Recent Posts
دوشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۸۸
جمعه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۸
مناظره تلویزیونی

هر چقدر به روز انتخابات نزدیکتر میشویم جنگ گرگها گستردهتر و عمیقتر میشود چون سرفصل تقسیم غنائم و گرفتن سهم قدرت نزدیک میشود این روزها باندهای ِخیز برداشته برای احراز پست ریاست جمهوری نه به فکر آبروی نداشته خودشان هستند و نه به فکر آبروی جناح باند مقابل هستند
این مناظره تلویزیونی در قد و قواره رژیم آخوندی نبود و ظاهراً فکر عواقب آن را نکرده بودند و شاید هم خود خامنهای برای بیرون کردن رقیبان احمدی نژاد اجازه همچین مناظرهای را داده، امٌا یقیناً پیامدها و بهای سنگینی برای این حکومت به همراه خواهد داشت.
در این مناظره حرفهایی زده شد که مخالفان حکومت از قدیم الایام فریاد میزدند و به خاطر همین حرفها بسیاری اعدام میشدند. مگر مخالفین و اعدام شدگان چه میگفتند!! میگفتند این حکومت دزد است، چپاولگر است جنایت میکند و تروریسم صادر میکند. مردم ما تحت این حاکمیت فقیر هستند و بیکارند، اعتیاد و فحشاء و فساد بیداد میکند
مخالفین اعدام میشدند چون حاضر نبودند طرف ظلم را بگیرند و سردمدارن این حکومت صدای حق طلبی آنها را خاموش میکردند و 30سال به کشتار و خونریزی و جنگ و چپاول ادامه دادند. در این مناظره دست همدیگر را رو میکردند ولی خودشان از رو نمیرفتند.
این همه سران حکومت قانون، قانون، میکنند آیا این قانون و قوانین شامل حال سردمدارن حکومت نمیشود؟! و قوه قضائیه کاری به این نوع کارها ندارد؟! براستی آیا هنوز عاقلی هست با دیدن این برنامه و رو شدن این همه غارت و چپاول با پای خود دوباره به این چاه انتخابات برود !! و یکی از این جانیان را بعنوان نمایند کشور خود انتخاب کند ؟!
چهارشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۸
جنایات رژیم را امضاء نمیکنم

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آخوندی بعضی از وبلاگنویسان دوباره شروع کردن به تبلیغات که اگر تحریم کنید دوباره احمدینژاد میآید ! بروید و به میر حسن موسوی رای بدهید و تحریمیها، و خارج از کشوریها را مورد مواخظه قرار میدهند و مینویسند که لطفاً برای ما تعیین تکلیف نکنید و از بیرون برای ما نسخه نپیچید شما که در خارج با خیال راحت زندگی میکنید نمیفهمید ما این جا چه میکشیم .
برای ما خیلی فرق میکند اگر احمدینژاد نباشد و مثلاً موسوی باشد همانطوری که وضعیت سیاسی امروز با دوران خاتمی متفاوت است بالاخره این کاندیداها ماهییتشان متفاوت است !!
مسئلهایی که این وبلاگنویسان امدادرسان به آن توجه ندارند و یا این که میدانند ولی آن را عنوان نمیکنند نادیده گرفتن رویارویی ولایت فقیه و تمامیت رژیم درمقابل مردم ایران است. و بخصوص این روزها این رویارویی را در گسترش حرکتهای اعتراضی دانشجویان و در آستانه انتخابات در دانشگاهها میبینیم . هر باندی میخواهد نشان بدهد که در دانشگاه مشروعیت دارد ولی هر کدام از این نامزدها وقتی برای سخنرانی به دانشگاه رفتند دانشجویان تجمعات اعتراضی بپا کردند در تهران، بابلسر، شیراز، کرمان، تبریز، و …. و این نامزدها، و گماشتهگان ولی فقیه را رسوا کردند
خب این دانشجویان که خارج از کشوری نیستند که از تحریم صحبت می کنند؟ و از دستهای خونین شالهای سبز میگویند و بر سر موسوی فریادمیکشند که خاوران هنوز سرخ است .
دانشجویان میفهمند و میدانند که در درون رژیم جنگ گرگها بر سر کسب قدرت، و منافع باندی است و جدال باندی بالا گرفته است و بخاطر این دانشجویان فریادمیزنند که دانشگاه تریبون تبلیغات باندها نیست و وقتی در سخنرانی موسوی داد میزنند مرگ بر دیکتاتور یعنی چشم امیدی به اصلاح طلبان قلابی ندارند و به کل نظام نه میگویند
وقتی مدتی پیش اکبر علمی آمد و گفت که گردانندگان اصلی باندهای های اصلاح طلبی و اصولگرائی مشتی سیاست باز حرفه ای هستند که برای رسیدن به قدرت و یا حفظ آن متناسب با زمان و مکان لباس جدیدی بر تن می کنند که هیچ برازنده آنها نیست و اغلب نیز هیچ اعتقادی به آنچه که تظاهر می کنند ندارند همه این ها سر و ته یک کرباسند و پیشینه مشترکی در سرکوب مردم و آزادی ها دارند. این حرفها را که دیگه ما خارجه نشینان نزدیم
رژیم تشکیل شده از باند حتی خودشان می گویند باند مافیایی و هر باندی هم دنبال منافع خودش است اگر منافعش ایجاد کرد حتی جهت عوض میکند میرحسین موسوی میاد به احمدی نژاد میگوید 300میلیارد دلارنفت چی شد؟ از آن طرف صفار هرندی که در باند احمدی نژاد هست میاد و میگوید 200 میلیارد دلار پول نفت دوره نخست وزیری شما،جناب آقای موسوی، 20 سال پیش چی شد؟
از آن طرف به کروبی میگویند پولهایی که از جزایری گرفتی چی شد؟ کروبی شعار اصلاح طلبی میدهد کیهان میاد میگوید جناب شیخ بگذار مسائل سر بسته بماند بهتر است نگوئیم طبقه 11 ساختمان خیابان طالقانی چکار کردی پروندهها را رو میکنیم ! این وسط خامنهای که در راس نظام پوسیده قرار دارد و میخواهد کلیت نظام را حفظ کند، من و شما را دعوت به شرکت کردن در انتخابات و مشروعیت بخشیدن به چپاول و دزدی و جنایت میکند.
رفتن پای صندوق و نقطه عزیمت این امر، مشروع دانستن و به رسمیت شناختن سیاهکارترین رژیم مستبد مذهبی است این رژیم از کی تا حالا انتخابات آزاد داشته اگر انتخابات واقعی و آزاد داشت که اصلاًً کارش به این جا نمیکشید و به راحتی میآمد و انتخابات را زیر نظر ارگانهای بین المللی انجام میداد حالا که سیاست ولایت فقیه در داخل فلج شده حالا که جامعه جهانی رژیم را بایکوت کرده شما میخواهید با رای دان به موسوی و یا کروبی، بایکوت شدن رژیم رسوا توسط مردم را بشکنید !!
اگر کسی ذرهای شرف و ذرهای ایرانیت داشته باشد جنایات رژیم را امضاء نمیکند چه در داخل باشد و چه در خارج، و دجالیت آخوندی را در هر لباسی که عرضه شود افشاء میکند چه در عبا و قبای کروبی و چه لباس آ میر حسین موسوی، و چه در مدل ساده کاپشین احمدینژاد و چه در لباس پاسدار سبزعلی رضایی ! ولایت فقیه نه ماندنی است و نه اصلاحپذیر، و در تمامیتش باید برود
پ ن
چند تا از دوستان عزیزم وبلاگ تحریم را براه انداختند من هم با حمایت از تحریم به عدم مشروعیت رژیم گواهی میدهم
دوشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۸۸
شنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۸
« نه » بزرگ به انتخابات آخوندی

قرار است بزودی انتخابات ریاست جمهوری آخوندی برگذار شود در طول این سی سال رژیم بارها و بارها بوضوح نشان داده است که شرکت دادن مردم در تعیین سرنوشت خود در دستگاه ولایت فقیه سرابی بیش نیست !! و داوطلبان نامزد ریاست جمهوری هم سرشت و هم سرنوشت ولی فقیه هستند.
و در طول این سی سال رژیم با عملکرد ضد ایرانی و ضد بشری خود جای هیچ گونه توهمی درباره ماهیتش برای هیچ کس باقی نگذاشته است حکومت سفیانی خامنه ای از یک طرف با ظلم و ستم حکومت میکند و از طرف دیگر از قربانیان ستم دیده میخواهد تا در صحنه انتخابات حضور پیدا کنند و بر انتصابات شورای نگهبان او رای تائید بدهند
این انتخابات ضد مردمی آخوندها نامشروع است تمام نامزدهای که برای خدمتگزاری و اشغال کرسی سید علی خامنهای تلاش میکنند خیانتکار هستند و در جرم و جنایت و تجاوز به نوامیس مردم ایران، و در نابودی سرمایه های انسانی و سرمایه های ملی شریک جرم و هم سفره ولی فقیه هستند
و کسی که به این پست خدمتگزاری به ولایت فقیه گماشته شود جز لعنت و نفرین مردم و بجز مهر خیانت و ننگ و مردم فروشی نصیبی نخواهد داشت
همانطوری که در خبر ها آمده بود 22 اردیبهشت ماه خود شخص خامنهای بر خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی که در آن آمده است ولی فقیه در امر انتخابات نباید دخالت کند در سنندج تبلیغات انتخاباتی را استارت زد
البته مردم ایران بخوبی آگاه هستند و میدانند ولی فقیه، قانون و قواعد سرش نمیشود و در ایران ولی فقیه نماینده باصطلاح خدا بر روی زمین است و از هر سلطان قدر قدرتی اختیاراتش بیشتر است . امٌا اینکه چرا ولی فقیه خودش وارد این نمایش میشود و تبلیغات راه میاندازد را باید درک کرد چون معمولاً نظام های مستبد بر سر انتخابات فرمایشی سر و صدای زیادی براه نمیاندازند و کارشان را جلو میبرند و انتصابات از پیش تعیین شده را وارد صحنه میکنند. حالا چی شده این قدر خامنهای اصرار به کشیدن مردم پای صندوقهای رای را دارد !
در جواب باید گفت ولی فقیه مجبور است و نیاز دارد تا این نظام پوسیده را حفظ کند اگر نظام ثبات سیاسی داشت وارد معرکه نمیشد و البته مخاطب این تبلیغات هم مردم ایران نیست چون مردم ایران با نه بزرگ سالهاست این حکومت را فاقد مشروعیت سیاسی میداند
امٌا مخاطب اصلی ولی فقیه جامعه جهانی است میخواهد به هر دوز و کلک که شده نشان دهد که پایگاه اجتماعی دارد و میتواند 30 میلیون نفر را پای صندوقهای آرا بکشاند تا شرکتهای تجاری خارجی متقاعد شوند که در ایران ثبات سیاسی و اقتصادی وجود دارد تا بتوانند با خیال راحت در ایران سرمایه گذاری کنند
و لابیهای رژیم ببینند اگر چه این رژیم مستبد است ولی مردم ایران این نظام را میخواهند و مماشاتگران را به کارزار روابط سیاسی و اقتصادی بکشاند و از الان هم یک کیسه 30 میلیونی آرا، برای انتخابات دوختهاند
مشارکت در انتخابات آخوندی به عنوان رای به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد و رژیم از این آرا برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد کرد
نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از داخل نظام هستند نمیخواهیم خودمان را گول بزنیم احزاب سیاسی و اپوزیسیونی در این انتخابات وجود ندارد تا وقتی که احزاب سیاسی در کشور وجود نداشته باشد صحبت از انتخابات آزاد یاوه گویی است.
دراین 30 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی است، و باید همه نامزدها مورد تائید شورای نگهبان قرار بگیرند و کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد میشوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار میکنند
با تحریم این نمایش یک بار دیگر همه مانورهای به اصطلاح انتخاباتی رژیم نامشروع ، ضد ملی و ضد میهنی را برملا سازیم. تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است. با نه بزرگ خود خواستار نفی تام و تمام این حکومت غاصب شویم و در سرنگونی آن سهمی داشته باشیم

شنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۸
چهارشنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۸۸
تجمع اعتراضی عفو بین الملل در مقابل سفارتخانه رژیم در رم
شنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۸
برای دلارا، نقاش دیوار حسرت


برای تو، دلارا
از استاد چیره دست تابلویی خواستم
فرو رفت در اعماق آبها
تا رنگهای چشمانت را بیابد
زغالسنگ از معدنچیان گرفت
برای رنگ گیسوانت
و گیسوبندی
از غبار نقرهای ستارگان برکشید
برای رنگ سرخ لبانت
از دره باغهای شمال
تمشکهای دانه درشت چید
برای مخمل پوست تو
آفتاب غروب را برگزید
برای امواج گیسوانت
باد را فراخواند
و تو را در سفره دشت سبز نقش داد
در میان بابونهها و غنچههای زنبق
برای قاب آن
نور نقرهای ماه را گرفت
و تابلویی از جشنواره رنگ کشید
برای تو که همه رنگها را
جز با مداد سیاه نمیکشیدی
برای تو،
نقاش دیوار حسرت
که رنگهایت را حرامیان شب دزدیدند
ح مقدم (بادبان)
نمایش نقاشی های دلارا دارابی
پنجشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۸
چهارشنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۸۸
هر دم از این باغ بری می رسد

دوست بسیار عزیزم خانم اصفهانی درمورد کاریکاتور سیاست سیب زمینی احمدی نژاد برایم نوشته است آیا یک کمی برخورنده نیست به مردم؟ درضمن که زیادی قدرت احمدی نژاد را نشان میدهد .شاید اگر آن دام زیرش صندوق رای بود و آن فرد به صندون می افتاد بهتر میشد
ضمن تشکر از خانم اصفهانی که همواره مشوق کارهایم است توضیح یک نکته را ضروری میدانم
هدف و منظور من از این کار همان گونه که در بالای کاریکاتور آمده است نشان دادن سیاست احمدی نژاد ( سیاست سیب زمینی) برای اخذ رای در انتخابات آتی است و به سادگی این ریا کاری را به تصویر کشیدم و فکر می کنم به دور از واقعیت نیست و هدف سورژه کار، تحقیر و توهین به مردم نیست بلکه تحقیر آن تعداد قلیلی است که مرعوب سیاستهای شوم احمدی نژاد میشوند و به دام و فریب او میافتند و در انتخابات او شرکت میکنند و به این قدرت پوشالی او مشروعیت میدهند
و اگر به نظر این کاریکاتور زیادی قدرت احمدینژاد را نشان میدهد، همان طور که به وضوح مشاهده میشود این قدرت زیادی، کاملاً پوشالی است و بر مبنای عوام فریبی و ریاکاری قرار گرفته است و هیچ گونه مشروعیت سیاسی ندارد و برای بهره برداری تبلیغاتی از آن استفاده میشود
گر چه احمدی نژاد خودش را ابر قدرت جهان، و آماده مدیریت جهانی میداند ولی در معادلات سیاسی کسی این حرفهایش را نمیخرد
اگر با تصویر نتوانستم منظورم را بازگو کنم امیدوارم با این توضیح مختصر توانسته باشم به این دوست عزیزم پاسخ داده باشم
دوشنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۸
پروژه موفق الربیعی

دولت عراق تصميم به منحل كردن پست مشاور امنيت ملي به رياست موفق الربيعي گرفته است. هم روزنامههای عراقی نوشتند و هم سایت ایسنا این خبر را نوشته ، موفق الربیعی حرفهای خامنهای و احمدینژاد را در عراق دیکته میکرد و قول بر چیدن کمپ اشرف در عراق را به سران رژیم داده بود و این خدمتگزار آخوندها در مصاحبههایش از شمارش معکوس برای اخراج مجاهدین و محاکمه رهبران آن در دادگاههای عراق خبر میداد . امٌا انگار قبل از این که موفق الربیعی از کمپ اشرف خلاص بشود، این ساکنان اشرف هستند که از شر موفق الربیعی دارند خلاص میشوند
شنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۸
25 آوریل سالروز آزادی ایتالیا
25 آوریل سالروز آزادی ایتالیا و یادآور تجربه بزرگ تاریخی برای مردم این کشور است و در این روز تاریخی مردم از جنگ طلبی و جاه طلبی و خودکامگی موسولینی رهایی مییابند و با نشان دادن مقاومت جانانه نظام نازی فاشیستی را فرو ریختند .
بی اختیار از خود میپرسم اگر این مقاومت و جانفشانیهای پارتیزانها نبود فاشیسم موسولینی چه بر سر این نسل، و مردم ایتالیا میآورد اگر آنروزها جنبش مقاومت ایتالیا به شکست منجر میشد آیا این جامعه آزاد امروزی بوقوع میپیوست ؟
امروز 25 آوریل برای مردم این کشور پایان قسمتی از گذشته پر درد است و بازنگری و تجربیات آن ضروری است . گرچه در طول زمان، که آنچنان هم دور نیست این روز تاریخی کم کم در حافظهها کم رنگتر میشود . ولی متاسفانه فاشیسم و موسولینی و هیتلر و اطاقهای گاز و تنورهای آدم سوز ِ آشویتز و گلوهای آویخته بر تیرک چراغ برق ِ خیابان «چرنایا در تورینو » و شکنجهگران خیابان « تاسو » و آنهایی که قربانیان را به فرماندههای نازیها در هتل «رجینا میلان » تحویل میدادند قسمتی از تاریخ نهچندان دور هستند .
آنهایی هم که فاشیست بودند آنها هم در 25 آوریل آزاد شدند . آزاد از خدمت و اطاعت گزاری و کمک رسانی به ماشین مرگ ، و از سرنوشت شوم نجات یافتن . و سه سال نبرد پارتیزانها از افتخارات بزرگ مردم ایتالیا است و مقاومت و پایداری آن ها بود که دشمن را بطور بنیادین درهم شکست .
دوشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۸
آق محمود در کنفرانس ضد نژادپرستي دوربان 2 ژنو

