Recent Posts
شنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۸
جنایت علیه بشریت
در تهران میبینیم به تظاهرات مسالمت آمیز مردم یورش میبرند و با سلاح گرم و سرد میکشند و مجروح میکنند. و جوانان مقاومت و جنگ و گریز میکنند مردم در ِخانهها و مغازهها را باز میگذارند تا جوانان در صوت هجوم وحشیانه مزدوران پناه بگیرند امٌا در اشرف جنگ و گریز نیست مقاومت است و مقاومت آن هم با دستان خالی و مغازه و خانهای هم نیست تا در آن پناه بگیرند امٌا در عوض در این شهر پیشقراولانی هستند که در کوران نبرد از هفت دریای خون عبور کردند اینها اگر چه بی سلاح هستند امٌا آدمهای بی انگیزه و راحت طلب یا بیهویت و بیتاریخچه نیستند که با دیدن 2000 نیروی مسلح دستانشان را بالا ببرند و تسلیم خامنهای و نوری المالکی بشوند!!
مجموعهای از فیلمهای این جنایت علیه بشریت را در فیس بوک و اینجا قرار دادم جنایتی که توسط رژیم ایران و همدستان عراقی آن و با نظارت امریکا صورت گرفت
هجوم مغول وار و آخوند وار نيروهاي مالكي جنايتكار به مجاهدين بي دفاع شهر اشرف. در اين كليپ شما مشاهده خواهيد كرد كه اين جنايتكاران با چوب و چماق و لودر و ... چگونه به ضرب و شتم و قتل مجاهدين مشغول هستند. با ضربات چوب يكي از اين جنايتكاران مجاهد شهيد امير خيري دچار ضربه مفزي شده و به شهادت رسيد
تصاوير حمله به شهر اشرف توسط نيروهاي مالكي جنايتكارو مصاحبه با تني چند از زنان مجاهد
مصاحبه با حسن نظام الملكي پدر مجاهد شهيد سياوش نظام الملكي كه در روز 6 مرداد 88 توسط نيروهاي مالكي جنايتكار در شهر اشرف به شهادت رسيد
سرقت خودروهاي مجاهدين توسط نيروهاي عراقي
در اين كليپ شما مشاهده ميكنيد كه نيروهاي مالكي جنايتكار در شهر اشرف اقدام به سرقت خودرو از مجاهدين ميكنند. زنان مجاهد خلق از سرقت يكي از خودروها ممانعت به عمل آوردند
حمله به شهر اشرف توسط نيروهاي مالكي جنايتكاردرروز 6 مرداد 1388
سهشنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۸۸
اشرف در آتش و خون

این جنایتپیشگان آمریکایی که بقول خودشان دموکراسی و قانون را برای عراق به ارمغان آوردند در روز روشن اجازه میدهند تا قوانین بین المللی و حقوق مکتوب پناهندگان افراد حفاظت شده در اشرف توسط دولت عراق نادیده گرفته شود و به خواست رژیم ایران و به طور مستقیم راه را برای قتل عام مخالفان حکومت فراهم میسازند
بعد از آن که مجاهدین با تقاضا نامه کتبی به مقامات عراقی اعلام داشتند و به زبان ساده گفتند حالا که دو گزینه پیش روی ما قرار دادید یعنی یا به اروپا و یا باید به ایران باز گردیم!! و از آنجائیکه از سر خوشی به بیابانهای عراق نیامدهایم بلکه اساساً برای نبرد و در هم کوبیدن رژیم ضد انسانی آخوندی به جوار خاک میهن آمدهایم، پس اگر قرار باشد انتخابی داشته باشیم اگر رژیم ایران زیر نظارت سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی بپذیرد، و به مقامات عراقی و امریکایی بعد از انگشت نگاری تمامی اعضاء التزم دهد تا پس از بازگشت اعضای مجاهدین به ایران مورد بازداشت و تعقیب و شکنجه و زندان قرار نگیریم و هم چنین اگر از آزادی بیان در ایران، یعنی همان چیزی که رژیم ادعای آن را دارد برخوردار باشیم نه تنها ساکنان اشرف بلکه تمام پشتیبانان مقاومت به ایران باز خواهند گشت
این تقاضا نامه رسمی انگار رژیم را در یک مخمخصه جدی قرار داده چون سالهاست که رژیم آخوندی به کرات اعلام کرده که بسیاری از مجاهدین به ایران برگشتهاند و در ایران دارند در آرامش زندگی میکنند و حکومت هم کاری به کارشان ندارد !!
حمله به ساکنان اشرف و سرکوب آنها دقیقاً همان خط و خطوط و واکنشی است که نیروهای سرکوبگر آخوندی در خیابانهای تهران به اجرا در میآورند و این روزها مردم ما هر روز شاهد آن هستند. ولی در رژیم های دیکتاتوری وقتی قیام شکل میگیرد همیشه سرکوب نتیجه معکوس دارد
شنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۸۸
جمعه، مرداد ۰۲، ۱۳۸۸
اعتصاب غذا به ایتالیا هم رسید
محل برگزاری این اعتصاب غذا در کجاست؟
در مرکز رم توانستیم یک دفتر فرهنگی بگیریم. باید از قبل از لحاظ حضور یک پزشک هماهنگ می کردیم. نتوانستیم این مجوز را در مقابل دفتر سازمان ملل متحد بگیریم. چون چادر نداشتیم و در ضمن آنجا باید آمبولانس حاضر باشد و به ما این مجوز را ندادند. به همین دلیل توانستیم یک دفتر فرهنگی بگیریم که تمام امکانات در آن وجود دارد. در اینجا پزشک برای کنترل اعتصاب کنندگان داریم. این اعتصاب تا فردا شب ادامه دارد. مانند بقیه کشورها.
البته هر حرکت و هر اعتراض و تجمعی که بتواند ضربهای هر چند ناچیز به ارکان ولایت فقیه و شخص خامنهای وارد کند قابل تحسین است ولی یا من نمیفهمم یا اینکه اعتراضات خارج از کشوری بسیار تغییر ماهیت پیدا کرده !! آخه برای دو روز اعتصاب، که نیاز آنچنانی به آمبولانس و مراقبتهای پزشکی ندارد !
یادم میاد سال 67 وقتی رژیم زندانیان سیاسی را قتل عام میکرد ما دانشجویان آن زمان در همین شهر رم حدود هفتاد هشتاد نفری بودیم به مدت 14 روز دست به اعتصاب غذا زدیم نه دکتری و نه آمبولانسی در محل مستقر بود. تا ده روز هم اصلاً کسی بیمارستان نرفت ولی بعد از 10 روز قوای جسمانی به مرور تحلیل میرفت و چند بار آمبولانس صدا زدیم و چند تا از بچهها را به بیمارستان منتقل کردیم .
انعکاس اعتصاب غذا هم به این شکل نبود!! که مثلاً برای دو روز اعتصاب غذا، بیبیسی تشریف بیارد و گزارش تهیه بکند و یا مثل اعتصاب غذای ایرانیان در امریکا، هر روز صدای امریکا خبرنگار و دوربین بفرستد تا گزارش مستمر، و رپرتاژ روزانه تهیه بکند! داخل زندانها طناب دار بود و حکم خمینی و خارج از کشور هم سیاستمداران تجارتپیشه غربی، همه ریخته بودند برای کمک رسانی به آخوندها ولی با همان امکانات و محدودیتها، توانستیم صدای زندانیان سیاسی را به گوش نهادهای حقوق بشری برسانیم تا جایی که صدای اعتصاب غذای ما به گوش ناشنوای رژیم آخوندی رسید و رفسنجانی آمد تلویزیون و گفت حالا گیرم چهار نفر هم در خارج از کشور در اعتراض به ما گوشت خوک نخوردند!! آیا چیزی عوض میشود !!
بنازم به دست روزگار و بنازم به دست مقاومت که امروز رژیم را گوشه رینگ انداخته و هر کی از راه میرسد یک تو سری به این واپسگرایان متحجر میزند و هر کی را میبینی از سرنگونی این رژیم حرف میزند. امید تکیه گاهی است که آن را نمیبینی !
سهشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۸۸
سقوط

الان که دارم این کاریکاتور سقوط را در وبلاگ میگذارم در چهار راه کالج و میدان مخیرالدوله مردم تهران در حال تظاهرات و درگیری با ماموران انتظامی هستند و نیروهای سرکوبگر امنیتی از ترس تجمع و تظاهرات مردم، در میدان هفت تیر مستقر شدهاند
در چنین روزی در 30 تیر 1331 نیروهای ارتش که به دستور شاه به خیابانهای تهران و اطراف مجلس آمده بودند برای سرکوبی تظاهرات مردم به آنان شلیک میکردند. ولی اراده پولادین مردم دولت قوام السلطنه را ساقط کرد و امروز هم همان گامها و همان اراده پولادین ولایت فقیه را در آستانه سرنگونی قرار داده است
و در چنین روزی یاد و خاطره دکتر محمد مصدق را گرامی میداریم که هنوز در اعتراضات همه اقشار و جوانان و دانشجويان يادآور ايستادگي و جسارت در برابر ديكتاتوري و استعمار است
پنجشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۸
سهراب ما نمرده ، ولایت است که مرده
این قافله سر باز ایستادن ندارد. شب گذشته در مقابل منزل سهراب اعرابی، اهالی شهرک آپادانا تجمع اعتراضی برگزار کردند و یاد و خاطره سهراب را گرامی داشتند خون سهراب و ندا و صدها سرو نوخاسته ِ راه آزادی دیوار اختناق را شکست و به قیام سراسری مردم ایران تداوم بخشید .
کانونهای پرتپش انقلاب را الان همه جا میشود دید، در بهشت زهرا، در مقابل زندان اوین، و با حضور مستمر خانوادههای زندانیان سیاسی که رو در روی دژخیمان ایستادهاند، در پشت بامها، در پارکها ،
شهادت سهراب را به مادرش خانم پروین فهیمی تسلیت میگوئیم و امروز دایی سهراب، اصغر فهیمی که از اشرفیان شهر شرف است، همراه با مجاهدین در مراسم با شکوهی در مزار مروارید یادواره سهراب را گرامی داشتند . یادش گرامی باد
پنجشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۸
18 تیر
امشب در فیس بوک در میان انبوه فیلمها و عکسها، و جنگوگریزهای خیابانی به یک فیلم و نوشته کوتاهای برخوردم، که در آن مردی با فرزند کوچکش در خیابان ولی عصر تهران دیده میشود که با نوای یار دبستانی به تکدیگری مشغول است و در زیر آن آمده است:
همه چیزی که امروز دیدم، نوای یار دبستانی و دخترک شادمان، تهران غمگین و وحشت زده از فضای نظامی حاکم و بوق اعتراض ماشین ها و مردمی که گاهگاهی بغض آزادیشان را فریاد می زدند و گاهگاهی هراسان از به سرنوشت "ندا" ها دچار شدن...........خدایا سرزمینمون رو، کشورمون رو از اینهایی که بویی از انسانیت نبردن پس بگیر
سهشنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۸
پنجشنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۸
دعوت به راهپیمایی گسترده ۱۸ تیر در پنج منطقه تهران بزرگ

