Recent Posts

دوشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۹۲

انتخابات



دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند. یکی صلیب گذاشته بود و دیگری الله...
مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه
اونی که پشت صلیب نشسته بود پول میانداختند.
کشیشی از آنجا می گذشت، مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی
که صلیب دارد پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت الله چیزی نمی دهد. رفت جلو و گفت:
رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا مرکز مذهب کاتولیک است.
پس مردم به تو که الله گذاشتی پول نمی دهند، به خصوص که درست 
نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد. در واقع از روی لجبازی
هم که باشد مردم به اون یکی پول میدهند نه تو.
گدای پشت الله بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت
صلیب و گفت:
هی "اسدالله" نگاه کن کی اومده به ما بازاریابی یاد بده!!

نتیجه اخلاقی: مراقب باشید با لجبازی با یکی، سکه تان را در کلاه دیگری نیاندازید، یا رای تان را در صندوق دیگری نیاندازید! اینو گفتم که حواسمون برای انتخابات ریاست جمهوری که در پیش هست جمع باشه. از قدیم گفتن: سگ زرد برادر شغاله
برگرفته از ف. بوک دوستان 

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۲

ادامه نویسندگان برون مرزی رژیم




چند ساعت از نوشتن پست قبلی در مورد نویسندگان برون مرزی رژیم و انتشار آن در فیس بوک نگذشته بود که سر و کله خود نویسنده (آنتونلٌو ساکٌتی ) پیدا شد و آمد در صفحه فیس بوکم نوشت :  که خیلی وقت بود که حرفهای بی ربط مثل این مقاله بر علیه خودم ندیده بودم معلومه که حتی یک خط از کتابهایم را هم نخواندی و نمی دانی کی هستم ؟ ... ادامه بده 

حالا خوبه وبلاگ و فیس بوک من به فارسی است و در آنها مطالب ایتالیایی به ندرت دیده می شود  معلومه نه تنها عوامل رژیم نوشته های ما را مانیتور و دنبال می کنند بلکه لابی های خارجی شان را هم آپ دیت می کنند! خوشبختانه ما در عصر پارینه سنگی زندگی نمی کنیم و سایتها و ویدئوها و مصاحبه ها و صفحه فیس بوک و تو ئیتر و یوتیوب همین نویسنده برون مرزی رژیم به روی همگان باز است من در نوشته ام به کانالهای و لینک های خود او استناد کردم ! و در نهایت این کاربران هستند که می خوانند و قضاوت می کنند ولی باید اعتراف کنم که کتابهای این بابا را هم نخواندم. ولی وقتی تو ویدئو دیدیم در داخل سفارتخانه تروریستی آخوندها، کتاب هایش را تبلیغ می کنند راستش حالم بهم خورد مخصوصاً فیلمبردار و گزارشگر آن حمید معصومی نژاد خبرنگار معروف قاچاقچی اسلحه در رم آن را تهیه کرده بود و هنوز پرونده قاچاق اسلحه این خبرنگار تو میلان باز است و در حبس خانگی تشریف دارد البته همان زمان منوچهر متکی با وزیر امور خارجه وقت ایتالیا فراتینی توانستند دادستان میلان را متقائد کنند که با وجود حبس خانگی این خبرنگار بتواند بیرون به کار خود ادامه دهد 

موضوع بحث من، اصلاً کتابهای منتشر شده او نیست بحث سر مصاحبه ها و نوشته های وبلاگها و ویدئوهای منتشر شده او است . من قبل از نوشتن این مقاله تمام مصاحبه های او را دیدم تمام ویدئوهای یوتیوب اش  را مشاهده کردم تمام مطالب هر دو وبلاگ اش را شخم زدم کار او شستن دستهای خون آلود آخوندهای جنایت پیشه است کار او لابی گری برای یکی از بزرگترین دیکتاتور تاریخ ایران است وقتی می نویسم سفارت تروریستی ایران در رم اصلاً مبالغه نمی کنم دو کیلومتر آنطرف همین سفارت ایران (محله تستاچو رم) تروریستهای اعزامی این سفارتخانه با شلیک دو گلوله محمد حسین نقدی را کشتند و در آخرین دادگاه رم قاضی این دادگاه حکومت ایران را در پشت این جنایت معرفی کرد 

میدانید چرا او را به قتل رساندن ؟ بخاطر این که او به اپوزیسیون ایران پیوسته بود و به خاطر مردم از شغل و کار پر درآمد ( کاردار سفارت) استعفا داده بود و نمی خواست شریک جرم این آخوندها باشد همین سفارتی که کتابهای این آقا را تبلیغ می کند و سایت رادیو IRIB  هم که سایت رسمی صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ایتالیا است در حال حاضر لینک وبلاگ این آقا  را تبلیغ می کند. ما این قدر ها هم پشت کوهی نیستیم که با چهار تا کتاب از نویسنده خارجی در باره ایران آب از لب و لوچه مان آویزان بشه و جرم و جنایت آخوندها را نبینیم البته بحث ما با این نویسنده به جاهای باریک کشید  و برایم نوشت برو خجالت بکش  و به توهین و ناسزا گویی افتاد و پای مجاهدین را هم به میان کشید و شیمیایی کردن مردم حلبچه و مزدوری صدام و....
  
من اگر چیزی در این حال می نویسم عقیده و اندیشه خودم را بیان کرده ام، اصلاً چه ربطی به مجاهدین داره ؟ البته ما گوشی دستمان است  چون ایشان حقوق بگیر است او را به هر سازی آخوندها می رقصانند و تخم هر نوع کینه ورزی و تکدر را در ذهن او می کارند !! و با وجود اینکه او سالها پیش سابقه همکاری با عفو بین الملل را هم داشت الان حتی جرئت نمی کند دو کلمه از نقض فاحش حقوق بشر در وبلاگهایش بنویسد ! و البته بهتر از هر کس دیگری می داند که ایران 58 بار بطور مستمر بخاطر نقض حقوق بشر از طرف عفو بین الملل سازمان ملل محکوم شده  است.

 ایشان حتی از دم زدن از آزادی بیان در جامعه ایران ابا ندارد! و در جواب خبرنگار که از سانسور و بگیر و ببند ها در ایران سئوال می کند، می گوئید 55 روزنامه و مجله در دکه های روزنامه فروشی ها در شهر تهران مشاهده کرده است!  که در این ابعاد حتی در کشورهای اروپایی هم دیده نمی شود! خلاصه این که یکی شکنجه می‌کند و دار می‌زند و یکی هم در خارج تلاش می‌کند تا رژیم بیشتر دوام بیاورد و این رژیم پوسیده را از مهلکه خطرات کنونی نجات دهد. به چه طریق ؟ با سمینار و سخنرانی و مصاحبه و انتشارات مقالات و تشکل انجمن‌های فرهنگی صنفی و غیر صنفی و راه اندازی شبکه لابی که در واقع تلاش می‌کنند تا دستهای خونین را در دستکش سفید پنهان ‌کنند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۹۲