آقا محمود این بار دیگه لازم نیست زحمت به خودت بدهی و به ملاقات جواد آملی بروی و در شرح حضورت در سازمان ملل حرفی بزنی. ما خودمان هم احساس کردیم که فضا يک دفعه عوض شد و همه حدود بيست و هفت، هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند. اينکه می گوییم مژه نزدند، غلو نمی کنیم . اغراق نيست، چون نگاه می کردیم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار يک دستی همه آنان را گرفته بود، آنجا نشانده بود. چشمها و گوش هايشان را باز کرده بود که ببينيد از جمهوری اسلامی پيام چيست.
سهشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۸
حمایت از حقوق قانونی پناهندگان شهر اشرف
دولتمردان ایران هم مقوله حقوق بشر را رقت انگیز میخوانند و به خواست خود تغییر میدهند. به کشتار مستبدانه دست میزنند و جنبشهای مردمی را مورد سرکوبیهای بیرحمانه قرار میدهند از بازداشتهای گسترده دانشجویان و خبرنگاران گرفته تا افزایش جرائم اینترنتی و از دستگیری وبلاگنویسان و نقض آشکار حقوق زنان و کودکان گرفته تا نقض حقوق اقلیتها فقط گوشهای از میراث سه دهه حاکمیت ولایت فقیه در ایران است.
و این غاصبین حقوق مردم نه تنها به حقوق شهروندان خود وقعی نمیگذارد بلکه همچنین پا را فرا تر از مرزهای ایران هم گذاشتند و امروزه دخالت در امور کشور عراق را مجاز میدانند و میبینیم خاک عراق را به کمک آمران و عاملان پنهان و آشکارخود، به میدان تاخت و تاز تروریستی و توطئهها و اقدامات جنگ افروزانه قرار میدهند و مدتی است که ایادی رژیم ایران با دیدارهای مکرر و مذاکرات با مقامات عراقی دور جدیدی از فشارها را، برعلیه ساکنان شهر اشرف افزایش دادهاند
و این در حالی است که خامنهای رهبر مذهبی ایران در دیدار با رئیس جمهور عراق بطور رسمی خواهان اخراج مجاهدین خلق از کشور عراق شده و عملاً از دولت عراق درخواست کرد تا با تعدی و تعرض به شهر اشرف و با زیر پا گذاشتن کنوانسیونهای بین المللی زمینه سازی یک فاجعه انسانی را به کمک دولت عراق تدارک ببینند
اصولاً اهداف رژیم در عراق از همان آغاز سقوط حکومت صدام حسین، بر دو پایه سیاسی و نظامی و در تلاش برای اخراج امریکا و اخراج مجاهدین از عراق قرار داشت و با بیثبات کردن عراق، رژیم ایران تلاش بسیاری کرده است تا در سیاست عراق تائیر گذار باشد. تروریسم دولتی در شش سال گذشته نفوذ گستردهای در ارگانهای مختلف سیاسی عراق داشته و نیروی قدس رژیم بسیار فعال عمل میکرد. رژیم فقط حدود 53 موُُسسه تحت عنوان بازسازی اماکن مقٌدسه در عراق راه انداخته وظاهراً حمایت مالی میکند.
امٌا در یک سال گذشته از اویل 87 رژیم ایران ضربات سنگینی درعراق خورده است و از مهمترین ضربات آن انتخابات شورای استانها بود که عوامل رژیم در این انتخابات شکست خوردند و دیگری امضاء توافقنامه امنیتی، کشور عراق با آمریکا بود که خود رژیم هم به این شکست اعتراف کرد
بعد از این شکست ها بود که رژیم شبکه تروریستی خود را جمع و جور کرد و برای سازماندهی به ایران برد و در شهرهای مختلف ایران تحت عناوین مختلف مثل گردان حزالله ، گروه ویژه ، اهل حق، و..باز سازی کرد و حتی تعدادی را برای آموزشهای تروریستی به سوریه و لبنان فرستاد . و حالا با شبکههای نقل و انتقال سلاح از مرزها و با رفت و آمد کارگزاران و سردمدارانش به عراق در صدد جبران شکست هایشان شدهاند.
خب امروز چه کسی نمیداند که حکومت ایران با هزینه کلان که از جیب مردم ایران صرف میکند توطئه اخراج مجاهدین و بلعیدن عراق را در سر دارد . حکومت عراق و نیروهای چند ملیٌتی به مفاد کنوانسیون چهار ژنو آگاهی دارند، که در آن به عدم تجاوز به حقوق انسانی پناهندگان ساکن اشرف تاکید شده است و آزادیها، و حقوق حقٌهاشان مورد تائید و ضمانت نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل متحد قرار گرفته است و دولت عراق مراعات حقوق قانونی ساکنان اشرف را به نیروهای امریکایی رسماً تضمین کرده است پس این محاصره و رفتار خشونت آمیز به دستور کیست ؟
خوشبختانه برای شکستن محاصره اشرف یک کارزار بین المللی گستردهای شکل گرفته و حامیان مقاومت هیچگاه اشرف را تنها رها نخواهند گذاشت و در کنار آنان هستند و برای حقوق قانونی آنان میجنگند و چندی پیش هم جمعی از وبلاگ نویسان آزادیخواه با براه اندازی وبلاگی در حمایت از حقوق قانونی پناهندگان شهر اشرف فراخوان دادند. من هم به سهم خود از این حرکت پشتیبانی میکنم . چون بسیاری از اشرفیان را شناختم که با شرف زیستن و با شرف مردن .
فراخوان جمعی از وبلاگ نویسان آزادیخواه در حمایت از حقوق قانونی پناهندگان شهر اشرف
برای حمایت از این فراخوان میتوانید به این آدرس ایمیل بزنید
bloggersforafreeiran@gmail.com
چهارشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۸
در دفاع از آزادی بیان
خبرگزاران بدون مرز و تعدادی از نهادهای حقوق بشری برای آزادی این وبلاگ نویس در تلاش هستند . در این تجمع دوستان ما از انجمن زنان دموکراتیک ایرانی در ایتالیا و همچنین مسئول پناهندگان ایرانی در ایتالیا شرکت داشتند .
دوست عزیزم داود چند تا عکس از این تجمع گرفته و در وبلاگش آپلود کرده است
و همچنین جایزه بین المللی ویژه آزادی بیان سال 2008 میلادی هم از طرف سازمان خبرنگاران، ماه پیش در شهر « سیئنا » به این وبلاگ نویس افغانی در بند تعلق گرفت و جایزه دیگری هم به سهراب کابلی که اکثر وبلاگ نویسان با او آشنایی دارند اهداء گردید. سهراب عزیز آن روز در سیئنا جایزه پرویز کامبخش را هم بجای او دریافت کرد و به هنگام دریافت جایزه حرفهای بسیار زیبایی زد
سهراب گفت: من این جایزه را به تمام روزنامه نگاران، نویسندگان و وبلاگنویسانی فارسی زبانم در ایران تقدیم میکنم که هر روز به دلیل دیگراندیشی به زندان میروند و اعدام میشوند. به آن روزنامهنگارانی تقدیم میکنم که فعلا در زندان اوین بسر میبرند. به وبلاگنویسان افغان، خبرنگاران، نویسندگان چه آزاد و غیر آزاد کشورم تقدیم میکنم. ما روزنامهنگاران افغان، راه دشواری در پیش داریم و نباید در این مسیر بازایستیم.
این جایزه هشداری است به جامعه جهانی، به کشورهای که ظاهرا از آزادی بیان حمایت میکنند اما نمیدانند آزادی بیان در افغانستان چه خون دل میخورد. نمیدانند که کمکهای آنان به جایی سرازیر میشود که آزادی بیان را گاهی "حرف مفت"، گاهی "دیگ بخار" و گاهی هم "آنرا تولیدات فرهنگ غربی" میداند. این جایزه هشداری به بیمسئولیتیهای آن کشورها و به ظاهر حامی و مدافع آزادی بیان در افغانستان است. این جایزه هشداری و زنگ باخبریی است که روزنامه نگاران در افغانستان تهدید به مرگ میشوند از کانالهای مختلف چه دولتی و چه گروههای متخاصم قبلی و گروههای افراطیون مذهبی و جدی تر از همه اینکه سید پرویز کامبخش باید آزاد گردد.
عکسهای سهراب به هنگام دریافت جایزه آزادی بیان
شنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۸۸
ای داد و بیداد توفیق پنجاه ساله شد
پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۸
سهشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۸
بی گناه بودم من
سرگذشت ماکوان بسیار غم انگیز است و بعضی از صحنههای آن دلخراش است و خود من همه صحنههای آن را نگاه نکردم ولی چندین بار به آن گوش دادم. تصمیم گرفتم هم فیلم و هم ترجمه آن را در وبلاگ قرار بدهم
مادر عزیزم گریه نکن . وقتی خبر مرگ مرا به تو میدهند، در عزای من گریه نکن
از تو خواهش میکنم گریه نکن و از عریان بودنم شرم نکن اگر چه هیچ پرچمی پیکرم را نمیپوشاند
و زیر گلویم جای طناب را تو خواهی دید.
بی گناه بودم مادرم
در این زندگانی کوتاه و زیبا، در صلح و آرامش بودم . گلی سفید و گلی سرخ در تاریکی
بی گناه بودم مادرم، آن که مرا به قضاوت خواند قلب نداشت
بی گناه بودم، همانند دوران کودکی، که آواز خواندن را به من آموختی
وقتی به تو میگویند که دیگر به خانه باز نمیگردم ، خواهش میکنم گریه نکن، چون که نام من با تو خواهد ماند.
درد تمام شد ، مثل شب که به اتمام میرسد
و تو زیر برق آفتاب چه زیبا هستی، هنگامی که از خانه بیرون میروی و قدم میزنی در خیابانهای پاوه
پاوه، خانهمان، شهر باغها و میوهها، شهری کهن و زیبا، چنان بدیع و زیباست که آن را بهشت ایران مینامند .
تو مرا« بچه» صدا میکردی مادر
حتی وقتی که بازیهای کودکانه در سبد زندگی تمام شده بود
و چه زود تمام میشود آن سنین کودکی که همه باهم، برابر، با یک دیگر به سوی آرزوهایمان میدویدیم .
و زندگانی چه امتداد بی انتهایی داشت، همانند آن سوی آسمان پر ستاره زاگرس
به هنگام بازداشتم بی گناه بودم
قبل از این که جانم را بگیرند، در مقابل چشمهای خدا واقعیت را به قاضی گفتم، من هیچ کاری نکردم
وقتی به من اهانت کردند، من بی گناه بودم
وقتی به من گفتند نفس کشیدنم گناه است و طپیدن قلبم جنایت است، بی گناه بودم من
وقتی مرا بر پشت چارپا در خیابانهای پاوه گرداندند،
تا این که مردم به من بخندند و بگویند این پسر بچه دشمن خداست ! بی گناه بودم من ، ولی سرم را بالا نمیکردم مادر
چون میترسیدم تو آن جا باشی . آخر چطور میتوانستی تحمٌل دیدن فرزندت را داشته باشی، بی گناه بودم من
امٌا لحظهای سرم را بالا گرفتم، دیدم همشهریهایم دوستانم به من نمیخندند.
در چشمهایشان اشگ داشتند و در دستهایشان شاخههای گل.
گلی سفید برای بیگناهی ، گلی سرخ برای جاری نشدن خون
میدیدم نامم بر لبان هزاران نفر نقش میبست و مثل عطر گل در باد میپیچید « ماکوان »
ماکوان ما بیگناه است
و آن نام برآسمان بلند میشود و خدای را سپاس میگوید، سبکبال است،
و باد آن نام را با خود میبرد، دورتر و دورتر به آن سوی جهان
همه برای من میگریستن و نیایش میکردند و شکایت از سکوت میکردند
و بعد به جلادانم التماس میکردند، تا زنده بمانم . و چند روزه گلها و التماسها به قضات من رسیدند
هنوز کودکی بیش نبودم مادرم، وقتی آتش مقدس عشق در وجودم شعله ور شد.
در آن هنگام رویاها و عواطف بی نام بی نما، به احساسات واقعی و زنده نمودار گشت، همانند پرستوها
و به لحظه بخشش، دریافتم که کهن پاوه را بهشت مینامند، چون پر از فرشتگان است
آنگاه دریافتم که عشق نیایش است و خداوند نور است و سکوت و ظلمت در قلب جهان جای دارد
مادر عزیزم وقتی در شب با خاطره لبخند من بیدار میشوی گریه نکن، تنها ستاره من بودی تو،
تنها مرهم برای چشمان من بودی، همان چشمانی که عادت به تاریکی نداشت
زندگی را دریاب ستاره ، در شبهای بدون ماه، وقتی که باد عطر یاس را با خود میآورد من در آرامش جاودان هستم
مرا برای همیشه به خاطر بسپار همانند خودت زنده، نجیب و خوب و سخاوتمند .
وقتی خبر مرگ مرا به تو میدهند، و با صدای ناخوشایند میگویند: تمام کرد،
تو امٌا انعکاس صدای فرشتگان را خواهی شنید، نوری سوسوزنان تکرار میکند که نمرده است
بیگناه نمیمیرد، چون مرگ جلادان را باز خواست میکند .
امٌا حالا میخواهم در آرامش باشم چون درد کاهش یافت، با یادبود خاتمه یافت
چشماهایم را فرو میبندم، بر پیشانیام بوسه بزن
شب بخیر مادر، شب بخیر فرزندم
وقتی فردا دستهای تو قامت مرا میشوید، من هم ستاره میشوم
پنجشنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۷
سالی نو و صلیبی نو

سهشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۷
اشرف، شهر خواهر و پارتيزان پير- كاظم مصطفوي
در نوامبر گذشته وقتي به كونئو رفتم تا با دون آلدو بنه ولي، قهرمان مقاومت ضد فاشيستي ايتاليا، و دوستانش ملاقات كنم اصلا تصور نمي كردم كه با چنان پير مردي روبه رو شوم. چون كه من هرچه نگاهش مي كردم پير نبود. هم به لحاظ جسمي و هم به لحاظ روحي. متين و فروتن، با نگاهي جهانديده به استقبالمان آمد. جلو در ورودي شهرداري كوئنو بوديم. دون آلدو با مهرباني ما را به داخل ساختمان شهرداري دعوت كرد. همين كه خواستيم از پله ها بالا برويم در سر پيچ پله ها به كتيبه يي اشاره كرد و پرسيد آيا مي دانيم اين كتيبه چه نوشته شده؟ بعد خودش به كتاب كلفتي با جلد سرخ كه زير كتيبه قرار داشت اشاره كرد و گفت: وقتي كه نازيها به اينجا حمله كردند فرمانده شان گفت كه بايد مجسمه بزرگ او را در ميدان شهر برپا كنيم. بعد يك شاعر اهل كونئو برايش اين شعر را گفت. دون آلدو بعد به كتيبه اشاره كرد و برايمان خواند:
امروز و هميشه مقاومت
هميشه ياد بودي را كه از ما مي خواهي خواهي داشت
ولي مائيم كه تصميم مي گيريم كه با كدامين سنگ آن را بنا كنيم
نه با سنگهاي سياه شده از دودهايي كه تو شهرهايمان را نابود كردي
نه با خاك به خاك سپرده شدگان ما، همرزمان ما
نه با برف كوههايي كه در دو زمستان با تو جنگيدند
نه با بهار اين دره هايي كه ترا در حال فرار ديدند
بلكه با سكوت شكنجه شدگان سخت تر از سنگ
با صخرةاتحاد بين مردان و زنان آزادي
كه يكي شدند براي نفس وجودشان و نه از روي تنفر
مصمّم برا ي شكست دادن شرم و وحشت دنيا در اين خيابانها
اگر باز گردي، ما را دوباره در جاي خود خواهي يافت!
مرده يا زنده، با همان عزم يك خلق متحد
به دور يك مجسمه يادگاري كه نام آن خواهد بود
امروز و هميشه مقاومت!
بعد كه شعر را خواند سرش را پايين انداخت و آن چنان كه گويي از خودش سؤال مي كند ادامه داد: در آن روز كه دستگير شديم 7نفر بوديم. ما را محكوم به اعدام كردند. در صبحگاهي 6نفر از ما را به جوخه سپردند. من نمي دانم و تا الان هم نمي دانم چه حكمتي بود كه خدا مرا زنده نگهداشته است». به او گفتم مي داني چرا مانده اي؟ و بيدرنگ اضافه كردم به خاطر اين كه امروز از اشرف دفاع كني.
من روزهاي بعد تحت تأثير مهربانيهاي دون آلدو و دوستانش و با ياد شاعري كه اين گونه شجاعانه در برابر فاشيسم ايستاد نوشتم:
اشرف تو تنها نيستي
اشرف تو تنها نيستي
خواهري داري در دامنه آلپ
با خاطراتي از گلهاي سرخ
وقتي كه بادهاي هرزه مي وزيدند
و در گوش باغهاي سبز خانه پائيز را زمزمه مي كردند
خواهر تو با ردايي از بهار
تاريخ خود را با پارتيزانهايش نوشت
و آنان كه جنگيده بودند و آزادي را باور داشتند.
خواهر تو فرزنداني داشت
كه نام يكي از آنها «گالين برتي» بود
و وقتي تيربارانش كردند در 15200 شهيد ديگر تكثير شد
و در روز بعد در هزاراني كه زنده ماندند ادامه يافت
همانان كه اكنون تو را يافته اند
و مي دانند وقتي خواهران گمشده همديگر را بيابند
ستارگان تمام كهكشانها مي خندند.
خواهر تو
فاشيستها و نازيها را به خوبي مي شناسد
همچنان كه پارتيزانهايش را
و همچنان كه خواهران ديگرش را در هركجاي ديگر دنيا.
اشرف تو تنها نيستي!
اشرف تو و خواهرانت از مادري هستيد كه مقاومت نام دارد
مادري كه همه مبارزان و رزمندگان را بزرگ كرده است
و مادري كه به آنها آموخته
دشمن ناگزير از شكست است وقتي كه ما اراده كنيم
اشرف امروز خواهرت را در كونئو يافتي
و خواهران ديگرت در اين سو و آن سوي كوههاي ديگر
و برادرانت در نيويورك و ژنو
و نقطه به نقطه ايران تو را مي جويند.
فردا در قلب تهران خواهران تو گردخواهند آمد
و تو را با شهيدان و اسيرانت بوسه باران خواهند كرد
اينك اين خواهرت كونئو
و اين تو با همة سرفرازيهايت!
حالا اين چند روزه اشرف به دستور ولي فقيه مورد تهاجم قرار گرفته است. رفسنجاني كه مردي است براي تمام فصول توطئه به بغداد رفت تا طرح اجرايي بفرمودة ولي فقيه را براي زمينه سازي يك قتل عام گسترده تكميل كند. و مجاهدين مستقر در اشرف دارند مقاومت مي كنند. يعني تنها كاري كه آموخته اند و در آن استاد بي بديل هستند. مجاهدين از اولي كه خميني روي كار آمد كاري جز مقاومت نداشته اند. هنوز خاطره صف بستن و زنجير درست كردن در حفاظت از ستادهاي مجاهدين را در تهران و شهرستانها به خاطر داريم. اما اكنون در مدار و با كيفيتي كاملاً متفاوت. الان اشرف تنها نيست. همه وجدانهاي بيدار و همة انسانهاي ضد فاشيست و همه قلبهايي كه براي آزادي مي تپد در اين نكته با « دون آلدو بنه ولي» همصدا هستند: «جنبش مقاومت ايران براي من يادآور مبارزاتي است كه مقاومت ما در همين شهر كونئو عليه فاشيسم مي كرد. من تنها باز مانده از ميان شش اعدامي آن موقع بودم . اكنون كه مي بينم در خيابانهاي ايران جوانان اعتراض و مقاومت مي كنند، وظيفه خودم مي دانم كه از اين مقاومت حمايت كنم... در روز بيست و پنجم آوريل وقتي كه جشن روز جمهوري را در كونئو برگزار كنيم من به مردم خواهم گفت كه درست در همين جا كه ايستاده ايد هزاران نفر فرياد درد و رنج كشيدند و به خاطر داشته باشيد كه هر چه امروز داريد به خاطر فداكاري مبارزان مقاومت در زمان فاشيسم است . در حال حاضر در ايران ملاها بر سركار هستند كه به نام خدا و دين به مردم ظلم مي كنند و خلق ايران را سركوب مي كنند و حال آن كه دين اسلام دين صلح و آشتي است».
دوشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۷
آتش خشم مردم

بار دیگر رژیم ولایت فقیه در برابر کابوس چهارشنبه سوری قرار میگیرد . قرنها این سنت ملٌی در ایران تداوم داشته و نوروز و چهارشنبه سوری از آئین باشکوه بوده و همه ساله مردم این مراسم را در سراسر ایران برپا میکنند امٌا سئوال این است چرا این رژیم مخالف با این مراسم است و ترس و وحشت رژیم از چیست ؟ و سردمداران حکومت میگویند این مراسم مبنای شرعی ندارد ومردم را به اجتناب از این مراسم ترغیب میکنند ! چرا ؟
امروزه بیش از هر زمان دیگر استفاده از سنتهای ملٌی برای رویا رویی با رژیم قابل درک، و تبدیل به یک واقعیت گشته است. ترس و وحشت رژیم هم از چند تا ترقه و فشفشه و مواد محترقه نیست و همان طوری که ایادی رژیم اذعان میکنند هراس آن ها از اعتراضات جوانان، و تبدیل این سنت ملٌی به یک میدان جنگ علیه رژیم است.
وقتی که ایادی رژیم و نیروهای انتظامی وحراست، و بسیجی و دم و دنبالچههایشان، هیچ روزنهایی برای مردم نمیگذارند ، و سلطه جهنمی شان را بر تمام جامعه گسترهاند و فضای حقوق بشر را مسدود کردند، و ایران را به یک زندان بزرگ تبدیل کردند، خب طبیعی است مردم هم، هر پهنه و عرصهای را برای رویارویی با رژیم، از دست نمیدهند و چهارشنبه سوری را هم به یک روز بزرگ و روز اعتراض و ابراز مخالفت و انزجارعلیه آخوندها تبدیل میکنند.
و دراین چند سال اخیر به وضوح شاهد بودیم که مردم این سنتهای ملٌی را به یک کارزار ملٌی میهنی پیوند زدند و گسترش آن را سال پیش حتی در دانشگاهها شاهد بودیم ودانشجویان این مراسم را در سطح بسیاری از دانشگاهها با شکوه تمام برپا کردند. بی خود نبود که پاسدار رادان سرکرده نیروهای انتظامی سال پیش 30 هزار نفر از نیروهای انتظامی و 11 هزار گشت موتوری را برای مقابله با مردم بسیج کرده بود
در واقع مردم از هر فرصتی برای بیان اعتراض و انزجار استفاده میکنند، و با تمام قوا وارد صحنه میشوند بعد از مسابقات فوتبال بارها شاهد این اعتراضات بودیم و یا با شرکت در مراسمهای مختلف اعتراض خود را به جنایتها و سرکوب و خفقان بی انتها، به رژیم نشان میدهند. درمراسم خاوران و یا با شرکت در مراسم بزرگداشت بابک خرمدین که همه ساله مردم مراسم یادبود بر پا میکنند و به قلعه سردار تاریخی ایران میروند خب تا آنجا که من به یاد دارم هیچ وقت این مناسبتها در گذشته از این همه استقبال گسترده مردمی برخوردار نبود
ولی میبینیم مردم از ماهیت این مراسم علیه رژیم مستبد استفاده میکنند اصلاً چرا راه دور برویم همین پارسال در مراسم عاشورا که باید ظاهراً این مراسم جایگاه آخوندها باشد دیدیم رژیم دو نفر را کشته و چندین نفر را دستگیر کرد. و یقیناً این رویارویی با رژیم تا نیل به نتایج قطعی ادامه خواهد یافت
باور کنید هدف مردم ما هم از چهارشنبه سوری فقط صرفاً شادی و نشاط نیست مردم از این فرصت استفاده میکنند تا تو دهن رژیم بزنند و رژیم بخوبی میداند مسئله زدی من از تو و سرخی تو از من نیست هراس رژیم و آخوندها از آتش خشم مردم است چون میدانند زمستان ِ حکومت اهریمنیشان به سر رسیده و بالاخره روزی این شعله بزرگ خشم مردم گر میگیرد و سرنگون میکند
بیانات گهربار آیت اله مطهری، در مورد چهارشنبه سوری را در وبلاگ بلوچ ببینید
پ ن
امروز 25 اسفند سالروز ترور دوست عزیز، و مبارز سرافراز مقاومت، حسین نقدی است که توسط مزدوران آدمکش رژیم در رم هدف گلوله های ولایت فقیه قرار گرفت در مورد نقدی و دادگاه او در رم مطالب زیادی نوشتم و این آخرین دیدارم با شهید سرافراز بود سلام بر نقدی که جان و هستی خود را وقف آزادی مردم ایران کرد . یادش گرامی باد
دوشنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۸۷
زنده یاد امیر حسین حشمت ساران

آخرین پیام صوتی زنده یاد امیر حسین حشمت ساران AmirSaran.mp3ما جمعی زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجائی شهر کرج ،بدینوسیله به اطلاع تمام ملت بزرگ ایران و آزادیخواهان می رسانیم که در روز سه شنبه مورخ 13 اسفند ماه سال یک هزارو سیصدوهشتاد و هفت خورشیدی آقای کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان رجائی شهر به همراه معاون خود آقای نبی الله فرج زاده که بطور غیر باوری سرسپرده حکومت ملایان و خونخوار می باشد همراه حدود 30 نفر سرباز کلاه کج رزمی به محل زندگی زندانیان سیاسی فرعی 5 هجوم بردند و با ایجاد رعب و وحشت و ضرب وشتم تمامی وسائل زندانیان این فرعی را به هم ریخته و مقداری را نیز همراه خود به یغما بردند و آنها را تهدید نمودند که اگر دست به اعتصاب غذا یا اعتراض بزنند با آنها با شدت بیشتری برخورد خواهد شد .
لذا ما جمعی زندانیان سیاسی از تمامی مدافعان و دست اندرکاران حقوق بشر تقاضا داریم نسبت به وضعیت موجود عکس العمل لازم را نشان دهند تا جلوی احتمال برخورد شدیدتر منتفی گردد و گرنه جان این زندانیان بی گناه بشدت در تهدید و خطر می باشد .
اتحاد مبارزه پیرزوی
زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت)
13 اسفند 1387
ممانعت از برگزاري مراسم خاكسپاري امير ساران
شنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۷
8 مارس

هشت مارس فرا رسید، روز اعتراض زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب علیه تبعیض و خشونت، متاسفانه در کشور ما بیش از همه جا این ظلم و ستم به زنان رایج است . همین یک ماه پیش 18 نفر از اعضای خانوادههایی که اکثراً از زنان سالخورده بودند، را در فرودگاه مهر آباد دستگیر کردند و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل کردند این مادران قصد دیدار با فرزندانشان در اشرف (عراق) را داشتند در میان دستگیر شدگان مادر فاطمه صادقی (امیرخیزی) با هشتاد و چهار سال سن دیده میشود. و چقدر زیبا ایرج مصداقی نوشت که او «افسانه» است و نماد یک مقاومت. مادر آبروی یک مقاومت در برابر یک رژیم ضدبشری است. برای مادر عزم سفر به دیار دوست و دیدار عزیزان بهانه است. او با سفر به «اشرف» اقتدار خود را به رخ رژیم و جنایتکارانش میکشد.
این مادر سمبل مبارزات زنان ایران علیه حکومت آخوندی است این مادر نماد مادران خاوران است و هشت مارس را به او، و تمام زنان در بند تبریک میگوئیم و امیدواریم روزی برسد که لبخند رهایی بر لبان زنان تحت ستم ایرانی بشکفت
گاهی اوقات این تصاویر کج و ماوجی که میکشم انگیزه ایی میشود برای نقل روایت دیگران که بعضی از این روایتها حاوی تجارب تلخ عاطفی است یک نمونه آن را از نیمروز باز گو میکنم تا ببینید بعضی از زنان گمنام ما چه از دست این حکومت کشیده اند در قسمت درد دل اصلی این مقاله آمده است
كاريكاتورى كه بادبان كشيده و خمينى را نشان ميدهد سوار يك گارى و گارى او پر از دار و سر الاغش هم عمامه و بالايش هم نوشته امام امد اما با طناب دار آمد، مرا به ياد پرويز همسايه مان مياندازد كه لاجوردى بابايش را كشته است. پرويز كه حالا ديگر در ايران نيست و به نظرم رفته آلمان هر سال وقتى به دهه زجر ميرسيد سر درد ميگرفت. به نظرم هر جا باشد همين طورست و بعد در حياط برميداشت با زغال يك شكل ميكشيد كه شايد خمينى بود و شروع ميكرد به آن سنگ زدن و گل باغچه را به آن ميزد. مادر بيچاره اش كه از سر كار برميگشت ما از پنجره ميديديم با اشك اينها را پاك ميكرد كه صاحب خانه اش نبيند و دچار مشكل نشوند.
خودش به مادرم گفته بود من در راه اوين پير شدم و بارها تصميم داشتم خودم را بكشم و اين پرويز را هم از ننگ زندگى خلاص كنم. نشد. چهار سال رفتن اجازه ملاقات ندادند تا روز ۲۲ بهمن كه گفتند مژده انقلاب است و من پرويز را شيك و پيك كردم جورى كه پدرش نفهمد چه ميكشيم. رفتم سه ساعت معطل شدم و بعد پيرمرد آمد و گفت اين كه چهار ساله اعدام شده. از آن پس هم دو سال دنبال لباس و وصيت نامه و گورش گشتم. حالا چكار كنم چطور جلو اين پرويز را بگيرم كه دهه زجر سرش درد نگيرد. خدا كند زودتر برود از ايران ميترسم كار دستمان بدهد
پارسال به مناسبت روز جهانی زن کلیپی درست کرده بودم که خودم لذت بردم دوباره اینجا قرار میدهم
سهشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۷
یکشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۷
عقرب خندان، با هنرمندی فریبا خاتمی

فیلم و نمایش عقرب خندان با هنرمندی فریبا خاتمی ظاهراً خرداد ماه امسال به نمایش عمومی در میآید . اگر چه این نمایشنامه تکراری و خسته کننده است و قبلاً دیدهاید و خوابتان میگیرد ولی کارگردان این سناریو اصلاً نگران به خواب رفتن شماها نیست. اتفاقاً هر چقدر بیشتر و به خواب عمیقتر فرو بروید، تهیه کننده خرسندتر خواهد شد. مهم آمدن مردم برای اجرای نمایش و نشان دادن صفوف مردم است کافی است صدایی از کسی بلند نشود و کسی اعتراض نکند و شلوغبازی درنیاورد که کار و کاسبی خراب بشود !
هدف اصلی تهیهکننده و کارگردان، سودجویی از این نمایشنامه است و هر چقدر مشارکت مردم بیشتر باشد سود بیشتری عاید دستاندرکاران و کارچاقکنان خواهد شد و بیشتر میتوانند مردم را فیلم کنند خاتمی بازیگر اصلی این فیلم، سابقه طولانی در بازیگری دارد و دستیار تهیهکننده است. شرکت شما در این نمایش مضحک جواز بازیگری آخوندها را صحه خواهد گذاشت
جمعه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۷
دانشگاه قبرستان نیست
دانشگاه قبرستان نیست
سهشنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۸۷
حمایت از دانشجویان پلی تکنیک
جواب بسیار ساده است رژیم بخوبی میداند دانشگاه کانون فعالیتهای آگاهی بخش است و دانشجویان پیشآهنگهای حرکتهای مردمی هستند در نتیجه تسلط و قبضه کردن دانشگاه برای آخوندها عقده شده است و در طول این 30 سال اخیرتمام تلاش خودشان را کردند تا این سنگر پایداری را به تسلط خود دربیاورند با کودتای فرهنگی( و بقول خودشان انقلاب فرهنگی )، با نماز جمعه، با پادگان کردن دانشگاه، با قبرستان کردن دانشگاه، و در یک کلام میخواهند بر دانشگاه فرمانروایی کنند چون سرچشمه اعتراضات دانشگاه است و نیرو و موتور محرکه بزرگ جامعه دانشگاه است و این سرچشمه را میخواهند خشک کنند تا جلوی خیزشهای مردمی گرفته شود .
دانشجو قشر پیشتاز حرکتهای اعتراضی است و همیشه خاری بوده در گلوی رژیم اگر آمار و ارقام بازداشتیها و زندانیان و شهدای مقاومت سرافراز مردم ایران را ببینید اکثراً از قشر دانشجو بودند حالا هم رژیم آمده در دانشگاه نمایش قدرت بدهد و استخوانهای قربانیان جنگ ضد میهنی را به دانشگاه ببرد، همان جنگی که گذشته از خسارات مالی هنگفتی که به کشور وارد آورد، یک میلیون کشته، یک میلیون زخمی و 4 میلیون آواره بر جا گذاشت،
20 سال از این جنگ ضد میهنی میگذرد و بعد از 20 سال رژیم میخواهد از این برگ ننگین استفاده کند . طبق آخرین گزارشات، رژیم و عوامل آن با چاقو و باطوم و تجهیزات مجهز، با مینی بوس و خودرو در اطراف دانشگاه مستقر میشوند
و 70 نفر را بازداشت میکنند و در مرحله بعد نیروهای اطلاعاتی به منازل فعالین دانشجویی حمله ور شدند، واکنون تعدادی از جمله احمد قصابان ، نریمان مصطفوی، مهدی مشایخی و عباس حکیم زاده در بازداشت بسر میبرند
در این رابطه اخبار و گزارشات بامداد خبر و خبر نامه امیر کبیر را دنبال کنید
شنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۷
بحران هستهای و گزارش البرادعی
بنابه گزارش آژنش انرژی اتمی، ذخیره اورانیوم غنی شده رژیم تهران از 480 کیلوگرم در ماه اوت به 1010 کیلوگرم در حال حاضر رسیده و طی شش ماه گذشته دو برابر شده است.
آژانس بین المللى انرژی اتمی اعلام كرده که برخلاف درخواست شورای امنیت سازمان ملل متحد، رژیم تهران فعالیتهای مربوط به غنی سازی اورانیوم را تعلیق نكرده و در زمینه تحقیقات مربوط به ابعاد نظامی برنامه های هسته ایش نیز با آژانس همكاری نمی كند.

برای مشاهده بهتر به روی کاریکاتور کلیک کنید
جمعه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۷
خاتمی آمد، خاتمی با غمزه های شتری آمد
کارنامه رفوزگی دولت خاتمی و پوچ در آمدن و اجرا نشدن وعدهها و شعارهای تبلیغاتی آن بر کسی پوشیده نیست نه تنها مردم ایران و نیروهای مخالف حکومت بر آن واقف هستند بلکه مدافعان و مبلغان سینه چاک دوم خرداد هم این شکست را انکار نمیکنند!
آخر دیگر چه کسی شعار مردم سالاری و حاکمیت مردمی خاتمی را جدی میگیرد ! وقتی که خاتمی با جدیدت بر ولایت فقیه تآکید میکند و میگوید « ولایت فقیه و رهبری و امامت امت در قانون اساسی محور و رکن نظام ماست . به مفهوم یک اراده برتر با اختیارات فراوان و این یک قرار داد اجتماعی منتسب به وحی و مورد امضای خداست و اضافه میکند که این ولایت در عین حال که جنبه بشری و اجتماعی دارد و سیاسی است، یک جنبه شرعی و الهی هم پیدا میکند »
باید به این آخوند شارلاتان گفت آیا واقعاً هنوز به این شعارها اعتقادی داری؟ یعنی هنوز نفهمیدی ولایت فقیه در تناقض مطلق با حاکمیت مردمی قرار دارد ! یا این که این سخن سراییها از موضع حفظ نظام است همان نظامی که هشت سال رئیس جمهورش بودی. واقعیت این است که هشت سال رئیس جمهوربزرگترین حکومت دیکتاتوری تاریخ معاصربودی و اصلاً هم به روی مبارکت نمیاری .
خاتمی نه اهل اصلاحات است، نه اهل ایستادن بر سر شعارهایش و نه اهل هزینه دادن است و همان قدری که ولایت فقیه از خیزشهای دانشجویی و خیزشهای مردمی و از به صحنه آمدن مردم هراس دارد، خاتمی و جناح او نیز از این خیزشها وحشت دارند و بیش از هر چیز به حفظ نظام میاندیشند و نگران موجودیت نظام هستند. دیدیم چطور خاتمی و جناح او در سرکوب قیام 18 تیربا جناح رقیب سهیم شدند
کارنامه رفوزگی خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری گواه این است که او به هیچ یک از شعارها وفادار نبوده تازه خود خاتمی به قول خودش با 20 میلیون رأی ریاست جمهوری را داشت و جناح او اکثریت مجلس و شورای شهر را هم داشتند فقط توانست وعده و وعید و لبخند تحویل مردم بدهد.
امٌا اگر اختیارات محدودی داشته و عملاً تدارکچی نظام بوده باید بیاید و پاسخ دهد چرا هشت سال تمام بعنوان یک تدارکچی درراس قوه مجریه و در سمت ریاست جمهوری باقی ماند و شعارهای بی محتوا را مدام تکرار کرد و چرا هنوز برای احراز پست تدارکچی خیز برداشته !!
دراین 30 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی مورد تائید شورای نگهبان بوده است کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد میشوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار میکنند
شرکت در انتخابات تائید ظلم و ظلم های مضاعفی است به زنان، که تنها حقی که نظام برایشان قائل است حق رای است و هیچ حقی در جامعه زن ستیز آخوندی ندارند و همین طور کارگران معلمین دانشجویان و شرکت در انتخابات تائید همه این بی عدالتیها و اختناق است
اگر کسی در انتخابات شرکت کند رأی او به عنوان رأی به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد از رأی او برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد شد مثل پروژه اتمی و جنگ با جامعه جهانی ، ایران به بمب اتمی احتیاج ندارد بمبهای مخرب تر از بمب اتمی در ایران موجود است مثل بیکاری فقر فحشاء اعتیاد ، این انتخابات مسئلهای از کشور را حل نمیکند کار از جای دیگر لنگ است
دیگر نمی خواهیم بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم انتخاب بد و بدتر راه حل مسئله نیست گزینه بهتر از بد و بدتر وجود دارد و آن تحریم است . تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است
از صندوقهای انتخابات دهم بجز تفکر مستبد آخوندی چیزی بیرون نخواهد آمد. اگر قرار بود تغییر و تحولی از صندوقهای آراء بیرون بیاید مطمئن باشید حکومت آخوندی انتخابات را خلاف شرع اسلام و خلاف قانون اعلام میکرد
سهشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۷
جمعه، بهمن ۲۵، ۱۳۸۷
دوشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۷
قیام بهمن به روایت تصویر

معمولاً وقتی طرحی کاریکاتوری چیزی تو این مایه ها میکشیدم رامین مولائی میآمد و زیرش مینوشت بحث شیرین نو و چه و چه
ویا وب -آ- ورد
یادش گرامی باد
در سرقت قیام بهمن
در کوچه یادهای حریم تنهاییام
از عمق جادههای زمان
صدای آشنای بهمن ماه میپیچد
در میلاد بیست و دوم بهمن ماه
نمیدانم چگونه به پایکوبی بنشینم
آنروز آرزوها گره خوردند
تا صدای پای زمستان
به صبح سپید بهار رسد
آنروز آهنگ دلنشین بهار آزادی سرودیم
ولی چه زود میهنم به سرود غم آذین شد
و پرنده آزادی پر گشود و رفت
و نام ترا ای آزادی
از پشت حصار جدایی
به تلاوت نشستیم
وچهره نادیدهات را
در آیینه اشگ به رویا سپردیم
چه زود خیل عاشقان
به جرم عشق حلق آویز شدند
و سروهای سبز ایستاده
در حجم مرگ شعله بستند
همه رنگهای بهمن زیبا بود
الا دو رنگی شیخ
ح مقدم (بادبان )
سهشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۷
بالاترین هک شد

دیشب یکی از کاربران بالاترین لطف کرده بود و کاریکاتور امام آمد را در بالاترین گذاشته بود و امروز صبح دیدم نزدیک به دو هزار کاربر از کانال بالاترین از وبلاگ دیدن کردن و بعضی از عوامل رژیم هم در کامنتدونی مرا از ناسزا و فحاشی بینصیب نگذاشته بودند. و بعد از ظهر هم هر کاری کردم سایت بالاترین باز نشد بعد شنیدم سایت بالاترین، توسط رژیم آخوندی هک شده است. این حضرات سال هاست که دست به سانسور و هک کردن سایتهای خبر رسانی میزنند . ولی این اواخر تلاش زیادی انجام میدهند تا فضای مجازی را هم محدود کنند، مسدود کردن روزنههای آزادی و سانسور در فضای اینترنت بی ثمر است و آب در هاون کوبیدن است
خب معلومه وقتی رژیم سنگسارمیکند و دست و پا قطع میکند و برای دانشجو و خبرنگار زندان و حبس میبرد و تروریست و بنیادگرایی را صادر میکند وقتی فساد و تبهکاری سراسر حکومت را فرا گرفته، و زورگویی میکنند و به شهروندان هتک و حرمت میکنند رژیم چارهایی ندارد جز مسدود کردن اخبار آزاد ، و مجبور است فضای اطلاع رسانی را ببندد تا شهروندان نتوانند اندیشه دیگران را بخوانند و بدانند و به آگاهی و دانش و اطلاعات دست بیابند. کسی از سانسور و آزادی بیان هراس ندارد، که کارنامهش شفاف باشد
از همان آغاز کار بالاترین رژیم و عواملش سعی داشتند این سایت را هم به انحصار خود در آورند و هنوز هم کاربران بسیجی زیادی در آن فعال هستند امٌا ظاهراًً این اواخر شمار کاربران مخالف حکومتی بیشتر شده و رژیم و عواملش مجبور شدند این سایت را هم توسط هکرها مسدود کنند
قطعه شعری یکی از دوستان وبلاگ نویس در مورد کاریکاتور« امام آمد » نوشته است که میتوانید اینجا آن را بخوانید
شنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۷

با تشکر از خانم زری اصفهانی بخاطر سورژه کاریکاتور
در وصف آمدن امام، هادی خرسندی سالها پیش شعری سروده بود به نام «آزادی»، سرودی تازه،
دیدی اندر بهار آزادی ........ خشک شد لاله زار آزادی
آمد آزادی و چه آمدنی ....... یکنفر هم سوار آزادی !.....
دیدی اندر بهار آزادی
خشک شد لاله زار آزادی
جای بلبل نشست جغد سیاه
بر سر شاخسار آزادی
در زمان قدیم شاهی بود
واقعاً شاهکار آزادی
کارهای عجیب میفرمود
تا نماید مهار آزادی
زانطرف داد شیخی از خارج
به همه راهکار آزادی
ملتی برد مشت خود بالا
زد به کوچه هوار آزادی
آرزو داشت تا بیاساید
جانب سایه سار آزادی
خلق ِ آبستن ِ ز استبداد
داشت الحق ویار آزادی
آمد آن شاه و گفت بشنیدم
از شماها شعار آزادی
من از امروز میکنم تأمین
همه جور اعتبار آزادی
امتحانات ثلث اول شد
آمد آموزگار آزادی
ثلث دوم شریف امامی بود
سومی تیمسار آزادی
این یکی منکر هیاهو شد
گفت اینک نوار آزادی!
چه زمستان زمهریری بود
به امید بهار آزادی
تا سرانجام روی کار آمد
مرد خدمتگزار آزادی
خان لر بود و داشت اصل و نسب
اهل ایل و تبار آزادی
چشم و دل سیر ِ کاخ و خادم و مال
پاکباز قمار آزادی
آشنا با دموکراسی غرب
خبره در کارزار آزادی
عزت سالها مبارزه را
کرد یکجا نثار آزادی
گفت نعلین بدتر از چکمه ست
مایه ی انزجار آزادی
گفت: ملت! مخور فریب طرف
که کشد عکس مار آزادی!
ملت اما فریب را میخورد
مثل شام و ناهار آزادی
ای دریغا که بود مستعجل
دولت بختیار آزادی
پس برفتند پای طیاره
ملت بیقرار آزادی
ناگهان سنگ از آسمان آمد
شد شکسته تغار آزادی
آمد آزادی و چه آمدنی
یکنفر هم سوار آزادی!
رفت یکراست سوی قبرستان
شیخ عمامه دار آزادی
بر بلندی نشست و صادر کرد
کلمات قصار آزادی
گفت لاکن مع الاسف هجمه
نشه در گیرودار آزادی
گفت فحشا نباشه امت ما
قُر نشه از فشار آزادی
گفت من آب و برق مجانی
میدهم در کنار آزادی
گفت من میزنم به این دولت
یک چک آبدار آزادی
دولتی میکنم خودم تعیین
در خور حال زار آزادی
میدهم دست مرد بازرگان
که دهد خواروبار آزادی
بعد معلوم شد که پیشاپیش
کنده چاه منار آزادی
خواند و شاید نخواند بی الحمد
فاتحه بر مزار آزادی
از همان روز هم مسلم شد
که تمام است کار آزادی
هرچه از مغز انقلابی بود
جمع شد در حصار آزادی
این ز صابون پزی استقلال
آن ز میدان بار آزادی
هرچه لات محله بود شدند
همگی پاسدار آزادی
کامیون های چرس و بنگ آمد
بهر خلق خمار آزادی
کامیون های قلوه سنگ آمد
از پی سنگسار آزادی
رو به شیپور تعزیه آورد
آنکه میزد سه تار آزادی
کرد خورشید انقلاب غروب
تیره شد روزگار آزادی
مثل اینی که استالین آمد
چون فنا شد تزار آزادی
سرد شد آش و از درخت پرید
در همان لحظه سار آزادی
ریسمانی که بافت ملت ما
شد طنابی به دار آزادی
تیتر اعدام خویش را میزد
روزنامه نگار آزادی
بود کمتر ز سرعت توقیف
سرعت انتشار آزادی
نوجوانان به گورها بردند
آرزوی دیار آزادی
ای دریغا که بود از ما دور
ایستگاه قطار آزادی
بدترین دیکتاتوری آمد
از پی انتظار آزادی
زن آزاده زیر چادر رفت
دیده اش اشکبار آزادی
دست آخر هزار تومان شد
هفت تومان دلار آزادی
توسن اقتصاد را آقا
داد فتوا: حمار آزادی!
***
هادیا گاه گشت بیمورد
بیت هایت دچار آزادی
قافیه های تو نشد تکرار
هیچ، غیر از «بهار آزادی»
لیک کوبیده ای چه بی معنی
پشت هم آبشار «آزادی»
مثل اینکه ز دست تو در رفت
گاه و گه اختیار آزادی
پس بیا لااقل تمامش کن
یک کمی خنده دار ِ آزادی!
دوست دارد که خنده ای بکند
ملت سوگوار آزادی
سعی کن پر شود به شیرینی
ورق آچهار آزادی
سعی کن بلکه کشمشی باشی
توی آبدوغ خیار آزادی
تا بگوئی که همچنان هستیم
خلق امیدوار آزادی
در فراق لیبرتی و خنده
گشت باید به جوک پناهنده
پنجشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۷
رامین مولایی در گذشت

رامین بسیار مشتاق بود که در این میدان وبلاگستان تاخت و تازی علیه رژیم به راه بیاندازد ، با تصمیم و عزم راسخ آغاز فعالیت در وبلاگستان را شروع کرد اگر چه بین ما تفاوتهائی در منش و خلق و خوی رفتاری وجود داشت اما همیشه تلاش طولانی و سرسختانه او را ستوده ام رامین برای شعله ورساختن و برانگیختن وبلاگ نویسان علیه حکومت آخوندی حرارتی کاستی ناپذیر داشت و حتی بروی تخت بیمارستان نیم خیز شده و با لب تابش تا آخرین روز حیاتش وبلاگهایش را به روز کرد . و پریروز سری هم به بادبان من زده بود و برایم آخرین کامنتش را به یادگار نوشته بود و رفته بود .
شماره تلفن مرا داشت و هر از گاهی وقتی از سر کار میآمدم تلفن میزد و از وبلاگ نویسان و مطالب آنها با حرارت بسیار بحث میکرد همه مسائل در ذهن او حل شده بود و همه چیز در زنجیری زنده و هماهنگ با هم در پیوند بود از نفوذ کلام دیگران مست و مجذوب میشد و دیگران را به شنیدن صدای وبلاگستان ترغیب میکرد و گاهی هم برای برپا کردن نزاع بر سر مسائل کم اهمیت اقدام به دوئل بر سر هیچ میگذراند.
امٌا الان که این سطوح را مینویسم و جسم خسته و بیمار او به خواب آرام ابدی فرو رفته، و توفانها و هیجانها در روح او خاموش شده، و آتش التهابش فرو نشسته است احساس میکنم که با دیدن هفت وبلاگ او بسیار اندوهگین هستم . نگاهی پر اندوه ، به آفتاب زندگیش که در پشت وبلاگهای هفت طبقهاش در تبعید فرو رفت و او با چشمهایش این غروب را بدرقه کرد و رفت. بدرود رامین

وبلاگهای رامین: رامین مولائی - زیر چتر چل تیکٌه - وب . آ . ورد - سین جیم ها و یادداشت - فوروم هفت وبلاگ - باشگاه بحث شیرین نو و چه و چه - بیانیه ها و فراخوان -
چهارشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۷
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت

گنجاندن نام مجاهدین در لیست سیاه تروریستی اتحادیه اروپا تیغی برنده در دستان حکومت آخوندی بود و موجب ادامه بقای حاکمیت ضد خلق میشد و تبلیغ و ترویج و تحمیل آن در اتحادیه اروپا سدی محکم و دیوارهای ضخیم بود در برابر حرکت اپوزیسیون و نهایتاً منافع حیاتی ضد خلق را تامین میکرد و این نیروی رادیکال خود را اسیر در چنگال تیز جبر محیط و مناسبات و محدودیتهای تعیین شده مییافت و قدرت تحرک و تحول برای ضربه زدن به این نظام ظالمانه را از دست میداد و مجاهدین جبراً میبایست متناسب با اوضاع و احوال و شرایط متغیر وعینی حرکت میکرد .
امٌا با یک کارزار هفت ساله با پیکاری سهمگین مجاهدین حق و حقوق مقاومت را از کیسه زراندوزان و حلقوم مزدوران و دستان زورگویان بیرون کشید و به جایگاه راستین رجعت داد و حالا باید این لیست سیاه را بر فرق حکومت مستکبر کوبید و باید دوران اعتلای مقاومت در اروپا را شاهد باشیم و دیگر نمیشود به راحتی سرنوشت یک جنبشی را به بازی گرفت تا اینجا هم این سیاست رضا و تسلیم و سازش را، مردم و مقاومت به بهای بسیارسنگین پرداختند
آخر تا کی باید اتحادیه اروپا دل در گرو تجارت با آخوندها میبست ! تا کی مقاومت مشروعی را در لیست تروریستی جا میداد تا راه برای مطامع حقیر و پست باز باشد ! تا کی میخواست به آخوندها بچسبد ! تا کی میتوانست احکام دیوان عالی عدالت اروپا و رای دادگاه انگلستان و اعتراض پارلمان اروپا را نادیده بگیرد! اما خوشبختانه انگار که آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت
پنجشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۷
نظرخواهی سایت گزارشگران درباره تشدید و تداوم سانسور نشریات – فیلترینگ و سرکوب روزنامه نگاران و نویسندگان
با توجه به داده های فوق که انعکاس اخبار تاکنونی است.
بنظر شما:
دلائل تشدید سرکوب و سانسور در ماههای اخیر بطور مختصر کدام است؟
سرکوب و سانسور در واقع تلاش مستمر رژیم از ابتدای به قدرت رسیدن این حکومت بوده، البته بنا به شرایط خاص سیاسی کمی بالا و پائین داشته، ولی هیچ گاه سرکوب و سانسور قطع نشده و حتی رژیم در دورهای از حاکمیت خود تلاش کرد برای بقاء خود با اصلاح گرایان دروغین در دل مردم امید کاذب ایجاد کند، و یادتان هست چطور میانه بازان چه کفها و دفهایی برای فضای باز سیاسی میزدند !! ولی دیدیم به جای آب سراب نشان دادند!! این نظام ظرفیت و توانایی این چیزها را ندارد و اگرچنین استعدادی داشت اصلاً کارش به این جا نمیکشید و الان هم سعی دارد تا میتواند درهای آگاهی را بروی ملت ببندد و سرتاسر مملکت را دچار تاریکی و بی خبری سازد و کلاً این حکومت با هر گونه آزادی های که موجب ترویج اندیشه نو، و تنوع افکار، باشد مخالفت میکند و بجز افکار متحجر آخوندی در فرهنگ این حضرات تفکری دیگری جای ندارد. و امروزه میبینیم نویسندگان و خبرنگاران و وبلاگ نویسان و هر نوع قلمی که حقیقت نگارباشد مورد سرکوب و سانسور و زیر لنگ ولگد این حضرات قرار میگیرد و حکومت سدی در مقابل آن میکشد چون نمیخواهند حقایق بیپرده گفته شود چون آزادی بیان در یک فضای بسته خفته گان را بیدار و بیداران را به حرکت درمیآورد
واکنش رسانه های موجود در برابر اقدامات رژیم اعم از مخالف و یا منتقد را چگونه ارزیابی میکنید؟
رژیم از نفوذ وبلاگها و سایتها و روزنامههای اینترنتی همواره هراسان و بیمناک است و از هراس این که روزی این رسانهها آشوبی برپا کنند هر بار دستوری از طرف مقامات درباره منع ورود این رسانهها صادر میکنند و با پرداختن پول و امکانات دولتی سعی دارند قدرت و اختیار خود را در این زمینه زیاد کنند همین یک سال پیش آمدند و گفتند وبلاگها باید به ثبت برسند تا مجوز بگیرند و وبلاگنویسان را تحت فشار قرار دادند ولی دیدیم نتوانستند این فضا را تحت نفوذ خود در آورند عقب نشینی کردند امٌا فیتله فیلترینک و هک کردن سایتهای را هم چنان بالا نگاه داشتند و اساساً تاب دیدن زبانها و قلمهای این درجه آزاد را ندارند وقتی نهاد دفاع از حقوق مطبوعات جهان تصریح میکند که ایران بزرگترین زندان روزنامهنگاران در سطح خاورمیانه است، اصلاً مبالغه نمیکند.این مؤسسه بینالمللی مطبوعات در گزارش خود تأکید میکند که رژیم ایران همچنان به روش سرکوب روزنامهنگاران و وبلاگنویسان و سانسور مطبوعات و اینترنت در ایران ادامه میدهد و دستگیری متناوب فعالان و حبسهای بلندمدت به کرات از سوی آخوندها اعمال میشود. خب چه عواملی باعث میشود در سطح بین المللی چنین واکنش و انعکاسی پیدا کند؟ بیل گیتس حرف خوبی زده بود میگفت سانسور اینترنت موفق نخواهد بود. امکان داره در کوتاه مدت فیلتر کنند و هکرها را اجیر کنند ولی بطور قطعی آب در هاون کوبیدن است
تعریف شما از رسانه مستقل و یا وابسته چیست؟
رسانهای که از پشتیبانی مالی یک دولت و یا یک حزب و سازمان برخوردار است رسانه وابسته نامیده میشود البته رسانههایی هم هستند که از پشتیبانی مالی برخوردار هستند ولی با رعایت مفاهیم جهانی آزادی بیان که در منشور اتحادیه بین المللی ارتباطات ذکر شده بشکل مستقل عمل میکنند و به بیان تمام دیدگاهها اقدام می کنند . و در مورد رسانه مستقل باید مطلب را بیشتر شکافت و احتیاج به مقاله و نگاه کارشناسانه دارد
چه تدابیر و مکانیزمی را برای عبور و یا شکستن دیوارهای سانسور و خفقان ضروری میدانید؟
امروزه علاوه بر ماهواره که به راحتی میتواند دیوار سانسور و خفقان را بشکند و با مردم ارتباط بر قرار کند، وبلاگها و سایتها فرمهای جدید انتشار و تحریر، ویژه اینترنت هستند که از پتانسیل بالایی برخوردارهستند و اینترنت به وسیله اساسی ارتباط جمعی بین شخص و جامعه تبدیل شده است، یک پل ارتباطی پیشرفته و جامع، خب همیشه مستبدان در تلاش و کوشش هستند تا مردم در بیخبری بمانند و جامعه را به انفعال بکشانند ولی همواره نیروهای روشنفکر و مسئول همانگونه که در سالهای خفقان با شبنامه و با استنسیل خانگی اعلامیه منتشر میکردند و با متحمل شدن خطرات بسیار از سد سانسور میگذشتند و به افشاگری و روشنگری میپرداختند، امروزه میبینیم با ابزار تکنولوژی اینترنت و وبلاگ در مدت بسیار کوتاهی اطلاعرسانی و روشنگری و پل ارتباطی برقرار میکند. و میبینیم بسیاری از وبلاگنویسان اینترنتی با نوشتن تجارب خود در زمینههای فیلتر و پراکسی و راهنمایی و راهکارهایی برای ایجاد وبلاگ و چگونگی انتشار و ایمنیکردن و ایجاد وبلاگ بهطور ناشناس و روشهای دور زدن و ابزار و شیوههای سانسور را به شکل ساده به کاربران اینترنت توضیح و تشریح میکنند، و یقیناً این تدابیر و مکانیزمها برای ترویج آزادی بیان و آگاه ساختن جوامع بین المللی از وضعیت خفقان در ایران، میتواند بسیار ضروری باشد
همبستگی و اشتراک مساعی رسانه های مستقل را تا چه اندازه لازم تلقی میکنید؟
خب همبستگی رسانههای مستقل با هدفمندی مشترک میتواند پشتوانه مهمی در جهت شکستن سد سانسو باشد و این همبستگی در مبارزه مشترک برای آرمان آزادی و رساندن صدای عدالت خواهی و برابرطلبی مردم نقش اساسی دارد ولی در یک محیط مجازی مثل اینترنت به نظر من بسیار دشوار است و علت آن هم مجازی بودن آن است و به راحتی میتواند ضربه پذیر باشد. چون رژیم هزینه هنگفتی برای مقابله با سایتها و وبلاگها سرمایه گذاری کرده است اگر درست بخاطر داشته باشم خود سایتهای وابسته به رژیم هزینه سانسور اینترنت در ایران را بیش از 7 میلیار تومان اعلام کرده بودند وبه دستور قوه قضاییه و شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت مخابرات مناقصهيی هفت میلیاردی از بودجه مملکت را برای سیاست سانسور و فیلترینگ و مسدود کردن سایتهای اینترنتی هزینه کرده بود و با تحت فشار قرار دادن شرکتهای خدماتی و سرویسدهنده اینترنتی ایرانی قسمتی از سانسور و فیلترینگ را بر دوش این شرکتها قرار داده و به کمک عوامل خود در این زمینهها بسیار فعال هستند تا افکار عمومی و فضای حاکم بر اینترنت را به سوی خودشان سوق دهند . چون من تجربه فعالیت در کانون وبلاگ نویسان ایران را دارم ، میتوانم با اطمینان یگویم که همبستگی و اشتراک مساعی در اینترنت اصلاً کار سادهای نیست و عوامل رژیم به خاطر مجازی بودن محیط به راحتی در آن رخنه میکنند و با ایجاد بحثهای فرسایشی بیشتر انرژی و وقت فعالیت را میگیرند و عملاً نیروی فعالین آزادیخواه را خنثی میکنند. ولی اگر اتحاد عمل و همبستگی فقط سر یک محور خاصی باشد و تمام فعالیت در یک مدار مشخص بگردد این نوع فعالیتها امکان پذیر است. مثلاً تلاش برای شکستن سد سانسور، با قرار دادن اصول و ضوابط مشخص و با رعایت قوانین وضع شده میتوان کار ساز باشد و در این زمینهها حتی در یک محیط مجازی میتوان مشارکت و فعالیت کرد
با تشکر از شما
برایتان آرزوی تندرستی و موفقیت دارم بادبان
بهروز سورن
12.01.2009
http://www.gozareshgar.com/
این نظرخواهی در سایت گزارشگران
سهشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۷
یکشنبه، دی ۲۹، ۱۳۸۷
کلاغها و لاشخورها

چند روز پیش در خبرها آمده بود آلودگی هوا کلاغهای تهران را فراری داد مشگل آلودگی هوای تهران سالهاست مورد بحث قرار گرفته و در مورد آن بارها و بارها سخن شنیدیم. مردم ما اختناق سیاسی کم داشتند، اختناق هوا و بحران آلودگی تهران هم دست از سر مردم ما برنمیدارد و درصد میزان غلظت منواکسید کربن در هوای تهران هر سال رو به افزایش است و میزان بیماران تنفسی، آسم ،قلبی، برونشیت و ذات الریه به شدت افزایش داشته و بسیاری از درد قفسیه سینه ناشی از کاهش اکسیژن و شدت آلودگی هوا رنج میبرند
خب چه باید کرد ؟ یقه کی را باید گرفت چه کسی مسئول است ؟ چکار میشود کرد؟ در مورد علل و عوامل فنی آلودگی
هوای تهران سالهاست کارشناسان معتقدند، افزایش جمعیت تهران و افزایش خودروهای دودزا که اغلب فرسودهاند، و صنایع آلاینده، 80% منشاء آلودگی هوا را تشکیل میدهند
. ولی میبینیم نه از طرح توسعه محیط زیستی خبری است و نه طرح مهندسی ترافیک درست حسابی و نه از طرح جامع مبارزه با آلودگی هوا خبری است ، و تازه آقا زادهها و مافیای اقتصادی چپ و راست اجازهنامه پروژهها را از دوایر دولتی ومقامات و مسئولان حکومتی میگیرند و میسازند و میچاپند!! و بدون درنظر گرفتن عواقب زیست محیطی و پیش بینیهای کارشناسی، با تخریب فصای جنگلی و تهویه کننده و به نام طرحهای عمران و آبادی، با اره برقی به جان درختان بیگناه میافتاند !! بعدش هم یک آخوند شکم گنده و مفت خوری را برای مراسم افتتاحیه پروژه دعوت میکنند و تلهویزیون و خبرنگاران را هم صدا میزنند و میگویند مملکت را داریم آباد میکنیم !!
نتیجهاش این میشود که سالانه 5 تا 6 هزار نفر بر اثر آلودگی هوا در تهران جان خود را از دست میدهند!! اونوقت رئیس محیط زیست تهران میآید و از مهاجرت کلاغها از تهران ابراز نگرانی می کند!! ومیگوید نشانه یک فاجعه در اکوسیستم شهری است و اضاف میکند که که مهاجرت کلاغها ابعاد پنهان دیگری نیز دارد
شاید هم یکی از مهمترین ابعاد پنهان مهاجرت کلاغها همین باشد که من آن را به شکل طنز به تصویر کشیدم!!
سهشنبه، دی ۲۴، ۱۳۸۷
«حاضریم مکان مناسبی برای سازمان ملل تأمین کنیم»

محمود احمدینژاد رییس جمهوری اسلامی ایران با نامناسب خواندن محل استقرار سازمان ملل در نیویورک، گفت که «ایران حاضر است مکان مناسبی برای این سازمان تأمین کند».
آقای احمدینژاد که بعداز ظهر شنبه در جمع کارکنان نهاد ریاست جمهوری ایران سخن میگفت، با اشاره به آنچه مناسبات ناعادلانه در سازمان ملل خواند، دولت آمریکا را متهم کرد که «با این سازمان ملل به دنبال حکمرانی در جهان است».
دوشنبه، دی ۲۳، ۱۳۸۷
شنبه، دی ۲۱، ۱۳۸۷
لیست سیاه اتحادیه اروپا

لیست سیاه تروریستی اتحادیه اروپا قرار بود یک ماه پیش منتشر شود ولی اتحادیه اروپا انتشار این لیست کذایی را عقب انداخته و دلایل معقولی برای توجیه تاخیر این لیست نیاورده است ولی بوضوع روشن است بر سر مسئله مجاهدین گیر افتادهاند و راه پس و پیش هم ندارد یا باید به احکام مکرر دادگاه عدالت اروپا گردن بگذارند و حق مقاومتی را به رسمیت بشناسند و مجاهدین را از لیست تروریستی بیرون بیاورد و یا اینکه شورای وزیران اتحادیه اروپا این احکام را نادیده بگیرند و از قوانین خودشان سرپیچی کنند!!
خب این دیوان عالی دادگاه اروپا احکامش پایه حقوقی دارد و راحت نمیتوانند این معضل را دور بزنند مگر اینکه راه حل دیگری پیدا کنند و این سیاست چماق و هویج را که چندین سال است به پیش میبرند دنبال کنند. قرار است تا چند روز دیگر این لیست منتشر شود.
.
داشتم این کاریکاتور احکام دادگاه عدالت اروپا را میکشیدم، پس ذهنم شعر معروف ممنوع تلنگر میزد همان شعر زیبا که میگوید گیرم که در باورتان به خاک نشستم . و ساقههای جوانم ، از ضربههای تبرهاتان زخم دار است. با ریشه چه میکنید؟
پیش خودم فکر کردم اگر مخاطب همچین شعری ظالمان قداره بند حکومتی نباشد ومماشاتگران اتحادیه اروپا باشد همچین شعری را چی جوری میشه گفت مخیلهام را تو این دستگاه گیر دادم این جوری واکنش داد
به شورای وزیران اتحادیه اروپا
گیرم بر سر این تجارتخانه بنشسته،
و جنبشی را علامت ممنوع میزنید
با احکام دادگاههای حکومت قانون چه میکنید ؟
گیرم که با باج ِ بستههای مشوق، دغلکاری کنید،
وچشم بر جنایت ببندید
با قطعنامههای قطور حقوق بشر چه میکنید ؟
گیرم که زدوبند کنید،
گیرم که مدارا کنید،
گیرم که سازش کنید،
با سلاح هستهایی و امیال شیطانی دین فروشان چه میکنید؟
دوشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۷
به یاد جهان پهلوان غلامرضا تختی
گفتم : خب بده من، تو وبلاگم بگذارم، گفت حتماً برایت ارسال میکنم. تا این که مدتی پیش بدستم رسد و به همراه این دست خط یک صفحه از روزنامه، آن دوره که در گزارش فوق العاده به همراه عکس تختی و عکسهایی از اطاق و هتل آتلانتیک، که تختی آخرین شب را در آن گذرانده بود برایم ارسال کرد که گفتم به یاد آن زنده یاد روز 17 دی در بادبان قرار میدهم .
ما هنوز تختی و و قهرمانهایی که با منش و خلق و خوی تختی در مقابل ظلم مقاومت کردند و حتی بعضی از آنها جان باختند را از یاد نبردیم و هم چون سیاوش در قلب ما ایرانیان مثل اسطورهای باقی خواهند ماند. امٌا چه چیز باعث میشود که تختی را با آن چه از دیگر ورزشکاران دیدهایم متمایز کند ؟؟ تختی چیزی دارد که از هر خصلتی گرانبها تراست و آن قلبی شریف و با صفاست، صفتی طلایی، که او در تمام طول زندگی آن را از دست نداده و از تباهی حفظ کرده است .
وقتی مردم او به کارها و اقدامات واقعی احساس نیاز داشت، بوئین زهرا میدان عشق بسیار آشکاری برای او بود . چهرهای که او آفرید برای مدت مدید پایدار مانده است. امٌا آن چهره، با همان منش و خلق و خوی راستین باید در درون ما ظاهر شود. امٌا میبینم این روزها این طوری نیست
یک نگاهی به بیکارههای خوشزبان ِتحصیل کرده در وبلاگها و سایتها بیاندازید تا بفهمید چه میگویم !! این جوانهای تحصیل کرده و برازنده و زیرک خوش ذائقه را میبینید که کتاب میخوانند و خوب مینویسند ولی جز رویدادهای محافل روشنفکری چیزی بر دلشان اثر نمیگذارد البته با مسائل مهم نیز بیگانه نیستند دوست دارند که درباره سوداها سخن بگویند، آمٌا آنقدر از اجتماعی که در آن هستند بالاتر قرار میگیرند که به ابتذال آن آگاه نیستند
جهان پهلوان هم مسیر زندگی راحتی نداشت او کارش را از دست میدهد از ورود او به استادیوم ممانعت بعمل میآوردند . حقوقش را قطع میکنند . نمیگذارند کشتی بگیرد و حتی بعضی از نشریات وابسته به دولت به او اتهام اخلاقی میزنند. امٌا این همه مانع آن نشد، و او همچنان جهان پهلوان باقی ماند
هنوز ظلم است و باید همان منش و خلق و خوی راستین جهان پهلوان در درون ما شکوفا شود.
چون هنوز ظلم است و هنوز وقت اقامه نماز میت ما نرسیده است.
پ ن بابک تختی فرزند جهان پهلوان مترجم و اهل قلم است و همسر بابک نویسنده وبلاگ يادداشتهای منیرو روانیپور از چهرههای شناخته شده وبلاگستان است و چندین کتاب به رشته تحریر درآورده است ، و فرزند آنها یعنی نوه زنده یاد تختی، غلامرضا نام دارد و در وبلاگ چراغ جادو مینویسد

جمعه، دی ۱۳، ۱۳۸۷
در جدال بین باد و پنجره، شیشه میشکند
گرفته است. جنبش حماس که تکیه کور بر شعارهای احساسی و بی محتوی و جنگ افروزانه دارد، با موشک و خمپارههای آخوندها قصد دارد دامنهی حملات خود را هر چه بیشتر به داخل خاک اسرائیل بکشاند. و از طرف دیگر اسرائیل با یورش وحشیانه و بمباران غزه، علاوه بر نابودی پایگاههای حماس، مناطق مسکونی، اردوگاههای پناهندگان فلسطینی را مورد هدف حملات هوایی قرار داده است. کاملاً روشن است که یکی ازعوامل اصلی این جنگ، جمهوری اسلامی ایران است که با مداخله و صدور پنیادگرایی و تروریسم، نقش اساسی در بی ثباتی، خاورمیانه دارد. امٌا اگر این حملات هوایی تداوم داشته باشد دیگر از غزه باریکه ی هم باقی نخواهد ماند.
هارولد پینتر، نمایش نویس و فیلم نامه نویس، برجسته یهودی و برنده جایزه نوبل ادبیات که از بزرگترین نمایشنامه نویسان جهان بود و همین چند روز پیش در شب کریسمس چشم از جهان بست، در 29 آوریل به مناسبت بزرگداشت شصتمین سالگرد تاسیس اسرائیل نوشت : ما نمیتوانیم بزرگداشت تولد دولتی را خجسته بداریم که با تروریسم، با کشتار جمعی و با بیرون راندن مردم از سرزمین خود بنا شده است ما نمیتوانیم بزرگداشت تولد دولتی را خجسته بداریم که با عدول از قوانین بین المللی بر پاکسازی ونسل کشی اصرار میورزد. ما زمانی بزرگداشت خواهیم گرفت که عرب و یهودی در خاورمیانه در صلح و آرامش و با حقوقی مساوی، باهم و در کنار هم زندگی کنند.
امٌا این آتش و خون ریزی را حماس با نقض یک طرفه آتش بس و با موشکپرانی به داخل خاک اسرائیل آغاز کرد. جنبش حماس هیچ وقت اسرائیل را به رسمیت نشناخته و هم چون حزب الله لبنان دست دردست پدرخوانده تروریسم، یعنی حکومت مستبد آخوندی دارد و مردم فلسیطین بزرگترین قربانیان ماجراجویان جنبش حماس هستند. البته این ماجراجوییهای جنگ افروزانه حماس نباید مجوزی برای کشت و کشتار مردم غزه از جانب اسرائیل شود. اما واقعیت این است که در جدال بین باد و پنجره شیشه میشکند و مردم بیدفاع غزه تاوان حماقتهای طرفین در جنگ را میپردازند
یادتان است روح الله خمینی میگفت : اگر هريك از مسلمانان سطل آبي بريزد اسرائيل را آب ميبرد، حالا کله خران وابسته به حکومت هم برای آزادی قدس و نابودی اسرائیل راه حلهای امام راحل را میدهند . مثلاً رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي باصطلاح دفاع مقدس که رفته در جمع متحصنين کله خر در فرودگاه مهرآباد سخنرانی کرده طرح جالبی را پیشنهاد کرده و گفته باید ملتهاي مسلمان در راهپيمايي عظيمي به سمت فلسطين حركت كنند، يك راهپيمايي عظيم كه از هند و پاكستان شروع، از ايران گذشته و به سمت عراق، اردن و ... حركت كند تا ملتها به خروش آيند و به سمت مرز فلسطين حركت و از سوي ديگر مردم آفريقا حركت خود را به سمت مصر و گذرگاه رفح آغاز كنند، مردم سوريه و تركيه نيز به سمت لبنان و مرزها بيايند. نبوغ را ببین !!
میگویند: تغاری بشکند ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان
حالا جمهوری اسلامی هم منتظر است حادثهای، رخدادی، اتفاقی، بیافتد تا لفت و لیسی بکند. رژیم از قضیه فلسطین سوء استفاده میکند تا به منطقه تسلط پیدا کند. عوامل خل دست حکومتی هم فرصت را غنیمت شمرده برای عملیات استشهادی ثبت نام میکنند و به سفارتخانهها و نمایندگیهای کشورهای عربی حمله ور میشوند تا كشورهاي عربي را وادار به عقب نشيني کنند. اسرائیل هم که گوش شنوایی ندارد و میگوید: کلوخ انداز را پاسخ سنگ است.