بسمه الله الرحمن الرّحیم
الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم
دعوت به راهپیمایی گسترده ۱۸ تیر در پنج منطقه تهران بزرگ
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم - موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ملّت ایران همیشه حماسه ساز بوده است. انقلاب عظیم ضد استبدادی مردم ایران، دفاع از خودگذشته در برابر تجاوز، و تلاشهای بی وقفه سالهای اخیر مردم نجیب ایران برای حذف استبداد همواره زبانزد جهانیان بوده است. متاسفانه امروز اهداف اساسی انقلابی که با خون پدران و خواهران ما به دست آمده است در معرض نابودی است. آینده آزادی، استقلال، اسلامیّت، و جمهوریّت ایران عزیز در معرض تهدید گروههای شبه نظامی و انحصار طلب قرار گرفته است که با عملکردی مشابه حزب بعث عراق، کشور ما را در معرض شکاف اجتماعی، ویرانگی داخلی و تهدیدهای خارجی قرار داده است
در این راستا و در اعتراض به ریخته شدن مکرر خون هم وطنانمان، تبعیض، سرکوب، انحصارطلبی، بی عدالتی، و عبور از اصول مسلم قانون اساسی -- از جمله آزاد بودن حق راهپیمایی های مسالمت آمیز -- از شما مردم آزاده، انقلابی و مومن ایران دعوت میشود که با حضور خود در راهپیمایی های گسترده پنج شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸ در پنج منطقه تهران بین ساعت ۴ و ۶ بعد از ظهر، بار دیگر اراده وارثان انقلاب اسلامی ایران را در پاسداری از ارزشهای اصیل انقلاب و حذف استبداد و تبعیض به صاحبان قدرت و جهانیان اعلام کنید
برای راحتی حال هم وطنان پنج مسیر مختلف برای پنج منطقه اصلی تهران طراحی شده است. لطفا از مسیرهای زیر هرکدام را که دسترسی به آن برای شما آسان تر است انتخاب کنید
مسیر مرکزی - میدان فردسی - خیابان حافظ - در نزدیکی سفارت روسیّه - مرکز تجمع: میدان فردوسی – محدوده راهپیمایی: میدان فردوسی – خیابان حافظ – چهار راه ولی عصر
مسیر شماره ۱ – خیابان ستارخان مرکز تجمع: میدان صادقیّه - محدوده راهپیمایی:حد فاصل بزرگراه آیت الله کاشانی – میدان صادقیّه- میدان توحید
مسیر شماره ۲ – خیابان مولوی مرکز تجمع: میدان رازی – محدوده راهپیمایی: حد فاصل هلال احمر – میدان رازی – میدان مولوی
مسیر شماره ۳- خیابان رسالت مرکز تجمع: حد فاصل مسجد الرسول و دردشت – محدوده راهپیمایی: حدفاصل استاد حسن بنا – خیابان هنگام – ایستگاه مترو دردشت
مسیر شماره ۴- خیابان میرداماد مرکز تجمع: پل میرداماد – تقاطع مدرس و میرداماد – محدوده راهپیمایی: حد فاصل خیابان ولی عصر – جردن – میدان مادر – خ شریعتی
نقشه مسیرهای راهپیمایی را می توانید در این آدرس روی اینترنت ببینید
http://tinyurl.com/sabziran اینترنت پرسرعت -- http://tinyurl.com/naghshe18tir اینترنت کم سرعت
این راهپیمایی فقط با پیام مستقیم تلویزیونی میرحسین موسوی لغو میشود و به هیچ پیام لغو دیگری توجّه نخواهد شد
*********
سهشنبه، تیر ۰۹، ۱۳۸۸
دو نکته
نکته اول
آقای جورجو کنچلیری شهردار شهر فرمینیانو که در استان مارکه ایتالیا قرار گرفته است ، در یک اقدام بیسابقه، در حمایت از قیام مردم ایران و به یاد و خاطره «ندا » پرچم شیر و خورشید نشان ایران، و هم چنین عکسی از ندا که به نماد و سمبل قیام مردم ایران تبدیل شده است را بروی ساختمان شهرداری، که مشرف به میدان شهر است نصب کرده و در معرض دید شهروندان قرار داده است
شهر فرمینیانو زادگاه دوناتو برامانت بزرگترین معمار و هنرمند دوره رنسانس ایتالیا است که در سال 1444 در این شهر قدم به عرصه وجود گذاشت برامانت در دوران شکوفایی هنر معماری و مجسمه سازی ایتالیا میزیست و به همراه دو هنرمند بزرگ میکل آنژ و رافائل به تجدید بنای کلیسای تاریخی سن پیترو پرداخت
دو عکس از این ساختمان شهرداری گرفتم تا در ایران نسل جوان ایرانی ببینند که استقامت و پایداری آنها مرزها را درنوردیده، و امروز جهان شاهد آزادی طلبی مردم ایران است
نکته دوم
امروز یکی از هموطنان عزیز بهائی برایم شعری فرستاده، و نوشته است اسم من فلورا ، ایرانی، و ساکن برزیل هستم 30 سال پیش وقتی که دانشجوی دانشگاه آریامهر بودم بخاطر بهائی بودنم مجبور به ترک ایران شدم و این شعر زیر را سالها درون قلبم نهفتهام حال به تو تقدیم میکنم که در سایتت بگذاری
- به روی چشم فلورا عزیز اگر چه خودم آدم مذهبی نیستم ولی برای تمام ادیان احترام میگذارم و احساس غرور می کنم که یک هموطن بهائی به بادبان من سر میزند
این هم شعر فلورا عزیز
.اين كلمات از قلب تراوش كرده و اميدوارم كه به قلب لطيف همه بنشيند.
با نهايت محبت، فلورا
دين تو با دين من
دين براي نزديك كردن قلبهاست
دين تو با دين من با هم، هم صداست
اين جدايي ها در راه رسيدن بخدا، اشتباهست
علت آن تعبير در حرف خداست
دين به حرف نيست، نكته ايست نا پيدا
نفحه ايست در قلبها, وعده ايست پنهان، عهديست با خدا
اعتقاداست بر عدالت، حركتيست با اعتبار
نوريست از جلال رحماني، ايمانيست به حيات روحاني
دين براي پاك كردن قلبهاست,
دين تو با دين من با هم ، هم صداست
اين جدايي ها در راه رسيدن بخدا، اشتباهست
منشاٍ آن جزئيات است نه در اصلِ كلام
گر روي ما باز و سر ما بي حجاب، به عنوان مثال
اين نباشد انگيزه اي بهر گناه. اصل مطلب پاكدامنيست با حرمت ما
چادر ما عفت است و عصمتِ ما
هرچه بر سر ميكنيم بر پيكر ماست
قلب طاهر, چشم پاك حافظ ماست، چادر حفظِ حجاب دربر ماست
دين براي پيوستن قلبهاست
دين تو با دين من با هم ، هم صداست
اين جدائي ها در راه رسيدن بخدا،اشتباهست
موجب آن دوريست از نصِ كتاب
دين ها همه در اصل حرف از احكام الهي ميزنند
تفسيرات جورواجور ، توافق بين اديان را بهم زد
هر چه آمد از آسمان، بي گمان
بهر ايجاد عدل است و انصاف و امنييت بين مردمان
جان مردم ، مال مردم، افكار مردم، در امان است در دستور كتاب
دين براي روشن كردن قلبهاست
دين تو با دين من با هم ، هم صداست
اين جدائي ها در راه رسيدن بخدا،اشتباهست
ريشه آن بي ايمانيست و دخالت در كار خدا
دين مال خداست، بعد پيغمبر، حجتِ آن است كتاب
ولي، آيا كسي ياد خدا ست، كتاب و پيغمبر كه هيچ
دين كجا بود؟ ايمان كجاست؟ حرفهاي جان بخش كجاست؟
هر كسي طوري طريقي ، وفق ميدهد، دين را با افكار خود،
الهي آنچه مي پندارند، نباشد دور از احكام كتاب
دين براي شاد كردن قلبهاست
دين تو با دين من با هم ، هم صداست
اين جدائي ها در راه رسيدن بخدا،اشتباهست
باعثِ آن افكاريست بي اساس
ديني كه حرف باشد و در عمل درد عذاب، دور از خداست
دين راستي و نماز، دين خداست، دين اعمال پاك و بي ريا
دين راهيست براي اتحاد
دين نيروايست از قدرت فضل خدا
دين من با دين تو در قلب ماست
دين تو با دين من با هم يك صداست
آن صداي مهر است و صداي دوستي
صداي محجوب وفاداري،
صداي آرزوهاي پاك نهاني،
صداي شيرين سلام با روبوسي،
صداي مناجات و دعا در درگاهِ الهي
صداي فرياد قلب، از دست مردمانِ ظالم صفت، از دورئي و دروغگوئي
صداي خنده، بدون ترس از جنگهاي آينده،
صداي قدم هاي مسافر، عزيزانِ دور از آشيانه
صداي يك تن خسته، فرسوده از كار و كسب روزانه
صداي عبادت با خلوص نييت، در غروبها، توي خانه
صداي عروسي با آوازهاي قديمي
صداي بارداري، گريه نوزاد در هنگام زايماني
صداي پذيرائي از دوستان، در عين نا آشنائي
صداي ما، در شلوغي هاي مهماني
صداي خدا حافظي با قلبِ پر از غم از فراقِ دوري
صداي اشك در هنگام گرفتاري
صداي نهيف اميدواري، به اميد روزهاي لطيفِ رويائي
صداي بي صدائي ، در بارگاه الهي
صداي برخورد ترانهٔ قلب من با شعرهاي لطيفِ روح تو
صداي حرفهاي دل من با دل تو
با يك دنيا خوشحالي در ديدار دوبارهٔ تو
فلورا دليرى شرافت – بهائى
تقديم به كسانى ك جانشان را فدا كردن تا شايد ديگران حقيقت را ببينند.
برزيل ، آراكاجو،
یکشنبه، تیر ۰۷، ۱۳۸۸
وبلاگ ایتالیایی صدای ندا
چند روزی است که کریم وبلاگی به نام صدای ندا به زبان ایتالیایی در دنیای بی حد و حصر اینترنت براه انداخته با محدود بودن اطلاع رسانی توسط مدیا در این کشور، او در تلاش است تا اخبار و رویدادهای ایران را برای افکار عمومی ایتالیا انعکاس دهد
پتیشنی هم در حمایت از مردم ایران در وبلاگش قرار داده که از دولت امریکا و اتحادیه اروپا درخواست میکند تا رژیم خونخوار ایران را محکوم نموده و از قیام مردم ایرات حمایت کنند و هم چنین خواستار قطع روابط سیاسی اقتصادی و دیپلماتیک با رژیم ایران شده است تا این حکومت ضد مردمی به انتخابات آزاد تحت نظارت سازمان ملل متحد گردن نهد
و در خاتمه از شورای امنیت سازمان ملل میخواهد تا در یک دادگاه بین المللی عاملین سرکوب خونین، و در صدر آن خامنه ای عامل و دستور دهنده کشتار مردم را به محاکمه و مجازات کشیده شود
برای امضاء پتیشن به lavocedineda@libero.it ایمیل بزنید
پنجشنبه، تیر ۰۴، ۱۳۸۸
دو کلمه حرف با نیروی انتظامی

در این حکومت مستبد مذهبی، نیروهای انتظامی از مهرههای اصلی سرکوب قیام مردم، و در خدمت به رژیم ضد انسانی ولایت فقیه بکار گرفته میشوند. نیروهای انتظامی باید بدانند مسئول اصلی تمام این کشتارها و این جنایتها شخص خامنهای و مأمورانش هستند بیایید و زبان و قیام مردم را بشنوید و سرنوشت خودتان را با آخوندها گره نزنید و برای حفظ حیات ننگین حکومت آخوندی مقابل مردم قرار نگیرید و خودتان را به پلیدی او آلوده نکنید
برای صدقه گرفتن از دست حکومت دستتان را به خون رشیدترین فرزندان مردم ایران فرو نبرید . این مردم برای حقوق حقه خودشان و نجات کشورشان قیام کردند. آخر به چه جرمی سرکوب میکنید ! چه جرم و جنایتی بالاتر از این است حق و حقوق و حرمت مردم نادیده گرفته شود و این چنین بیرحمانه هتک و پایمال شود
مردم میخواهند این ننگ جمهوری آخوندی را از دامان این میهن بزدایند آیا نامشروع بودن این حاکمیت را نمیبینید؟ تصویر جان دادن ندا را ندیدید؟ وقتی ندا جان داد چشمانش باز بود! شما امٌا هنوز با چشمهای بسته زندگی میکنید.
خامنهای جلاد از شما بعنوان یک نیروی وحشی ِ سرکوبگر، و برای تداوم سلطه جهنمیاش استفاده میکند بیش از این فرصت برای خونریزی برای او مهیا نکنید. و این چنین خودتان را برای نجات آخوندها مورد لعن و نفرت ابدی قرار ندهید!! خامنهای دژخیم شما را هر روز بیشتر از روز قبل در ننگ و ذلت فرو خواهد برد خودتان را سرسپرده آخوندها و معلون مردم و تاریخ نکنید
دوشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۸
Maus و طرحی برای ندا

طرح بسیار زیبایی برای ندا از یک هنرمند ایتالیایی(maus) دیدم حیفام آمد شما نبینید
امروز در رادیو سراسر ایتالیا شنیدم وزارت امور خارجه ایتالیا بدنبال بالا گرفتن تنش و بحران سیاسی در ایران به شهروندان ایتالیایی توصیه کرده حتی الامکان از سفر به ایران خوداری کنند .
روز پنجشنبه هم در شهر تریست ایتالیا نشست هشت کشور بزرگ صنعتی موسوم به گروه هشت آغاز میشود و قرار بود رژیم آخوندی هم در این نشست شرکت کند ولی امروز فرانکو فراتینی وزیر امور خارجه ایتالیا گفت رژیم ایران به این دعوت پاسخی نداده است البته دلایلش به وضوح معلوم است فعلاً آخوندها بفکر نجات عبا و عمامه حکومت هستند و بوی حلوای حاکمیت بلند شده
ویدئو کلیب زیبایی در وبلاگ زهره محسنیپور عزیز دیدم که با صدای ماندانا روستایی ضبط شده و این سروده را به ندا تقدیم کرده این ویدئو کلیب را هم اینجا قرار میدهم. و این روزها ویدئوهای زیادی از جوانان پر حرارت که احساسات سرشار خود را در میادین و خیابانهای تهران ابراز میدارند و در دسترس عموم قرار میدهند در اینترنت مشاهد میشود
برخیز، تا طریق رهایی را
در چشم های ندا بیاموزیم
و زلاله های سرخ، برافروزیم
شبهای ِ انتظار ِ شکفتن را
بنگرید قاتلان ، بنگرید قاتلان

جهان
با چشمهای حیرت
جان دادن در میدان را دید
جان دادن در ایران را دید
و من دیدم
چشمهای خیره تو را
روی افق
تا دور باز
در پی آزادی
بر روی همان اسفالتی که ندا در امیرآباد غرق در خون شد، از آن روز تا الان جوانان حضور دارند و تا انتقام از خامنه ای جلاد نگیرند آرام نخواهند گرفت و با فوارههای فریادشان، میهنیترین اعتراضات را در هر محله و میدان سر میدهند
ندا خون پاکش را فدیه راه رهایی خلق و میهن کرد. صورت خونین و معصوم او مهر نامشروع بودن آخوندها را برای همیشه بر پیشانی ولی فقیه زد حتی نسلهای آینده هم این صورت خونین را به یاد خواهند آورد. آخه مردم چطور میتوانند این آینه چشمهای باز را که در کوران مبارزه با رژیم آخوندی رنج و درد سالیان ظلم بر زنان در آن جاری است را فراموش کنند
چهارشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۸
اخبار کوتاه از ایران

جمع آوری پارابل ها در ایران و مفقود شدن مجروحین در بیمارستان سپاه
خبر از ایران

● بنابه اطلاعاتی که به ایران امروز رسیده است. برای ایجاد وحشت در مردم حامی اصلاحات و تغییر، از طرف شرکت مخابرات ایران بطور اتوماتیک با تلفنهای شخصی تماس برقرار میشود و ضمن تهدید آنها اعلام میکنند که عکس آنها را در تظاهرات دارند و بموقع با آنها برخورد خواهند کرد.
هشدار: با تلفن منازل مردم تماس می گیرند و یک نوار ضبط شده می گوید که شما امروز در راهپیمایی بودید اگر تکرار شود برخورد می کنیم
در خبر شفاهی دیگری آمده است که:
● به طور ضربتی الان ریخته اند تو نیاوران و فرماینه و دارند ماهواره ها رو جمع می کنند. می خواهند در کل تهران ماهواره را جمع کنند... توصیه می شود در را به روی آدم های ناشناس باز نکنید...لطفا به همه تلفنی اطلاع بدهید... بچه ها خبر موثق و مهم از ایران : وزارت بهداشت بخشنامه کرده که همهٔ امبولانسها باید مجروح ها رو ببرند بیمارستان سپاه، مجروح ها روسوار امبولانسها نکنید ، با ماشینهای شخصی برسانید این خبر قطعیه
● توصیه می شود که مجروحان را با اتومبیل های شخصی به بیمارستان برسانند زیرا به آمبولانس های اعتمادی نیست و مجروحان مفقود می شوند.
● اگر در خیابان نزدیک محلهای شورش هستید حتما موبایل خود را خاموش کنید.به راحتی می توانند از طریق آنتن های بی تی اس شماره موبایل های موجود در آن منطقه را شناسایی کنند و شماره ها را برای استفاده امنیتی بردارند مسئله جدیست راحتترین و مطمئن ترین راه شناسایی افراد موبایل انهاست! فراموش نکنید که به دوستان هم ارسال کنی.
● طبق گزارشی که از حلقه درونی نظام به بیرون درز کرده است، صبح امروز شانزده نفر از افسران ارشد سپاه پاسداران بازداشت شده اند. این افسران با تماس با تعدادی از افسران ارتش، در صدد پیوستن نیروهای مسلح به مردم بودند. این افسران امروز به نقطه ی نامعلومی در شرق تهران انتقال داده شدند.
● خبر دستگیری مهسا امرآبادی و حمله به خانه مسعود باستانی، روزنامه نگار تائید می شود. لطفاً به هر نحو ممکن منتشر کنید. مسعود باستانی و مهسا امرآبادی هر دو یک زوج روزنامه نگار هستند که طی انتخابات اخیر تنها به فعالیت های رسانه ای مشغول بوده و از مهندس موسوی حمایت کردند. نیمه شب گذشته ماموران پلیس امنیت تهران به منزل مسکونی این زوج جوان آمده و علی رغم اینکه باستان در منزل نبوده است وارد خانه شده و امرآبادی و همچنین دو تن از مهمانانشان را بازداشت کردند. به گفته مادر مهسا امرآبادی بر اساس برخی شنیده ها در حال حاضر این روزنامه نگار در زندان اوین به سر می برد و اطلاعی از مهمانان ایشان هم در دست نیست.
● من پزشك هستم و در بيمارستان رسول اكرم در خيابان ستارخان مشغول به كارم. ديروز تعداد ۳۸ نفر به دليل اصابت گلوله در اورژانس بيمارستان ما پذيرفته شدند كه ۱۰ نفر آنها كشته و بقيه زخمى بودند. الگوى زخمها حاكى از اين بود كه مردم به رگبار بسته شده اند زيرا بسيارى از مجروحين دو يا چند گلوله خورده بودند و محل اصابت گلوله ها نيز بسيار نزديك به هم بود، به عنوان مثال پير مردى ۶۸ ساله در دو ناحيه كتف چپ و سمت چپ شكم مورد اصابت قرار گرفته بود و يا پسرى ۱۸ ساله از ناحيه كف و مچ دست هدف قرار گرفته بود. شرح حال اخذ شده از مجروحين و نيز الگوى زخمها نشان مى داد كه تير اندازى از پشت بام انجام شده است، مثلا جوانى ۳۲ ساله از كمر مورد اصابت قرار گرفته بود ولى گلوله از جلو و از قسمت ران خارج شده بود.
بنا به گفته مجروحين تير اندازى به طور ناگهانى و زمانى آغاز شد كه سيل جمعيت در حال عبور از كنار يك پايگاه بسيج در شمال ميدان آزادى (اول بزرگراه محمد على جناح) بود. به گفته مجروحان يك اتومبيل در مقابل درب آن پايگاه به شكلى پارك شده بود كه كسى نتواند با شكستن در وارد آن شود و اين امر نشانه برنامه ريزى قبلى براى تير اندازى مى باشد. به گفته شاهدان حدود ۴ نفر بسيجى از پشت بام اين مركز به طور ناگهانى اقدام به تيراندازى نمودند به نحوى كه حتى كسانى كه قصد نجات زخمى ها را داشتند خود نيز مورد اصابت قرار مى گرفتند. يكى از مجروحين مى گويد در حالى كه پشت يك اتومبيل پناه گرفته بودم زخمى شدم.
در اين مرحله مردم خشمگين به اتومبيل پارك شده در مقابل اين پايگاه حمله كرده و آنرا به آتش مى كشند ولى نمى توانند وارد پايگاه شوند. در ادامه پليس ضد شورش به همراه گروه هاى ديگرى از بسيجيان براى پراكنده كردن مردم خشمگين از راه مى رسند كه در اين مرحله نيز در قسمت هاىى از طول خيابان جناح (به عنوان مثال در نزديكى مترو) عده ديگرى نيز كشته و زخمى مى شوند.
طبق اطلاعاتى كه امروز صبح از پزشكان بيمارستان امام خمينى كسب شد، به اين بيمارستان نيز در طى ديشب ۳۸ كشته كه با گلوله مستقيم كشته شده بودند منتقل شده است.
لازم به ذكر است كه در بامداد امروز پليس امنيتى تمامى جنازه ها را به زور از بيمارستان تحويل گرفته و آنها را با وانت به محل نا معلومى منتقل كرده است و خانواده بسيارى از آنان حتى از كشته شدن فرزند خود نيز بى خبرند. در بين كشته ها و مجروحين تعدادى كودك ۱۵ و ۱۶ ساله نيز ديده مى شوند.
امروز ساعت ۹ تا ۱۱ صبح دانشجويان و پزشكان بيمارستان رسول اكرم در خيابان مجاور اين بيمارستان تجمع كرده و به توزيع برگه هاىى حاوى اطلاعاتى پيرامون تعداد كشته ها و زخمى ها اقدام نمودند. اين تجمع در نهايت با حضور پليس ضد شورش به پايان رسيد.
دوشنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۸
ترا شناخته ایم، ترا نمیخواهیم
پس از اصرار و پافشاری ولایت فقیه و با عددسازیهای نجومی برای رویکار آوردن احمدینژاد بعنوان رئیسعامل و پیاده کننده سیاستهای خامنهای و به شکل بسیار مسخرهای این گماشته ولیفقیه از صندوقهای حکومتی بیرون آمد.
امٌا جهان خشم و اعتراض مردم به پا خواسته ایران را بعد از این انتصابات شنید .گرچه تلفنها و پیامکها را بستند و خطوط اینترنت را تضعیف، و پارازیتها را فعال و سایتها را قلع و قمع کردند امٌا صدای خشم فرو خورده 30 ساله مردم چنان بود که حتی آنهایی که اشتیاق شنیدن این صداها را نداشتند، آن ها هم شنیدند
واقعیت این است که مطالبات مردم از حاکمیت، فراتر از خواستههای کروبی و موسوی است وقتی مردم شعار مرگ بر دیکتاتور سر میدهند، دقیقاً احمدینژاد و سید علی پینوشه دشمن مردم ایران، یعنی شاخص این رژیم را هدف قرار میدهند.
ارجاع بررسی قانونی نتایج انتخابات به شورای نگهبان هم فریبی بیش نیست. اعضاء شورای نگهبان را خود خامنهای عزل و نصب میکند و معلوم نیست از کی تا حالا این جنایتپیشهگان اهل قانون شدهاند امروز هم رژیم، تظاهرات بزرگ تهران را غیر قانونی خوانده بود و اگر مردم التزام به قوانین در چارچوب ولایت فقیه را قبول داشتن باید از خانههایشان بیرون نمیآمدند
نیروهای سرکوبگر با تمام قوا به جان مردم بیدفاع افتادهاند و اصلاح طلبان حکومتی هم به جای به آرامش دعوت کردن سرکوبگران، مردم را به آرامش دعوت میکنند باید بیدار و هوشیار بود در قیام 18 تیر هم خاتمی مردم و دانشجویان را به آرامش دعوت میکرد ولی وقتی بقاء حاکمیت آخوندی به خطر افتاد همین خاتمی باصطلاح اصلاح طلب سرکوب دانشجویان را تائید کرد. یادمان باشد که سگها اول سر یک استخوان همدیگر را پاره پاره میکنند ولی بعد در آفتاب کنار یکدیگر می نشینند و همدیگر را میلیسند
حالا که انتخابات آخوندی به زبان خود سردمداران فاقد مشروعیت و اعتبار است باید خواستار انتخابات آزاد و دموکراتیک تحت نظارت ملل متحد بشویم. بخوبی دیدیم و شاهد بودیم که انتخابات آخوندی وسیلهای بود برای سرکوب مردم ایران. رژیم در موقعیتی قرار گرفته که حتی روزنامههایش ناگریز خطر سرنگونیاش را جار میزنند.امٌا این بار خامنهای آتش را در کاغذ پیچیده است
شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۸
خطاب به رهبران کشورهای جهان
خطاب به رهبران کشورهای جهان
عالیجنابان
ما امضاء کنندگان این نامه در حمایت از تظاهرات میلیونها نفر از هموطنانمان که آراء آنها با تقلب به نفع کاندیدای مد نظر روحانیت حاکم دزدیده شد از شما درخواست داریم از پذیرفتن و تبریک گفتن به رئیس جمهوری دروغین که هم اکنون به سرکوبِ مردمِ معترض، در خیابانهای کشورمان با خشونت تمام عمل میکند خودداری فرمایید.
مملکت ما در گذر به سوی دموکراسی در شرایط حساسی است و ملتهایی را که به این مبارزه احترام میگذارند به خاطر خواهد سپرد.
جمعه، خرداد ۲۲، ۱۳۸۸
چهارشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۸
دوشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۸۸
جمعه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۸
مناظره تلویزیونی

هر چقدر به روز انتخابات نزدیکتر میشویم جنگ گرگها گستردهتر و عمیقتر میشود چون سرفصل تقسیم غنائم و گرفتن سهم قدرت نزدیک میشود این روزها باندهای ِخیز برداشته برای احراز پست ریاست جمهوری نه به فکر آبروی نداشته خودشان هستند و نه به فکر آبروی جناح باند مقابل هستند
این مناظره تلویزیونی در قد و قواره رژیم آخوندی نبود و ظاهراً فکر عواقب آن را نکرده بودند و شاید هم خود خامنهای برای بیرون کردن رقیبان احمدی نژاد اجازه همچین مناظرهای را داده، امٌا یقیناً پیامدها و بهای سنگینی برای این حکومت به همراه خواهد داشت.
در این مناظره حرفهایی زده شد که مخالفان حکومت از قدیم الایام فریاد میزدند و به خاطر همین حرفها بسیاری اعدام میشدند. مگر مخالفین و اعدام شدگان چه میگفتند!! میگفتند این حکومت دزد است، چپاولگر است جنایت میکند و تروریسم صادر میکند. مردم ما تحت این حاکمیت فقیر هستند و بیکارند، اعتیاد و فحشاء و فساد بیداد میکند
مخالفین اعدام میشدند چون حاضر نبودند طرف ظلم را بگیرند و سردمدارن این حکومت صدای حق طلبی آنها را خاموش میکردند و 30سال به کشتار و خونریزی و جنگ و چپاول ادامه دادند. در این مناظره دست همدیگر را رو میکردند ولی خودشان از رو نمیرفتند.
این همه سران حکومت قانون، قانون، میکنند آیا این قانون و قوانین شامل حال سردمدارن حکومت نمیشود؟! و قوه قضائیه کاری به این نوع کارها ندارد؟! براستی آیا هنوز عاقلی هست با دیدن این برنامه و رو شدن این همه غارت و چپاول با پای خود دوباره به این چاه انتخابات برود !! و یکی از این جانیان را بعنوان نمایند کشور خود انتخاب کند ؟!
چهارشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۸
جنایات رژیم را امضاء نمیکنم

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آخوندی بعضی از وبلاگنویسان دوباره شروع کردن به تبلیغات که اگر تحریم کنید دوباره احمدینژاد میآید ! بروید و به میر حسن موسوی رای بدهید و تحریمیها، و خارج از کشوریها را مورد مواخظه قرار میدهند و مینویسند که لطفاً برای ما تعیین تکلیف نکنید و از بیرون برای ما نسخه نپیچید شما که در خارج با خیال راحت زندگی میکنید نمیفهمید ما این جا چه میکشیم .
برای ما خیلی فرق میکند اگر احمدینژاد نباشد و مثلاً موسوی باشد همانطوری که وضعیت سیاسی امروز با دوران خاتمی متفاوت است بالاخره این کاندیداها ماهییتشان متفاوت است !!
مسئلهایی که این وبلاگنویسان امدادرسان به آن توجه ندارند و یا این که میدانند ولی آن را عنوان نمیکنند نادیده گرفتن رویارویی ولایت فقیه و تمامیت رژیم درمقابل مردم ایران است. و بخصوص این روزها این رویارویی را در گسترش حرکتهای اعتراضی دانشجویان و در آستانه انتخابات در دانشگاهها میبینیم . هر باندی میخواهد نشان بدهد که در دانشگاه مشروعیت دارد ولی هر کدام از این نامزدها وقتی برای سخنرانی به دانشگاه رفتند دانشجویان تجمعات اعتراضی بپا کردند در تهران، بابلسر، شیراز، کرمان، تبریز، و …. و این نامزدها، و گماشتهگان ولی فقیه را رسوا کردند
خب این دانشجویان که خارج از کشوری نیستند که از تحریم صحبت می کنند؟ و از دستهای خونین شالهای سبز میگویند و بر سر موسوی فریادمیکشند که خاوران هنوز سرخ است .
دانشجویان میفهمند و میدانند که در درون رژیم جنگ گرگها بر سر کسب قدرت، و منافع باندی است و جدال باندی بالا گرفته است و بخاطر این دانشجویان فریادمیزنند که دانشگاه تریبون تبلیغات باندها نیست و وقتی در سخنرانی موسوی داد میزنند مرگ بر دیکتاتور یعنی چشم امیدی به اصلاح طلبان قلابی ندارند و به کل نظام نه میگویند
وقتی مدتی پیش اکبر علمی آمد و گفت که گردانندگان اصلی باندهای های اصلاح طلبی و اصولگرائی مشتی سیاست باز حرفه ای هستند که برای رسیدن به قدرت و یا حفظ آن متناسب با زمان و مکان لباس جدیدی بر تن می کنند که هیچ برازنده آنها نیست و اغلب نیز هیچ اعتقادی به آنچه که تظاهر می کنند ندارند همه این ها سر و ته یک کرباسند و پیشینه مشترکی در سرکوب مردم و آزادی ها دارند. این حرفها را که دیگه ما خارجه نشینان نزدیم
رژیم تشکیل شده از باند حتی خودشان می گویند باند مافیایی و هر باندی هم دنبال منافع خودش است اگر منافعش ایجاد کرد حتی جهت عوض میکند میرحسین موسوی میاد به احمدی نژاد میگوید 300میلیارد دلارنفت چی شد؟ از آن طرف صفار هرندی که در باند احمدی نژاد هست میاد و میگوید 200 میلیارد دلار پول نفت دوره نخست وزیری شما،جناب آقای موسوی، 20 سال پیش چی شد؟
از آن طرف به کروبی میگویند پولهایی که از جزایری گرفتی چی شد؟ کروبی شعار اصلاح طلبی میدهد کیهان میاد میگوید جناب شیخ بگذار مسائل سر بسته بماند بهتر است نگوئیم طبقه 11 ساختمان خیابان طالقانی چکار کردی پروندهها را رو میکنیم ! این وسط خامنهای که در راس نظام پوسیده قرار دارد و میخواهد کلیت نظام را حفظ کند، من و شما را دعوت به شرکت کردن در انتخابات و مشروعیت بخشیدن به چپاول و دزدی و جنایت میکند.
رفتن پای صندوق و نقطه عزیمت این امر، مشروع دانستن و به رسمیت شناختن سیاهکارترین رژیم مستبد مذهبی است این رژیم از کی تا حالا انتخابات آزاد داشته اگر انتخابات واقعی و آزاد داشت که اصلاًً کارش به این جا نمیکشید و به راحتی میآمد و انتخابات را زیر نظر ارگانهای بین المللی انجام میداد حالا که سیاست ولایت فقیه در داخل فلج شده حالا که جامعه جهانی رژیم را بایکوت کرده شما میخواهید با رای دان به موسوی و یا کروبی، بایکوت شدن رژیم رسوا توسط مردم را بشکنید !!
اگر کسی ذرهای شرف و ذرهای ایرانیت داشته باشد جنایات رژیم را امضاء نمیکند چه در داخل باشد و چه در خارج، و دجالیت آخوندی را در هر لباسی که عرضه شود افشاء میکند چه در عبا و قبای کروبی و چه لباس آ میر حسین موسوی، و چه در مدل ساده کاپشین احمدینژاد و چه در لباس پاسدار سبزعلی رضایی ! ولایت فقیه نه ماندنی است و نه اصلاحپذیر، و در تمامیتش باید برود
پ ن
چند تا از دوستان عزیزم وبلاگ تحریم را براه انداختند من هم با حمایت از تحریم به عدم مشروعیت رژیم گواهی میدهم
دوشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۸۸
شنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۸
« نه » بزرگ به انتخابات آخوندی

قرار است بزودی انتخابات ریاست جمهوری آخوندی برگذار شود در طول این سی سال رژیم بارها و بارها بوضوح نشان داده است که شرکت دادن مردم در تعیین سرنوشت خود در دستگاه ولایت فقیه سرابی بیش نیست !! و داوطلبان نامزد ریاست جمهوری هم سرشت و هم سرنوشت ولی فقیه هستند.
و در طول این سی سال رژیم با عملکرد ضد ایرانی و ضد بشری خود جای هیچ گونه توهمی درباره ماهیتش برای هیچ کس باقی نگذاشته است حکومت سفیانی خامنه ای از یک طرف با ظلم و ستم حکومت میکند و از طرف دیگر از قربانیان ستم دیده میخواهد تا در صحنه انتخابات حضور پیدا کنند و بر انتصابات شورای نگهبان او رای تائید بدهند
این انتخابات ضد مردمی آخوندها نامشروع است تمام نامزدهای که برای خدمتگزاری و اشغال کرسی سید علی خامنهای تلاش میکنند خیانتکار هستند و در جرم و جنایت و تجاوز به نوامیس مردم ایران، و در نابودی سرمایه های انسانی و سرمایه های ملی شریک جرم و هم سفره ولی فقیه هستند
و کسی که به این پست خدمتگزاری به ولایت فقیه گماشته شود جز لعنت و نفرین مردم و بجز مهر خیانت و ننگ و مردم فروشی نصیبی نخواهد داشت
همانطوری که در خبر ها آمده بود 22 اردیبهشت ماه خود شخص خامنهای بر خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی که در آن آمده است ولی فقیه در امر انتخابات نباید دخالت کند در سنندج تبلیغات انتخاباتی را استارت زد
البته مردم ایران بخوبی آگاه هستند و میدانند ولی فقیه، قانون و قواعد سرش نمیشود و در ایران ولی فقیه نماینده باصطلاح خدا بر روی زمین است و از هر سلطان قدر قدرتی اختیاراتش بیشتر است . امٌا اینکه چرا ولی فقیه خودش وارد این نمایش میشود و تبلیغات راه میاندازد را باید درک کرد چون معمولاً نظام های مستبد بر سر انتخابات فرمایشی سر و صدای زیادی براه نمیاندازند و کارشان را جلو میبرند و انتصابات از پیش تعیین شده را وارد صحنه میکنند. حالا چی شده این قدر خامنهای اصرار به کشیدن مردم پای صندوقهای رای را دارد !
در جواب باید گفت ولی فقیه مجبور است و نیاز دارد تا این نظام پوسیده را حفظ کند اگر نظام ثبات سیاسی داشت وارد معرکه نمیشد و البته مخاطب این تبلیغات هم مردم ایران نیست چون مردم ایران با نه بزرگ سالهاست این حکومت را فاقد مشروعیت سیاسی میداند
امٌا مخاطب اصلی ولی فقیه جامعه جهانی است میخواهد به هر دوز و کلک که شده نشان دهد که پایگاه اجتماعی دارد و میتواند 30 میلیون نفر را پای صندوقهای آرا بکشاند تا شرکتهای تجاری خارجی متقاعد شوند که در ایران ثبات سیاسی و اقتصادی وجود دارد تا بتوانند با خیال راحت در ایران سرمایه گذاری کنند
و لابیهای رژیم ببینند اگر چه این رژیم مستبد است ولی مردم ایران این نظام را میخواهند و مماشاتگران را به کارزار روابط سیاسی و اقتصادی بکشاند و از الان هم یک کیسه 30 میلیونی آرا، برای انتخابات دوختهاند
مشارکت در انتخابات آخوندی به عنوان رای به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد و رژیم از این آرا برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد کرد
نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از داخل نظام هستند نمیخواهیم خودمان را گول بزنیم احزاب سیاسی و اپوزیسیونی در این انتخابات وجود ندارد تا وقتی که احزاب سیاسی در کشور وجود نداشته باشد صحبت از انتخابات آزاد یاوه گویی است.
دراین 30 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی است، و باید همه نامزدها مورد تائید شورای نگهبان قرار بگیرند و کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد میشوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار میکنند
با تحریم این نمایش یک بار دیگر همه مانورهای به اصطلاح انتخاباتی رژیم نامشروع ، ضد ملی و ضد میهنی را برملا سازیم. تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است. با نه بزرگ خود خواستار نفی تام و تمام این حکومت غاصب شویم و در سرنگونی آن سهمی داشته باشیم

شنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۸
چهارشنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۸۸
تجمع اعتراضی عفو بین الملل در مقابل سفارتخانه رژیم در رم
شنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۸
برای دلارا، نقاش دیوار حسرت


برای تو، دلارا
از استاد چیره دست تابلویی خواستم
فرو رفت در اعماق آبها
تا رنگهای چشمانت را بیابد
زغالسنگ از معدنچیان گرفت
برای رنگ گیسوانت
و گیسوبندی
از غبار نقرهای ستارگان برکشید
برای رنگ سرخ لبانت
از دره باغهای شمال
تمشکهای دانه درشت چید
برای مخمل پوست تو
آفتاب غروب را برگزید
برای امواج گیسوانت
باد را فراخواند
و تو را در سفره دشت سبز نقش داد
در میان بابونهها و غنچههای زنبق
برای قاب آن
نور نقرهای ماه را گرفت
و تابلویی از جشنواره رنگ کشید
برای تو که همه رنگها را
جز با مداد سیاه نمیکشیدی
برای تو،
نقاش دیوار حسرت
که رنگهایت را حرامیان شب دزدیدند
ح مقدم (بادبان)
نمایش نقاشی های دلارا دارابی
پنجشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۸
چهارشنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۸۸
هر دم از این باغ بری می رسد

دوست بسیار عزیزم خانم اصفهانی درمورد کاریکاتور سیاست سیب زمینی احمدی نژاد برایم نوشته است آیا یک کمی برخورنده نیست به مردم؟ درضمن که زیادی قدرت احمدی نژاد را نشان میدهد .شاید اگر آن دام زیرش صندوق رای بود و آن فرد به صندون می افتاد بهتر میشد
ضمن تشکر از خانم اصفهانی که همواره مشوق کارهایم است توضیح یک نکته را ضروری میدانم
هدف و منظور من از این کار همان گونه که در بالای کاریکاتور آمده است نشان دادن سیاست احمدی نژاد ( سیاست سیب زمینی) برای اخذ رای در انتخابات آتی است و به سادگی این ریا کاری را به تصویر کشیدم و فکر می کنم به دور از واقعیت نیست و هدف سورژه کار، تحقیر و توهین به مردم نیست بلکه تحقیر آن تعداد قلیلی است که مرعوب سیاستهای شوم احمدی نژاد میشوند و به دام و فریب او میافتند و در انتخابات او شرکت میکنند و به این قدرت پوشالی او مشروعیت میدهند
و اگر به نظر این کاریکاتور زیادی قدرت احمدینژاد را نشان میدهد، همان طور که به وضوح مشاهده میشود این قدرت زیادی، کاملاً پوشالی است و بر مبنای عوام فریبی و ریاکاری قرار گرفته است و هیچ گونه مشروعیت سیاسی ندارد و برای بهره برداری تبلیغاتی از آن استفاده میشود
گر چه احمدی نژاد خودش را ابر قدرت جهان، و آماده مدیریت جهانی میداند ولی در معادلات سیاسی کسی این حرفهایش را نمیخرد
اگر با تصویر نتوانستم منظورم را بازگو کنم امیدوارم با این توضیح مختصر توانسته باشم به این دوست عزیزم پاسخ داده باشم
دوشنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۸
پروژه موفق الربیعی

دولت عراق تصميم به منحل كردن پست مشاور امنيت ملي به رياست موفق الربيعي گرفته است. هم روزنامههای عراقی نوشتند و هم سایت ایسنا این خبر را نوشته ، موفق الربیعی حرفهای خامنهای و احمدینژاد را در عراق دیکته میکرد و قول بر چیدن کمپ اشرف در عراق را به سران رژیم داده بود و این خدمتگزار آخوندها در مصاحبههایش از شمارش معکوس برای اخراج مجاهدین و محاکمه رهبران آن در دادگاههای عراق خبر میداد . امٌا انگار قبل از این که موفق الربیعی از کمپ اشرف خلاص بشود، این ساکنان اشرف هستند که از شر موفق الربیعی دارند خلاص میشوند
شنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۸
25 آوریل سالروز آزادی ایتالیا
25 آوریل سالروز آزادی ایتالیا و یادآور تجربه بزرگ تاریخی برای مردم این کشور است و در این روز تاریخی مردم از جنگ طلبی و جاه طلبی و خودکامگی موسولینی رهایی مییابند و با نشان دادن مقاومت جانانه نظام نازی فاشیستی را فرو ریختند .
بی اختیار از خود میپرسم اگر این مقاومت و جانفشانیهای پارتیزانها نبود فاشیسم موسولینی چه بر سر این نسل، و مردم ایتالیا میآورد اگر آنروزها جنبش مقاومت ایتالیا به شکست منجر میشد آیا این جامعه آزاد امروزی بوقوع میپیوست ؟
امروز 25 آوریل برای مردم این کشور پایان قسمتی از گذشته پر درد است و بازنگری و تجربیات آن ضروری است . گرچه در طول زمان، که آنچنان هم دور نیست این روز تاریخی کم کم در حافظهها کم رنگتر میشود . ولی متاسفانه فاشیسم و موسولینی و هیتلر و اطاقهای گاز و تنورهای آدم سوز ِ آشویتز و گلوهای آویخته بر تیرک چراغ برق ِ خیابان «چرنایا در تورینو » و شکنجهگران خیابان « تاسو » و آنهایی که قربانیان را به فرماندههای نازیها در هتل «رجینا میلان » تحویل میدادند قسمتی از تاریخ نهچندان دور هستند .
آنهایی هم که فاشیست بودند آنها هم در 25 آوریل آزاد شدند . آزاد از خدمت و اطاعت گزاری و کمک رسانی به ماشین مرگ ، و از سرنوشت شوم نجات یافتن . و سه سال نبرد پارتیزانها از افتخارات بزرگ مردم ایتالیا است و مقاومت و پایداری آن ها بود که دشمن را بطور بنیادین درهم شکست .
دوشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۸
آق محمود در کنفرانس ضد نژادپرستي دوربان 2 ژنو

آقا محمود این بار دیگه لازم نیست زحمت به خودت بدهی و به ملاقات جواد آملی بروی و در شرح حضورت در سازمان ملل حرفی بزنی. ما خودمان هم احساس کردیم که فضا يک دفعه عوض شد و همه حدود بيست و هفت، هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند. اينکه می گوییم مژه نزدند، غلو نمی کنیم . اغراق نيست، چون نگاه می کردیم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار يک دستی همه آنان را گرفته بود، آنجا نشانده بود. چشمها و گوش هايشان را باز کرده بود که ببينيد از جمهوری اسلامی پيام چيست.
سهشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۸
حمایت از حقوق قانونی پناهندگان شهر اشرف
دولتمردان ایران هم مقوله حقوق بشر را رقت انگیز میخوانند و به خواست خود تغییر میدهند. به کشتار مستبدانه دست میزنند و جنبشهای مردمی را مورد سرکوبیهای بیرحمانه قرار میدهند از بازداشتهای گسترده دانشجویان و خبرنگاران گرفته تا افزایش جرائم اینترنتی و از دستگیری وبلاگنویسان و نقض آشکار حقوق زنان و کودکان گرفته تا نقض حقوق اقلیتها فقط گوشهای از میراث سه دهه حاکمیت ولایت فقیه در ایران است.
و این غاصبین حقوق مردم نه تنها به حقوق شهروندان خود وقعی نمیگذارد بلکه همچنین پا را فرا تر از مرزهای ایران هم گذاشتند و امروزه دخالت در امور کشور عراق را مجاز میدانند و میبینیم خاک عراق را به کمک آمران و عاملان پنهان و آشکارخود، به میدان تاخت و تاز تروریستی و توطئهها و اقدامات جنگ افروزانه قرار میدهند و مدتی است که ایادی رژیم ایران با دیدارهای مکرر و مذاکرات با مقامات عراقی دور جدیدی از فشارها را، برعلیه ساکنان شهر اشرف افزایش دادهاند
و این در حالی است که خامنهای رهبر مذهبی ایران در دیدار با رئیس جمهور عراق بطور رسمی خواهان اخراج مجاهدین خلق از کشور عراق شده و عملاً از دولت عراق درخواست کرد تا با تعدی و تعرض به شهر اشرف و با زیر پا گذاشتن کنوانسیونهای بین المللی زمینه سازی یک فاجعه انسانی را به کمک دولت عراق تدارک ببینند
اصولاً اهداف رژیم در عراق از همان آغاز سقوط حکومت صدام حسین، بر دو پایه سیاسی و نظامی و در تلاش برای اخراج امریکا و اخراج مجاهدین از عراق قرار داشت و با بیثبات کردن عراق، رژیم ایران تلاش بسیاری کرده است تا در سیاست عراق تائیر گذار باشد. تروریسم دولتی در شش سال گذشته نفوذ گستردهای در ارگانهای مختلف سیاسی عراق داشته و نیروی قدس رژیم بسیار فعال عمل میکرد. رژیم فقط حدود 53 موُُسسه تحت عنوان بازسازی اماکن مقٌدسه در عراق راه انداخته وظاهراً حمایت مالی میکند.
امٌا در یک سال گذشته از اویل 87 رژیم ایران ضربات سنگینی درعراق خورده است و از مهمترین ضربات آن انتخابات شورای استانها بود که عوامل رژیم در این انتخابات شکست خوردند و دیگری امضاء توافقنامه امنیتی، کشور عراق با آمریکا بود که خود رژیم هم به این شکست اعتراف کرد
بعد از این شکست ها بود که رژیم شبکه تروریستی خود را جمع و جور کرد و برای سازماندهی به ایران برد و در شهرهای مختلف ایران تحت عناوین مختلف مثل گردان حزالله ، گروه ویژه ، اهل حق، و..باز سازی کرد و حتی تعدادی را برای آموزشهای تروریستی به سوریه و لبنان فرستاد . و حالا با شبکههای نقل و انتقال سلاح از مرزها و با رفت و آمد کارگزاران و سردمدارانش به عراق در صدد جبران شکست هایشان شدهاند.
خب امروز چه کسی نمیداند که حکومت ایران با هزینه کلان که از جیب مردم ایران صرف میکند توطئه اخراج مجاهدین و بلعیدن عراق را در سر دارد . حکومت عراق و نیروهای چند ملیٌتی به مفاد کنوانسیون چهار ژنو آگاهی دارند، که در آن به عدم تجاوز به حقوق انسانی پناهندگان ساکن اشرف تاکید شده است و آزادیها، و حقوق حقٌهاشان مورد تائید و ضمانت نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل متحد قرار گرفته است و دولت عراق مراعات حقوق قانونی ساکنان اشرف را به نیروهای امریکایی رسماً تضمین کرده است پس این محاصره و رفتار خشونت آمیز به دستور کیست ؟
خوشبختانه برای شکستن محاصره اشرف یک کارزار بین المللی گستردهای شکل گرفته و حامیان مقاومت هیچگاه اشرف را تنها رها نخواهند گذاشت و در کنار آنان هستند و برای حقوق قانونی آنان میجنگند و چندی پیش هم جمعی از وبلاگ نویسان آزادیخواه با براه اندازی وبلاگی در حمایت از حقوق قانونی پناهندگان شهر اشرف فراخوان دادند. من هم به سهم خود از این حرکت پشتیبانی میکنم . چون بسیاری از اشرفیان را شناختم که با شرف زیستن و با شرف مردن .
فراخوان جمعی از وبلاگ نویسان آزادیخواه در حمایت از حقوق قانونی پناهندگان شهر اشرف
برای حمایت از این فراخوان میتوانید به این آدرس ایمیل بزنید
bloggersforafreeiran@gmail.com
چهارشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۸
در دفاع از آزادی بیان
خبرگزاران بدون مرز و تعدادی از نهادهای حقوق بشری برای آزادی این وبلاگ نویس در تلاش هستند . در این تجمع دوستان ما از انجمن زنان دموکراتیک ایرانی در ایتالیا و همچنین مسئول پناهندگان ایرانی در ایتالیا شرکت داشتند .
دوست عزیزم داود چند تا عکس از این تجمع گرفته و در وبلاگش آپلود کرده است
و همچنین جایزه بین المللی ویژه آزادی بیان سال 2008 میلادی هم از طرف سازمان خبرنگاران، ماه پیش در شهر « سیئنا » به این وبلاگ نویس افغانی در بند تعلق گرفت و جایزه دیگری هم به سهراب کابلی که اکثر وبلاگ نویسان با او آشنایی دارند اهداء گردید. سهراب عزیز آن روز در سیئنا جایزه پرویز کامبخش را هم بجای او دریافت کرد و به هنگام دریافت جایزه حرفهای بسیار زیبایی زد
سهراب گفت: من این جایزه را به تمام روزنامه نگاران، نویسندگان و وبلاگنویسانی فارسی زبانم در ایران تقدیم میکنم که هر روز به دلیل دیگراندیشی به زندان میروند و اعدام میشوند. به آن روزنامهنگارانی تقدیم میکنم که فعلا در زندان اوین بسر میبرند. به وبلاگنویسان افغان، خبرنگاران، نویسندگان چه آزاد و غیر آزاد کشورم تقدیم میکنم. ما روزنامهنگاران افغان، راه دشواری در پیش داریم و نباید در این مسیر بازایستیم.
این جایزه هشداری است به جامعه جهانی، به کشورهای که ظاهرا از آزادی بیان حمایت میکنند اما نمیدانند آزادی بیان در افغانستان چه خون دل میخورد. نمیدانند که کمکهای آنان به جایی سرازیر میشود که آزادی بیان را گاهی "حرف مفت"، گاهی "دیگ بخار" و گاهی هم "آنرا تولیدات فرهنگ غربی" میداند. این جایزه هشداری به بیمسئولیتیهای آن کشورها و به ظاهر حامی و مدافع آزادی بیان در افغانستان است. این جایزه هشداری و زنگ باخبریی است که روزنامه نگاران در افغانستان تهدید به مرگ میشوند از کانالهای مختلف چه دولتی و چه گروههای متخاصم قبلی و گروههای افراطیون مذهبی و جدی تر از همه اینکه سید پرویز کامبخش باید آزاد گردد.
عکسهای سهراب به هنگام دریافت جایزه آزادی بیان
شنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۸۸
ای داد و بیداد توفیق پنجاه ساله شد
پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۸
سهشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۸
بی گناه بودم من
سرگذشت ماکوان بسیار غم انگیز است و بعضی از صحنههای آن دلخراش است و خود من همه صحنههای آن را نگاه نکردم ولی چندین بار به آن گوش دادم. تصمیم گرفتم هم فیلم و هم ترجمه آن را در وبلاگ قرار بدهم
مادر عزیزم گریه نکن . وقتی خبر مرگ مرا به تو میدهند، در عزای من گریه نکن
از تو خواهش میکنم گریه نکن و از عریان بودنم شرم نکن اگر چه هیچ پرچمی پیکرم را نمیپوشاند
و زیر گلویم جای طناب را تو خواهی دید.
بی گناه بودم مادرم
در این زندگانی کوتاه و زیبا، در صلح و آرامش بودم . گلی سفید و گلی سرخ در تاریکی
بی گناه بودم مادرم، آن که مرا به قضاوت خواند قلب نداشت
بی گناه بودم، همانند دوران کودکی، که آواز خواندن را به من آموختی
وقتی به تو میگویند که دیگر به خانه باز نمیگردم ، خواهش میکنم گریه نکن، چون که نام من با تو خواهد ماند.
درد تمام شد ، مثل شب که به اتمام میرسد
و تو زیر برق آفتاب چه زیبا هستی، هنگامی که از خانه بیرون میروی و قدم میزنی در خیابانهای پاوه
پاوه، خانهمان، شهر باغها و میوهها، شهری کهن و زیبا، چنان بدیع و زیباست که آن را بهشت ایران مینامند .
تو مرا« بچه» صدا میکردی مادر
حتی وقتی که بازیهای کودکانه در سبد زندگی تمام شده بود
و چه زود تمام میشود آن سنین کودکی که همه باهم، برابر، با یک دیگر به سوی آرزوهایمان میدویدیم .
و زندگانی چه امتداد بی انتهایی داشت، همانند آن سوی آسمان پر ستاره زاگرس
به هنگام بازداشتم بی گناه بودم
قبل از این که جانم را بگیرند، در مقابل چشمهای خدا واقعیت را به قاضی گفتم، من هیچ کاری نکردم
وقتی به من اهانت کردند، من بی گناه بودم
وقتی به من گفتند نفس کشیدنم گناه است و طپیدن قلبم جنایت است، بی گناه بودم من
وقتی مرا بر پشت چارپا در خیابانهای پاوه گرداندند،
تا این که مردم به من بخندند و بگویند این پسر بچه دشمن خداست ! بی گناه بودم من ، ولی سرم را بالا نمیکردم مادر
چون میترسیدم تو آن جا باشی . آخر چطور میتوانستی تحمٌل دیدن فرزندت را داشته باشی، بی گناه بودم من
امٌا لحظهای سرم را بالا گرفتم، دیدم همشهریهایم دوستانم به من نمیخندند.
در چشمهایشان اشگ داشتند و در دستهایشان شاخههای گل.
گلی سفید برای بیگناهی ، گلی سرخ برای جاری نشدن خون
میدیدم نامم بر لبان هزاران نفر نقش میبست و مثل عطر گل در باد میپیچید « ماکوان »
ماکوان ما بیگناه است
و آن نام برآسمان بلند میشود و خدای را سپاس میگوید، سبکبال است،
و باد آن نام را با خود میبرد، دورتر و دورتر به آن سوی جهان
همه برای من میگریستن و نیایش میکردند و شکایت از سکوت میکردند
و بعد به جلادانم التماس میکردند، تا زنده بمانم . و چند روزه گلها و التماسها به قضات من رسیدند
هنوز کودکی بیش نبودم مادرم، وقتی آتش مقدس عشق در وجودم شعله ور شد.
در آن هنگام رویاها و عواطف بی نام بی نما، به احساسات واقعی و زنده نمودار گشت، همانند پرستوها
و به لحظه بخشش، دریافتم که کهن پاوه را بهشت مینامند، چون پر از فرشتگان است
آنگاه دریافتم که عشق نیایش است و خداوند نور است و سکوت و ظلمت در قلب جهان جای دارد
مادر عزیزم وقتی در شب با خاطره لبخند من بیدار میشوی گریه نکن، تنها ستاره من بودی تو،
تنها مرهم برای چشمان من بودی، همان چشمانی که عادت به تاریکی نداشت
زندگی را دریاب ستاره ، در شبهای بدون ماه، وقتی که باد عطر یاس را با خود میآورد من در آرامش جاودان هستم
مرا برای همیشه به خاطر بسپار همانند خودت زنده، نجیب و خوب و سخاوتمند .
وقتی خبر مرگ مرا به تو میدهند، و با صدای ناخوشایند میگویند: تمام کرد،
تو امٌا انعکاس صدای فرشتگان را خواهی شنید، نوری سوسوزنان تکرار میکند که نمرده است
بیگناه نمیمیرد، چون مرگ جلادان را باز خواست میکند .
امٌا حالا میخواهم در آرامش باشم چون درد کاهش یافت، با یادبود خاتمه یافت
چشماهایم را فرو میبندم، بر پیشانیام بوسه بزن
شب بخیر مادر، شب بخیر فرزندم
وقتی فردا دستهای تو قامت مرا میشوید، من هم ستاره میشوم
پنجشنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۷
سالی نو و صلیبی نو

سهشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۷
اشرف، شهر خواهر و پارتيزان پير- كاظم مصطفوي
در نوامبر گذشته وقتي به كونئو رفتم تا با دون آلدو بنه ولي، قهرمان مقاومت ضد فاشيستي ايتاليا، و دوستانش ملاقات كنم اصلا تصور نمي كردم كه با چنان پير مردي روبه رو شوم. چون كه من هرچه نگاهش مي كردم پير نبود. هم به لحاظ جسمي و هم به لحاظ روحي. متين و فروتن، با نگاهي جهانديده به استقبالمان آمد. جلو در ورودي شهرداري كوئنو بوديم. دون آلدو با مهرباني ما را به داخل ساختمان شهرداري دعوت كرد. همين كه خواستيم از پله ها بالا برويم در سر پيچ پله ها به كتيبه يي اشاره كرد و پرسيد آيا مي دانيم اين كتيبه چه نوشته شده؟ بعد خودش به كتاب كلفتي با جلد سرخ كه زير كتيبه قرار داشت اشاره كرد و گفت: وقتي كه نازيها به اينجا حمله كردند فرمانده شان گفت كه بايد مجسمه بزرگ او را در ميدان شهر برپا كنيم. بعد يك شاعر اهل كونئو برايش اين شعر را گفت. دون آلدو بعد به كتيبه اشاره كرد و برايمان خواند:
امروز و هميشه مقاومت
هميشه ياد بودي را كه از ما مي خواهي خواهي داشت
ولي مائيم كه تصميم مي گيريم كه با كدامين سنگ آن را بنا كنيم
نه با سنگهاي سياه شده از دودهايي كه تو شهرهايمان را نابود كردي
نه با خاك به خاك سپرده شدگان ما، همرزمان ما
نه با برف كوههايي كه در دو زمستان با تو جنگيدند
نه با بهار اين دره هايي كه ترا در حال فرار ديدند
بلكه با سكوت شكنجه شدگان سخت تر از سنگ
با صخرةاتحاد بين مردان و زنان آزادي
كه يكي شدند براي نفس وجودشان و نه از روي تنفر
مصمّم برا ي شكست دادن شرم و وحشت دنيا در اين خيابانها
اگر باز گردي، ما را دوباره در جاي خود خواهي يافت!
مرده يا زنده، با همان عزم يك خلق متحد
به دور يك مجسمه يادگاري كه نام آن خواهد بود
امروز و هميشه مقاومت!
بعد كه شعر را خواند سرش را پايين انداخت و آن چنان كه گويي از خودش سؤال مي كند ادامه داد: در آن روز كه دستگير شديم 7نفر بوديم. ما را محكوم به اعدام كردند. در صبحگاهي 6نفر از ما را به جوخه سپردند. من نمي دانم و تا الان هم نمي دانم چه حكمتي بود كه خدا مرا زنده نگهداشته است». به او گفتم مي داني چرا مانده اي؟ و بيدرنگ اضافه كردم به خاطر اين كه امروز از اشرف دفاع كني.
من روزهاي بعد تحت تأثير مهربانيهاي دون آلدو و دوستانش و با ياد شاعري كه اين گونه شجاعانه در برابر فاشيسم ايستاد نوشتم:
اشرف تو تنها نيستي
اشرف تو تنها نيستي
خواهري داري در دامنه آلپ
با خاطراتي از گلهاي سرخ
وقتي كه بادهاي هرزه مي وزيدند
و در گوش باغهاي سبز خانه پائيز را زمزمه مي كردند
خواهر تو با ردايي از بهار
تاريخ خود را با پارتيزانهايش نوشت
و آنان كه جنگيده بودند و آزادي را باور داشتند.
خواهر تو فرزنداني داشت
كه نام يكي از آنها «گالين برتي» بود
و وقتي تيربارانش كردند در 15200 شهيد ديگر تكثير شد
و در روز بعد در هزاراني كه زنده ماندند ادامه يافت
همانان كه اكنون تو را يافته اند
و مي دانند وقتي خواهران گمشده همديگر را بيابند
ستارگان تمام كهكشانها مي خندند.
خواهر تو
فاشيستها و نازيها را به خوبي مي شناسد
همچنان كه پارتيزانهايش را
و همچنان كه خواهران ديگرش را در هركجاي ديگر دنيا.
اشرف تو تنها نيستي!
اشرف تو و خواهرانت از مادري هستيد كه مقاومت نام دارد
مادري كه همه مبارزان و رزمندگان را بزرگ كرده است
و مادري كه به آنها آموخته
دشمن ناگزير از شكست است وقتي كه ما اراده كنيم
اشرف امروز خواهرت را در كونئو يافتي
و خواهران ديگرت در اين سو و آن سوي كوههاي ديگر
و برادرانت در نيويورك و ژنو
و نقطه به نقطه ايران تو را مي جويند.
فردا در قلب تهران خواهران تو گردخواهند آمد
و تو را با شهيدان و اسيرانت بوسه باران خواهند كرد
اينك اين خواهرت كونئو
و اين تو با همة سرفرازيهايت!
حالا اين چند روزه اشرف به دستور ولي فقيه مورد تهاجم قرار گرفته است. رفسنجاني كه مردي است براي تمام فصول توطئه به بغداد رفت تا طرح اجرايي بفرمودة ولي فقيه را براي زمينه سازي يك قتل عام گسترده تكميل كند. و مجاهدين مستقر در اشرف دارند مقاومت مي كنند. يعني تنها كاري كه آموخته اند و در آن استاد بي بديل هستند. مجاهدين از اولي كه خميني روي كار آمد كاري جز مقاومت نداشته اند. هنوز خاطره صف بستن و زنجير درست كردن در حفاظت از ستادهاي مجاهدين را در تهران و شهرستانها به خاطر داريم. اما اكنون در مدار و با كيفيتي كاملاً متفاوت. الان اشرف تنها نيست. همه وجدانهاي بيدار و همة انسانهاي ضد فاشيست و همه قلبهايي كه براي آزادي مي تپد در اين نكته با « دون آلدو بنه ولي» همصدا هستند: «جنبش مقاومت ايران براي من يادآور مبارزاتي است كه مقاومت ما در همين شهر كونئو عليه فاشيسم مي كرد. من تنها باز مانده از ميان شش اعدامي آن موقع بودم . اكنون كه مي بينم در خيابانهاي ايران جوانان اعتراض و مقاومت مي كنند، وظيفه خودم مي دانم كه از اين مقاومت حمايت كنم... در روز بيست و پنجم آوريل وقتي كه جشن روز جمهوري را در كونئو برگزار كنيم من به مردم خواهم گفت كه درست در همين جا كه ايستاده ايد هزاران نفر فرياد درد و رنج كشيدند و به خاطر داشته باشيد كه هر چه امروز داريد به خاطر فداكاري مبارزان مقاومت در زمان فاشيسم است . در حال حاضر در ايران ملاها بر سركار هستند كه به نام خدا و دين به مردم ظلم مي كنند و خلق ايران را سركوب مي كنند و حال آن كه دين اسلام دين صلح و آشتي است».
دوشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۷
آتش خشم مردم

بار دیگر رژیم ولایت فقیه در برابر کابوس چهارشنبه سوری قرار میگیرد . قرنها این سنت ملٌی در ایران تداوم داشته و نوروز و چهارشنبه سوری از آئین باشکوه بوده و همه ساله مردم این مراسم را در سراسر ایران برپا میکنند امٌا سئوال این است چرا این رژیم مخالف با این مراسم است و ترس و وحشت رژیم از چیست ؟ و سردمداران حکومت میگویند این مراسم مبنای شرعی ندارد ومردم را به اجتناب از این مراسم ترغیب میکنند ! چرا ؟
امروزه بیش از هر زمان دیگر استفاده از سنتهای ملٌی برای رویا رویی با رژیم قابل درک، و تبدیل به یک واقعیت گشته است. ترس و وحشت رژیم هم از چند تا ترقه و فشفشه و مواد محترقه نیست و همان طوری که ایادی رژیم اذعان میکنند هراس آن ها از اعتراضات جوانان، و تبدیل این سنت ملٌی به یک میدان جنگ علیه رژیم است.
وقتی که ایادی رژیم و نیروهای انتظامی وحراست، و بسیجی و دم و دنبالچههایشان، هیچ روزنهایی برای مردم نمیگذارند ، و سلطه جهنمی شان را بر تمام جامعه گسترهاند و فضای حقوق بشر را مسدود کردند، و ایران را به یک زندان بزرگ تبدیل کردند، خب طبیعی است مردم هم، هر پهنه و عرصهای را برای رویارویی با رژیم، از دست نمیدهند و چهارشنبه سوری را هم به یک روز بزرگ و روز اعتراض و ابراز مخالفت و انزجارعلیه آخوندها تبدیل میکنند.
و دراین چند سال اخیر به وضوح شاهد بودیم که مردم این سنتهای ملٌی را به یک کارزار ملٌی میهنی پیوند زدند و گسترش آن را سال پیش حتی در دانشگاهها شاهد بودیم ودانشجویان این مراسم را در سطح بسیاری از دانشگاهها با شکوه تمام برپا کردند. بی خود نبود که پاسدار رادان سرکرده نیروهای انتظامی سال پیش 30 هزار نفر از نیروهای انتظامی و 11 هزار گشت موتوری را برای مقابله با مردم بسیج کرده بود
در واقع مردم از هر فرصتی برای بیان اعتراض و انزجار استفاده میکنند، و با تمام قوا وارد صحنه میشوند بعد از مسابقات فوتبال بارها شاهد این اعتراضات بودیم و یا با شرکت در مراسمهای مختلف اعتراض خود را به جنایتها و سرکوب و خفقان بی انتها، به رژیم نشان میدهند. درمراسم خاوران و یا با شرکت در مراسم بزرگداشت بابک خرمدین که همه ساله مردم مراسم یادبود بر پا میکنند و به قلعه سردار تاریخی ایران میروند خب تا آنجا که من به یاد دارم هیچ وقت این مناسبتها در گذشته از این همه استقبال گسترده مردمی برخوردار نبود
ولی میبینیم مردم از ماهیت این مراسم علیه رژیم مستبد استفاده میکنند اصلاً چرا راه دور برویم همین پارسال در مراسم عاشورا که باید ظاهراً این مراسم جایگاه آخوندها باشد دیدیم رژیم دو نفر را کشته و چندین نفر را دستگیر کرد. و یقیناً این رویارویی با رژیم تا نیل به نتایج قطعی ادامه خواهد یافت
باور کنید هدف مردم ما هم از چهارشنبه سوری فقط صرفاً شادی و نشاط نیست مردم از این فرصت استفاده میکنند تا تو دهن رژیم بزنند و رژیم بخوبی میداند مسئله زدی من از تو و سرخی تو از من نیست هراس رژیم و آخوندها از آتش خشم مردم است چون میدانند زمستان ِ حکومت اهریمنیشان به سر رسیده و بالاخره روزی این شعله بزرگ خشم مردم گر میگیرد و سرنگون میکند
بیانات گهربار آیت اله مطهری، در مورد چهارشنبه سوری را در وبلاگ بلوچ ببینید
پ ن
امروز 25 اسفند سالروز ترور دوست عزیز، و مبارز سرافراز مقاومت، حسین نقدی است که توسط مزدوران آدمکش رژیم در رم هدف گلوله های ولایت فقیه قرار گرفت در مورد نقدی و دادگاه او در رم مطالب زیادی نوشتم و این آخرین دیدارم با شهید سرافراز بود سلام بر نقدی که جان و هستی خود را وقف آزادی مردم ایران کرد . یادش گرامی باد
دوشنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۸۷
زنده یاد امیر حسین حشمت ساران

آخرین پیام صوتی زنده یاد امیر حسین حشمت ساران AmirSaran.mp3ما جمعی زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجائی شهر کرج ،بدینوسیله به اطلاع تمام ملت بزرگ ایران و آزادیخواهان می رسانیم که در روز سه شنبه مورخ 13 اسفند ماه سال یک هزارو سیصدوهشتاد و هفت خورشیدی آقای کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان رجائی شهر به همراه معاون خود آقای نبی الله فرج زاده که بطور غیر باوری سرسپرده حکومت ملایان و خونخوار می باشد همراه حدود 30 نفر سرباز کلاه کج رزمی به محل زندگی زندانیان سیاسی فرعی 5 هجوم بردند و با ایجاد رعب و وحشت و ضرب وشتم تمامی وسائل زندانیان این فرعی را به هم ریخته و مقداری را نیز همراه خود به یغما بردند و آنها را تهدید نمودند که اگر دست به اعتصاب غذا یا اعتراض بزنند با آنها با شدت بیشتری برخورد خواهد شد .
لذا ما جمعی زندانیان سیاسی از تمامی مدافعان و دست اندرکاران حقوق بشر تقاضا داریم نسبت به وضعیت موجود عکس العمل لازم را نشان دهند تا جلوی احتمال برخورد شدیدتر منتفی گردد و گرنه جان این زندانیان بی گناه بشدت در تهدید و خطر می باشد .
اتحاد مبارزه پیرزوی
زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت)
13 اسفند 1387
ممانعت از برگزاري مراسم خاكسپاري امير ساران
شنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۷
8 مارس

هشت مارس فرا رسید، روز اعتراض زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب علیه تبعیض و خشونت، متاسفانه در کشور ما بیش از همه جا این ظلم و ستم به زنان رایج است . همین یک ماه پیش 18 نفر از اعضای خانوادههایی که اکثراً از زنان سالخورده بودند، را در فرودگاه مهر آباد دستگیر کردند و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل کردند این مادران قصد دیدار با فرزندانشان در اشرف (عراق) را داشتند در میان دستگیر شدگان مادر فاطمه صادقی (امیرخیزی) با هشتاد و چهار سال سن دیده میشود. و چقدر زیبا ایرج مصداقی نوشت که او «افسانه» است و نماد یک مقاومت. مادر آبروی یک مقاومت در برابر یک رژیم ضدبشری است. برای مادر عزم سفر به دیار دوست و دیدار عزیزان بهانه است. او با سفر به «اشرف» اقتدار خود را به رخ رژیم و جنایتکارانش میکشد.
این مادر سمبل مبارزات زنان ایران علیه حکومت آخوندی است این مادر نماد مادران خاوران است و هشت مارس را به او، و تمام زنان در بند تبریک میگوئیم و امیدواریم روزی برسد که لبخند رهایی بر لبان زنان تحت ستم ایرانی بشکفت
گاهی اوقات این تصاویر کج و ماوجی که میکشم انگیزه ایی میشود برای نقل روایت دیگران که بعضی از این روایتها حاوی تجارب تلخ عاطفی است یک نمونه آن را از نیمروز باز گو میکنم تا ببینید بعضی از زنان گمنام ما چه از دست این حکومت کشیده اند در قسمت درد دل اصلی این مقاله آمده است
كاريكاتورى كه بادبان كشيده و خمينى را نشان ميدهد سوار يك گارى و گارى او پر از دار و سر الاغش هم عمامه و بالايش هم نوشته امام امد اما با طناب دار آمد، مرا به ياد پرويز همسايه مان مياندازد كه لاجوردى بابايش را كشته است. پرويز كه حالا ديگر در ايران نيست و به نظرم رفته آلمان هر سال وقتى به دهه زجر ميرسيد سر درد ميگرفت. به نظرم هر جا باشد همين طورست و بعد در حياط برميداشت با زغال يك شكل ميكشيد كه شايد خمينى بود و شروع ميكرد به آن سنگ زدن و گل باغچه را به آن ميزد. مادر بيچاره اش كه از سر كار برميگشت ما از پنجره ميديديم با اشك اينها را پاك ميكرد كه صاحب خانه اش نبيند و دچار مشكل نشوند.
خودش به مادرم گفته بود من در راه اوين پير شدم و بارها تصميم داشتم خودم را بكشم و اين پرويز را هم از ننگ زندگى خلاص كنم. نشد. چهار سال رفتن اجازه ملاقات ندادند تا روز ۲۲ بهمن كه گفتند مژده انقلاب است و من پرويز را شيك و پيك كردم جورى كه پدرش نفهمد چه ميكشيم. رفتم سه ساعت معطل شدم و بعد پيرمرد آمد و گفت اين كه چهار ساله اعدام شده. از آن پس هم دو سال دنبال لباس و وصيت نامه و گورش گشتم. حالا چكار كنم چطور جلو اين پرويز را بگيرم كه دهه زجر سرش درد نگيرد. خدا كند زودتر برود از ايران ميترسم كار دستمان بدهد
پارسال به مناسبت روز جهانی زن کلیپی درست کرده بودم که خودم لذت بردم دوباره اینجا قرار میدهم