نویسندگان برون مرزی رژیم




مجریان سیاست آخوندی که خود از شیادان اصیل و آموزگاران فن شیادی هستند ، سالهاست که از رسانه‌های غربی بهره برداریهای عظیم می‌کنند در این نوشته نمونه و نحوه کار نقش بازان خارجی رژیم را تحت عنوان خبرنگار و نویسنده بازگو  می کنم تا شاید در حد بسیار کمی دست این شرکای برده صفت باز گردد چون اگر به نحوه کار لابی‌های خارجی رژیم تا اندازه‌ای آگاه شویم و دیگران را آگاه نمائیم بی‌شک حوزه عمل آنان محدود می‌شود 

این عوامل خارجی رژیم خط و اهداف آخوندها را به منظور تاثیرگذاری و اعمال نفوذ در رسانه‌های غربی، بطور مذبوحانه به پیش می‌برند و برای مقابله با تحریم ها و حمایت از برنامه هسته ای ایران نیز فعالیت ویژه دارند حرف رژیم هم برای اجیر کردن و لابی گری و استخدام خبرنگار خارجی بسیار ساده است در یک گپ دوستانه باب مباحثه و معامله را باز می کنند و می‌گویند: ببینید رسانه‌های شما در غرب از ما چهره شیطانی ساختند .

امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اجازه نمی‌دهند اخبار و رویدادها و تحولات کشور ما ایران بطور واقعی در افکار عمومی انعکاس بیابد. ما را تروریست و آدم کش معرفی می‌کنند زنان ما را فقط در چادر می‌بینند در حالی که زنان ما در دانشگاهها بیش از مردان حضور دارند و در ادارات و مؤسسات مختلف اشتغال دارند، فعالیت در میادین ورزشی دارند و می‌توانید بیائید و با چشم خودتان ببینید و به این صورت و از جیب مردم رنجدیده ایران برایشان مسافرت پر درآمد و کم خرج به ایران و هتل و دید و بازدید را فراهم می‌کنند

و در نهایت رژیم می‌گوید شما خبرنگارید بیائید برای ما کار کنید و فرهنگ و هنر و اخبار و رویدادهای ما را در رسانه‌های غرب انعکاس دهید. نمونه برایتان می‌آورم تا فهم آن آسانتر گردد چند سال پیش وبلاگ‌نویسی به نام آنتونلٌو ساکٌتی که هر از گاهی با عفو بین الملل هم همکاری داشت تو تسبیح آخوندها می‌افتد و برای خود جایی تو این دم و دستگاه دست و پا می‌کند الان همبن وبلاگ‌نویس بی نام و نشان 4 جلد کتاب در ایتالیا به رشته تحریر درآورده است و نه بر حسب اتفاق ! هر چهار جلد کتاب او در باره ایران نوشته شده و سفارت رژیم در رم هم این کتاب‌ها را به گردشگران ایتالیایی که عازم ایران هستند اهداء می‌کند او در تمام شبکه‌های اجتمایی در اینترنت فعالیت گسترده ای دارد و دو سایت اینترنتی به نامهای«ایل کازٌتو و دیروز» که به زبان ایتالیایی و مربوط به ایران است را به عهده دارد

مرتب به ایران سفر می‌کند و به گفته خودش با محمود احمدی نژاد نیز ملاقات داشته و آخرین باری که به ایران سفر کرده مربوط به سمیناری است که در باره هالیود و فیلم آرگو در تهران برگزار شد و ایشان هم جزوه مهمانان این سمینار بودند. در جشنواره فجر هم حضور می‌یابد و در بازگشت به ایتالیا جواد شمقدری را هم بعنوان سوغات با خود به ایتالیا می‌آورد تا از درخشش سینمای ایران در عرصه بین‌المللی و از آزادی بیان در سینمای ایران صحبت بکند. او را برای مصاحبه به رادیو رادیکال ایتالیا می‌برد  . 
 
 واضح است وقتی این آقا از جیب مردم ایران 4 تا کتاب راجع به ایران می‌نویسد چند بار به ایران تشریف می‌برد بخواهی نخواهی تو ایتالیا می‌شود ایران شناس و یا کارشناس مسائل ایران و در هر رسانه و یا برنامه تلویزیونی که راجع به ایران حرف می‌زنند این آقا  نقالی می کند و می‌شود نقل و نبات مجالس و محافل فرهنگی و ارتباط جمعی، از تحریم ها و فشار بر مردم و تهدید جنگ حرف می‌زند از برنامه بااصطلاح صلح آمیز هسته ای ایران حرف می‌زند و در این مورد فیلم مستند به زبان ایتالیایی می‌سازد و به تبلیغ رژیم می‌پردازد. اگر این نویسنده و خبرنگار با این سرسختی از دستگاه آخوندها دفاع می‌کند از این رو است که خود از این دستگاه بهره می‌گیرد 

از ترورهای دانشمندان هسته ای و از شکوفایی دوران خاتمی با آب و تاب تعریف می کند  و از جنگ 8 ساله و مظلومیت ایران و از دیالوگ با آخوندها و برون رفت از ایزولاسیون حرف می‌زند سرتان را درد نیاورم دقیقاً همان حرفهای شبکه لابی رژیم در خارج از کشور را تکرار و انعکاس می‌دهد ویدئو های بسیار زیادی از معرفی کتاب‌هایش و مصاحبه‌های مطبوعاتی از جشنهای سفارتخانه گرفته تا شرکت در برنامه‌های تلویزیونی و برنامه‌های هنری و فرهنگی در صفحه یوتیوب او موجود است

آنتونلٌو ساکٌتی فقط یک نمونه از دستگاه شبکه لابی رژیم در خارج از کشور است که با سرمایه‌گذاری گستره رژیم و برای تأثیر گذاری و نفوذ رسانه ای کار و فعالیت می کند هر کسی هر اندازه که در برابر گردش این دستگاه خود را به کوری و کری بزند باز کافی است نظری به نتیجه و انعکاس این فعالیت‌ها بیاندازد تا ببیند که بهره بردار از همه این دستگاه، آخوندها و شرکای غربی آن‌ها هستند. در‌ واقع این آقایان یک بنگاه گول زنی میان آخوندها و جامعه جهانی باز کردند و آخوندها با فراست خاص از این نویسندگان و خبرنگاران دست ساز  خارجی خود بهره برداری می‌کنند و با کمک این لابی ها و در پناه آن‌ها خر خود را به مقصود می رسانند
                                    عکس دست جمعی مربوط به سمینار هالیوود

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۹۱

بزن بریم چهارشنبه سوری


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۹۱

8 مارس


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۹۱

اختاپوس مظم رهبری


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۹۱

جنایت کوبلر


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، بهمن ۲۳، ۱۳۹۱

حمله موشکی از پیش طراحی شده به کمپ لیبرتی نشان وحشت رژیم آخوندی

برگرفته از فیس بوک گل کو
حدود یک ماه و نیم پیش یک نت دیگر نوشته بودم در باره حملات بی سابقه و اتهامات رذیلانه به مجاهدین و هواداران و رهبران آنها. این حملات بسیار عجیب بود. یک هو خانم اختر قاسمی وآقای سربی و خانم شبنم اسداللهی  در صف مقدم اتهام زدن به مجاهدین قرار گرفتند و شدند یار غار انجمن نجات جمهوری اسلامی و کسانی مثل بتول سلطانی و جناب خدابنده و آن سینگلتون.  در آن نت نوشتم که این پاتکی است به مناسبت شکست های پی در پی جمهوری اسلامی درعرصه بین المللی . اما آنچه که آنوقت بهش فکر نکرده بودم این بود که این طور حملات احتمالا پیش در آمد یک انتقام جویی وحشت آور و زمینه  نوشیدن جام زهر مذاکره باامریکا باشد.

در این یک ماه و نیم گذشته جناب جان کری  که کسی مثل گلی عامری از نایاک را در لیست مشاوران خود دارد و در کمپین انتخابات ریاست جمهوری هشت سال پیش خود یک قلم سیصد هزار دلار از رفسنجانی قبول کرده بود به مقام عظمای وزارت امور خارجه رسید.  رژیم میدانست که اوباما با ضعفی که در وزارت امورخارجه دارد و با نفوذ نایاک و سایر لابی های چمهوری اسلامی لاجرم یک بار دیگر دعوت  به مذاکره خواهد داد. هر بار که بین ایران و امریکا مذاکره ای در گرفته البته که شرط اول از بین بردن مجاهدین بوده است. این بار هم مستثنی نبود.

به کمپ لیبرتی 36 موشک شلیک شد . ماکزیمم برد هر کدام 9 کیلومتر است. یعنی این موشک ها از فاصله بسیار نزدیک شلیک شده اند. جطور ممکن است که 36 گلوله موشک  از 9 کیلومتری  آنهم در دل یک پادگان نظامی شلیک شود و کسی خبردار نشود؟ جالب است که کسانی که موشکها را شلیک کرده اند محل ژنراتور برق و کلینیک را هم میدانسته اند و آنها را هم مورد اصابت قرار داده اند.. بعد از حمله هم به جای اینکه مجروحین به بیمارستان منتقل شوند نیروهای ضد شورش مالکی وارد کمپ شده اند. این ها هم کار حزب الله عراق بود؟ حمله های قبلی که در آنها 50 نفر مجاهد کشته شدند را هم حزب الله عراق طراحی کرده بود؟

به هر جهت نقشه این حمله از همان وقت که خانم های قاسمی و اسداللهی و آقای سربی و دیگر دوستان غیبی جمهوری اسلامی روی نامبارک خود را عیان کردند طراحی شده بود.اینها پیش درآمد و هدایای جناب باراک حسین اوباما و جان کری به خامته ای و مالکی و احمدی نژاد است. دو تا بیانیه میدهند و خیال میکنند دامنشان پاک شده است.

به این شواهد این ها را هم اضافه کنید که حمله درست روز قبل از 22 بهمن صورت گرفت و همان روز هم ایران اعلام کرد که حاضر است نیروگاههای اتمی اش را به غرب نشان دهد و احمدی نژاد هم برای مذاکره اعلام آمادگی کرد.

از قرار معلوم باراک اوباما میخواهد از راهی برود که ژاک شیراک قبلا طی کرده است. اما این اولین بار نیست که امریکا بر علیه مردم ایران کودتا میکند و آخرین بار هم نخواهد بود. نیرویی که با دست های خالی و در بنگال های لخت و بدون امکانات هم لرزه بر اندام جمهوری اسلامی می اندازد  بی یقین حق این ملت را از حلقوم اشغالگران این سرزمین و همه حامیان ریز و درشتش در  خواهد آورد.




ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۹۱

جنگ و جدال گرگها


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۹۱

ترازوی قوه قضائیه به فروش می رسد


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، دی ۱۵، ۱۳۹۱

گزارش پنتاگون دربارۀ وزارت اطلاعات رژيم ايران


 











وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، گزارشی در خصوص جزئیات فعالیت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران تهیه کرده که ماه گذشته توسط بخش پژوهش های فدرال کتابخانۀ کنگرۀ آمریکا منتشر شده است

 بنا براين گزارش ۶۴ صفحه اي جنگ رواني عليه سازمان مجاهدين خلق ايران از اصلي ترين وظايف اين ارگان رژيم ملايان بعد از جنگ خليج فارس در سال ۱۹۹۱ بوده است.

البته فکر نکنید پنتاگون یک شبه خواب نما شده و کشف کرده که مسعود خدابنده عنصر اطلاعاتی رژیم است ! این گزارش برای ما که اخبار و تحولات سیاسی ایران را پی گیری می کنیم چیز جدیدی نبود و سالهاست در باره این خرمهره وزارت اطلاعات مطلب نوشته و خوانده بودیم  همین مزدور خدابنده و همسر انگلیسی او سالهاست که ممنوع الورود به آمریکا هستند و یک بار از طرف تریتا پارسی برای سخنرانی در کنگره آمریکا دعوت شده بودند و کلی هم رژیم برای سخنرانی‌اش در کنگره آمریکا حساب باز کرده و تبلیغ کرده بود امٌا مقامات آمریکایی مانع ورود آن‌ها شدند و رژیم بور شد و برای توجیه در رسانه‌های حکومتی نوشتند بخاطر مشکلات تکنیکی و ویزایی خدابنده در کنگره شرکت نداشت در حالی که هم خدابنده و هم زنش هر دو تابعیت انگلیس را دارند و اصلاً به ویزا احتیاجی نداشتند!
 اين گزارش تصريح ميکند که «رژيم اعضاي سابق مجاهدين خلق ايران را در اروپا جذب نموده و از آنها براي راه اندازي کمپين ترويج اطلاعات دروغ عليه آنها استفاده ميکند. گزارش مشخصا نمونه مسعود خدابنده و همسر انگليسي او ان سينگلتون را بعنوان نفرات وزارت اطلاعات تشريح نموده است.

 آقاي حسن داعي نويسنده و محقق مقيم آمريکا نيز که در سالهاي اخير يک کارزار گسترده  افشاگرانه حقوقي  را در اين کشور بر عليه لابي‌هاي رژيم ايران شروع کرده است،  طي يک مطلبي که در سايت «فروم ايرانيان در آمريکا» به رشته تحرير درآورده بود با انتشار مدارک مستدلي که در جريان دادگاه بر عليه «سازمان ناياک» و مسئول آن تريتا پارسی در دست داشت به رابطه بين تريتا پارسي و مسعود خدابنده و زن وي «آن سينگلتون» پرداخته و مدارکي دال بر پرداخت پول از سوي تريتا پارسي به آن سينگلتون را قبلاً منتشر کرده بود 

   این فتوکپی چک پرداختی پول توسط تریتا پارسی به آن سینگلتون است.


همکاري و همگامي اين فرد و همسرش با ارگانهاي مختلف رژيم ايران از جمله تلويزيون انگليسي زبان رژيم ايران بنام «پرس.تي.وي» و گزارش‌ها کذب او را در بی بی سی فارسی بعنوان مشاور نوری مالکی در یوتیوب می توانید مشاهده کنید و جالب است که بدانید سالها پیش هم دیده بان حقوق بشر وقتی آن گزارش سرتا پا دروغ  گری سیک را که ادعای شکنجه در اشرف را منتشر کرد با همکاری همین خرمهره وزارت اطلاعات یعنی مسعود خدابنده تهیه و تدوین شده بود

مسعود خدابنده هم‌اکنون مسئول سایت ایران اینترلینک است و خط وزارت اطلاعات را از طریق این سایت به پیش می‌برد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۹۱

شرط بندی روی اسب مرده جمهوری اسلامی


به تازگی یک موج حمله دیگر علیه مجاهدین آغاز شده و همه یک چیز را تکرار میکنند.اگر به اندازه کافی مسائل ایران را تعقیب کرده باشید با این موج ها آشنا هستید. هر وقت جمهوری اسلامی در عرصه ای شکست میخورد فورا یک سری اعوان و انصار آخوندی شروع به افشاگری میکنند آنهم از نوع قرائتی  و گیلانی اش. من به عنوان کسی که  سالهاست مسائل سیاسی ایران را تعفیب میکند در برابر این طور نوشته های سخیف که شاهد مدعایش جمهوری اسلامی و عوامل آن هستند فقط پوزخند میزنم اما باز فکر میکنم دلیل اینهمه ادعاهای کثیف علیه بزرگترین سازمان مخالف جمهوری اسلامی چه میتواند باشد؟

هیچ انسانی و هیچ تشکیلاتی بخصوص با عظمت مجاهدین نمیتواند خالی از اشکال باشد و انتقاد از انسانها یا سازمانها اگر بر حق و سازنده باشد تنها به رشد جامعه کمک میکند اما شنیدن تهمت های سخیف  به مبارزین مردم از نوعی که بازجویان اوین به زندانیان در بند خود میزنند فقط حال آدم را به هم میزند. مسلما در جامعه کثیف کنونی که جمهوری اسلامی باعث و بانی اش است ماهی گرفتن از آب گل آلود مزیت و هنر است. هر کسی هر چیزی میخواهد میگوید و  فکر میکنند دروغ را هر چه بیشتر تکرار کنند و هر چه بزرگتر بگویند بیشتر قابل باور است.

سوال اینجاست که اینها کی را میخواهند قانع کنند و کی را میخواهند از مجاهدین و دیگر گروههای مبارز جدا کنند؟ و چرا هدفشان مجاهدین هستند؟ به نظر من جوابها خیلی ساده هستند. جمهوری اسلامی که با تضیعف بشار اسد دارد آخریمنابع  امیدهای خود را از دست میدهد و با پیروزی های اخیر مجاهدین در عرضه های سیاسی شکست های بزرگی متحمل شده میخواهد به هر ترتیب مردم را از قیام مایوس کند. از یک طرف با ارعاب و اعدام و شکنجه و زندان و از طرف دیگر با ناامید کردن مردم. اگر مردم فکر کنند که یک بدی میرود و یک بد دیگر به جایش خواهد آمد...از کجا معلوم که حکومت بعدی از ملاها بتر نباشد؟....و.....میتواند قیام را خفه کند .
 مخاطب اینطور اباطیل کسانی هستند که ذهنشان آماده پذیرفتن اینطور تهمت ها است مثلا بسیجی ها و  پاسدازها و خودی ها. اینها باید انگیزه داشته باشند تا بتوانند مردم را کتک بزنند و در خیابان اعدام کنند. اگر دقت کنید یکی از حربه های بازجویان همین ادعاهای ناموسی و روابط کثیف است که به ظور استاندارد  در پرونده همه میگذارند چون عقل خودشان بیشتر ازاینها کار نمیکند. از سوی دیگر هم میدانند که جوانان قلب قیام هستند و اگر بتوانند امید آنها را از بین ببرند خواهند توانست قیام را در نطفه خاموش کنند.

اما واقعیت های جامعه ای ایران غیر قابل تغییر و عریان در برابر ما ایستاده اند.  هر چه هم دولت ایران بکشد و اعدام کند و هر چه علیه مبارزین مردم دروغ  پراکنی کند...هر چه ستارها را بکشد و اعدام و زندانی و شکنجه کند....نمیتواند واقعیت کریه جامعه را عوض کند. فقر و فحشاو اعتیاد و بدبختی بیداد میکند. ثروت های کشور غارت شده اند و امید دولت به یک جنگ دیگر است. منابع طبیعی باقی نمانده...زندانها پر شده اند. هموطنان ما اسیر سیل و زلزله و آتش سوزی هستند. کودکان ما چهل تا چهل تا میسوزند و در تصادفات میمیرند. مردم با فروش کلیه و چشم زندگی میکنند. اینها هم تقصیر مجاهدین است؟ یا تقصیرمجاهدین این است که میخواهند ثروت مردم به خودشان برگردد. میخواهند اعدام نباشد . تبعیض نباشد.کردها خودمختاری داشته باشند. حکومت ایران سکولار باشد و دین از سیاست جدا باشد.... تقصیر مجاهدین این است که هوادارانشان در داخل و خارج و خانواده هایشان در زندانها و در پای چوبه های دار هستند.


دوران این که این گروه برود و آن گروه بیاید گذشته. خانم قاسمی و آقای سربی و غیره...ما را از مجاهدین نترسانید. ما عملکرد مجاهدین و عملکرد جمهوری اسلامی را در سی و سه سال گذشته دیده ایم. عملکرد شما را هم دیده ایم. این حکومت رفتنی است و باید برود. آلترناتیوش هم مردم هستند. ما آزادی میخواهیم و هر کسی را که در این راه قدم بردارد محترم میدانیم.اگر میخواهید انتقاد کنید درست و حسابی انتقاد کنید و فحاشی و تهمت زدن های سخیف را کنار بگذارید. ما اینها را از دهان جمهوری اسلامی سالها شنیده ایم . این حکومت کثیف بدون یک سازماندهی گسترده از بین نخواهد رفت و شما میخواهید امید این سازماندهی و این آینده را در مردم از بین ببرید. چه دانسته و چه ندانسته..این کار عاقلانه ای نیست . برای اینکه اگر جلو سیلاب انقلاب مردم بایستید موج آن شما را هم با خود خواهد برد.
بر گرفته از فیسبوک گل کو

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آذر ۲۱، ۱۳۹۱

بچه های شین آباد


ما شاگردان در مدرسه جمهوری اسلامی در دهی از پیرانشهر یک بخاری نفتی داشتیم به مدرسه آمده بودیم تا یاد بگیریم , نفت چیست و با آن چه کار میکنند و نفت را چه کسی میفروشد , و پول آن دست کیست , و با آن چه کار میکنند تا اینکه بخاری کلاس ما آتش گرفت !! و همه ما در آتش آن سوختیم ... بعد از آن فهمیدیم کار نفت چیست و پول آن در دست کیست ... آن مرد صندلی داشت - آن مرد پول داشت - اما آن مرد شعور تداشت - و آ ن مرد پولها را خرج نکرد و اجازه داد تا ما بسوزیم و بعد بفهمیم نفت چیست !! - ان مرد حالا پولها را خرج میکند تا ما را به زندگی باز گرداند و برای ما یک بخاری جدید نفتی یا گازی بخرد - تا صو اب بازگشت ما به زندگی را برای خودش تنها بردارد ... و جای خوب بهشت را هم برای خودش از خدا بخرد .... نمایندگان مجلس که داستان سوختن ما را هم از او شنیدند , به کار مهم آن مرد که میخواهد ما را به زندگی برگرداند پی بردند !! و همگی به او حسادت کردند ... و آنها به او گفتند کمی از جای خوب بهشت را هم برای ما خالی نگهدار ... و همگی در دل گفتند کاش ما هم جای او بودیم ... که جای خوب بهشت مال او شده است ... حالا آن مرد که مورد علاقه نمایندگان مجلس هم شده است باز هم در روی صندلی خود محکم تر نشسته و به فکر کودکان مردم است تا در محیط گرم چیز های بیشتری بفهمند .... تا صواب بیشتری ببرد , و جای بیشتری از بهشت را از خدا بخرد !! ...... و نمایندگان مجلس بیشتر حسادت کنند ..... , و ما کودکان هم دوبازه در آتتش بازی کنیم !!!! تا بازهم آن مردها محکم تر روی صندلی ها بنشینند !!!
بر گرفته از فیسبوک آقای عطا باقرزاده انصاری  

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آبان ۲۹، ۱۳۹۱

نام : نسرین ستوده - جرم : وکالت بی گناهان


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۹۱

آن سفر کرده که صد قافله دل همراه اوست...


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، آبان ۱۷، ۱۳۹۱

وبلاگ نویسی که جانش را فدای ایران کرد و سبز صفتانی که رندانه از نام او بهره می جویند


دوباره حکومت قداره‌بندان جنایت فجیع و ننگین دیگری را به اجرا در آوردن و وبلاگ‌نویس جوان آزادی‌خواه ، 
 ستار بهشتی را زیر شکنجه کشتند و بعد از قتل با بستگانش تماس گرفتند و گفتند بروید قبر بخرید و جنازه را از کهریزک تحویل بگیرید . ستار در وبلاگش از تهدیدات حکومت نوشته بود و به او گفته بودند مادرت به زودی باید رخت عزا بپوشد باید دست از وبلاگ نویسی برداری و اطلاع رسانی نکنی باید خفه خون بگیری و الا خفه‌ات خواهیم کرد
خبر شهادت ستار بهشتی به سرعت در وبلاگ‌ها و سایت‌های اجتمایی پیچید و غم و اندوه و خشم عمیقی در فضای مجازی بر جای گذاشت. در سایت بالاترین موضوع داغ زدند وحضرات سایت‌های حامی جنبش سبز سابق، قبل از اینکه جنازه او را تحویل خانواده‌اش بدهند او را شهید جنبش سبز نامیدند. این سایت‌ها به راحتی ضوابط اخلاقی و قوانین حاکم بر محیط مجازی را به هیچ می‌گیرند و دست به فریبکاری می‌زنند وبا توجه به امیال سیاسی، نام این جانباخته آزادی را به سوی منافع و مصارف بیجای خود سوق می‌دهند . و در ارزیابی عجولانه خود بقدری اشتباه می‌کنند که صفر را به جای صد می‌گیرند و حماقت‌هایی می‌کنند که عارف و عامی را به حیرت می‌اندازد جالب این جاست که آخر عاقبت این فریبکاری را با چند کلیک به راحتی می‌توان برملا کرد

ستار بهشتی علاوه بر وبلاگ نویسی در سایت‌های اجتمایی هم فعالیت می‌کرد همین سایت بالاترین که الان برای این جانباخته آزادی موضوع داغ زده است و او را بعنوان زندانی جنبش سبز و از سبزهای گمنام معرفی می‌کند، حساب کاربری ستار را مسدود کرده بود و همراه با دگراندیشان سرنگون طلب اجازه فعالیت را از او گرفته بود
حالا سایت‌هایی که با تزویر و زور و از یغمای خون جانباختگان آزادی می‌خواهند کمی هم مشروعیت سبز، پس انداز کنند بهتر است این مقاله ستار بهشتی را بخوانند « اندیشه آقایان موسوی وکروبی حفظ نظام !اندیشه مردم تغییر نظام » شاید کمی شرمسار شوند!

راستی اگر وبلاگ ستار بهشتی راز گشای افکار و نظرات او نبود این دغلکارها ی بوقلمو صفت سند اصالت سبز از شجره نامه این جانباخته آزادی بیرون می آوردند! ستار بهشتی این مقاله را در بالاترین هم گذاشته بود خواندن کامنتها و بحث و گفتگو او با سایر کاربران جالب و خواندنی است ، دلم سوخت دیدم این جوانان با دلی سرشار ازعشق با گذشتن از جان در خدمت به وطن آگاهی و اطلاع رسانی می‌کنند و شیادان سبز صفت رندانه از نام آنان بهره برداری می‌کنند! شگفتا!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۹۱

چندکلمه حرف دل با کلمه نویسان

مقاله‌ای در سایت کلمه چاپ شده بود عنوان مقاله این بود «سلسله مراتب خشونت و تحقیر؛ آنچه در پادگان اشرف می گذشت» اول فکر کردم که وزارت اطلاعات دسته گل جدیدی به آب داده بعد که مقاله را خواندم معلوم شد اشاره سایت کلمه به کتابی است که چند سال پیش«یودیت نورینک» این روزنامه نگار هلندی در خوش خدمتی به رژیم آخوندها نوشته بود و مصاحبه‌های نامبردگان این کتاب در گزارش سازمان امنیت هلند نیز آمده است و جلسه معرفی کتاب به یک افتضاح سیاسی تبدیل شده بود

البته حقیر قصد ندارم به هرلاطائلی که این نویسنده بروی کاغذ آورده جواب بدهم چون خود مجاهدین در قوت بیان و قدرت بنان اجل اعلاء و اکمل و افضل از من هستند واز شما چه پنهان اصلاً اعتناء و اعتبار به این نوع نوشته‌ها نمی دهند! ولی بدم نمی‌آید چند کلمه‌ای به کلمه نویسان این سایت بگویم . چون در گفتن اثری است که در نگفتن نیست ! اگر چه سایت کلمه فقط چند سالی است که فعالیت دارد ولی سابقه سیاسی این جماعت کلمه نویس به عصر طلایی استبدادی پیوند می‌خورد و هنوز بعد از سالها جوهر و ماهئیت آن‌ها اصلاً عوض نشده است

می‌گویند یکی از نوکران ظل السلطان از شغل خود استعفاء داده و ملبس به لباس درویشی شده بود این واقعه که به گوش ظل السلطان رسید گفت: به هر لباسی که باشی باز هم نوکر من هستی! حالا این شیادان مستبد دیروزی هم به هر هیبت و کسوتی که درآیند، خواه در لباس اصلاح طلب باشند و خواه در لباس سبزِ کلمه نویس باشند باز هم شیاد و مستبد هستند و ماهئیت و هویت آنان از کسی پوشیده نیست

البته هر کسی عقیده و اندیشه خود را طبق موازین دموکراسی باید آزادانه ابراز کند و درنهایت این جامعه و مردم هستند که باید به داوری بنشینند با این حال عدم تحمل عقاید مخالف و عدم تفکیک حساب انتقاد از خصومت، جزئی از فرهنگ سنتی و پشتوانه کلمه نویسان است که آن را از جٌد ِ امجدشان حضرت امام راحل به ارث بردند البته درد سایت کلمه تنها مجاهدین نییست یکی از مشکلات مهم و اساسی آن‌ها زندانی و حبس خانگی رهبرانشان میرحسین موسوی و مهدی کروبی است و متأسفانه این جماعت سبزِ کلمه نویس پر ادعا تا کنون هیچ اقدام عملی برای آزادی رهبرانشان انجام نداده‌اند !

همین هواداران مجاهدین که شما فریب خوردگان می نامید برای آزادی رهبرانشان خودسوزی می‌کردند ! البته به شما این کار را توصیه نمی‌کنم،چون هزینه دارد و درضمن شما فعال حقوق بشر هستید و نه مجاهد و مبارز! ولی لااقل در خارج از کشور برای اعتراض به حبس رهبرانتان حداقل می توانستید اعتصاب غذا کنید ! اگر شما کلمه نویسان تحمل گرسنگی را هم نداشتید وقتی میر حسین را به علت نارسایی قلبی به بیمارستان منتقل کردند لااقل می توانستید کلیسا بروید و شمع روشن کنید و برای سلامتیش دعا کنید ! آیا این هم برایتان هزینه داشت

لطف حق با تو مداراها کند       چون که از حد بگذرد رسوا کند

اصلاً کاری به رهبران محبوس شما ندارم و نمی‌خواهم قضیه را لفت و لعاب بدهم، وقتی دولت کودتایی احمدی نژاد به نمایندگی از طرف ایران به نیویورک آمد شما ها کجا بودید؟ باز همین فریب خوردگان مجاهدین بودند که آمدن جلوی سازمان ملل و یک لشگر معترض به همراه خود آورده بودند کجا بودند آقایون گنجی و کدیور فاطمه حقیقت جو، رسول نفیسی، محمود سهیمی..... و سایر مدعیان سبز؟

خب با این جماعت کلمه نویس لغزنده و لرزنده و ذلیل و علیل چگونه می‌توان حکومت را از اریکه قدرت پایین کشید ؟ سایت کلمه بمجرد شنیدن باز شدن زنجیرها از دست و پای مجاهدین و مساعد نبودن وضع موجود نالهِ کتاب نویسند هلندی را سر می‌دهد و خاطرات و گفته‌های چند تن از اعضاء بریده از سازمان که به خدمت رژیم درآمدند را بعنوان واقعیت تاریخی درج می‌کند البته خود کلمه نویسان هم می‌دانند که اگر ذره‌ای احترام به اصول خبرنگاری می‌بود نویسنده برای ظاهر امر هم که شده به آنسوی قضیه یعنی گفتگو با اعضای وفادار کنونی هم تن می‌داد و تمام منابعش را به اعضاء پیشین محدود نمی‌کرد

البته با این همه، خانم خبرنگار هلندی معتقد است که مرغ یکپا دارد و برای ادعای حرفش با ویزای حکومتی به تهران می‌رود و برای مصاحبه با زندانیان بریده از مجاهدین یک راست وارد زندان اوین می‌شود و گزارش باب طبع آخوندی را برای کتابش مهیا می‌کند ! من زبان دیپلماسی سرم نمی‌شود ولی تصور می‌کنم جای سئوال دارد که چرا رژیم به احمد شهید نماینده ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران اجازه بازدید از زندان اوین را نمی‌دهد! حتی به خود رئیس جمهور منتصب ولایت فقیه هم اجازه بازدید از زندان اوین را نداد! چرا به این خبرنگار هلندیِ ِ تافته جدا بافته اجازه ورود به زندان اوین را دادند! چه نیتی مستحسن تر ازمجاهد زدایی داشتند! و البته بی خود نیست کلمه نویسان بمناسبت یا بی مناسبت در مدح حقوق بشر در اشرف داد سخن می‌گویند و این البته در زمانی است که رونق بازار استبداد شکسته و باد به بیرق مقاومت مردم خورده است ! وامٌا سخن آخرم به کلمه نویسان این است که وقتی می گوئیم رسانه‌ها باید ناشر حقایق باشند تنها یک روی سکه است . روی دیگر سکه، آن است که تحمل حقایق مهمتر از نشر حقایق است .



.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، آبان ۰۲، ۱۳۹۱

تنها جرم این مرد سالخورده اعتقاد به دیانت بهایی است !


خانم عشرت نخوائی حدود 30 سال است که در شهر کیاواری ایتالیا به همراه همسر و دو فرزندش زندگی می‌کند پدر 85 ساله او هم اقامت ایتالیا را دارد و هر از گاهی برای دیدار خانواده به ایران سفر می‌کند قرار بود پدر او در روز 2 ژوئن از ایران به ایتالیا بازگردد و حتی بلیت بازگشت هم خریده بود ولی متأسفانه حکومت ایران پدر سالخورده او را بازداشت می‌کند. تنها جرم این مرد سالخورده اعتقاد به دیانت بهایی است آقای محمد حسین نخوائی را به زندان می‌بردند و بعد از تحمل چندین ماه حبس او را محاکمه می‌کنند و به اتهام عضویت در جامعه بهایی به 3 سال حبس تعزیری محکوم می‌کنند. فرزند او خانم عشرت نخوائی می‌گوید پدرم هیچ کار خلافی انجام نداده به احتمال زیاد پدرم راجع به اعتقادش با کسی صحبت کرده و همین باعث دستگیری او شده است او 85 سال سن دارد و نمی‌تواند سه سال حبس را تحمل کند. امیدوارم نهادهای حقوق بشری با اعمال فشار بر مقامات حکومت ایران بتوانند برای آزادی او اقدام کنند


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۱

Appello della madre di Saeed Siddiqui alla comunità internazionale per salvare la vita di suo figlio dall'impiccagione che si terrà quest'oggi


“Io sottoscritta Monire Alizadeh Norani, madre di Saeed Siddiqui spiego a voi ,brevemente, la situazione della mia dura vita affinché possa forse salvare la vita del mio innocente giovane figlio, nonché custode della mia famiglia.
Con la perdita di mio marito avvenuta nel 28.02.1999 a causa di una grave malattia incurabile:MS, ho fatto crescere mio figlio con fatica e mille problemi. Ora che l'età avanza, dopo Dio, tutta la mia speranza è Saeed , il mio figlio più grande, che dopo dieci mesi di carcere di cui due mesi passati in isolamento, torturato crudelmente, ora sta aspettando la sua esecuzione di pena. Dunque chiedo disperatamente alla comunità internazionale di impedire l'esecuzione di mio figlio “
ترجمه به انگلیسی
Greetings,

I am Monireh Alizadeh Nurani, mother of Saeed Sedighi. I am giving you a summary of my life which has been full of challenges and difficulties. I am hoping that you help me rescue the life of my son who is also the person who puts food on our table.

We lost the head of our family on 2/28/1999 due to the horrible disease of MS. As a single mother I woreked hard to raise my children and after the almighty God, I rely on my oldest son Saeed.

Saeed has spent 10 months in jail, two months of which,he has spent in solitary confinement and has been severely tortured. Now he is awaiting execution. I am begging the international community to do all they can to stop the execution of my child.

Monireh Alizadeh Nourani
Saeed Sedighi's mother

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، مهر ۲۹، ۱۳۹۱

حالا این ریال آنقدر سقوط میکنه تا اونایی که سه هزار میلیار اختلاس کردن، بشوند آفتابه دزد !!!


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۹۱

مهمان‌نوازی از مهمان‌پرست


این روزها بر سر پس گردنی زدن به رامین مهمان‌پرست توسط ایرانیان آزاده در شبکه‌های اجتمایی بحث داغی را پیش آورده است و طرفداران حرکت‌های مسالمت آمیز بخاطر پرخاش و توهین به میهمان‌پرست حقوق بشرشان عود کرده و درس اخلاق و نسخه‌های متعدد عدم خشونت برای دیگران می‌پیچند 
 
اولاً برای پایان دادن به خشونت باید خشونت گرایان را از حاکمیت و قدرت خلع کرد نه مردم جان به لب رسیده که اصلی‌ترین قربانیان این خشونت ‌گرایی هستند در ثانی حکومت‌های مستبد خشونت را آگاهانه در جامعه نهادینه می‌کنند و وقتی مردم در مقابل آن مقاومت می‌کنند نباید آن را در یک دستگاه ارزیابی و نقد کنیم و این واکنش مشروع را خلع کنیم !

البته مهمان‌پرست هم بدش نمی‌آمد که برای مخالفت با او صوت و بادکنک سبز هوا می‌کردند و او هم احتمالاً با لبخند تمسخرآمیز و با نگاه عاقل اندر سفیه پاسخ می‌داد! چون این جانیان در رؤیای قدرت زندگی می‌کنند و ارتباط آن‌ها با دنیای واقعی قطع است و وقتی واقعیت به سراغشان می‌آید رنگشان می پرد و حتی مسیر هتل را هم فراموش می کنند 

اعتراض تند و عبرت آموز به مهمانپرست واکنشی طبیعی به روند خشونتی است که 33 سال است که جمهوری اسلامی بطور مستمر پیگیر آن بوده و می‌توانسته آن را متوقف کند این خشونت سیاسی ولایت فقیه است که خشونت اجتمایی و حتی عصیان و قیام را بوجود می‌آورد

تعدادی هم ناراحت شدند بخاطر اینکه فحش های رکیک و زننده به مهمانپرست دادند! جوری ناراحت شدند که انگار خبر ندارند مردم دم به ساعت سردمدارن حکومت را با چه الفاظی مورد لطف و مرحمت قرار می‌دهند!
کسانی که از عدم خشونت بعنوان اصل قانونمند بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی و جغرافیایی سخن می‌گویند حق بعضی از مردم جهان برای رهایی از بردگی و استبداد را زیر علامت سئوال می‌برند. هیچ کدام از کشورهای متمدن جهان با بادکنک و گل و شیرینی به دموکراسی و آزادی نرسیده است

وقتی می توانید از عدم خشونت صحبت کنید که از حاکمیت استبدادی عبور کرده و به یک ساختار دموکراسی رسیده باشید و مشارکت دموکراتیک در کشور جا افتاده باشد. چرخه خشونت را پس از گذار از حکومت آخوندی باید متوقف کرد

اینهایی که به مهمان‌پرست توهین می کنند و یا احیاناً پس گردنی می زنند برای کسب قدرت این کار را نمی کنند. ولی حکومت برای حفظ قدرت و بقا دست به خشونت می زند نکته ظریفی است که باید به آن دقت کرد و این دو پارامتر را با یک ابزار نسنجید



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، مهر ۰۵، ۱۳۹۱

منشور ملل متحد


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۹۱

بوی گند مموتی در منهتن


بوی گند مموتی در منهتن

 دهید مژده بانکی مون را
 که مموتی باز آمد
 به صحنه‌ی اجلاس سالانه
 آن هاله نور دور سر باز آمد

 دمید بوی گند او،
رسید وقت عربده
 آن مدعی مدیریت جهان باز آمد

 دوباره انکار هلوکاست،
و جهان بدون صهیونیسم
 آن چرند گو، به بلند گوی ملل باز آمد

 گذشت قریب به هشت سال از عمر دولت او
 از رو نرفت،
 باز با سماجت سابق به منهتن باز آمد

 دوباره  وقاحت به صحن ملل متحد تابید
 باز جنجال به هتل اقامتش باز آمد

 به اقتصاد سقوط دولت او مهر تحریم بنشت
 چون خر مانده به گل به منهتن باز آمد

 به کلام گه‌هربار مموتی در اجلاس
 صندلی های خالی نظاره‌گر باز آمد

ح مقدم ( بادبان)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، شهریور ۳۱، ۱۳۹۱

بر اساس گزارشهای موثق رسیده، دولت آمریکا قصد دارد به زودی خروج سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی این کشور را اعلام نماید.



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۹۱

پیروزی چشمگیرآقای حسن داعی در مصاف با لابی رژیم تریتا پارسی در دادگاه فدرال واشنگتن


این پیروزی بزرگ را به آقای حسن داعی و مردم ایران تبریک می گویم بگذار این روسیاهان بی آبرو همچنان آب در هاون مماشات بکوبند و برای رژیم لابیگری کنند بی تردید روز سرنگونی دشمن ضد بشر ی و روز حسابرسی از دژخیمان و مزدوران و شرکایش نزدیک است

در اطلاعیه آقای داعی که در سایت فورم ایرانیان منتشر شده آمده است : امروز پس از چهار سال و نیم که از شکایت تریتا پارسی و نایاک از من میگذرد، پس از یک مبارزه قانونی طاقت فرسا و پرهزینه، سرانجام رای نهائی صادر شد. من همواره گفته ام که آنها لابی رژیم ایران در آمریکا هستند. آنها نیز در شکایت خود، مرا به دروغ گوئی، وابستگی به محافظه کاران و جنگ طلبان متهم کرده بودند.

قاضی دادگاه با بررسی نوشته ها و اظهارات من، شکایت آنان را بی اساس دانست و کلیه اتهامات وارده به من را مردود دانست. اضافه برآن، نایاک و شخص پارسی را به دلیل پنهانکاری و تقلب در جریان دادگاه و عدم صداقت و ... به پرداخت بخش مهمی از هزینه های وکلای من محکوم نمود.

من در گزارشات بعدی جزئیات رای دادگاه را خدمت هموطنان توضیح خواهم داد ولی از این فرصت استفاده کرده و از همه کسانی که در این چهار سال و نیم از من حمایت کرده اند مجددا سپاسگزاری میکنم و این پیروزی را به همه مردم ایران تبریک میگویم. نایاک و متحدانش در مافیای اقتصادی رژیم و همچنین محافل قدرتمند آمریکائی ، سرمایه گذاری کلانی در حمایت از نایاک نموده و برای پیروزی اش در دادگاه، کیسه های گشادی نیز دوخته بودند که با رای امروز دادگاه، شکست سنگینی متحمل شده اند.ادامه اطلاعیه

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۹۱

اگر غفلت کنیم طناب دار میرغضب غلامرضا را به جوخه مرگ می‌سپارد


این روزها همه از غلامرضا خسروی نوشتند و موجی از اعتراض در فضای اینترنت شکل گرفته اگر غفلت کنیم طناب دار میرغضب غلامرضا را به جوخه مرگ می‌سپارد و هیچ تضمین و اعتمادی به این رژیم نیست! اگر یادمان باشد رژیم حکم اعدام جعفر کاظمی و محمدعلی حاجی آقایی را هم در پی موج اعتراضات بین‌المللی متوقف کرد، امٌا بعد در پس دیوارهای بلند زندان کینه حیوانی خود به این زندانیان و آرمان آن‌ها نشان داد 
شاید رژیم امیدوار بود در آخرین دقایق بتواند ندامت و یا اعتراف تلویزیونی بگیرد، امٌا غلامرضا هم از نسل مقاومت است و با تهدید اعدام و تعزیر و شلاق ارشاد نمی‌شوند و برای حفظ و دفاع از ارزش‌ها، شکنجه و طناب دار را بر خود هموار می‌کند و حاضر به کرنش در برابر قوای جلادان نیست

امروز این زندانیان به یاری و حمایت ما نیاز دارند لازم نیست آدم سیاسی باشیم تا حمایت کنیم با هر عقیده و مسلک و مرامی می‌توانیم رسالت بردن پیام این زندانیان را به عهده بگیریم این زندانیان سیاسی دست از خانه و کاشانه و زندگی شسته‌اند و برای آزادی میهن زیر فشار و شکنجه قرار گرفته‌اند. سربلند و سرافراز تسلیم حکومت مستبد و جنایت‌کار آخوندی نشدند وظیفه و تعهد انسانی و مسئولیت وجدانی در مقابل این زندانیان به دوش ما است

غلامرضا در زندان از شلوار جین کلاه درست می‌کند و پرنده‌ای را با بالهای گشوده و با عدد 350 اوین بر روی کلاه نقاشی می‌کند و به یادگار به همبندیانش اهدا می‌کند و ظاهراً این کلاه طرفداران  زیادی در بند پیدا کرده و برای دریافت آن باید در صفی طویل به نوبت نشست. در داخل این کلاه که به یکی از همبندیان آزاد شده از زندان تقدیم کرده نوشته است : هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق - ثبت است در جریده عالم دوام ما - به امید فرا رسیدن بهاران آزادی غلامرضا خسروی بند 350 اوین 19 - 5- 91

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، شهریور ۱۰، ۱۳۹۱

اظهارات محمد مرسی در نشست تهران


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۹۱

تهران، میزبان شایسته اجلاس سران غیر متعهدها!!


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۹۱

هیس...! بگذارید زیارت رئیس جمهور را ببینیم !


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، مرداد ۲۳، ۱۳۹۱

سهم من غبار و خاکستر شد



سهم من غبار و خاکستر شد
نمی‌توانی
چشم مرا بفهمی
دست مرا بگیری
قلب مرا بخوانی

جانم پر از شکنجه‌ی پر شقاوت تاریخ است
قلبم پر از ترانه‌ی خونین
چشمم پر از شکوفه‌های پرپر
و دستهایم ،
پر خاکستر

کسی می‌داند چرا ،
سهم من غبار و خاکستر شد؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۹۱

رکورد دار حلقه ها


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۹۱

اشعار معلم زندانی رسول بداقی


"معلم"

پیکرم را از هم بپاشید.

مرا پیش آموزگارانی قربانی کنید که به شاگردان مهر ورزند،

مهربانی آموزند و پرخاش آنان را به لبخند پاسخ دهند.

از انگشتان دست من مدادی بسازید،

بدهید بدست

کودکان بی‌نوای بی‌مداد،

مبادا مدرسه‌ها را‌‌ رها کنند.

از خون رگ‌هایم مرکب بسازید.

در قلب آسمان بنویسید تا زنده هست این روزگار زنده باد آموزگار.

از ستون بدنم برای مدرسه‌ها ستون بسازید، روح انسان زنده است تا دبستان زنده است.

چشمان خواهشمند مرا به پاسبانی مدرسه‌ها بگمارید، مبادا بسته شود وجدان بیدارم.

از قفسه سینه‌ام تابلویی بسازید و بکوی آرزومندان بیاویزید.

در آن بنویسید:

راه دموکراسی از مدرسه‌ها می‌گذرد.

از استواری شانه‌هایم،

 برای کودکان وطنم اسباب بازی بسازید و برآن بنویسید آزادگان زیر بار بیدادگران شانه خم نمی‌کنند.


"خاک آزادی را"

من دیوار زندانم را دوست دارم.

به بلندای آرمانم
سلام بر دیوار زندان

این آموزگار ایستادگی!

چه دیدنی ست،

سرافکندگی دیوار‌ها،

در پیشگاه آزادگان!

من زنجیرهای دست و پایم را می‌ستایم،

به سان بی‌کرانگی روح آزادگان.

چه با شکوه است،

بوسه‌های زنجیر بر دست و پای آزادگان!

زنجیر و زندان،

پرچم بزرگی روح آزادگان‌اند،

سلام!

در گرداب خشم زندانبان،

چه تماشایی ست، آرامش اندیشه‌های مبارزان؟

چه آموختنی ست،

امانت داری زنجیر!

چگونه من پاس ندارم، آزادگی، این میراث مادری را؟ سلام بر شکنجه، که پرداخت وام من است، به صندوق رهایی هم وطنانم.

سلام بر درد و رنجهای بیکران،

در راه پر سنگلاخ رهایی.

سلام بر ماندگاری ناله‌های مبارزان،

زیر شلاق خون آلود خودکامگان.

من ستایشگر اندیشه‌های شیشه‌ای و اراده‌های پولادینم.

بر تابوت من نیافشانید،

مگر خاک آزادگی را!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، تیر ۳۱، ۱۳۹۱

فشار بر بشار


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۱

تا باطل شدن حکومت عالیجناب اسد چیزی نمانده



می‌گویند هنگامی که خداوند عالم را آفرید برای هر چیز همراهی تعیین نمود، عقل گفت من به سوریه خواهم رفت، عصیان گفت من نیز با تو خواهم بود، فقر گفت من به بیابان می‌روم ، تندرستی گفت من هم خواهم آمد، فراوانی گفت من به مصر خواهم رفت. تسلیم گفت: من نیز خواهم بود. دروغ گفت من به ایران خواهم رفت، امید گفت من هم با تو خواهم بود .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، تیر ۱۴، ۱۳۹۱

مذاکرات استانبول به نتیجه دلخواه رسید

مذاکرات ایران با گروه ۱+۵ در سطح فنی و کارشناسی روز سه‌شنبه ۱۳ تیر در استانبول آغاز شد
جلسه مذاکره استانبول چهارمین مذاکره طی چهار ماه میان دو طرف است و سلجوق اونال، سخنگوی وزارت خارجه ترکیه، به خبرگزاری فرانسه گفت که نشست روز سه‌شنبه «ماهیتی فنی دارد و پشت درهای بسته انجام می‌شود و مکان آن نیز مخفی است.»


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed