Recent Posts

دوشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۹

به یاد حسین نقدی



حسین آقا کاردار سفارت ایران در رم بود بهترین پست و مقام را داشت و از نظر مالی در رفاه کامل بود و حتی آن فشارهای داخلی که بر مردم ایران بود را در خارج نداشت ولی نمی توانست در برابر کشتار و اعدام هم میهنانش آرام بگیرد پس از فرا رسیدن سی خرداد سال 60 و افزایش اختناق و سرکوب به جبهه مقاومت مردم پیوست و به افشای جنایات خمینی پرداخت

همیشه نزدیکهای عید به یادش می افتم چون رژیم قادر نبود جلوی تلاشهای بی وقفه او را بگیرد و فعالیت‌های حقوق بشری او را سد کند او را روز 16 مارس 1993 جلوی دفتر کارش، مزدوران تروریست رژیم آخوندها در رم هدف گلوله قرار دادند
او در معرفی جنبش مقاومت ایران و افشای جنایات رژیم در مجامع حقوق بشری و در ارتباط نزدیک و تنگاتنگ با احزاب سیاسی و سندیکاهای ایتالیا بود و در زمینه مسائل حقوق بشری بسیار فعال بود.

هر روز صبح روزنامه را ورق میزد تا ببیند مطلبی از ایران نوشته اند و روزی نبود که گام ارزشمندی در زمینه دیپلوماتیک و جلب حمایت بر ندارد. و این را خمینی و رفسنجانی در آن زمان بخوبی می‌فهمیدند. و به همین خاطر رژیم آخوندی با فلاحیان جنایت کار طرح ترور او را کشیدند. و چقدر گزیده و عاجز و درمانده شده بودند که دست به این ترور و جنایت در کشور ایتالیا زدند.

هیچ وقت حرفهای دکتر منوچهر هزارخانی، که در مراسم خاکسپاری در گورستان ستاچو رم جایی که بزرگانی چون آنتونیو گرمشی و اسکار وایلد در آن آرمیده اند را از یاد نمی‌برم، هزارخانی می‌گفت این جنبش زاینده است وبالنده و به همین خاطر پاینده است و با ترور محمد حسین نقدی تمام شدنی نیست و حالا قیام مردم علیه حکومت جرم و جنایت گویای این حقیقت است

حسین آقا بخوبی آگاه بود می‌دانست دریای مقاومت عمیق است و امواجش طوفان‌زا است و بالاخره این آخوندها را غرق می‌کند حسین آقا اعتقاد عمیق به شورا و همبستگی و مبارزه در یک جبهه مشترک را داشت می‌گفت تا انسان‌ها کنار هم باشند نا امیدی مفهومی ندارد

یاد و نامش گرامی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۹

مراسم شب چهارشنبه سوری



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۹

اگر نام محسن دگمه چی اکبر گنجی بود !


مقاله به قلم گل کو در فیس بوک

محسن دگمه چی یک بازاری است که از دو سال پیش در زندان است। جرم او کمک به خانواده های زندانیان سیاسی و داشتن دختری در شهر اشرف است। محسن دگمه چی به بیماری سرطان پانکراس مبتلا شده است . دژخیمان رژیم آنقدر از درمان او جلوگیری کردند که سرطان پیشرفت کرد و عیر قابل درمان شد. حتی پس از آن نیز از شیمی درمانی او جلوگیری کردند. اکنون نیز طبق اخبار منتشر شده در عرض یک هفته وزنش نصف شده॥شکمش متورم شده و قدرت حرف زدن ندارد.

او را با ویلچیر به ملاقات خانواده اش آورده اند در حالی که حتی قادر به بلند کردن سرش هم نیست. اوباش رژیم خانواده او را از این اداره و دادستانی به یکی دیگر حواله میدهند. حتی در این روزهای آخر نیز اجازه نمیدهند خانواده از او مراقبت کند . این اعدام با اعمال شاقه است

تراژدی در رفتار مامورین رژیم نیست چرا که از آنان بیش از این هم انتظاری نیست। تعجب و سرخوردگی من از کسانی است که ادعای دفاع از حقوق بشر و مخالفت با رژیم را دارند اما زندانی را که که در حال مرگ است و هنوز حتی یک ساعت هم مرخصی نداشته را فراموش میکنند...

یک مشکل بزرگ این جنبش و یک دلیل عمده طولانی شدن مبارزه به نظر من عدم شناخت مردم از مبارزین واقعی خودشان است. دفاع از حقوق انسانی هر کسی از جمله اکبر گنجی و سعید حجاریان و دیگر پاسداران سابق و عوامل حکومتی مانند ابطحی شرط اول انسانیت است. اما فراموش کردن زندانیان سیاسی غیر دولتی و یا زندانیان سیاسی که به حزب و گروه مورد علاقه ما وابسته نیستند نهایت بی انصافی و بی وجدانی است. انسان انسان است. از حق حیات یک یک انسان فارغ از قومیت و مذهب و جنیسیت و تعلقات حزبی و گروهی او باید دفاع شود. این چیزی است که در ادبیات مبارزه بسیاری غایب است. چه اصلاح طلبان حکومتی و چه آنها که خود را آزاده مینامند با هر اسم و گروهی.

چطور یک انسان میتواند خود را آزاده بنامد و از نظر ایدئولوژیکی خود را به پیشروترین گروههای فکر ی منتسب کند اما در برابر مرگ تدریجی یک انسان خاموش بماند تنها به این دلیل که از حزب او نیست یا در بوق کردن مرگ و اعدامش برای حزب او نام و شهرت نمی آورد؟

چطور یک نفر میتواند خود را انسان بنامد اما از یک زندانی سیاسی در حال مرگ تنها به دلیل اینکه قومیتش با او فرق دارد اسمی نبرد و از حق زندگی او دفاع نکند؟

اگر اسم محسن دگمه چی گنجی بود شاید حالا خیلی ها که مرگ او را نظاره میکنند برایش پتیشن ها و نامه ها نوشته بودند. انسانهای فرامدرن که از استفاده از ماهی قرمز سر سفره عید یا لگد کردن چمن ها یا سوراخ شدن لایه ازن اینقدر ناراحت میشوند که زمین و زمان را خبردار میکنند در مقابل درد و رنج های یک بیمار سرطانی که نمی تواند سرش را بالا نگه دارد و در دقایق آخر هم به خانواده اش اجازه مراقبت از او را نمی دهند ساکت میمانند و نظاره میکنند....

آیا این بی عملی از بی خبری است یا بی تفاوتی؟....

اگر از بی تفاوتی است برای خودم و شما متاسفم! اگر از بی خبری است لطفا لینک های زیر را نگاه کنید .

حداقل کار ما میتواند تماس با یو ان و صلیب سرخ و درخواست آزادی فوری محسن دگمه چی باشد. این لینک ها را پخش کنید و نگذارید محسن دگمه چی در بایکوت خبری جان خود را از دست بدهد.

-----------------

پتیشن

ايران پرس نيوز: عدم درمان و قرار گرفتن بازاری زندانی در آستانۀ مرگ

هرانا؛ پزشکان: زندانی سیاسی، محسن دکمه چی حداکثر ۹۰ روز زنده خواهد بود

ندادن مرخصي استعلاجي به محسن دگمه چي عليرغم وخامت جسمي جهت شيمي درماني

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۹

سید علی و فرخ نگهدارش




مدتی است که فرخ نگهدار در مصاحبه‌ها و مقالاتش مدام از خطر رادیکال شدن جنبش حرف می‌زند و مردم را از خشونت و کشتار می‌ترساند و هنوز آتش بیار معرکه ملایان شده و باز در شیپور اصلاحات می‌دمد آن هم از طریق صندوق‌های رأی جمهوری آخوندی! در‌ واقع همان ادعا را خامنه‌ای هم دارد چون خامنه‌ای هم دقیقاً ادعای دموکراسی را در ایران دارد و او هم از طریق صندوق‌های رأی به این دموکراسی که می‌بینید رسیده است
این هم‌سرشت خامنه‌ای جوری حرف می‌زند که گویی تا الان ساختار این حاکمیت بر رأی مردم استوار بوده است البته مردم رأی و نظرشان را در شعارهایشان در همین تظاهرات‌های اخیر به روشنی به آدرس بیت رهبری فرستادند و اصلاً احتیاجی به دستک و پشتک و وارو زدن این عنتر نبود

ولی برای یادآوری به حافظه فرمت شده این عنصر باید بگویم که آن‌هایی که ادا و اطوار اصلاح طلبی در می‌آوردند و تعبیر خواب آخوند مدرنیزه را به عوام و مزدوران وارفته می‌دادند و ریاست جمهوری و مجلس شورای آخوندی و شورای شهر را هم در دست داشتند هیچ غلطی نتوانستند بکنند و شما هم در جغرافیای سیاسی ایران سالهاست که از فدایی خلق به فدایی امام سقوط کرده‌اید

نگهدار امام در نامه‌اش به خامنه‌ای تحت عنوان فردوست‌ها از شما آریامهر می‌سازند چنان به خامنه‌ای جلاد پند و اندرز می‌دهد و نصیحت می‌کند که گویی خامنه‌ای آدم ساده‌لوح و بی‌خبر از دنیا و قربانی اطرافیانش است و اطرافیانش بد ذات و بد طینت هستند و او را فریب می‌دهند آخر مگر خود خامنه‌ای اطرافیانش را منصوب و تعیین نمی‌کند ؟ مگر اطرافیان خامنه‌ای می‌توانند بزور خودشان را به او تحمیل کنند!؟

البته فرخ خان خودش هم می‌داند که حرف‌ها و مصاحبه‌هایش در تقابل آشکار با مطالبات و اهداف قیام آفرینان و زنان و جوانان به پا خاسته ایران است و با این حرف‌ها نمی‌تواند جنبش و قیام مردم را بکشد به زیر قبای خامنه‌ای و دینامیسم و پویایی آن را بگیرید و این آش همدردی مشترک با سید علی خامنه‌ای چنان شور شده است که سایر اعضای فدائیان اکثریت از کارنامه‌ سیاسی و افکاراخیر او به‌خصوص بعد از قیام اعلام جدایی و برائت کردند

بگذارید این روسیاه بی‌آبرو همچنان آب در هاون بکوبد، دورنمای روز موعود نجات ملٌت شریف و مظوم ایران ظاهر گشته و صبح پیروزی بسیار نزدیک است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۹

روز جهانی زن گرامی باد


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۹

دختر شال سرخابی

هشتم مارس
از برگ تقویم روی میز
سرک می‌کشد هنوز

در قدم‌گاه تو
چکمه پوشان
با کلاه‌خود و سپر
می‌ایستند

میان
تیرها و تیغ‌ها تبرها
دردهایت را داد می‌زنی
دختر شال سرخابی

آزادی
غزلی ست
که با لبان تو
خود را می‌سراید

گویی رویایی
زیر شال سرخابی تو
لانه کرده است

ح مقدم (بادبان)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۹

آموزش پدافند از خود در برابر مزدوان رژيم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۹

سید علی در سراشیب سقوط


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چهارشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۹

وقتی وقاحت سنج درجه کم می‌آورد


حتماً شما هم نمایش طرح بسیج‌سازی صانع ژاله را در رسانه‌های حکومتی، دیده یا شنیده‌اید، بعد از تماس تلفنی برادر صانع ژاله با صدای آمریکا و افشای چگونگی صدور کارت جعلی بسیج توسط آقای علی جوانمردی خبرنگار همین رسانه، رژیم مستأصل و درمانده شده را به ناگزیر زبونانه به چاره‌گری واداشت و بلافاصله نیروهای وزارت اطلاعات قانع ژاله برادر صانع ژاله را به جرم بیان حقیقت در گفتگو با صدای آمریکا دستگیر می‌کنند و تحت فشار شدید قرار می‌دهند تا در مصاحبه با صدا و سیمای آخوندی گفته‌های خود را تکذیب کند
در این گیر و دار، رژیم بسیجیان تحت امر خود را وارد صحنه می‌کند و وزارت اطلاعات آخوندی چند تن از عروسک‌های کوکی خود را، که همانا بریدگان صحنه سیاست و خائنین رذل دون صفت بیش نیستند، به نحو ابلهانه‌ای در سایت‌های اینترنتی به صحنه می‌آورد. یکی از پادو‌های به خدمت درآمده‌ش کسی است به نام محمد کرمی که در وبلاگ شخصی خود  که از محتویات آن کاملاً معلوم است که ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات آخوندی است، در این مورد مطلبی نوشته است به این عنوان:

هر گونه اتفاقی برای خانواده صانع ژاله پیش یاید( منظورش بیاید ) شما مسئول آن هستید

در این نوشته مزدور اطلاعاتی طلب کار هم درآمده است و خطاب به علی جوانمردی نوشته است
با این اگاهی شما زنگ می زنید به برادر صانع و مصاحبه می کنید . با دوست صمیمی وی مصاحبه می کنید . دقیقا همان چیزی است که وزارت اطلاعات می خواهد برای به دام انداختن ، وصله زدن ، برای اعدام ، یعنی یک نفر و شاید هم چند نفر دیگر برای اعدام ، به خاطر ارتباط با بیگانگان و رادیو های بیگانه …….مارک های دیگر. با توجه به اینکه صدای آنهاهم پخش شده است . این همان حرکت کثیفی است که شما با تقلید از سازمان محبوب خود انجام می دهید

اگر وقاحت سنج را کسی اختراع می‌کرد و می‌توانست میزان وقاحت را ارزیابی کند یقیناً در برابر حکومت آخوندی درجه کم می‌آورد . آمدند در روز روشن جوان بی‌گناه معترض را به گلوله بستند و برایش کارت بسیج صادر کردند و او را حزب الهی قلمداد کردند و برادرش را هم دستگیر کردند و خانواده ‌اش را هم تحت فشار قرار دادند آن وقت این حرام لقمه می‌نویسد هر گونه اتفاقی برای خانواده صانع بیافتد علی جوانمردی مسئول آن است!! قتل و زندان و شکنجه و تهدید را رژیم می‌کند ولی کسی که پشت پرده این جنایت را آشکار می‌کند متهم می‌شود این‌جا هست که وقاحت سنج درجه کم می‌آورد

هر چند یاوه‌گویی‌های این عناصر مزدور در اصل شایسته‌ی جواب نیست امٌا برای یادآوری و گوشزد به این عناصر همیشه در صحنه در سایت‌های وزارت اطلاعات باید گفت اگر ارتباط و تماس تلفنی با رادیوها و تلویزیون‌های بیگانه جرم محسوب می‌شود و حتی حکم اعدام دارد، اول از همه باید آن گماشته ولی فقیه محمود احمدی نژاد را اعدام کنند! چون سال به سال به نیویورک می‌رود و روی صندلی‌های استودیوهای تلویزیونی بیگانه‌گان لم داده و مصاحبه‌های رنگارنگ انجام می‌دهد و اراجیف صد و هزار بار تکرار شده را سر هم بند می‌کند

در جای دیگری از این نوشته خطاب به علی جوانمری آمده است
سوال این است شما که سالیان در ایران نبودید ، خانواده صانع ژاله را هم نمی شناختید ، چطور شما صانع را در این میان شناسائی کردید ؟ چطور شماره تلفن برادر صانع را پیدا کردید و پای خط آوردید ؟ چطور دوست صانع که با وی به تظاهرات رفته بود را شناسائی کردید ؟ از کجا وی را پیدا کردید و پای خط آوردید ؟ و همین سوالات در رابطه با دیگر اقوام صانع که شما چطور آنها را پای خط ..آوردید؟ و سوالات زیاد دیگر

کسی نیست به این پس مانده جلاد خامنه ای بگوید مگر عصر پارینه سنگی است که کسی به کسی دسترسی نداشته باشد؟ در عصر ارتباطات و تکنولژی و اینترنت، مردم از جزئیات زندگی و رفتار و گفتار هم دیگر خبر دارند همین آقای جوانمردی علاوه بر تلفن‌های صدای آمریکا دو صفحه فیس بوک دارد که در صفحه اول آن با 5 هزار نفر در ارتباط است کافیه یک پیغام برایش بنویسند، همان لحظه دریافت می‌کند دهها عکس منتشر نشده از صانع ژاله را صفحه فیس بوکش منتشر کرده و حتی عکس اصلی فتو شاب نشده که مورد استفاده وزارت اطلاعات قرار گرفته را هم انتشار داده است

. طوری این مزدور خودفروخته در وبلاگش روده درازی کرده که انگار مردم کر و کورند و نمی‌بینند و نمی‌شنوند امٌا محمد کرمی و همه آن‌هایی که سکه‌های خامنه‌ای در جیبشان است بدانند شعله‌های آگاهی روز به روز ریشه‌های جهل و فریب و اکاذیب را در کشورمان می‌سوزاند و خاکستر می‌کند و دیگر کسی به حرفهای صد من یک غاز او و جلادان آبروباخته خامنه‌ای گوش نمی‌دهد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۹

تحصن – تظاهرات پاريس

براي حمايت ازقيام شجاعانه مردم ايران
براي آزادي زندانيان سياسي
براي توقف شكنجه واعدام
بپاخيزيم
روز دوشنبه 25 بهمن ماه تظاهرات عظيم در تهران و ساير شهرهاي بزرگ ايران يكبار ديگر لرزه مرگ بر ديكتاتوري مذهبي افكند. سركوب تظاهرات كه با تيراندازي به سوي مردم و به شهادت رساندن دست كم دو نفر و دستگيري هاي گسترده درتهران همراه بود نشاندهنده اوج درماندگي رژيم در مقابله با خواستهاي دموكراتيك و آزاديخواهانه مردم ايران است.

به منظور افشاي توطئه هاي رژيم درمانده و خنثي كردن آن،تا تحقق خواستهايمان به تحصن و تظاهرات مستمر در مقابل سفارت آخوندها در پاريس ادامه خواهيم داد .
شروع تحصن وتظاهرات از روز :
پنجشنبه 17 فوريه 2011
زمان :از ساعت 1000 تا 2100
مكان : ميدان اينا (پاريس 16)
كميته حمايت از حقوق بشر در ايران
16 فوريه 2011

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سه‌شنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۸۹

سید علی ، بهمن عظیم را دیدی ؟


مدتی است که بهمن عظیمی در ایران و خاورمیانه تعدادی از دیکتاتورها را فراری و تعدادی را به لرزه درآورده است. در میهن ما این بهمن عظیم شمه‌ای از خشم مردم در زنجیر ایران بود که در شهر‌های میهن‌مان نئشگی را از کله سید علی ربود و پاسخی بود به 32 سال دیکتاتوری رژیم منحوس آخوندی، رژیمی که جز کشتار و دربدری و سیاه‌روزی برای مردم و ویرانی برای کشورمان چیزی به همراه نداشته است
رژیم با خیال واهی و خام خود فکر می‌کرد با دستگیری و با اعدام زندانیان سیاسی می‌تواند قیام و جنبش مقاومت مردم ایران را خاموش، و موجودیت پلید خود را اثبات کند. امٌا حضور مردم در خیابان‌ها چون صاعقه‌ای هول انگیز بود که غرش رعد و تابش برق آن سید علی را بعد از بن علی و مبارک بشدت نگران ساخت

این بار هم رژیم برای راهپیمایی مجوز صادر نکرد. ولی این بار برخلاف 22 خرداد موسوی و کروبی، راهپیمایی را لغو نکردند ولی خاتمی شیاد در جلسه جمعه شب خود با تعدادی از چهره های به ظاهر اصلاح‌طلب ضمن انتقاد از فراخوان موسوی و کروبی برای تجمع ۲۵ بهمن، این تاکتیک را منجر به اضمحلال بیشتر اصلاح طلبان دانسته و گفته بود: اگر نظام مجوز برگزاری تجمع را ندهد - که نمی‌دهد -، طرفداران ما نمی‌آیند و فقط عده‌ای تندرو و اغتشاشگر به صحنه می‌آیند که هزینه اش به پای ما نوشته می‌شود و نظام هم حلقه فشار را برای ما تنگ‌تر می کند.

هر چقدر جنبش عمق پیدا می‌کند، خرمردرندهای اصلاح طلب قلابی یکی پس از دیگری پالایش می‌شوند و از مردم فاصله می‌گیرند و به زیر قبای آخوندهای حرام‌لقمه پناه می‌گیرند. آنچه که امروز در تحولات صحنه سیاسی ایران به چشم می‌خورد این است که دیگر کسی نمی‌تواند آتشی را که بنیاد رژیم آخوندی را بر خواهد افکند، خاموش کند و این یک جنگ واقعی است که در عرصه‌های مختلف تا سرنگونی رژیم ادامه دارد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۸۹

بعد از وقایع اخیر مصر، شتر سواری در بیت مقام مزخرف رهبری آموزش داده می‌شود


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۹

سید علی آماده باش تو هم حسنی مبارک دیگری خواهی شد


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۹

این روزها تو ایران ما مرگ انسانیت را به نظاره نشسته‌ایم

این روزها تو ایران ما مرگ انسانیت را به نظاره نشسته‌ایم و تو این سرزمین نجیب یکی یکی بچه‌ها را به چوبه اعدام می‌سپارند . چه بیهوده انسان را در دادگاه‌ها محکوم می‌کنند! چه عبث انسان را با چوبه‌داری و طناب لغزانی انکار می‌کنند ! انسان را به جرم دلیرانه زیستن محکوم می‌کنند ! چیزی جز آه بر زبانم نیست




نعره کن ای سرزمین جان سپردن
نعره کن
این همه جوخه، این همه دار
این همه مرگ
این همه عاشق خفته در خون
شب یاران، شب زندان
شب اعدام رفیقان گل و نور و صدا





فریادی برخاست
به وقت اعدام
پشت دیوارها
ساعت ایستاد




به پای چوبه اعدام می‌بردند تو را
در این سحرگه غمگین و سرد بارانی
سپیده مرگ تو باور نمی‌کند هنوز
تو سربلند سرود نبرد می‌خوانی








اعدام
حکم او این است
سزای راستین مردی
که آزادی شعارش باد
به حق باید چنین باشد







دخترم
در من حلول مکن
من قبرستان نطفه‌های اعدامی هستم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۹

سفیران سربدار عشق


پس از شکست‌های پی در پی برای برچیدن قرارگاه اشرف در عراق و افشاء، و بی‌آبرو شدن حکومت در صحنه بین‌المللی و بعد از قیام پر شکوه مردم ایران و اعتراضات گسترده در سراسر میهن، و در بحبوحه‌ی غلیان تضادهای درونی رژیم درهم شکسته‌، و بعد از سوختن مذاکرات هسته‌ای و ایزولاسیون کامل سیاسی، رژیم از فرط استیصال و درماندگی در پس دیوارهای بلند اوین با به دار کشیدن دو زندانی سیاسی مجاهد، کینه حیوانی خود را به اشرفیان و آرمان‌های آن‌ها نشان داد

دو زندانی سیاسی و دو بازمانده قتل عام 67 که دیوارهای تیرباران شده و طناب‌ها و تیرک‌های دار را شاهد بودند و نشان تازیانه‌ها بر شانه‌ها، و زخم‌های سیاه و کهنه دهه شصت را بر پیکر به یادگار داشتند.

این دو زندانی را روز سه‌شنبه برای اجرای حکم به انفرادی می‌برند و سحرگاه چهارشنبه به پای چوبه دار می‌آورند تا بقولی با چشم دوختن به طناب دار طعم مرگ را بچشند و اعدام را تجربه کنند تا شاید بدین وسیله بتوانند آن‌ها را بشکنند و با پوشاندن جامه حقارت بر آن‌ها بتوانند مصاحبه تلویزیونی بگیرند

ولی این زندانیان به رغم شکنجه‌های روحی و جسمی نه تنها از مصاحبه تلویزیونی خودداری می‌کنند بلکه به دژخیم نشان می‌دهند که مرگ و اعدام در راه آرمان شکوه و عظمت زندانیان سیاسی است و این‌ها از درد گذشته‌اند و به این شکل نمایش اعدام و ترساندن زندانیان به شکست منجر می‌شود .

و بالاخره سحرگاه امروز دوشنبه دژخیمان آخوندی این دو زندانی را به دار آویختند. اگر رؤیای این دوزندانی، این دو سفیر سرفراز اشرف را طناب‌های دار ربودند امٌا ریشه‌های آنان در اشرف پایدار قرار دارد و ساقه‌ها و جوانه‌های آن‌ها چون بهروز (فرزندجعفر کاظمی) در آن جا رشد و حیات دارد و هر چقدر جنایت پیشگان چنگال‌های خون آلودشان را بر پیکر این زندانیان بی‌گناه فرود آورند کاخ‌های بنا شده بر ستم آخوندی بیشتر فرو خواهد ریخت

تنها جرم این زندانیان به گفته دستگاه قضایی ایران گرفتن عکس و فیلم از رویدادها و وقایع بعد از انتخابات و دیدار از شهر اشرف بوده است در کشور ما فیلم و عکس گرفتن از تجمعات و یا دیدار و ملاقات با فرزند مسقر در اشرف جرم محسوب می‌شود و حکم اعدام دارد

این زندانیان با مقاومت و نثار جان خود صفحه‌ای زرین و خونبار از تاریخ مبارات مردم ایران برای نیل به آزادی و دموکراسی را، به جهانیان نشان دادند  یگانه هدف مقدس این مقاومت، آزادی، دموکراسی و سعادت برای مردم ایران است و پیروزی نهایی مردم علیه این رژیم خون‌خوار را خون به ناحق ریخته شده‌ی مجاهدین و مبارزین راه آزادی و رنج و شکنج زندانیان مقاوم و قهرمان تضمین نموده است.  یادشان گرامی باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۹

مذاکرات دوجانبه کاترین اشتون و سعید جلیلی


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۹

نامت در یادها می‌ماند



داد ترا نمي‌برم از ياد، در قفس

اي داد بر تو رفت چه بيداد در قفس

گويي زجان و هستي من مايه مي‌گرفت

فريادها كه جان تو سر داد در قفس

ديوار و در گشوده نشد، گرچه صدهزار

چون تو زدند پرپر و فرياد در قفس

چون آفتاب رفتي و من دير چون غروب

چشمم به جاي خالي‌ات افتاد در قفس

از آن همه اميد گرامي دريغ و درد

ديگر نمانده هيچ، بجز باد در قفس.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دوشنبه، دی ۲۰، ۱۳۸۹

مزدور این هم جوابت -- تف به ریش امامت

رژیم مفلوک خامنه ای و لاشخورهای فرومایه‌اش بهتر است بجای پیچیدن زالووار به ساکنان اشرف فکری به حال ورشکستگی و ریزش‌های درونی خودشان بکنند . پارسال برای برچیدن اشرف با سلاح و تیر و تبر و لودر و بلدزور به ساکنانش حمله کردند ولی امسال انگار دیگر هیچ تیری علیه مجاهدین در ترکش نداشتند و مجبور به سنگ پرانی شدند

البته این سنگ‌پرانی ها هم بی دلیل نبوده . از یک طرف می‌خواستند حکم دادگاه اسپانیا را بی‌اثر کنند و به مزدوران عراقی‌شان روحیه بدهند چون همانطوری که می‌دانید دادگاه مرکزی تحقیق در اسپانیا طی حکمی جنایت‌های نیروهای عراقی در اشرف را که سال پیش به وقوع پیوست و به قتل 11 نفر و زخمی شدن 480 نفر منجر شد، جنایت علیه جامعه بین‌المللی و جنایت علیه حقوق بین‌المللی بشر اعدام کرده و فرمانده عملیات، سرلشکر داموک شمری را در ساعت ۱۰صبح روز 8 مارس ۲۰۱۱ همراه با وکیل برای پاسخگویی در دادگاه فرا خوانده است

و جالب این که آقای الشمری که رئیس پلیس دیالی است فهمیده به دادگاه احضار شده طی مصاحبه‌‌ی گفته من ارتباطی با این حمله نداشتم و نیروی‌های پلیس در این حمله شرکت نداشتند و نیروهای ارتش بودند که مستقیماً از بغداد آمده بودند

و از طرف دیگر رژیم تمام زور و توانش را گذاشته بود تا با امکانات و باج و پول، هزاران نفر عراقی را جلوی درب اشرف، همراه با لات و لمپن‌های خودش بسیج کند و نشان بدهد که مردم عراق خواهان اخراج مجاهدین هستند. ولی این بار هم بیشتر اتوبوس‌ها خالی بودند و همانطوری که در ویدئوها مشاهده می‌شود نتوانسته بودند بیشتر از 100 تا 150 نفر از سراسر عراق بسیج کنند و تازه خیلی از عراقی هایی که آمده بودند فهمیدند مجاهدین مسلمانند و هیهات مناالذله می‌گویند از آمدنشان پشییمان شده و برگشته بودند


و امٌا افراد خودفروخته‌‌ای که با 180 بلند گو حدود یک سال است که جلوی درب اشرف جولان می‌دهند و به ساکنین این شهر چنگ و دندان نشان می‌دهند باید گفت که این بچه‌ها از گردابهای پرطلاطم تاریخ خونبار سی‌ساله میهنمان پیروز و سرافراز بیرون آمدند این بار نیز می‌توانند کلیه توطئه‌های عوامل داخلی و خارجی و شرکای عراقی را نقش بر آب سازند. بی تردید روز سرنگونی دشمن ضد بشری و روز حسابرسی از دژخیمان و مزدوران و شرکایش نزدیک است


تو این هیرو بیر تعرض به اشرف شاگرد ابراهیم نبوی هم برای اینکه از خبرها عقب نماند به جای طنز به پرت و پلا گویی افتاد و یاوه‌های کهنه شد‌ه‌ی آخوندها را سر هم کرد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پنجشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۹

تشکر از گشت ارشاد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یکشنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۹

نفر دیگری در صف اعدام، برای نجات جان او چه خواهیم کرد؟



رژیم آخوندی بعد از به دار کشیدن علی صارمی، سالار زندانیان شکست ناپذیر، دوباره خیز برداشته تا تعداد دیگری از زندانیان مقاوم و استوار را به مسلخ بکشاند، زندانیانی که از نسل مقاومت هستند و با تعزیر و شلاق ارشاد نمی‌شوند و برای حفظ و دفاع از ارزش‌ها، شکنجه و طناب دار را بر خود هموار می‌کنند و حاضر به کرنش در برابر قوای جلادان نشدند

اگر غفلت کنیم دوباره طناب دار میر‌غضب یک زندانی دیگر را به جوخه مرگ می‌سپارد امروز وظیفه میهنی هر ایرانی است که به حمایت از این زندانیان برخیزد با تجمع و تظاهرات با پتیشن با تلفن و فکس و ایمیل به نهادهای حقوق بشری و به هر طریقی که شده صدای مظلومیت این زندانیان در بند را به گوش جهان برساند

این زندانیان سیاسی دست از خانه و کاشانه و زندگی شسته‌اند و برای آزادی میهن زیر فشار و شکنجه قرار گرفته‌اند. سربلند و سرافراز تسلیم حکومت مستبد و جنایت‌کار آخوندی نشدند

امروز این زندانیان به یاری و حمایت ما نیاز دارند لازم نیست آدم سیاسی باشیم تا حمایت کنیم با هر عقیده و مسلک و مرامی می‌توانیم رسالت بردن پیام این زندانیان را به عهده بگیریم این موج اعتراض را که زندانیان براه انداختن، نگذاریم به وادی سکون و سکوت بیافتد و مثل تابستان 67 به نسل کشی و قتل عام منجر شود باید این توطئه رژیم را ناکام کنیم . وظیفه و تعهد انسانی و مسئولیت وجدانی در مقابل این زندانیان به دوش ما است . آیا نمی‌خواهیم در ریختن دیوار اختناق و برای آزادی و دموکراسی در کشورمان سهمی داشته باشییم ؟

پیام دکتر سعید ماسوری: وداع با علی آقا صارمی
پیام زندانی سیاسی ارژنگ داودی به مناسبت اعدام ضدبشری زنده یاد علی صارمی
دل نوشته بهروز جاوید تهرانی به‌مناسبت شهادت شهید راه آزادی مردم ایران علی صارمی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed