم گشود با ستم‌کاران و بازجویان و شکنجه‌گران آشنا شد هنوز یک ماه داشت که او را به بند 246 اوین بردند و او را به مادران جوان زندانی این بند سپردند . مادران بند تلاش کردند تا بهار زنده بماند و این غنچه بهاری را ترو خشک کردند و به او شیر دادند و او را بزرگ کردند . در شبهای سرد زمسانی بند، خاله مرجان (2) برایش آواز خواند خاله مهین(3) برایش قصه ماهی سیاه کوچلو را تعریف کرد. و دیگر خاله‌های بند برایش شعر می‌سرودند در یکی از این شعرها خطاب به بهار آمده است

دل تنهائیت را بردار ، با همدلان پرواز کن تا اوج، و حماسه انسان آزاده را در ستیز با شب پرستان در سرودی به رنگ صبح بخوان، و خورشید را نظاره کن که همراه با گرمی خود به ضیافت بزرگ عشق می‌خواندد

وقتی بهار دو ساله شد پدر بزرگ و مادر بزرگش او را از زندان بیرون می‌آورند و مادر بهار هم چنان در زندان باقی می‌ماند تا شش هفت سالگی به بهار اجازه ملاقاب با مادر را نمی‌دهند و این کودک برای دیدن مادر بی‌قراری و بی‌تابی می‌کند و بالاخره بازجویان و شکنجه‌گران اجازه می‌دهند تا مدتی بهار کوچلو در کنار مادر در زندان با او هم بند شود تا آرام بگیرد

بهار کم کم بزرگ می‌شود درس می‌خواند و تحصیل می‌کند امٌا مادران بند فراموشش نمی‌کنند و ماهی سیاه کوچلو خنجر بسته‌ای را روی تکه پارچه‌ای گلدوزی می‌کنند و برای بهار به بیرون از زندان می‌فرستند و روزی همان‌طوری که مادران بند 246 اوین برای او سروده بودند این پرنده زندان، دل تنهائی‌اش را برمی‌دارد و بسوی همدلانش در اشرف پرواز می‌کند. قطعه عکس پدر را که در دنیای کودکانه‌اش همیشه با او حرف می‌زد و درد دل می‌کرد، و ایستادگی نسل او را ره توشه سفر می‌کند و به راه می‌افتد. امید و رؤیاها و آرزوهای نسل خود را در کوله بارش تا آن سوی مرز به دوش می‌کشد

آن شب که حرامیان مالکی به اشرف شبیخون زدند من پای تلویزیون بودم و تلویزیون مجاهدین مرتباً اعلام می‌کرد که اشرف مورد تهاجم قرار گرفته دیگه نتوانستم بخوابم و تا صبح اول وقت به صفحه تلویزیون و فیس بوک چسبیده بودم و می‌دیدم بهار و یارانش ایستادن را برگزیده بودند و به چشم خود دیدم همدلان بهار تا پای جان به شعر سروده شده مادران بند پایبند بودند و حماسه انسان آزاد را در ستیز با شب پرستان در ضیافت بزرگ عشق در سرودی به رنگ صبح می‌خواندند

گل همیشه بهار آرزوی سلامت‌ات را دارم

….........................................................................................................................................................

१_مجاهدخلق یدالله آبهشت

२_مرجان خواننده محبوب از همبندان بهار بود

३_مجاهد خلق مهین قریشی


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۹۰

روز جهانی کارگر



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پرستوی آواز ایران بدرود



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۰

آتش بیاران معرکه ملایان


وقتی شماری از مجاهدین اشرف به دست دژخیمان نوری مالکی به خاک و خون کشیده شدند بسیاری از هموطنان در باره این فاجعه مهیب به داوری نشستند. بیانیه ها و دیدگاه‌های دیگران، نسبت به این کشتار را به دقت خواندم بسیاری احساس تند و عمیق در برابر این فاجعه بزرگ داشتند و این کشتار دولت عراق را شدیداً محکوم و با ساکنان اشرف هم دردی کردند و عده‌ای هم فرصت را غنیمت شمرده و عرض ارادت به حاکمیت کردند و از برکات و مزایای این عملیات سخن گفتند

جالب اینکه مجاهدین را به گلوله بستن و آن‌ها را با خودروهای هاموی زیر گرفتن و 34 نفراز آن‌ها را کشتند و 330 نفر را مجروح کردند آن وقت بی‌بی‌سی و صدای آمریکا بجای مصاحبه با خانواده‌های ساکنین اشرف و یا به جای مصاحبه با سخنگوی مجاهدین با اکبر گنجی و محسن سازگارا و علی‌رضا نوری‌زاده مصاحبه می‌کند انگار که مجاهدین در کشورهای اروپایی سخنگو ندارند و در عصر ارتباطات و اینترنت دسترسی به آن‌ها امکان‌پذیر نیست !!

سایت جرس پا را فراتر هم گذاشته و بیانیه ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات را تحت عنوان نامه جمعی از بستگان پناهندگان اردوگاه اشرف به فعالین حقوق بشر را منتشر کرده است! که عوعوهای سگان و زوزه‌ی گرگ‌های وزارت اطلاعات از سطر سطر این بیانیه به گوش می‌رسد. اگر راست می‌گوئید بنویسید این بستگان مجاهدین چه کسانی هستند! لطفاً در تاریکی و در سنگر رژیم چنگال‌های خون‌آلود حاکمیت را شستشو ندهید آن هم با نام بستگان مجاهدین .

شما همان سبزهای هستید که هنوز با آخوندهای جنایتکار بده و بستان دارید و از ترس و نگرانی مسلط شدن مجاهدین بر سرنوشت مبارزه حاضر به حذف فیزیکی آنان هستید! امٌا در مبارزه عليه ديكتاتوري حاكم برايران، جا براي هيچ نيرويي كم نيست و از شركت فعال همه نيروها بايد استقبال كرد. و نگراني شما و این كه كسي رهبري را بربايد، زائد است، شرايط امروز با سي سال پيش متفاوت است. مردم با هوشياري مسير خودشان و رهبران خودشان را انتخاب مي كنند

مجاهدین بارها و بارها اعلام کردند هر کسی و هر جریان سیاسی بتواند مبارزه علیه ولایت فقیه را رهبری کند و به ثمر برساند با افتخار از آن‌ حمایت می‌کند حتی اگر افرادی مثل موسوی و کروبی باشند که زمانی در جرم و جنایت رزیم سهیم بودند و پست و منصب داشتند

بنابراين از حذف نیروهای دگر اندیش خوشنود نباشید! بگذاريد كه مردم اين فرصت را داشته باشند كه همه گروهها را درصحنه عمل اجتماعي بشناسند و نسبت به آنها قضاوت کنند.مجاهدین و يا هر گروه ديگر هر عيب و ايرادي داشته باشند، در صحنه عمل و در شرايط دموكراتيك و آزاد دستشان رو خواهد شد . به جاي هدر دادن انرژي براي جدال عليه اين يا آن نيرو، فقط به مبارزه عليه دشمن اصلي، يعني خامنه اي فكر كنيد .


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۰

اشرف در آتش خون




نیروهای سرکوب‌گر نوری مالکی با هماهنگی نخست‌وزیری عراق و نیروی قدس خون‌خوار رژیم با بیش از 2500 نیروی مسلح وارد شهر بی‌دفاع و بی سلاح اشرف شدند و با ستون‌های زرهی اشرف را اشغال کرده‌اند و الان آب شهر کاملاً قطع شده چندین آمبولانس و چندین دستگاه ماشین
آتش نشانی به داخل قرارگاه آورده‌اند و با نارنجک و گاز اشگ آور به ساکنین این شهر حمله‌ور شدند
این حملات و اشغال اشرف تماماً ناشی از رعشه مرگی است که به جان رژیم آخوندی در داخل ایران و مزدوران و حرام لقمه‌های نوری مالکی در عراق افتاده است بخصوص در شرایطی است که فشار به دولت آمریکا برای بیرون آوردن مجاهدین از لیست مسخره تروریستی از طرف جامعه جهانی بشدت افزایش یافته
امًا دولت آمریکا با توجه به تعهدات مکتوبی که در قبال حفاظت از اشرف داده است، در این جنایت علیه بشریت همراه با آخوندها سهیم است
البته خشم و سوزش رژیم بر علیه اشرف پایانی ندارد و تا دفن شدن رژیم آخوندی بدست مردم و همین فرزندان پاک‌باخته خلق بیشتر و بیشتر خواهد شد
। حسن اوایی، حنیف کفایی، زهیر ذاکری بمیر عبدالمحمدی، جعفر بارجی و فریدون عینی با صبر و استقامت وصف ناشدنی ایستادند و
پرچم‌داران شرف و افتخار در این نبرد نا برابر در مقابل رژیم بودند و هنوز آمار دقیقی از شهدا و گروگان‌ها در دست نیست و هنوز اشرف در آتش خون می‌سوزد حمایت از این هموطنان وظیفه هر ایرانی وطن دوست در این برهه از زمان می‌باشد

من هم الان راهی رم هستم تا جلوی سفارتخانه اعتراض کنم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۹۰

طنین نبض عشق تو



تو
هم رفتی
یکه و تنها
از پشت میله‌ها

چون شهابی
از چشمان آسمان چکیدی
سوختی و روشنی دادی

می‌خواهم تو را
به صفحه دفتر شعرم
بچسبانم
اگر واژه‌ها نگریزند
با قلم ِ لکنت گرفته‌ام
سراغت را از
شقایق‌های سرخ
می‌گیرم

می‌گویند
اسطوره‌های عشق
در چکاچک شمشیرها
به خون می‌غلطند

امٌا تو
نه گلوله داشتی
نه شمشیر و دشنه
و نه آتش و بمب
تاوان گفتن دوستت دارم
مرگ بود!

در بازار دل آزار
که کینه‌ها و دردها
را می‌فروشند
کالای تو عشق بود

در چهاردیواری نمور نمناک
قطره قطره ی وجودت را
با « هیهات » سرودی

دنیا
روزی طنین نبض عشق تو را
از بلندترین برجهای
آزادی خواهد شنید

ح مقدم (بادبان)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۹۰

شبکه های صدا و سیما بعد از تحویل سال



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۹

عید امسال، عید عیدها


نمی‌انم نوروز چه نیرو و قوه محرکه‌ای دارد که پس از گذشت سه هزار سال هنوز در ما شور و شوق و حرکت ایجاد می‌کند سه هزار سال است که این یادگار نیاکان از فراز و نشیب تاریخ گذرکرده و به ما رسیده و هنوز تداوم دارد و حتی در ما که فرسنگها دور از میهن، و در تبعید اجباری بسر می‌بریم، تحرک و پویایی بوجود آورده است। و شاید بخاطر همین، بزرگترین جشن ملی ما ایرانیان، و مظهر هویت و وحدت و همبستگی ما شده است

نوروز غربت و دوری از وطن و مسائل جانبی را نمی‌شناسد و زندگی ما را در هر گوشه از جهان که باشیم با گذشته‌های دور پیوند می‌دهد و چقدر این سنت دیرینه زیبا است و بخاطرهمین ویژگی‌ها دوام داشته و هم زمان بودن نوروز با زاد روز طبیعت و نوزایی آفرینش، و مهم‌تر از همه گره خوردن مبارکی نوروز امسال همراه با قیام آفرینان برای عموم هم‌میهنان، جلوه و شکوه بیشتری یافته و آن را فرخنده‌تر کرده است. پس امیدوارم در این خجسته‌ترین نوروز و بشارت بهار ، پیروزی را بر رخسار یکدیگر ببینیم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۹

به یاد حسین نقدی



حسین آقا کاردار سفارت ایران در رم بود بهترین پست و مقام را داشت و از نظر مالی در رفاه کامل بود و حتی آن فشارهای داخلی که بر مردم ایران بود را در خارج نداشت ولی نمی توانست در برابر کشتار و اعدام هم میهنانش آرام بگیرد پس از فرا رسیدن سی خرداد سال 60 و افزایش اختناق و سرکوب به جبهه مقاومت مردم پیوست و به افشای جنایات خمینی پرداخت

همیشه نزدیکهای عید به یادش می افتم چون رژیم قادر نبود جلوی تلاشهای بی وقفه او را بگیرد و فعالیت‌های حقوق بشری او را سد کند او را روز 16 مارس 1993 جلوی دفتر کارش، مزدوران تروریست رژیم آخوندها در رم هدف گلوله قرار دادند
او در معرفی جنبش مقاومت ایران و افشای جنایات رژیم در مجامع حقوق بشری و در ارتباط نزدیک و تنگاتنگ با احزاب سیاسی و سندیکاهای ایتالیا بود و در زمینه مسائل حقوق بشری بسیار فعال بود.

هر روز صبح روزنامه را ورق میزد تا ببیند مطلبی از ایران نوشته اند و روزی نبود که گام ارزشمندی در زمینه دیپلوماتیک و جلب حمایت بر ندارد. و این را خمینی و رفسنجانی در آن زمان بخوبی می‌فهمیدند. و به همین خاطر رژیم آخوندی با فلاحیان جنایت کار طرح ترور او را کشیدند. و چقدر گزیده و عاجز و درمانده شده بودند که دست به این ترور و جنایت در کشور ایتالیا زدند.

هیچ وقت حرفهای دکتر منوچهر هزارخانی، که در مراسم خاکسپاری در گورستان ستاچو رم جایی که بزرگانی چون آنتونیو گرمشی و اسکار وایلد در آن آرمیده اند را از یاد نمی‌برم، هزارخانی می‌گفت این جنبش زاینده است وبالنده و به همین خاطر پاینده است و با ترور محمد حسین نقدی تمام شدنی نیست و حالا قیام مردم علیه حکومت جرم و جنایت گویای این حقیقت است

حسین آقا بخوبی آگاه بود می‌دانست دریای مقاومت عمیق است و امواجش طوفان‌زا است و بالاخره این آخوندها را غرق می‌کند حسین آقا اعتقاد عمیق به شورا و همبستگی و مبارزه در یک جبهه مشترک را داشت می‌گفت تا انسان‌ها کنار هم باشند نا امیدی مفهومی ندارد

یاد و نامش گرامی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۹

مراسم شب چهارشنبه سوری



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۹

اگر نام محسن دگمه چی اکبر گنجی بود !


مقاله به قلم گل کو در فیس بوک

محسن دگمه چی یک بازاری است که از دو سال پیش در زندان است। جرم او کمک به خانواده های زندانیان سیاسی و داشتن دختری در شهر اشرف است। محسن دگمه چی به بیماری سرطان پانکراس مبتلا شده است . دژخیمان رژیم آنقدر از درمان او جلوگیری کردند که سرطان پیشرفت کرد و عیر قابل درمان شد. حتی پس از آن نیز از شیمی درمانی او جلوگیری کردند. اکنون نیز طبق اخبار منتشر شده در عرض یک هفته وزنش نصف شده॥شکمش متورم شده و قدرت حرف زدن ندارد.

او را با ویلچیر به ملاقات خانواده اش آورده اند در حالی که حتی قادر به بلند کردن سرش هم نیست. اوباش رژیم خانواده او را از این اداره و دادستانی به یکی دیگر حواله میدهند. حتی در این روزهای آخر نیز اجازه نمیدهند خانواده از او مراقبت کند . این اعدام با اعمال شاقه است

تراژدی در رفتار مامورین رژیم نیست چرا که از آنان بیش از این هم انتظاری نیست। تعجب و سرخوردگی من از کسانی است که ادعای دفاع از حقوق بشر و مخالفت با رژیم را دارند اما زندانی را که که در حال مرگ است و هنوز حتی یک ساعت هم مرخصی نداشته را فراموش میکنند...

یک مشکل بزرگ این جنبش و یک دلیل عمده طولانی شدن مبارزه به نظر من عدم شناخت مردم از مبارزین واقعی خودشان است. دفاع از حقوق انسانی هر کسی از جمله اکبر گنجی و سعید حجاریان و دیگر پاسداران سابق و عوامل حکومتی مانند ابطحی شرط اول انسانیت است. اما فراموش کردن زندانیان سیاسی غیر دولتی و یا زندانیان سیاسی که به حزب و گروه مورد علاقه ما وابسته نیستند نهایت بی انصافی و بی وجدانی است. انسان انسان است. از حق حیات یک یک انسان فارغ از قومیت و مذهب و جنیسیت و تعلقات حزبی و گروهی او باید دفاع شود. این چیزی است که در ادبیات مبارزه بسیاری غایب است. چه اصلاح طلبان حکومتی و چه آنها که خود را آزاده مینامند با هر اسم و گروهی.

چطور یک انسان میتواند خود را آزاده بنامد و از نظر ایدئولوژیکی خود را به پیشروترین گروههای فکر ی منتسب کند اما در برابر مرگ تدریجی یک انسان خاموش بماند تنها به این دلیل که از حزب او نیست یا در بوق کردن مرگ و اعدامش برای حزب او نام و شهرت نمی آورد؟

چطور یک نفر میتواند خود را انسان بنامد اما از یک زندانی سیاسی در حال مرگ تنها به دلیل اینکه قومیتش با او فرق دارد اسمی نبرد و از حق زندگی او دفاع نکند؟

اگر اسم محسن دگمه چی گنجی بود شاید حالا خیلی ها که مرگ او را نظاره میکنند برایش پتیشن ها و نامه ها نوشته بودند. انسانهای فرامدرن که از استفاده از ماهی قرمز سر سفره عید یا لگد کردن چمن ها یا سوراخ شدن لایه ازن اینقدر ناراحت میشوند که زمین و زمان را خبردار میکنند در مقابل درد و رنج های یک بیمار سرطانی که نمی تواند سرش را بالا نگه دارد و در دقایق آخر هم به خانواده اش اجازه مراقبت از او را نمی دهند ساکت میمانند و نظاره میکنند....

آیا این بی عملی از بی خبری است یا بی تفاوتی؟....

اگر از بی تفاوتی است برای خودم و شما متاسفم! اگر از بی خبری است لطفا لینک های زیر را نگاه کنید .

حداقل کار ما میتواند تماس با یو ان و صلیب سرخ و درخواست آزادی فوری محسن دگمه چی باشد. این لینک ها را پخش کنید و نگذارید محسن دگمه چی در بایکوت خبری جان خود را از دست بدهد.

-----------------

پتیشن

ايران پرس نيوز: عدم درمان و قرار گرفتن بازاری زندانی در آستانۀ مرگ

هرانا؛ پزشکان: زندانی سیاسی، محسن دکمه چی حداکثر ۹۰ روز زنده خواهد بود

ندادن مرخصي استعلاجي به محسن دگمه چي عليرغم وخامت جسمي جهت شيمي درماني

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۹

سید علی و فرخ نگهدارش




مدتی است که فرخ نگهدار در مصاحبه‌ها و مقالاتش مدام از خطر رادیکال شدن جنبش حرف می‌زند و مردم را از خشونت و کشتار می‌ترساند و هنوز آتش بیار معرکه ملایان شده و باز در شیپور اصلاحات می‌دمد آن هم از طریق صندوق‌های رأی جمهوری آخوندی! در‌ واقع همان ادعا را خامنه‌ای هم دارد چون خامنه‌ای هم دقیقاً ادعای دموکراسی را در ایران دارد و او هم از طریق صندوق‌های رأی به این دموکراسی که می‌بینید رسیده است
این هم‌سرشت خامنه‌ای جوری حرف می‌زند که گویی تا الان ساختار این حاکمیت بر رأی مردم استوار بوده است البته مردم رأی و نظرشان را در شعارهایشان در همین تظاهرات‌های اخیر به روشنی به آدرس بیت رهبری فرستادند و اصلاً احتیاجی به دستک و پشتک و وارو زدن این عنتر نبود

ولی برای یادآوری به حافظه فرمت شده این عنصر باید بگویم که آن‌هایی که ادا و اطوار اصلاح طلبی در می‌آوردند و تعبیر خواب آخوند مدرنیزه را به عوام و مزدوران وارفته می‌دادند و ریاست جمهوری و مجلس شورای آخوندی و شورای شهر را هم در دست داشتند هیچ غلطی نتوانستند بکنند و شما هم در جغرافیای سیاسی ایران سالهاست که از فدایی خلق به فدایی امام سقوط کرده‌اید

نگهدار امام در نامه‌اش به خامنه‌ای تحت عنوان فردوست‌ها از شما آریامهر می‌سازند چنان به خامنه‌ای جلاد پند و اندرز می‌دهد و نصیحت می‌کند که گویی خامنه‌ای آدم ساده‌لوح و بی‌خبر از دنیا و قربانی اطرافیانش است و اطرافیانش بد ذات و بد طینت هستند و او را فریب می‌دهند آخر مگر خود خامنه‌ای اطرافیانش را منصوب و تعیین نمی‌کند ؟ مگر اطرافیان خامنه‌ای می‌توانند بزور خودشان را به او تحمیل کنند!؟

البته فرخ خان خودش هم می‌داند که حرف‌ها و مصاحبه‌هایش در تقابل آشکار با مطالبات و اهداف قیام آفرینان و زنان و جوانان به پا خاسته ایران است و با این حرف‌ها نمی‌تواند جنبش و قیام مردم را بکشد به زیر قبای خامنه‌ای و دینامیسم و پویایی آن را بگیرید و این آش همدردی مشترک با سید علی خامنه‌ای چنان شور شده است که سایر اعضای فدائیان اکثریت از کارنامه‌ سیاسی و افکاراخیر او به‌خصوص بعد از قیام اعلام جدایی و برائت کردند

بگذارید این روسیاه بی‌آبرو همچنان آب در هاون بکوبد، دورنمای روز موعود نجات ملٌت شریف و مظوم ایران ظاهر گشته و صبح پیروزی بسیار نزدیک است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۹

روز جهانی زن گرامی باد


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۹

دختر شال سرخابی

هشتم مارس
از برگ تقویم روی میز
سرک می‌کشد هنوز

در قدم‌گاه تو
چکمه پوشان
با کلاه‌خود و سپر
می‌ایستند

میان
تیرها و تیغ‌ها تبرها
دردهایت را داد می‌زنی
دختر شال سرخابی

آزادی
غزلی ست
که با لبان تو
خود را می‌سراید

گویی رویایی
زیر شال سرخابی تو
لانه کرده است

ح مقدم (بادبان)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۹

آموزش پدافند از خود در برابر مزدوان رژيم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed